امپراتوری ژاپن, بمب اتم, و قدرت در منطقه پاسیفیک

متن زیر حاوی ترجمه مصاحبه ویدیویی اَبی مارتین با پیتر کازنیک است. توضیحات تاریخی مابین پرسش و پاسخها  توسط اَبی مارتین تهیه شده و در ترجمه زیر با رنگ متفاوت مابین مصاحبه گنجانده شده است.


هفتاد و یک سال پس از بمباران اتمی ژاپن, باراک اوباما اولین رئیس جمهور آمریکا بود که از بنای یادبود قربانیان بمباران اتمی هیروشیما بازدید کرد. در تمام طول سفر وی, رسانه های آمریکا به طور مداوم برنامه هایی درباره ضرورت بمباران اتمی ژاپن به منظور پایان بخشیدن به جنگ پخش میکردند.


ابی مارتین– با پروفسور پیتر کازنیک, مدیر انستیتوی مطالعات اتمی در دانشگاه آمریکایی که کتاب پرفروش «تاریخ ناگفته ایالات متحده آمریکا» را مشترکاً با کارگردان آمریکایی, الویر استون, به رشته تحریر در آورده است,  مصاحبه ای درباره این بمباران داشته ام:

پیتر کازنیک

پیتر کازنیک

پیتر کازنیک– افسانه رایج اول این است که این بمباران موجه بود. افسانه ساختگی حتی بزرگتر این است که این بمباران به جنگ پایان داد… افسانه رایج این است که ما آدم خوبها بودیم و بمباران اتمی ژاپن برای پایان دادن به جنگ اقدامی موجه و حتی اخلاقی بود, و اگرچه چند هزار انسان کشته شدند اما زندگی افراد بسیار بیشتری نجات یافت؛ نه تنها جان نیم میلیون آمریکایی را از خطر مرگ رها کردیم, بلکه زندگی ژاپنی های بسیاری را نیز نجات دادیم. این افسانه ساختگی بر پایه هیچ حقیقتی بنا نشده است.


ناگازاکی پس از بمباران اتمی

ناگازاکی پس از بمباران اتمی

هشتاد هزار نفر در بمباران اتمی هیروشیما خاکستر شدند. در ناگازاکی هم هشتاد هزار نفر کشته شدند. هزاران نفر نیز در روزها و هفته های پس از بمباران در آتش سوزیهای حاصله کشته شدند. دهها هزار نفر در سالهای پس از بمباران در اثر مسمویت رادیو اکتیو جان خود را از دست دادند. سفاکی دیگری که در تاریخ آمریکا ناگفته مانده این است که در طول چند ماه پیش از بمباران اتمی ژاپن, ایالات متحده با فرو ریختن بمبهای آتش زا بر سر چندین شهر ژاپن, این کشور را به مرز تسلیم رسانده بود. در دهم مارس ۱۹۴۵ نیروهای نظامی آمریکا ۲۰۰۰ تن بمب آتش زا بر سر توکیو فرو ریختند و ۲۰ درصد شهر را به نابودی کشاندند. این حمله که به عنوان بزرگترین بمباران تاریخ با بمبهای آتش زا شناخته شده, منجر به قتل ۱۳۰ هزار غیرنظامی شد.


پیتر کازنیک– ایالات متحده بیش از یکصد شهر ژاپن را به مدت چندین ماه مورد حمله با بمبهای آتش زا قرار داده بود. برای مثال ۹۹٫۵ درصد از شهر تویاما در اثر این بمباران تخریب شده بود. چیزی که معادله را به هم زد ورود نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به ماجرا بود, چیزی که ژاپنی ها از آن وحشت داشتند. ژاپنی ها تعرض شوروی را با پایان امپراتوری ژاپن یکی می دیدند. گزارشهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که آمریکا از این وحشت ژاپن خبر داشت. در این گزارشها به کرّات آمده که تجاوز شوروی به ژاپن همه ژاپنی ها را از شکست اجتناب ناپذیرشان مطمئن خواهد کرد. رئیس جمهور ترومن میدانست که ژاپنی ها دست به دامان شوروی شده اند تا شرایط مطلوب تری برای پذیرش صلح به آنها پیشنهاد داده شود, و با این وجود بمبارن اتمی ژاپن انجام گرفت. این حمله به وضوح برای تسریع پایان دادن به جنگ انجام نشد. سوال اصلی این است که هدف از این بمباران اتمی چه بود؟


