بشقاب پرنده ها زمینی پرنده های جاسوس در خدمت اربابان قدرت

«بشقاب پرنده» ها در شمار «پرندگانی» قرار دارند که پیوسته قوه تخیل انسان را به کار گرفته، مقالات، داستان ها و فیلم های بسیاری را به خود اختصاص داده اند، چراکه به واسطه اشکال نامتعارف، نوع حرکت، طریقه فرود و برخاست و دیگر ویژگی های خود به صورت معمایی غامض جلوه گر شده و در شمار ناشناخته های جذاب درآمده اند. ضمن این که، نیاز افراد بشر- که از نظام ها و وضعیت موجود کماکان ناراضی اند- به باور موجودات فرازمینی هوشمندتر از انسان، پیوسته نقشی بسزا در تقویت قوه تخیل آنها ایفا کرده است. بهر صورت، این گونه به نظر می رسد که تکنولوژی به کار رفته در این «اشیای پرنده ناشناخته» با تکنولوژی «زمینی» بسیار فاصله دارد، و قدر مسلم آن که هیچ مدرک علمی تا به امروز وجود بشقاب پرنده ها و موجودات فرازمینی را به اثبات نرسانده است.

Boshghabparande

اما، آیا این «اشیای مرموز آسمانی» و یا «اشیای فضایی نامتعارف» حقیقتاً ریشه در دیگر سیارات دارند، یا که کاملاً «زمینی» و در واقع نوعی از انواع هواپیماهای جنگنده کاملاً سری و محرمانه اند که صرفاً در مأموریت هایی ویژه و در راستای بلندپروازی های «اربابان قدرت» به کار می روند؟ این سؤالی است که در نوشتار ذیل سعی شده به آن پاسخ داده شود .
مشاهده هزاران «بشقاب پرنده» طی سالیان متمادی در آسمان بسیاری کشورها پیوسته قوه تخیل انسان را به کار گرفته، سودای کشف تمدنی فرازمینی و برقراری ارتباط با موجودات فضایی را در سرها پرورانده است. باورهای مردمی هرچه که باشد، پژوهشگران برای توضیح این اشیای نورانی و نامتعارف سه نظریه ارائه می دهند که معروفترین آنها- که به ویژه در آمریکا از طرفداران بسیاری برخوردار است- بر وجود «بشقاب پرنده »ها به عنوان سفینه هایی فضایی دلالت دارد که از سوی موجوداتی فرا زمینی که از نقاط دوردست فضا به کره زمین سفر می کنند، هدایت می گردند. در این راستا، برخی پژوهشگران اندیشه سفینه های فضایی را مردود شمرده، بشقاب پرنده ها را ساخته و پرداخته دست بشر می دانند که قادرند از طریق فرکانس های خاص خود مغز انسان را تحریک کرده، آن را دچار توهم سازند. امکان دیگر این که، آنچه مردم «شئ آسمانی پرنده» می پندارند، در واقع درها یا سوراخ هایی هستند که نقاط مختلف «فضای زمان» را به یکدیگر متصل ساخته، مورد استفاده موجوداتی هوشمند قرار دارند که در فاصله زمان جابه جا می شوند. برخی نیز براین باورند که هوشی که در پس بشقاب پرنده ها نهفته در بعدی دیگر از زمین پنهان است. پژوهشگران معتقدند که تکنولوژی بشقاب پرنده ها تکنولوژی پیشرفته ای است که توسط گروه های سری و مخفی دانشمندان تولید گردیده و از توانایی های واقعی علم شناخته شده و مکشوف بسیار فراتر می رود. اما، هیچیک از این اندیشه ها به واقع مستند نیست. آن دسته از پژوهشگران که به واقعیت وجود بشقاب پرنده ها تردید می ورزند، ذهن انتقادی خود را بیشتر معطوف نظریه نخست می سازند. آنها تأکید دارند که فاصله عظیم موجود میان ستارگان و سیارات هرگونه سفر بین آنها را غیر ممکن می سازد. این «بدبینان» بر این باورند که توصیف های متعددی که برای «اشیای آسمانی پرنده» و سرنشینان آنها ارائه گردیده، بدان معناست که گروه هایی از «موجودات فرازمینی» درحال دیدار از کره زمین هستند، نظریه ای که به دید آنها امکان ناپذیر می نماید. به علاوه، این موجودات در این صورت فعالیت های خود را پنهان نداشته، حضور خود را به هر شکل ممکن بارز می ساختند. و بالاخره، اشخاص بدبین براین مهم تکیه دارند که هنوز هیچ سند و مدرکی- مانند تصاویر واقعی و یا قطعاتی از فلزات به کار رفته در اشیای پرنده- دال بر وجود این اشیای آسمانی به دست نیامده است.
