اساسی ترین ایده جهان های موازی

اساسی ترین ایده جهان های موازی اینست که اگر کیهان لایتناهی است،هر چیزی که احتمالا باید اتفاق می افتاده،اتفاق افتاده،می افتد و خواهد افتاد و این یعنی غیر ممکن وجود ندارد

در زمینه جهان های موازی داستان ها و ماجراهای زیادی وجود دارد، اما یکی از عجیب ترین شان ماجرای ۴ دختر است که در سال ۲۰۰۱ تصمیم به گردش در گراند کانیون آریزونا می گیرند.در هنگام رانندگی در بیابان در جاده ای با آسفالت سیاه حرکت می کنند و سپس به علامتی می رسند که مقصد را نشان می دهد، آنها وارد آن جاده شده اما بعد از دقیقه ای متوجه می شوند که آسفالت کاملا به رنگ سفید است،ناگهان در اطراف جاده مزارع حبوبات ظاهر شده و در طرف دیگر یک دریاچه دیده می شود ( در جایی که مطلقا بیابانی است). سپس در کمال تعجب، ساختمانی را با لوگویی به شکل چاقو با نور نئون می بینند.

جهان های موازی

آنها که بشدت وحشت زده شده اند بطرف ساختمان رانندگی کرده و برای کمک در می زنند، ناگهان تعدادی مرد بلند قد در را باز کرده و در حالیکه متعجب و ناراحت بنظر می رسند بطرف دخترها دست تکان می دهند.بزودی دخترها متوجه می شوند که اساسا این مرد های قد بلند انسان نیستند.بنابراین وحشتزده سوار ماشین شده و بسرعت دور می شوند.در حالیکه بسرعت در حال دور شدن هستند،متوجه می شوند که چند اتومبیل بشکل تخم مرغ با سه چرخ بدنبال شان هستند.انها بر سرعت ماشین تا حد امکان افزوده تا آن اتومبیل های عجیب از دید ناپدید می شوند و سپس دوباره به همان علامتی می رسند که آنها را به مکان عجیب رانده بود و دوباره وارد جاده آسفالت سیاه رنگ می شوند و همه چیز بحالت عادی بر می گردد. آنها در بازگشت داستان را برای دوستان و آشنایان تعریف می کنند،عده ای تصمیم می گیرند همراه با آنها دوباره به آنجا بروند.انها به همان مسیر رفته و هر چه می روند آن علامت را که به آن جاده منتهی می شد را نمی یابند.. برخی معتقدند چنین مواردی می تواند دلیلی بر وجود جهان های موازی باشد

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*