جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری, شاه آرتور و دوازه شوالیه میزگرد- بخش چهارم

متن زیر بخش چهارم از ترجمه مصاحبه ای رادیویی با رالف الیس است که در آن با بررسی و مقایسه تاریخ آرتوری و تاریخ مندرج در کتب مقدس, از جام مقدس که به زعم کلیسا جامی است حاوی خون عیسی مسیح مصلوب شده, رمزگشایی می شود. متن شامل توضیحاتی در باره عدد سمبلیک ۱۲, ارتباط بین شاه آرتور و  عیسی مسیح, نام و مشخصات همسر و فرزند مسیح و بسیاری مطالب بدیع و جالب توجه دیگر است و به دلیل تنوع و بدیع بودن محتوا برای ترجمه و نشر در اینفو انتخاب شده است.

شیطان که همیشه در غالب یک زن ظاهر می شود, ظاهر شد تا از بکارت سر پرسیوال اطمینان حاصل کند. شیطان به اغوای سر پرسیوال می پردازد و او برای رهایی از اغواگری شیطان شمشیر خود را بیرون کشیده و خود را اخته می کند. به این ترتیب تبدیل به یک جلیلی می شود و عنوان گالاهاد را از آن خود می کند. این نکته که سنت پیتر همان سر پرسیوال است از این جهت جالب است که دریچه دیگری به شجره نامه خانوادگی او می گشاید. روایتهای مربوط به حواریون مسیح اطلاعات دقیقی از هویت سنت پیتر به دست نمی دهد, اما تاریخ آرتوری درباره سر پرسیوال اطلاعاتی در اختیار ما قرار میدهد.

دو نسخه مشابه از داستان های مربوط به سر پرسیوال داریم و در هر نسخه پدری متفاوت دارد. پدر اول او در نسخه اولی یوسف رامه ای است. مشکل در این است که یوسف رامه ای از شخصیتهای قرن اول است. در نسخه دوم لانسلات پدر سر پرسیوال خوانده شده است. پس یوسف رامه ای همان لانسلات بوده است. در این نسخه پدر پرسیوال صاحب الاغی بوده که در اصل به یوسف رامه ای تعلق داشته است. پس یا الاغی داریم که ۵۰۰ سال عمر کرده, یا زمان بندی تاریخی ماجرا ایراد دارد. چرا پدر پرسیوال الاغی داشت که در اصل متعلق به یوسف رامه ای بود؟ به این دلیل که تمامی این ماجرا متعلق به قرن اول است.

داستان پیچیگی بسیاری دارد اما به همین دلیل نوشتن درباره آن را دوست دارم. اگر کتاب ۶۰۰ صفحه ای من را بخوانید احتمالاً با ۳۰۰ ایده کاملاً جدید روبرو خواهید شد.

شاه آرتور و دوازه شوالیه

پرسش- جایگاه یوسف رامه ای در تاریخ آرتوری چیست؟

رالف الیس- او یکی از شخصیت های محوری تاریخ آرتوری است. او که یک شخصیت قرن اولی بوده در داستانهای مربوط به جام مقدس نقش اصلی را بازی میکند. او همکار امپراتور وسپاسیان بوده و امپراتور او و پسرش را که (برای پیچیده کردن و گمراه کردن خواننده) جوزیفوس نامیده شده به ساراس میفرستد. پسر او که جوزیفوس نامیده شده نویسنده ای ماهر هم خوانده شده است (جوزیفوس فلاویوس یهودی-رومی نویسنده قرن اول میلادی بوده است که نوشته هایش تاثیر بزرگی بر روایت رسمی و رایج از تاریخ یهودیت داشته است-مترجم). همه اینها برای گمراه کردن خواننده و گیج کردن او است.

شاه آرتور و دوازه شوالیه

ساراس نقطه ای است که در تاریخ آرتوری به کرات از آن نام برده شده است. نمی دانم چرا مکان این نقطه را مصر معین کرده اند. در تاریخ آرتوری به کرات از بابل صحبت شده است. می دانم که قاهره زمانی بابل خوانده می شده, اما در کتاب آمده که او را به سمت فرات فرستادند. پس او را به سمت بابل که در عراق واقع است فرستاده اند و نه به مصر. پس او از یهودا به طرف فرات عازم شد. کاملاً واضح است که ساراس در عراق واقع بوده است. این مسیر راهی تجاری و همینطور مسیر عبور زائران بوده است. باید توجه کنید که عراق عمدتاً یهودی نشین بوده است. یهودیان در واقعه ای که به تبعید بابلی معروف است به بابل فرستاده شدند و بیشتر تبعیدی ها در بابل ماندگار شدند. ساراس باید نقطه ای در محدوده عراق و سوریه بوده باشد. مقصد او درست در میان مسیر یهودا به فرات بوده است, و شهری که درست در میان این مسیر زیارتی واقع شده پالمیرا است. چرا آن را ساراس نامیدند و نه پالمیرا؟ به این دلیل که ذکر کردن نام خانواده سلطنتی اِدِسا در نوشته های جوزیفوس فلاویوس و در تاریخ انجیلی ممنوع بوده است. اگر در تمام نوشته های جوزیفوس فلاویوس جستجو کنید حتی یک اشاره هم به اِدِسا نخواهید دید. درست همانطور که شاهآبگاروس هم به شکلی عمدی از تاریخ حذف شده است. پس ذکر نامهای ادسا و پالمیرا ممنوع بوده است.