دومین نظریه کلی بر این باور است که بشقاب پرنده ها در واقع پدیده هایی طبیعی اند. به عنوان مثال، صاعقه «گوی شکل» نمونه ای از پدیده های نادر و کاملاً ناشاخته است. طرفداران نظریه نور بازتاب یافته از زمین می گویند، فشار زمین بر پوسته آن سبب به وجود آمدن صاعقه گوی مانند یا به عبارت دیگر، طیف های نوری گاز جوی یونیزه، می گردد. آنها معتقدند که خواص این گازها (که پلاسما نامیده می شوند) پیامدهایی عجیب و غریب برای اشخاصی که سعی در نزدیک شدن بدان را دارند، به همراه می آورد. بدینسان که، پلاسما مناطقی از مغز را تحریک کرده، ایجاد «توهمات زنده» می کند که می تواند اساس موارد تصور «ربوده شدن» توسط «فرازمینی»ها- همانگونه که بسیاری مدعی آن گردیده اند- قرار گیرد. اما، مخالفان می گویند نظریه صاعقه «گوی شکل» تمامی داده ها را مدنظر قرار نمی دهد. آنها این باور را مردود می شمارند که فشار زمین می تواند پلاسمایی با ابعاد، شکل و طول مدت گزارش شده برای مشاهده اشیای آسمانی پرنده، پدید آورد. آنها همچنین این موضوع را زیر سؤال می برند که توهم به وجود آمده براثر امواج الکترومغناطیسی می تواند خاطراتی برای آنها که «ربوده» شده اند، به جای بگذارد.
و بالاخره، نظریه سوم بر این باور است که بشقاب پرنده ها حاصل عوامل روانی یا اجتماعی اند. بسیاری از دانشمندان، به ویژه آنها که در شمار بدبین ترین اند، تاکید می کنند که تمامی مشاهدات در واقع از درک اشتباه پدیده های طبیعی حاصل گردیده، و یا این که هواپیماهای متعارف اند. آنها معتقدند، این توهمات از عدم آگاهی فرد شاهد، رفتار احساسی او، سلامت روانش و حتی شرایط اجتماعی خصمانه ای که بر مکانیسم های ادراک فرد تأثیر گذارند، سرچشمه می گیرد.
پژوهشگران دیگری نیز معتقدند که استرس و دگرگونی های جامعه مدرن در غرب برای بسیاری اشخاص این نیاز را به وجود می آورد که با اشیای آسمانی پرنده و یا موجودات فرازمینی تماس برقرار سازند. آنها می گویند نیاز به وجود آمده واقعی است، زیرا که جامعه مدرن با تنها گذاردن افراد و مأیوس ساختن شان ارزش ها و باورهای سنتی آنان را نادیده شمرده است. در واقع، اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی پیشرفته به لحاظ تکنولوژیک، این باور را در افراد به وجود می آورد که می توانند به فرد و یا چیزهایی اعتقاد داشته باشند که قادرند به بشریت درحل و فصل مسائل و معضلات موجود کمک کرده، انگیزه ای تازه برای ادامه زندگی در انسان ها پدید آورند.
فرای گزارشات متعدد که از وجود بشقاب پرنده ها حکایت دارند، هم اکنون بسیاری از دانشمندان فعالانه در جست وجوی زندگی هوشمند فرازمینی اند، که این نیز به کمک تلسکوپ های قدرتمند و برنامه هایی به منظور دریافت امواج ارسالی از سوی دیگر تمدن های پیشرفته صورت می پذیرد. یکی از نخستین پروژه های اجرا شده در این راستا- که مجموعاً «SETI» (Search for Extra- Terrestrial Intelligence) نام گرفته اند-پروژه «اوزما» (Ozma)، یک پروژه استراق سمع است که «فرانک دریک» اخترشناس آن را به اجرا درآورد. او در جست وجوی خود بر معادله ای اتکا داشت که براساس آن هفت عامل به منظور محاسبه رقم احتمالی تمدن های پیشرفته به لحاظ تکنولوژیک که قادر و خواستار آن باشند که امواج رادیویی زمین را دریافت دارند، به کار گرفته می شود. این عوامل شامل نرخ تولد ستارگان جدید، رقم سیارات موجود در اطراف یک ستاره، سیاراتی که از قابلیت پذیرش زندگی برخوردارند، محیط های مساعد زندگی هوشمند، جوامع فضایی مرتبط با یکدیگر و مدت زمان لازم برای چرخش حیات یک تمدن، می شوند.
