اخلاق زیست‌محیطی، اخلاق سرزمین: میراث آلدو لئوپولد

نام آلدو لئوپولد نامی است آشنا به گوش کسانی که به حیات وحش، پرندگان، بیابان‌ها، بوستان‌ها، زیست‌بوم‌ها، پاسداری از طبیعت، نوشتارگان زیست‌محیطی و اخلاق دلبستگی دارند. لئوپولد بر پرورشِ اخلاقِ زیست‌محیطی در دوران مدرن بسیار تأثیرگذار بوده است. دیدگاه او نوعی کل‌نگری درباره‌ی مسائل زیست‌محیطی است و به «اخلاق سرزمین» شهرت دارد. در نظر او سرزمین صرفاً یک موضوع یا منبع برای استفاده نیست.

آلدو لئوپولد ر پرورشِ اخلاقِ زیست‌محیطی در دوران مدرن بسیار تأثیرگذار بوده

آلدو لئوپولد ر پرورشِ اخلاقِ زیست‌محیطی در دوران مدرن بسیار تأثیرگذار بوده

کتاب « آتش سبزِ وحشی: زندگی و میراث آلدو لئوپولد» به قلم ماریبس لربیکی به‌تازگی در ویراستی جدید از سوی انتشارات آکسفورد منتشر شده است. نخستین ویراست از این کتاب در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و از آن زمان تاکنون تنها زیست‌نامه‌ موجود درباره‌ی لئوپولد برای مخاطب عام بوده است. بسیاری این کتاب را به‌دلیل اختصار و آسان‌فهم بودنش ستوده‌اند. باید گفت اثر پیش‌رو یک زندگی‌نامه‌ی مانا و الهام‌بخش از لئوپولد است و همچنین راهنمای خوبی است درباره‌ی کتابش «سال‌نامه‌ شهرستان شنی و یادداشت‌هایی از اینجا و آنجا» که از زمان تألیف همواره کتابی پرمخاطب بوده است. عبارت «آتش سبز وحشی» نیز از عنوان یک بخش بسیار پرآوازه در «سالنامه» اقتباس شده است. گزارشی که در این کتاب از زندگیِ لئوپولد ارائه می‌شود جامع و در عین حال زنده و خواندنی است، بر زمینه‌ی تاریخچه‌ حفاظت از طبیعت در آمریکا نوشته شده، و با عکس‌های تاریخی همراه شده است.

در این ویرایش نویسنده کتاب را به شکل بی‌نظیری غنی کرده است. کتاب در چندین فصل به تأثیری پرداخته که لئوپولد بر جهان ما گذاشته است: هم تأثیری که او خود مستقیماً با دیدگاه‌ها و کتاب‌هایش و آن بینش بوم‌شناختی که تحت عنوان اخلاق سرزمین ارائه کرد بر پیرامونش گذاشت، و هم تأثیری که او با ‌واسطه‌ از طریق فرزندان و دانشجویانش و پژوهشگران و سازمان‌های هم‌عصرش داشته است. این داستان‌ها و واقعیت‌ها را نویسنده چنان خوب در دل زندگی‌نامه می‌گنجاند که کتاب هم خواننده‌ی عام را درگیر می‌کند و هم خواننده‌ی متخصص را. نویسنده در مقدمه نشان می‌دهد که حیاتِ لئوپولد تا چه اندازه حیاتِ ما را بهتر کرده‌ است و چرا امروزه ما به آنچه او برایمان بر جای گذاشت نیازمندیم تا بتوانیم تغییری پارادایمی و اساسی در اندیشه‌ی اخلاقی و اقتصادی و فرهنگی‌مان پدید آوریم.

میراث لئوپولد هنوز نه‌تنها اهمیتش را از دست نداده بلکه با نظر به چالش‌های معاصر —برای مثال، انقراض گونه‌ها و تغییر اقلیمی— ضرورتش هرچه بیشتر شده است. حتا پژوهش‌هایی که لئوپولد صرفاً برای سرگرمی در زمینه‌ی پدیده‌های زیستی انجام داده است اکنون کم‌کم ارج و اهمیت‌شان شناخته می‌شود چون این پژوهش‌ها آن تغییرات اقلیمی را نشان می‌دهند که از دهه‌ی ۱۹۳۰ در سرزمین‌های مورد مطالعه‌ی او رخ داده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

آلدو لئوپولد در همه‌ی جنبه‌های جنبش پاسداری از محیط زیست بسیار تأثیرگذار بود و گفتمان موجود را تغییر داد. کتاب پرآوازه‌اش «سال‌نامه‌ی شهرستان شنی و یادداشت‌هایی از اینجا و آنجا» که مقاله‌های شخصیِ او را در بر دارد «انجیل پاسداران محیط زیست» لقب گرفته است و لئوپولد پیامبری از خطه‌ی آمریکا. برای آن دسته از ما که «سالنامه‌» را خوانده‌ایم سخنان لئوپولد به اندازه‌ی کوله‌پشتی‌ها، بلم‌ها، و چوب‌دستی‌هایمان آشناست.

