جهان مارها- بخش دوم

زنان در دنباله همان سنت لموریا و اوسیانا دارای قدرت سیاسی و عرفانی بودند. به آنها محبوب یا مورد علاقه گفته میشد.

انجیل مریم مجدلیه را روسپی خوانده. واژه اولیه ای که به اشتباه به روسپی ترجمه شده کلمه ای احتمالاً یونانی بوده به معنای محبوب, مورد علاقه.  مسیح در انجیل نوزادی خوانده شده که از مادری باکره به دنیا آمده. به ارتباط این لغات فکر کنید.

حدس بزنید سمبل هیروگلیفی مصری برای زن چه بود؟ مار. هلینا بلاواتسکی, عضو انجمن تئوصوفیسم,  که از همه اینها خبر داشت گفت: «عنوان شیطان آپالاسیایی در عبری به حق از آن کسی نیست جز یهوه که از همه رقبای دیگر خود در خدایی بیرحم تر بود, و از آن مار نیست که در باغ عدن تنها از عشق گفت و خِرَد.»

نشان قدیمی کمپانی آتلانتیک ویرجین یا باکره آتلانتیکی

حالا که صحبت از انجیل است, هر جا عبارت تولد از مادر باکره را میشنویم باید به یاد داشته باشیم که مادر باکره تمثیلی از تولد از طریق لقاح ژنتیکی است, منظور کودکی است که از بارداری حاصل از آمیزش یک انسان مونث و مذکر به دنیا نیامده, منظور کودکی است که از ترکیب ژنتیکی آدمیان و مار-نژادان ایجاد شده. به یاد دارید گفته بودم که آدم و حوا امکان آمیزش جنسی نداشتند. وقتی به سرزمین لموریا وارد شدند, فرزندان مار دریافتند که لازم است آدمها و حواها آمیزش داشته باشند, پس دی.ان.ای زنان را تغییر دادند تا امکان جفتگیری برایشان فراهم شود. اما گاهی زنانی هم بودند که فرزندان مار خود با آنها رابطه برقرار میکردند. هرگاه چنین اتفاقی میفتاد, به زن لقب باکره یا ملکه باکره داده میشد. و اگر از این آمیزش کودکی متولد میشد, کودک را باکره-زا مینامیدند. در زمانهای باستان این لقب به مسیح و اسکندر کبیر نیز داده شده بود(زرتشت نیز باکره-زا است- مترجم). پس هرگاه کلمه باکره-زا را میشنوید بدانید که اشاره به فرزندی است که یا از طریق تلقیح ژنتیکی و یا از طریق آمیزش بین انسان و نژاد دیگر به دنیا آمده بوده.

نشان کمپانی های بزرگ مملو از چنین تصاویر تمثیلیی است. برای نمونه به این نشان دقت کنید: زنی که مشابه سازی شده, یک مار قرمز بزرگ, یک درخت در پس زمینه, و یک قلب سیاه. به نام کمپانی نگاه کنید:

Atlantic Virgin

نشان قدیمی کمپانی آتلانتیک ویرجین یا باکره آتلانتیکی

نشان قدیمی کمپانی آتلانتیک ویرجین یا باکره آتلانتیکی

باکره آتلانتیکی. ریشه آن چیست؟ باکره های آتلانتیس. ریچارد برانسون واقعاً کارپرداز کیست؟

هر گاه در متن انجیل یا تورات به کلمه خون یا تخمه میرسید, مثلاً عبارت خون ابراهیم, تخمه یعقوب, تخمه ایوب, با تخمه اسرائیل چه خواهد شد, و عبارات مشابه, این کلمات پوششی بر معنایی متفاوت هستند. در انجیل آمده: «با حیوان آمیزش مکن.» منظور آمیزش جنسی با چهارپایان نیست بلکه آمیزش با مارها است. اکنون میبینید که این عبارات چه معنای روشنتری دارند؟

به یاد دارید وقتی موسی روبروی درخت شعله ور ایستاد و پرسید تو که هستی, چه جوابی شنید؟ من خدای پدرانت هستم. فرزندان مار, پدران فرهنگ های متعالی بر روی زمین بودند. اما پدران خود آنها اشاره دارد به اربابان بیگانه ای که بعدها در خاور میانه مستقر شدند.

روکش پوستی نازک آلت جنسی مردانه باقیمانده ای از دی.ان.ای انسان اولیه است. ختنه به منظور حذف این نشانه انسان بودن و یکی کردن انسان با خدایان, و نشانی از بردگی و خدمتگزاری ما است. به احتمال زیاد هوموساپین ها این پوسته را داشتند. برداشتن این پوسته یک مراسم آئینی است. حذف آن به شکلی سمبلیک ما را با دی.ان.ای بیگانگان مجدداً همردیف میکند. برداشتن این پوسته یادآوری است به شما که خدمتگزار مار هستید. از همین رو است که ختنه در بیمارستان انجام میشود, زیر سایه عصای هرمس با دو مار پیچیده به دور آن (که سمبل طب است-مترجم).