حل معادله «فرانک دریک» این نتیجه را عاید می سازد که ۲۵۰ تمدن فرازمینی در کهکشان وجود دارد که مایل به برقراری ارتباط رادیویی با زمین هستند. اگرچه این معادله هنوز چیزی را به اثبات نرسانده، اما بسیاری از اخترشناسان مدعی اند که احتمال وجود زندگی فرازمینی بسیار است.
بسیاری نیز براین مهم تاکید دارند که با توجه به سرعت نور (۳۰۰ هزار کیلومتر در ثانیه) و این که نزدیکترین کهکشان به ما «آندروما» است که لبه آن تا کره زمین ۲ میلیون سال نوری فاصله دارد، احتمال این که موجوداتی از سایر کهکشان ها به زمین آمده باشند، در عمل غیرممکن می نماید. و با فرض براین که چنین موجوداتی به لطف تکنولوژی برتر خود به زمین نزدیک شده باشند، منطقی وجود ندارد که نشان دهنده آنها صرفا با هدف ایجاد رعب و وحشت در زمین دراین کره فرود آمده و سپس به سیاره خود بازگشته اند. این دانشمندان براین اساس زندگی فرازمینی را کاملا مردود می شمارند.
نظریه ای که بیش از باقی نظریه ها این دیدگاه را نمایان می سازد، نظریه «انریکو فرمی» است که با نام «پارادوکس فرمی» شناخته می شود و به موجب آن، چنانچه زندگی فرازمینی حقیقتا در عالم کیهانی وجود می داشت، موجودات فضایی تاکنون به زمین آمده بودند، چرا که عمر زمین زمان و فرصت لازم برای پیوستن به زمینیان را برای آنها فراهم می آورد.
و اما، بشقاب پرنده چیست؟
بشقاب پرنده یا «یوفو» (Unidentified Flying ObjectUFO شیئی پرنده است که تاکنون بارها در آسمان بسیاری کشورها مشاهده گردیده و شکل ظاهر، سرعت و نوع حرکت، نورفشانی و دیگر ویژگی های آن حکایت از تکنولوژی بسیار پیشرفته دارد. این «معما» های آسمانی به بسیاری نام ها، از جمله «بشقاب پرنده ها» (Flying Sauras)، «اشیای مرموز آسمان» (Skyصs Mysterious Objects)، «اشیای فضایی نامتعارف» (Unconventional Areal Objects) و … خوانده می شوند.
اما، در فرهنگ عمومی واژه «یوفو» عموما به آنچه «سفینه فضایی فرازمینی» فرض می شود، اطلاق می گردد. حال، اگرچه تمامی «یوفو» ها را «بشقاب پرنده» می خوانیم، اما صورت ظاهر این «پرنده »ها یکسان نبوده و به اشکال گوناگون، از جمله به شکل دیسک، بیضوی، دوکی، استوانه ای، مثلثی و مخروطی مشاهده گردیده اند.
«یوفو»ها در گذشته بسیار مشاهده شده اند، اما تعداد گزارشات در مورد رؤیت این اشیای پرنده از سال های دهه ۰۱۹۵ به ویژه در آمریکا افزایش یافته است. طبق اسناد سازمان ملل، از سال ۷۱۹۴ بیش از ۰۱۵ میلیون تن به مشاهده «یوفو»ها شهادت داده اند. هرچند که، بسیاری اوقات موشک های پرتاب شده به وسیله هواپیماها، همچنین ماهواره ها، شهاب سنگ ها، ابرهای نورانی که در ارتفاع پایین قرار می گیرند، نورهای حاصل از سوختن ماهواره ها در جو، گلوله های منور نظامی، بالون ها، ستارگان درخشان، نورافکن ها، هواپیماهای بدون خلبان و بسیاری چیزها و پدیده های دیگر نیز «بشقاب پرنده» تلقی شده اند. ضمن این که، در پهنه بیکران آسمان که میلیون ها جرم نورانی را در خود پنهان دارد، غالبا رصدگران با مشاهده اجرامی چون سیارات «مشتری» و «زهره» و یا هر جرم نورانی دیگر، تصور می کنند که بشقاب پرنده ای را پیش رو دارند.