کتاب « آتش سبزِ وحشی: زندگی و میراث آلدو لئوپولد» به قلم ماریبس لربیکی به‌تازگی در ویراستی جدید از سوی انتشارات آکسفورد منتشر شده

کتاب « آتش سبزِ وحشی: زندگی و میراث آلدو لئوپولد» به قلم ماریبس لربیکی به‌تازگی در ویراستی جدید از سوی انتشارات آکسفورد منتشر شده

لئوپولد آن گذار و ترادیسی را که ضرورت دارد به‌بطور خلاصه بیان می‌کند: «بطور خلاصه، اخلاقِ سرزمین جایگاه و نقش انسان را از مالک و فاتحِ سرزمین-جامعه به عضوی ساده در این جامعه و شهروندِ آن تغییر دهد. اخلاق سرزمین دلالت دارد بر احترام به اعضای این جامعه و همچنین احترام به خودِ این جامعه به‌عنوان یک کل.».لئوپولد در حقیقت فیلسوفی آمریکایی است، او یک بنیادنگرِ ارجمند است که پرسش‌هایش را زیست و با فرض‌هایی درباره‌ی آنچه مهم است، درباره‌ی آنچه انسان‌ها را شاد می‌کند، و درباره‌ی بهترین راه‌ها برای پیشرفت، آن پرسش‌ها را شکلی دیگر بخشید. به همین دلیل است که زندگیِ او چنان دلنشین و جالب توجه و شایسته‌ی بررسی و واکاوی است. او کوشید درک ما نسبت به سرزمین را زیر و رو کند. یک تصور شایع میان ما انسان‌ها این بوده که سرزمین کالایی‌ست که می‌توانیم مالکش باشیم. اما لئوپولد این تصور را ترویج داد که سرزمین برای خود یک جامعه‌ی پرطراوت و پویا و یکپارچه است و ما هم بخشی از این جامعه هستیم. او پارادوکس‌های فلسفی که در زندگیِ روزانه‌اش ذهنش را درگیر می‌کرد چنین توصیف می‌کند: «انسان به‌منزله‌ی سلطه‌گر بر طبیعت در مقابلِ انسان به‌منزله‌ی شهروند زیستی؛ علم به‌مثابه‌ی ابزاری برای تیز کردنِ شمشیرها علیه طبیعت در مقابلِ علم به‌منزله‌ی نورافکنی برای روشن کردنِ جهان؛ سرزمین به‌منزله‌ی برده و خدمتکار در مقابلِ سرزمین به‌منزله‌ی ارگانیسم جمعی.»

لئوپولد با الهام زاده نشد و مدارک دانشگاهی‌ِ بسیار کسب نکرد. او صرفاً کنجکاوی‌اش را دنبال کرد، اشتباه کرد، و بارها حرفش را پس گرفت. حکمت‌اش همان یک عمر زندگی‌اش بود که داستانی بود پر از پیچش‌ها و گشت‌ها، بن‌بست‌ها و دشواری‌ها، رکودها و پیشرفت‌ها. در نظرِ او، حفاظت از طبیعت صرفاً به معنای کاربست یک شکل از اخلاق نیست بلکه فرو رفتن در یک سطح ژرف‌تر از حیاتِ روزمره و اندیشیدن و دیدن است. او همواره با جهان طبیعت، حیات وحش، و طبیعت آزاد همنشینی می‌جست و برای همین همواره بسیار سرزنده بود. لئوپولد احساس می‌کرد که ما انسان‌ها خوشبخت‌تر خواهیم بود اگر عضویت‌مان در طبیعت را بپذیریم و با کنجکاوی و آزادی در آن همراه شویم. برای همین است که او با شور و شوق رفتن به دل طبیعت و تفریح و سرگرمی در طبیعت را ترویج می‌کرد. امیدهای اساسیِ او حتا درکش از سرگرمی و تفریح در اوقات فراغت را هم متأثر کرده بود. و او این نگرش را زمانی ارائه داد که تلویزیون و رایانه و اینترنت و تلفن‌ همراه هنوز حتی اختراع نشده بود. معلوم نیست که اگر او امروز بود چه می‌گفت.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*