 تاریخ آرتوری پالمیرا را حذف کرده و آن را ساراس نامیده است. چرا آن را ساراس نامیده اند؟ ساراس به عربی به معنای اخته است. اینجا نقطه ای است که جلیلی های اخته در آن ساکن بوده اند, به همین دلیل آن را ساراس نامید اند. این بخش دیگری از برداشت اشتباه از داستان شاه آرتور و چنان که برخی نویسنده ها و پژوهشگران انجام داده اند, ارتباط دادن آن با ولز است. بر اساس یکی از نسخه های داستان, سر گالاهاد به هوسلس سفر کرد و این نقطه بعد از انتصاب او به مقام کشیش بزرگ, ولز نامیده شد. اما در کتاب عهد قدیم آمده که معنای هوسلس اخته است. در نسخه دوم از داستان, گالاهاد به ساراس سفر کرد که همان پالمیرا در سوریه امروز است و معنای آن اخته است. کاملاً واضح است که هوسلس و ساراس یکی هستند. امکان ندارد این وقایع در ولز رخ داده باشد, این داستان هیچ ارتباطی با ولز ندارد.

دقیقاً همین داستان به قلم جوزیفوس فلاویوس نوشته شده است. پس از شورش یهودیان, امپراتور وسپاسیان به جوزیفوس فلاویوس ماموریت داد تاریخ شورش یهودیان را بنویسد. قصد امپراتور این بود که به ساکنین مرزهای شرقی روم بگوید اگر شورش کنید به همین شکل با شما برخورد خواهد شد. منظور جنگی است که در نتیجه آن یهودا به کل تخریب شد. پس هدف اصلی نوشتن کتاب عظیم جنگهای یهودی, ترساندن مردم بود…

شاه آرتور و دوازه شوالیه

وسپاسیان جوزیفوس فلاویوس را دقیقاً به همان سفر فرستاد, به پالمیرا و ادسا. تاریخ آرتوری همین داستان را درباره یوسف رامه ای نوشته است. به همین دلیل است که می گویم یوسف رامه ای همان جوزیفوس فلاویوس بوده است. در تاریخ آرتوری آمده خدا یوسف رامه ای را به این نقطه در مسیر فرات فرستاد تا مردم را به شکل ساده تر یهودیت او یا همان مسیحیت دعوت کند. این همان سفر و همان ماجرا است. تنها کافی است به جای خدا, امپراتور وسپاسیان را قرار دهید. وسپاسیان یوسف رامه ای را به پالمیرا و ادسا اعزام کرد تا آنها را به دین جدید بخواند و از شورش های آتی آنها پیشگیری کند. یوسف رامه ای همکار امپراتور وسپاسیان بود. کسی که شورش یهودیان را آغاز کرد خانواده سلطنتی اِدِسا و پالمیرا بود, شاه ایسوس مانو از خانواده سلطنتی ادسا. و شاه ایسوس مانوی ادسا همان شاه عیسی امانوئل روایت دینی است, همان عیسی مسیح.

پس اکنون یک شخصیت واحد داریم: جوزیفوس فلاویوس یا همان یوسف رامه ای. او ماموریتی دشوار داشت. به او ماموریت داده شده بود کتابی که نوشته بود, یعنی جنگهای یهودی را با خود ببرد و به مردم آن منطقه بگوید خلع سلاح شوند. آنها هنوز ارتشی داشتند و مایل نبودند خلق سلاح شوند. امپراتوری روم نمی دانست در آینده چه خواهند کرد, آیا شورش خواهند کرد, وارد جنگ خواهند شد یا صلح جو خواهند بود؟ اما علاوه بر این ماموریت, از جوزیفوس فلاویوس خواسته بود مردم آن منطقه را به تغییر دین وا دارد. آنها یهودی نصرانی بودند و دین شان بسیار نظامی و تهاجمی بود. خواسته وسپاسیان این بود که مردم آن منطقه از یهودیت نصرانی به یهودیت ساده یا همان مسیحیت تغییر آیین دهند تا فکر شورش های بعدی به ذهنشان نرسد.

 


مشاهده سایر بخش های این نوشته

جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری – بخش اول

جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری – بخش دوم

جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری – بخش سوم

جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری – بخش چهارم

جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری – بخش پنجم

جام مقدس, عیسی مسیح و دوازده حواری – بخش ششم

 

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*