طی جنگ جهانی دوم (۹۱۹۳ تا ۵۱۹۴)، خلبانان بسیاری گزارش دادند در پروازهای خود با شئی عجیب و غریبی روبرو شده اند که بر هواپیمای آنها سایه افکنده بود. در ۴۲ ژوئن ۷۱۹۴، «کنت آرنولد» خلبان یک هواپیمای مسافربری، در گزارشی فاش کرد ناوگانی از ۹ شئی پرنده گرد را مشاهده کرده که همانند نعلبکی هایی که بر روی آب سر می خورند، حرکت می کردند. نام «بشقاب پرنده» نیز از همین گزارش سرچشمه می گیرد. اما، درنهایت برخی تحقیقات نشان داد که این «اشیای پرنده آسمانی» در اصل بالون های هواشناسی یا اجرام شهاب سنگی بوده اند.
از سال ۷۱۹۴، اشیای آسمانی ناشناخته در غالب نقاط جهان مشاهده گردیده اند. امروز به رغم بسیاری ادعاها مبنی بر این گونه مشاهدات و حتی تماس با موجودات فرازمینی سرنشین بشقاب پرنده ها، دانشمندان تأکید دارند که حیات صرفا در زمین وجود دارد و بس.
بشقاب پرنده یا هواپیمای نظامی؟!
«نیک کوک»، روزنامه نگار انگلیسی و کارشناس هواپیماهای نظامی، در گزارشی تحت عنوان «اسناد محرمانه» که در اکتبر ۵۲۰۰ از شبکه «کانال۴« انگلیس پخش شد، منشأ بشقاب پرنده ها را نازی های آلمان ذکر می کند و خاطرنشان می سازد: در زمان جنگ جهانی دوم، دانشمندان آلمانی در یک پایگاه زیرزمینی فوق سری در لهستان بر روی پروژه هایی چون «نیروی ضدگرانش» و نیز ساخت دیسک های پرنده کار می کردند. اما، در پایان جنگ آمریکایی ها این دانشمندان (و تکنولوژی های آنان) را با خود به آمریکا بردند.
«نیک کوک» در ادامه گزارش خود می گوید: مقامات آمریکایی با هدف پنهان نگاهداشتن آزمایشات خود بر روی هواپیماهای جدید نظامی از جمله «یو۲» بر فراز اتحاد شوروی، حتی باور فرضیه موجودات فرازمینی را در رسانه ها مورد تأیید قرار دادند. وی در پایان تصریح می کند که به رغم بسیاری مشاهدات، اشیای آسمانی ذکر شده در غالب گزارشات در اصل هواپیماهای نظامی با اشکال غیرمتعارف و عجیب و غریب بوده اند.
در «پایگاه ۱۵» چه می گذرد؟
«پایگاه ۱۵» یا «منطقه ۱۵» گستره ای جغرافیایی در «نوادا»ی آمریکاست که «دریم لند» (Dreamland)، «واترتاون» (Water Town)، «رنچ» (Ranch)، «پارادایز رنچ» (Paradise Ranch)، «فارم» (The Farm)، «باکس» (The Box)، «گروم لیک» (Groom Lake)، «نورلند» (Neverland) و یا «دایر کتوریت فور دیولوپمنت پلانز اریا» (The Directorate for Devrelopment Plans Area) نیز خوانده می شود، و درواقع پایگاهی نظامی را در خود پنهان دارد که کاملا محرمانه و فوق سری است. «پایگاه ۱۵» در اصل سری ترین پایگاه جهان است که صرفا به طراحی، ساخت و آزمایش انواع هواپیماهای فوق پیشرفته با اشکال گوناگون مربع، مثلثی شکل، گرد و… می پردازد.
«منطقه ۱۵» مستطیلی است به وسعت ۵۱۵ کیلومترمربع در ناحیه «لینکلن» نوادا، در حدود ۰۱۶ کیلومتری شمال غربی «لاس وگاس». این منطقه بخشی از سرزمینی پهناور است که ۲۱ هزار و ۰۱۴ کیلومترمربع وسعت دارد و به «NAFR» (Nellis Air Force Range) یا «رسته نیروی هوایی نلیس» متعلق است.
پایگاه نظامی «گروم لیک» که به دلیل آن که در بستر خشک شده دریاچه ای بدین نام بنا گردیده، اینگونه خوانده می شود، پایگاهی متعارف نیست و ناوگان جنگنده های شناخته شده آمریکا نیز در آن دیده نمی شود، بلکه مکانی است که صرفا به آزمایش دستگاه های جدید و نامتعارف اختصاص یافته است. علاوه بر این، تعدادی هواپیمای ساخت شوروی نیز- که به طرق گوناگون به دست آمده اند- به منظور تحقیق بر روی آنها و آموزش خلبانان آمریکایی به این پایگاه انتقال یافته اند.