کامینس بومونت, نابغه ای که به شدت سرکوب شده بود (دوام آوردن نوشته هایش در نقاط مختلف دنیا خود معجزه ای است, خدا کارهای او را حفظ کرده) نوشته: «تاریخ تورات همانا تاریخ آتلانتیس است.»

اربابان بیگانه در می یابند که این سومین باری است که نقشه هایشان نقش بر آب شده. بار اول از سیاره شان اخراج شدند و به این سیاره به درد نخور که احتمالاً دوستش هم نداشتند مهاجرت کردند. نسلی از بردگان برای خدمتگزاری خلق کردند که از خدمت کردن سر باز زد. نسلی دیگر خلق کردند که نسل قبلی اغوایشان کرد و از چنگ اربابان ربودشان. اربابان به شدت خشمگین هستند.

در کتاب حزقیال درباره خشم یهوه چنین آمده: «خدای مقتدر گفت در نتیجه از آن رو که عبادتگاه من را با بتهای نفرت انگیزت و با رفتارهای ناپسندت آلودی, از تو کناره گیری میکنم, بر تو رحم نخواهم کرد, و تو را نخواهم بخشید. آنگاه است که خواهی فهمید که من خدای تو هستم»

کسی پرسید, گمان میکنم کارل گوستاو یونگ بود که پرسید, چرا یهوه یکسره من من من میکند؟ چرا یکسره بر قدرتمند بودنش تاکید میکند, بر خشمگین شدنش پافشاری میکند؟ تنها در صورتی چنین میکنید که رقیبی داشته باشید, آیا چنین نیست؟ «من خدای تو هستم و زمانی این را خواهی دانست که اجساد انسانها را در اطراف بت هایت, در معابدت, بر فراز هر تپه, بر فراز هر کوه, و بر روی هر درخت سبز ببینی. زیر هر درخت هر جا که برای بتهایشان نذر و نیاز کردند دست مرا خواهی دید. زمین را متروک خواهم کرد تا بدانند که من خدایشان هستم.» اربابان بیگانه میخواستند آدم بداند که خدای واقعیش کیست. انسان را میان بتهایش قربانی خواهد کرد تا بتهایش شاهد کشته شدن انسان باشند. «قحطی و حیوانات درنده را سراغتان خواهم فرستاد, تا گرسنه بمانید؛ و طاعون به جانتان خواهد افتاد و خونهایتان جاری خواهد شد؛ بر روی شما شمشیر خواهم کشید, من خدای شما, چنین میگویم.»

کتاب ایوب: «او از سلاح آهنین خواهد گریخت, اما پیکانی فلزی از میان بدنش خواهد گذشت.»  اووید, شاعر رومی در کتاب دگردیسی: » غولها از تخت آسمان حمله ور شدند. ایوب به زمین کوفتشان.» مهابهاراتا: «خورشید در حرارت سلاحها میچرخید. جهان تبدار بود. هزارن ارابه سوخت. اجساد دیگر شباهتی به بدن انسان نداشتند.»

اربابان بسیار خشمگین بودند و با سلاحهای حرارتی و اتمی خود حمله ور شدند. اما لموریایی ها, فرزندان مار, از پیش آماده این حمله بودند و تلافی کردند. و این اولین جنگ خدایان بود که حدود ۱۲ هزار سال پیش بر روی این سیاره اتفاق افتاد. ببینید در کتابی چند هزار ساله از این سلاحها چه گفته شده: «در حرارت سلاحها ذوب شدند. هزاران ارابه سوخت». در کتاب ارمیا آمده: «همه شهرها پیش روی خدا با خشم او از بین رفتند.» کتاب اشعیا: «بنگر که خدا چگونه زمین را خالی از سکنه میکند و سطحش را زیر و رو  میکند, و ساکنینش را می پراکند.»

افراد مختلف در دورانهای مختلف در اینباره نوشته اند اما توصیفات مشابهی داشته اند. ایگناسیوس دانلیهوشمند و زیرک نیز در اینباره نوشته است. دانلی دوست ابراهام لینکلن بود. لینکلن موافقت کرد که چلنجر, یکی از کشتی های نیروی دریایی آمریکا, در اختیار دانلی قرار بگیرد تا برای پیدا کردن آتلانتیس عمق سنجی شود. لینکلن یک ماه پس از اعطای این مجوز به دانلی جان خود را از دست داد و در نتیجه بودجه مورد نیاز در اختیار دانلی قرار نگرفت. در آن دوران علاقه زیادی به آتلانتیس وجود داشت. لینکلن هم به آتلانتیس علاقمند بود و قصد داشت تمام تجهیزات لازم برای عمق یابی در اعماق اقیانوس اطلس را در اختیار دانلی قرار دهد. با ترور لینکلن برنامه های دانلی نقش بر آب شد.