هری ترومن

هری ترومن

در سال ۱۹۴۶ گروه بررسی بمباران استراتژیک آمریکا که به دستور خود ترومن به تحقیق پرداخته بود به این نتیجه رسید که حتی اگر بمبهای اتمی بر سر ژاپن فرو ریخته نشده بود, حتی اگر شوروی وارد جنگ نشده بود, و حتی اگر برای هیچ تجاوزی به خاک ژاپن برنامه ریزی یا اقدام نشده بود, ژاپن به هر حال تسلیم میشد. سوال این نبود که آیا ژاپنی ها تسلیم می شدند یا نه, سوال این بود که ژاپنی ها تسلیم چه کسی می شدند. سیستم اَبَرکمپانی ها و بانکهای آمریکایی که در طول ۱۵۰ سال گذشته به تحکیم و تقویت قدرت خود پرداخته بودند اکنون منفعتی عظیم و غیر قابل تصور در نمایش دادن آمریکا به عنوان منجی یگانه می دیدند, تنها مانع این بود که کشش عامه به سمت دشمن کاپیتالیسم جهت گیری کند. مفهوم سوسیالیسم به مراتب فراتر از مرزهای شوروی رفته بود و نوید انقلاب تبدیل به کابوسی برای اَبَرکمپانی های ایالات متحده شده بود. امپراتوری آمریکا برای حفظ رشد و قدرت گرفتنش ناچار به بستن دست و پای رقیب ایدئولوژیک و اقتصادیش بود. هدف, فلج کردن شوروی با مسابقه پرهزینه و اوج گیرنده تسلیحاتی بود و تهدید کردن هر کسی که این دنیا را بدون امپراتوری های اقتصادی میخواست.


پیتر کازنیک– نه زمان این واقعه و نه منطق پشت آن هیچ یک قابل توجیه نیست. بمب اتمی را به این دلیل بر سر ژاپن انداختیم که میخواستیم به رهبران شوروی پیامی بدهیم و آنها نیز دقیقاً پیام را به همان شکلی که میخواستیم دریافت کردند. پیام این بود: اگر شوروی ها مطابق برنامه ما برای اروپا و پاسیفیک رفتار نکنند, این سرنوشتی خواهد بود که در انتظارشان است… جنایتی که ترومن مرتکب شد, که با هر تعریفی یک جنایت جنگی است, تنها کشتن چندین هزار غیرنظامی بیگناه در هیروشیما و ناگازاکی نبود, بلکه تهدید کل حیات روی زمین به نابودی بود. تهدید نوع بشر و همه گونه ها به مرگ فراتر از جنایت جنگی میرود.

ابی مارتین– فکر میکنید چرا این افسانه ساختگی تا کنون دوام آورده و رایج مانده؟

پیتر کازنیک– به این دلیل که این داستان ساختگی به شدت با تصورات آمریکایی ها از خودشان به عنوان ملتی استثنائی, خوب, و نیک نفس در تمام طول جنگ سرد منطبق است. این داستان ساختگی همچنین با افسانه های دیگری نیز در هم تنیده شده است. نقش شوروی در بردن جنگ در اروپا و کمک شان در این زمینه در پاسیفیک به کل از دانسته های آمریکاییان پاک شده است. برای مثال آمریکایی ها فکر میکنند کشورشان جنگ در اروپا را برد. آمریکایی ها و انگلیسی ها با هم تنها با ده لشکر آلمانی مقابله کردند. روسها با دویست لشکر آلمان مقابله کردند. آمریکا در جبهه جنگ ۳۱۰ هزار کشته داد و جمعاً کمی بیش از ۴۰۰ هزار کشته در کل. روسیه ۲۷ میلیون کشته داد. میدانید ۲۷ میلیون کشته معادل چیست؟ معادل رخ دادن روزانه یک یازده سپتامبر به مدت ۲۴ سال.

تصور کنید آلمان نازی پیشدستی کرده بود و بمب اتمی را زودتر تولید و استفاده کرده بود. در آن صورت جهان به بمب اتمی با همان وحشتی نگاه میکرد که می بایست؛ سلاحی مرگبار در دست یک رژیم فاشیستی.

ابی مارتین- اما امروز تنها کشوری که هرگز از بمب اتمی استفاده کرده به خود این مسئولیت اخلاقی را میدهد که تعیین کند چه کشورهایی حق مالیکت بر بمب اتمی دارند.