«گروم لیک» در زمان جنگ جهانی دوم مکانی برای تمرینات تیراندازی و بمباران ها محسوب می شد، اما پس از آن تا سال ۵۱۹۵ متروک باقی ماند و سپس شرکت «لاکهید» آن را مکانی ایده آل برای آزمایش هواپیمای جاسوسی «یو۲» خود یافت، چرا که بستر خشک دریاچه باندی مناسب برای فرود دستگاه ها به نظر می رسید و کوه های دره «امیگرنت» و نیز محدوده امنیتی «نلیس» آزمایشات را از چشمان کنجکاو پنهان می داشتند.
«پایگاه ۱۵» امروز سری ترین پایگاه جهان به شمار می رود، و در این که حافظ اسرار مملکتی آمریکاست دیگر هیچ تردیدی باقی نیست. این پایگاه در نقشه های رسمی منطقه به هیچوجه انعکاس نیافته، ورود به منطقه آن نیز اکیداً ممنوع است. وجود این پایگاه در ۸۱ آوریل ۰۲۰۰ و هنگامی علنی شد و رسماً مورد تأیید قرار گرفت که مجموعه تصاویری از آن- که توسط ماهواره مشترک یک شرکت خصوصی آمریکایی به نام «اریال ایمیجز»(Aerial Images Inc.)و آژانس فضایی روس تهیه شده بود- در سایت اینترنتی «تراسرور» انتشار یافت. تا پیش از این، دولت آمریکا حتی وجود پایگاهی به این نام را مردود می شمرد. به هرشکل، این پایگاه تا به حدی سری و محرمانه است که حتی نیروهای نظامی متعارف آمریکا نیز حق ورود به منطقه آن را ندارند.
و اما، آغاز واقعی ماجرای «گروم لیک» به بهار سال ۵۱۹۵ بازمی گردد. در آن زمان، سازمان «سیا» به دنبال مکانی بود تا بتواند آسوده خاطر به آزمایش هواپیمای جاسوسی جدید شرکت «لاکهید» (U2) بپردازد. آزمایش این دستگاه باید پنهان از دید کنجکاو و در مکانی انجام می پذیرفت که باند فرودی طویل و مقاوم در برابر وزن دستگاه جدید، و نیز ذخایر سوخت بسیار می داشت، و به منظور تدارکات نیز در جوار نهادی نظامی می بود. بدین منظور، طبیعتاً ابتدا پایگاه «ادواردز»- که به آزمایش بر روی انواع هواپیماهای آزمایشی اختصاص داشت- مدنظر قرارگرفت. اما، باتوجه به معروفیت پایگاه و سطح امنیت لازم برای آزمایشات «سیا»، این پایگاه موردقبول واقع نگردید.
علاوه بر «یو۲»، پروژه های «اس آر-۱۷» و «اف-۷۱۱» و بسیاری پروژه های دیگر نیز در «منطقه۱۵» به آزمایش گذارده شده اند. همگان بر این پندارند که محل «گروم لیک» به نیروی هوایی وابسته است، چراکه «نلیس» یک پایگاه هوایی است. درواقع، «منطقه ۱۵» تحت کنترل کامل نیروی دریایی آمریکا قرار دارد.
شایان ذکر است که، بسیار پیش از آن که رسانه ها و متخصصان امور بشقاب پرنده ها از اشیای پرنده ناشناخته سخنی به میان آورند، «منطقه ۱۵» علاوه بر آزمایشات محرمانه بر روی سیستم های نوین پروازی و سلاح های فوق سری، یا به عبارت دیگر «پروژه های سیاه» خود، به کار آزمایشات هسته ای نیز می آمده است.
بهرصورت، پنهان کاری دولت آمریکا در باب «پایگاه ۱۵» تا بدان حد است که سبب به وجود آمدن روایات و افسانه های بسیار گردیده است. ازجمله این روایات نیز، حفظ بقایای یک سفینه فضایی و سرنشینان فرازمینی آن در محلی در پایگاه است که گفته می شود در سال ۷۱۹۴در «راسول» نیومکزیکو سقوط کرده است. از دیگر حکایات موردعلاقه عموم، وجود قرارگاهی به منظور تماس با موجودات فضایی، آزمایش تکنولوژی های غیربشری، آزمایش کنترل آب و هوا و یا سفر در زمان است.
اما، این روایات تا چه اندازه به حقیقت نزدیک اند؟ تا اوایل سال های دهه ۰۱۹۸، پیش رفتن تا حوالی «گروم لیک» با هدف مشاهده پایگاه از فاصله دور، امکان پذیر بود. اما، در اواسط سال های دهه ۰۱۹۸ ارتش آمریکا کوه های «گروم» را نیز به تصرف خود درآورد و به این ترتیب، منطقه از نقشه های جغرافیایی کاملاً پاک گردید.
و اما، این منطقه صرفاً برای کارشناسان بشقاب پرنده ها جالب توجه به نظر نمی رسد، چراکه «استالین» نیز در زمان خود بسیار مراقب تحرکات آن بود. بدین ترتیب، روس ها تصاویر ماهواره ای متعددی از آن تهیه کرده اند که برخی از آنها همین اخیراً تهیه شده است. و نه فقط «استالین» ،که شرکت های خصوصی آمریکایی نیز سعی در فراهم آوردن تصاویر این پایگاه داشته اند، و بسیاری از این تصاویر نیز در اینترنت انتشار یافته است. آنچه با مشاهده تصاویر مزبور تعجب را برمی انگیزد، فقدان هرگونه فعالیت در سطح پایگاه است. نتیجه آن که، کلیه پژوهش ها در زیرزمین انجام می پذیرد. منطقه نیز کاملاً خشک و بی آب وعلف است، که وضعیتی ایده آل برای انجام تحقیقات نظامی به حساب می آید. در این حال، اقدامات امنیتی بسیار چشمگیر به نظر می رسد، چراکه مسئولان شرکت خصوصی مسئول مدیریت پایگاه از هیچ کوششی- اعم از نصب موشک های زمین به هوا، ردیاب های تحرکات روی زمین، دوربین های نظارتی و…- برای تضمین امنیت آن فروگذار نبوده اند. خلبانان، چه نظامی و چه غیرنظامی، درصورت پرواز بر فراز این پایگاه با خطر ازدست دادن مجوز خود مواجه می گردند. نزدیک شدن به آن نیز حمله هلی کوپترها و خودروهای گشتی را به دنبال دارد.
مشاهدات عجیب و غریب
در اوت ۹۱۹۸، «کریس گیبسون» مهندس تجسس های نفتی و عضو «گروه دیدبان سلطنتی انگلیس»، دستگاهی مثلثی شکل را برفراز دریای شمال مشاهده کرد که در حال سوختگیری در آسمان بود، و دو هواپیمای «اف-۱۱۱» نیز آن را همراهی می کردند. پس از آن معلوم گردید که مکان مزبور محلی ممتاز برای رؤیت دستگاه های پرنده سری و غیرمتعارف است، و تمامی ماجراهای «منطقه ای» نیز از همین نقطه آغاز می شود.
بدین ترتیب، چیزها و اشیای عجیب و غریب متعددی در منطقه مشاهده می گردد، که انواع نور و اشیای مثلثی شکل از آن جمله اند؛ که اگرچه غیرقابل ردیابی توسط رادارها هستند، اما شاهدان عینی بسیاری آنها را به چشم خود دیده اند.
در سال ۵۱۹۹، نوار ویدئویی یکی از دوربین های امنیتی پایگاه «نلیس» پنهانی در اختیار متخصصان بشقاب پرنده ها قرار گرفت که در آن دستگاهی فلزی در حال برخاستن به سوی آسمان مشاهده می شد. این تصاویر سپس مورد تأیید بسیاری از تحلیلگران نظامی متخصص در امور دفاعی- از جمله «بیل سوئیتمن»، کارشناس تکنولوژی هواپیماهای «فرتیف»- قرار گرفت. در سال ۶۱۹۹، خبرنگاران برنامه تلویزیونی «اسلایتینگز» دستگاه فیلمبرداری شده توسط دوربین های امنیتی پایگاه «نلیس» را با یکی از اشیای پرنده فیلمبرداری شده در آسمان مکزیک به هنگام ماه گرفتگی سال ۱۱۹۹ مقایسه کرده، دو شئی را یکسان یافتند و چنین نتیجه گرفتند که بشقاب پرنده هایی که بر فراز مکزیک و «نلیس» مشاهده شده اند به احتمال قوی بخشی از برنامه نظامی سری ارتش آمریکا را تشکیل می دهند.
در ۳۱ مارس ۷۱۹۹، یک شئی پرنده به شکل حرف «وی» لاتین(V) در حال پرواز بر فراز شهر «فنیکس» آریزونا فیلمبرداری شد. تجزیه و تحلیل این فیلم ویدئویی سپس نشان داد که این شئی پرنده ساختار دستگاهی را دارد که در ۹ مکان متفاوت فیلمبرداری شده است. بیش از ۰۲۰ شاهد عینی حضور این شئی پرنده را گزارش دادند. کارشناسان نظامی سپس تأیید کردند که «پرنده» ناشناخته از «منطقه ۱۵» برخاسته است.