پیتر کازنیک– تنها کشوری که هرگز از بمب اتم استفاده کرده و از زمان ترومن تا امروز بدون استثنا تمام روسای جمهورش تهدید به استفاده از بمب اتم کرده اند. اوباما در سخنان معروفش در پراگ درباره خلع سلاح اتمی گفت آمریکا آخرین کشوری خواهد بود که تسلیحات اتمی خود را از بین ببرد.


حمله ژاپن به چین

حمله ژاپن به چین

مردم ژاپن در تمام طول تاریخ از ستم خاندان ثروتمند سلطنت رنج دیده اند. بخش عمده تاریخ امپراتوری ژاپن آکنده از زجر کشیدن جامعه از ستمکاری قدرت است. با تغییر این نظام به سیستمی صنعتی, کشورگشایی اهمیت یافت. در سال ۱۸۹۴ نزدیک به یک میلیون از مردم کره علیه اشرافیت حاکم بر ملتشان قیام کردند. ژاپن در این قیام فرصتی برای اعزام سربازانش و تسخیر کره دید و دیکتاتور دست نشانده خود را در سئول بر مسند حکومت نشاند. سال ۱۹۳۰ شاهد بزرگترین جاه طلبی ژاپن در زمینه کشورگشایی بود. امپراتوری ژاپن بخشهای بزرگی از چین, تمام کره, تایلند, فیلیپین, سرزمینی که امروز میانمار نامیده میشود, کامبوج, لائوس, ویتنام, اندونزی, مالزی, سنگاپور, گینه نوی پاپوا, و پنج جزیره مستقل از جمله گوام و جزایر مارشال را تسخیر کرد.

اقدامات دهشتناکی در حین این سرزمین گشایی انجام شد. سیاستی تحت عنوان زنان آرامش بخش بیش از دویست هزار زن کره ای را وادار به خودفروشی برای برطرف کردن نیازها و هوسهای سربازان ژاپنی کرد. شکنجه, قتل عام, تجاوز به عنف در مقیاسی وسیع, و استفاده آزمایشگاهی از انسانها از جمله این اقدامات تاریک بود. به افسران ژاپنی دستور داده شد با بمباران شهروندان چینی مسیر پیش رفتن را باز کنند. در شهر نان کینگ سربازان ژاپنی هر کسی را که میتوانستند به قتل رساندند یا مورد تجاوز قرار دادند. تخمین زده می شود بیش از ۳۰۰ هزار نفر در این حمله کشته شدند و به بیش از ۲۰ هزار نفر تجاوز شد. تصویری از این حمله وجود دارد که خود به تنهایی گویای این ستمکاری است. در این تصویر نوزادی به سرنیزه تفنگ یک سرباز ژاپنی کشیده شده است.

حزب کمونیست, اتحادیه ها, سربازان سابق ژاپن و سایرین همه دست به اقدامات ضد جنگ زدند. به دستور امپراتور ژاپن معترضین و شرکت کنندگان در تظاهرات های اعتراضی دستگیر و سرکوب شدند.

با آغاز جنگ جهانی دوم رهبران ژاپن طبیعتاً با آلمان نازی و فاشیسم ایتالیایی همراستا شدند.

زنان آرامش بخش- اسارت جنسی زنان کره ای توسط سربازان ژاپنی

زنان آرامش بخش- اسارت جنسی زنان کره ای توسط سربازان ژاپنی


پیتر کازنیک– آنچه ژاپن در چین و سایر نقاط آسیا انجام داد بیرحمی هایی بود که دولت ژاپن همواره سعی در پنهان کردنشان داشته است. در پاسخ به این بیرحمی ها ایالات متحده ژاپن را مورد تحریم قرار داد. ژاپن برای تولید تسلیحاتش به واردات مواد اولیه از آمریکا وابسته بود. ایالات متحده ارسال نفت به ژاپن را متوقف کرد. در عین حال آمریکا به دفاع از متحدینش در پاسیفیک ادامه میداد, بریتانیایی ها و فرانسوی ها و هلندی ها و دیگرانی که مشغول چپاول مستعمرات شان بودند. ژاپن در این زمان آرزوی تملک مستعمرات و تبدیل شدن به یک امپراتوری بزرگ را داشت, و خواهان بیرون کردن استعمارگران اروپایی از جنوب شرقی و سایر نقاط آسیا برای جایگزین شدن در آن نقاط بود. اما تحریم های آمریکا به آنها فشار اقتصادی زیادی وارد می آورد. دلیل حمله ژاپن به ناوگان آمریکا در پرل هاربر این بود که ژاپن این ناوگان را مانعی بر سر راه دستیابی به منابع مورد نظر خود در آسیای جنوب شرقی میدید.