بدینسان، اشیای پرنده بسیاری از این منطقه به پرواز درآمده اند، و این پروازها گاه با ناپدید شدن پرسنلی که شب هنگام در پایگاه به مشاهده آنها پرداخته بودند، همراه بوده است. چرا که، «منطقه ۱۵» از سیستم امنیتی خوف آوری برخوردار است و توسط گروهی از «کلاه سبزها» مخافظت می شود. اخیرا، نیروی هوایی آمریکا کنترل تپه ای در نزدیکی «گروم لیک» را به دست گرفته است که بر تأسیسات پایگاه مشرف بوده، به هر فرد کنجکاوی اجازه می داد پایگاه را به طور کامل مشاهده کند. یک تصویر ماهواره ای شوروی که در سال ۹۱۹۸ تهیه گردیده، مجتمعی را در یک سمت پایگاه نشان می دهد که از سیستم امنیتی بالایی برخوردار است، اما نوع فعالیتی که در آن صورت می پذیرد مشخص نیست.
در سال ۹۱۹۸، یک تکنسین سابق پایگاه به نام «باب لازار» از فعالیت اشیای پرنده بر فراز «منطقه ۱۵» پرده برداشت، و حتی افزود که نیروی هوایی آمریکا فعالانه تمامی تلاش خود را بر روی تکنولوژی فرازمینی متمرکز ساخته است. وی محل این فعالیت را نیز ناحیه فوق سری «۴«S واقع در داخل «منطقه ۱۵» در نزدیکی دریاچه «پاپوز» ذکر کرد. او علاوه بر این به منظور کسب محبوبیت بیشتر مدعی شد که موجودات فرازمینی به همراه بشقاب پرنده شان در این مکان نگهداری می شوند. اما، پس از آن معلوم گردید که گفته های وی کاملا بی اساس بوده است.
در سال ۷۱۹۹، «دیوید ادیر» مهندس آمریکایی در امور فضا و دریا که اشتهاری جهانی دارد، شهادت داد که به هنگام اقامتی کوتاه در «پایگاه ۱۵»، دو باند پرواز را مشاهده کرده که هر کدام ۳ هزار متر طول داشته است. وی همچنین تأسیساتی عظیم و همینطور رآکتوری را در زیر زمین مشاهده کرده است که ابعاد یک اتوبوس را داشته و هیچ پیچ و مهره و یا حتی محل اتصال قطعات بر روی آن مشاهده نمی شده است. و عجیب تر آن که، انگار که «حیات» داشته است، چراکه به تماس دست حساس بوده و به نظر می رسیده که نسبت به امواج واکنش دارد.
پژوهش های رسمی بسیاری امروز پیرامون هواپیماهای جنگی انجام می پذیرد که خلبانانشان صرفا به کمک الکترودها به مغز فرماندهی هواپیما متصل اند. در واقع، آنچه سبب واکنش دستگاه می گردد، افکار خلبان است. رآکتور «منطقه۱۵» در سال های دهه ۰۱۹۷ نیز مطابق با همین اصل ساخته شده و برحسب وضعیت روحی و احساسی فردی که آن را لمس می کرد، تغییر رنگ می داد. در آن زمان، هیچ کشوری از اینگونه تکنولوژی برخوردار نبود.
منطقه فوق سری «۴S»
این منطقه در واقع در زیر سلسله کوه های اطراف «پایگاه ۱۵» نهفته و بنابراین پایگاهی زیرزمینی است که از دید تیزبین ماهواره ها پنهان است. می توان گفت که «۴«S سری ترین پایگاه جهان است و تحت تدابیر شدید امنیتی محافظت می گردد. بدین گونه که، دوربین های نظارتی و ردیاب های تحرکات زمینی تا شعاع ۰۴ کیلومتری پایگاه را تحت پوشش دارند، و پرسنل آن نیز از حق صحبت درباره نوع فعالیت خود محروم بوده، در صورت شکستن سکوت در معرض خطر مرگ قرار می گیرند. ورودی «۴«S از ۹ در خاکی رنگ تشکیل شده است و خود پایگاه نیز ۹ بشقاب پرنده را در خود پنهان دارد. این اشیای پرنده برای پروازهای خود از سوختی ویژه استفاده می کنند که «عنصر ۵۱۱» نامیده می شود. پروازها نیز بدون کمترین صدا انجام می پذیرد.
«عنصر۵۱۱» عنصری ثابت و پایدار است که خواص جالب توجهی دارد. می توان از آن به عنوان سوخت رآکتورها استفاده و یا آن را به منشأ یک میدان انرژی قدرتمند تبدیل کرد. تمامی این بشقاب پرنده ها دستگاه هایی را در خود جای می دهند که «عنصر۵۱۱» را به یک میدان انرژی قدرتمند برای خنثی کردن نیروی جاذبه یا گرانش زمین مبدل می سازد.
بشقاب پرونده ها «زمینی»اند!
پاسخ های ارائه شده برای معمای «اشیای پرنده ناشناخته» در واقع دروغ هایی دیگر در خدمت اهداف آنهاست که دوست دارند مردم را در راستای منافع خود در ناآگاهی کامل نگه دارند. چرا که، «اربابان قدرت» برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کوششی فروگذار نیستند، هر چند که این تلاش ها کره زمین را به ورطه نابودی کشاند.
آیا «بشقاب پرنده»ها در حقیقت آخرین دستگاه های نظامی نیستند که در خفا و به گونه ای کاملا سری و محرمانه ساخته شده اند؟ قدر مسلم آن که، آمریکا تنها کشوری نیست که تکنولوژی هواپیماهای رنگارنگ و از جمله هواپیماهای مثلثی شکل را تحت کنترل درآورده است. شاید نیز به همین خاطر است که رقم شاهدانی که به عنوان مثال، اشیای پرنده مثلثی شکل را در آسمان رؤیت کرده اند، بسیار بیش از دیگر شاهدان بشقاب پرنده هاست.
در واقع، شرکت های بسیاری در سراسر جهان در ساخت بشقاب پرنده ها کوشیده اند. اما، شرکت «ساراتف» در منطقه «ولگای» روسیه که کار خود را از بدو سال های دهه۰۱۹۹ آغاز کرده است، موفق به یافتن راه حل هایی ابتکاری گردیده، مهندسان آن به لطف شکل خاص بشقاب پرنده خود و نوآوری های تکنولوژیک بسیار ویژه، پاسخی برای یکی از مشکلات کلیدی بشقاب پرنده ها که لرزش آنها در وضعیت آب و هوایی نابسامان بوده است، یافته اند.
در این حال، فرانسوی ها نیز «پایگاه ۱۵» خود را دارند. پایگاه «آلبیون» در استان «پرووانس» فرانسه، پایگاهی فوق سری است که در آغاز یک پایگاه موشک انداز هسته ای بوده، اما امروز یک پایگاه سری «فرازمینی» است، اگرچه «متروک» به نظر می رسد. یک افسر ذخیره این پایگاه می گوید، بسیاری از خلبانان هلی کوپترهای پایگاه بدفعات «بشقاب پرنده»ها را برزمین آن مشاهده کرده اند. ضمن این که، پرونده ای فوق سری درباره «اشیای پرنده ناشناخته» حاوی تصاویر اینگونه اشیا نیز در پایگاه «آلبیون» وجود دارد. و در کنار آن نیز، شایعات متعدد درباره موجودات فرازمینی… و چینی ها نیز از غافله عقب نمانده، بشقاب پرنده ای ساخته اند که ۱/۲متر قطر دارد و از راه دور کنترل می شود.
در مجموع، دو نظریه هم اکنون درباره این «پرندگان فلزی» وجود دارد. عده ای بر این باورند که دولت آمریکا سعی در تولید تکنولوژی هایی نظامی دارد که قادر باشند در صورت وقوع منازعه ای جهانی پیروزی را نصیب این کشور سازند. برخی نیز مدعی اند که تهدید از جانب زمین نیست، بلکه از فضا می آید! اما، نظریه کلی بر این باور است که این ناشناخته های پرنده نه از «زهره» می آیند و نه از «مریخ» سرازیر گردیده اند، بلکه ساخته و پرداخته دست بشرند و در راستای اهداف پنهان و اسرار مگوی اربابان جهان به کار گرفته می شوند.
منابع: سایت های – اوونی- لوموند دیپلماتیک- انفودونت- لوپست- ویکیپدیا- کانسپیرنسی واچ- دزانسیکلوپدی ویکیا- اوونی آنلاین- باز۱۵- فوتوونی فری- ویکیو- جاناتان درودر یی مونسیت- – استروسرف- یا بیلادی- زن بلاگز- – بیزاروس- ژس مارسل فری- اوونی زبلاگ- سکرت باز.

ترجمه و تنظیم: مژگان نژند

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*