ماده نهم قانون اساسی ژاپن فوق العاده است. این ماده حق شرکت ژاپن به عنوان یک کشور مستقل در جنگ  و حق تولید تجهیزات برای حمله به سایر کشور ها را نفی میکند, و این زیربنای قانون اساسی صلح آمیز ژاپن از سال ۱۹۴۶ تا امسال بود است. امسال دولت ژاپن این ماده از قانون اساسی را حذف کرد. در جریان جنگ کره ایالات متحده تلاش کرد موافقت مردم ژاپن با حذف این ماده به به دست آورد تا به این ترتیب ژاپن به نفع آمریکا وارد جنگ کره شود, اما موفق نشد.


نخست وزیر فعلی ژاپن, شینزو آبه, نوستالژی امپراتوری ژاپن را در دل دارد و مشغول به تغییرات بزرگ و زیربنایی به منظور سرکوب آزادیهای مدنی و تحکیم پایه های نظامی کشورش است. بازنگری در تاریخ که به دست آبه و احزابش انجام شده منجر به جنبشهای نژادپرستانه و تبعض گرایانه شده است. قوانین مهاجرتی جدید ژاپن مهاجرین کره ای را تحت تبعیض و فشار قرار داده است.


پیتر کازنیک– دولت آبه یک کابوس است. دولت آبه قدرت گیری دست راستی های ژاپن است. آبه ابتدا در سال ۲۰۰۷ انتخاب شد اما به دلیل اتخاذ سیاستهای ملی گرایانه اش که مورد مقاومت مردمی قرار گرفت, یک سال بعداز قدرت کناره گرفت. وقتی مجدداً در انتخابات پیروز شد هوشمندانه تر عمل کرد. ابتدا سیاستهای اقتصادی به ظاهر ثمربخشی اتخاذ کرد. اکنون روشن شده که سیاستهای اقتصادی آبه بسیار ضعیف بوده و اقتصاد ژاپن نیز به شدت تضعیف شده است. همه دستاوردهای موقت آن سیاستها اکنون از میان رفته است. پس از اتخاذ سیاستهای اقتصادی به پیاده کردن نقشه های نظامیش پرداخت. آبه از سال ۱۹۹۳ که به عضویت پارلمان در آمد نیروی محرکه بازآموزی تاریخ ژاپن بوده است. او و متحدین دست راستیش از نگاه انتقاد آمیز به تاریخ ژاپن وحشت دارند و به همین دلیل است که به ماله کشی بر روی تجاوز و قتل عام نان کینگ و اعمال خشونت آمیز ژاپن در سایر نقاط آسیا پرداخته و از بمباران پرل هاربر دفاع کرده اند. یکی از موارد, سیاست زنان آرامش بخش یا اجبار زنان کره ای به ارائه خدمات جنسی به سربازان ژاپنی بوده است که آبه رد نکرده ولی در عین حال با تکرار اینکه چنین رفتاری در تمام جنگها و بین تمام سربازان رایج است سعی در کم اهمیت نشان دادن آن کرده است.

علی رغم مخالفت ۸۲ درصدی مردم ژاپن, سال گذشته آبه قانون رازداری را به تصویب رساند. وی همچنین تجّار ژاپنی را مجاز به فروش تسلیحات در خارج از ژاپن کرده است, و مردم اوکیناوا را از حق قانونیشان برای جلوگیری از جابجایی پایگاه نظامی آمریکا در این جزیره از ایشان گرفته است.


پایگاه نظامی آمریکا در اوکیناوا

پایگاه نظامی آمریکا در اوکیناوا

جزیره اوکیناوا اولین نقطه ورود امریکا به خاک ژاپن در سال ۱۹۴۵ بود. نیروی نظامی آمریکا پس از تخریب ۹۵ درصد زیرساختهای این جزیره به تسخیر آن اقدام کرد. در سال ۲۰۰۹ سیاستمدار خواهان برچیدن پایگاه آمریکا, یوکیو هاتویاما, با استقبال گسترده مردم به نخست وزیری انتخاب شد.


پیتر کازنیک– پیروزی هاتویاما در انتخابات پیروزی بزرگی برای مردم و سیاستهای ضد دست راستی بود. یکی از وعده های انتخاباتی او جلوگیری از جابجا کردن پایگاه نظامی آمریکا به نقطه ای زیبا و دست نخورد از اوکیناوا بود که دستکم هشتاد درصد مردم ژاپن نیز با آن مخالفند. اوباما به خاطر این موضع گیری به هاتویامافشار وارد کرد, محبوبیت او را خدشه دار کرد, تلاش به وادار کردن او به پس گرفت مخالفتش با جابجایی پایگاه نظامی آمریکا کرد و در نهایت باعث سقوط دولت او شد. پس از هاتویاما سه نخست وزیر دیگر به طور موقت قدرت را به دست گرفتند اما ناموفق ماندند, و سرانجام آبه با سیاستهای دست راستیش به قدرت رسید.

ابی مارتین– لطفاٌ درباره اوکیناوا و عظمت پایگاه مستقر در آن توضیح دهید.

– پیتر کازنیک– ۷۴ درصد از نیروی نظامی آمریکایی مستقر در ژاپن در این جزیره استقرار دارد. نزدیک به نیمی از ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در ژاپن در اوکیناوا به سر میبرند. اوکیناوا محل سخت ترین درگیری های جنگی در منطقه پاسیفیک در سال ۱۹۴۵ بود و مردم این جزیره هم قربانی نیروهای نظامی ژاپن شدند و هم قربانی نیروهای نظامی آمریکا. با پایان گرفتن جنگ آمریکا کل جزیره را تحت سلطه خود گرفت و به ساختن پایگاه در هر نقطه ای که میخواست پرداخت. اوکیناوا نه تنها محل تعلیمات نیروی نظامی آمریکا شده, بلکه پایگاه مبدأ حمله به سایر نقاط, برای مثال به ویتنام, عراق و افغانستان بوده است.

به گفته بالاترین مقام امریکایی در ژاپن, هیچ ملک دیگری به اندازه اوکیناوا برای آمریکا اهمیت ندارد. در سال ۱۹۷۲ اوکیناوا رسماً از اختیار امریکا به اختیار ژاپن در آمده است اما در واقعیت ژاپن تصمیم گیرنده درباره اوکیناوا نیست.


اوکیناوا در طول ۶۰ و اندی سالی که در اختیار آمریکا بوده شاهد آلوده سازی آبهایش و تجاوزهای متعدد به زور سرنیزه امریکاییان بوده است. اسناد پلیس نشان میدهد بین سالهای ۱۹۷۲ و ۲۰۱۵ در این جزیره تعداد ۲۶ قتل و ۱۲۹ تجاوز به عنف توسط نظامیان آمریکایی علیه ژاپنی ها انجام گرفته است. آمریکاییها از پیگیری قضایی هر گونه اقدام علیه محیط زیست یا شهروندان ژاپنی مصون هستند. در عمده موارد ارتکاب به تجاوز جنسی, متجاوز تنها وادار به پرداخت جریمه شده یا از خروج از پایگاهش منع شده است. مواردی نیز وجود دارند که  متجاوز تنها یک توبیخ نامه دریافت کرده است.


پیتر کازنیک– در نوامبر ۲۰۱۱ هیلاری کلینتون مقاله ای تحت عنوان «قرن آمریکا در پاسیفیک» در مجله سیاستهای خارجه نوشت. محتوای این مقاله به طور کلی این بود که ایالات متحده در حال چرخش محور تمرکز خود از خاور میانه به سمت آسیا است. دلیل اصلی اینکه اوباما اعلام کرد خواهان بیرون کشیدن نیروها و تمرکز نظامی خود از عراق و افغانستان است, برنامه برای چرخش محوری به سوی آسیا و پاسیفیک است. هدف آمریکا این است که ژاپن و سایر متحدینش در قالب نمایندگانش به محدود سازی چین بپردازند بدون آنکه مسئولیت رسمی به گردن آمریکا بیفتد. مدل مورد استفاده دقیقاً همان مدلی است که در محدود سازی روسیه در جریان جنگ سرد استفاده شد. سعی بر محاصره چین است, محدود سازیش, و شوراندن این کشورها علیه چین با به قدرت رساندن دست راستی ها در این کشورها. از یک طرف چین را وادار به اتحاد و نزدیکی بیشتر با روسیه کرده ایم, و از طرف دیگر مشغول تقویت مخالفت با چین هستیم. آمریکا ناوگان خود را به دریای چین جنوبی فرستاده است. ایالات متحده در مناقشات مرزی چین و ژاپن جهت گیری نکرده است اما در عین حال اوباما گفته در صورت درگیری بین ژاپن و چین بر سر جزایر مورد مناقشه, آمریکا آماده پشتیبانی از ژاپن خواهد بود. این موقعیت بسیار خطرناکی است, شبیه به موقعیتی که منجر به جنگ جهانی اول شد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*