دانلی

دانلی چندین کتاب دارد که توصیه میکنم بخوانید. در یکی از کتابهایش نوشته: » نه همچون صدای فریاد یک انسان, که چونان صدای فریاد یک نژاد, یک نژاد بزرگ و دیندار و متمدن است که نمیتوانست بفهمد خدا چگونه با این همه بیرحمی به ملاقات جهان آمده.» مطلقاً درست است.

فردریک سادی, یکی از فیزیکدانان بزرگ دوران مدرن در کتابش, تفسیر رادیوم, نوشته: «آیا نمیتوان در این کتابها نوعی توجیه برای این عقیده یافت که انسان به دانشی که ما اخیراً صاحبش شده ایم دسترسی یافته بود, و به قدرتی فراتر از قدرتی که ما داریم؟ من معتقدم تمدنهایی در گذشته وجود داشته اند که با انرژی اتمی آشنا بودند و با سو استفاده از آن کاملاً نابود شده اند.» اینها جملات یک کلاهبردار نیستند.

 کتاب مقدس

در کتاب مقدس دیگری از هند, رامایانا, از گلوله رعد آسای آهنینی نوشته شده که میتوانست صدها هزار انسان را از بین ببرد, و چنان قدرتمند بود که میتوانست زمین را نابود کند. این سلاح تنها میتوانست با فرمان سلطنتی مورد استفاده قرار گیرد. در چند جای این کتاب همچنین به استفاده تلافی جویانه یک سوی جنگ از این سلاح در جواب استفاده طرف دیگر جنگ از همین سلاح اشاره شده است…

در نقطه ای که حدس میزنند محل شهرهای باستانی سدوم و گوموراه باشد ایزوتوپهای رادیواکتیو پیدا شده است. در ترجمه کتاب مقدس در جایی که آمده فرشته به همسر لوط گفت به پشت سر نگاه نکن وگرنه به ستونی از نمک تبدیل خواهی شد, اشتباهی وجود دارد. آنچه نمک ترجمه شده در زبان ما بیشتر به بخار نزدیک است تا نمک. این مکان امروز آکنده از رادیواکتیو است.

در انگلیسی کلمه توفان* که برای باد شدید استفاده میشود از کلمه تایفان به معنی مار ریشه گرفته است. کلمه هاریکن* نیز. هاری به معنای تکان خوردن و کین به معنای مار است. دلیل اینکه امروز برای این بلایای طبیعی از کلمه مار استفاده میکنیم این است که روزگاری بوده که مار بر روی زمین به جنگ پرداخته است. به همین دلیل است که مردم ایرلند دوران باستان از جنگ خدایان گفته اند, از جنگ پسران نور یا پسران مار که ناچار به جنگیدن با مارها شده اند, با استفاده از دانش و با استفاده از جادو, و از چگونگی تخریب زمین به دست این موجودات. کلمه ای که برای بلای طبیعی* –دیزستر– استفاده میشود به معنای فقدان ستاره است. لغت فاجعه* –کاتاستروف– به معنای تخریب ستاره است. هربار از فاجعه ای صحبت میکنیم با استفاده از این کلمات فاجعه انفجار تیامات در ۵۰ هزار سال پیش را به یاد می آوریم, سیاره ای که آنقدر درخشان و بزرگ بود که همچون خورشید به نظرمان میرسید.

به یاد دارید گفتیم که این بیگانکان به زمین رسیدند؟ شاید نوع محیط برایشان نا آشنا بود. شاید تجربه امواج ماواری بنفش موجود در این سیاره را نداشتند. شاید در این تعقیب و گریز به نقطه ای ناشناخته از مرکز کهکشان رسیده بودند و شکل و جاگیری ستاره ها و سیارات برایشان کاملاً نا آشنا بود. توان ترک کردن این سیاره را دارند اما نمیدانند در کدام نقطه از کهکشان قرار گرفته اند. وقتی آتلانتیس ایجاد شد بناهایی برپا کردند که حکم قطب نما را داشت. بناهای سنگی مدوری که امروز در نقاط باستانی مهم زمین باقی مانده را آنها برپا کردند. پیدا کردن موقعیت مکانی زمان میبرد. لازمه پیدا کردن مسیر حرکت خورشید یک سال مشاهده مداوم بود. این بناها و نقش های سنگی که حکم ابزار تهیه نقشه آسمان را برایشان داشت به تعداد فراوان برپا شد. به همین دلیل است که این تعداد فراوان از آنها امروز هنوز پابرجا مانده. ابزار و دانش لازم برای جابجا کردن این سنگهای عظیم را داشتند. وقتی بناهای سنگی را برپا کردند از شمن ها یا کشیش هایشان خواستند محاسبات ستاره شناسی را انجام دهند تا بفهمند در کدام ناحیه قرار گرفته اند.

رپتیلین

بعضی ها می گویند این بناها با توجه به سیل عظیمی که به راه افتاد چطور دوام آوردند؟ اهرام مصر و ابوالهول مثالهای عالی برای این مورد هستند. اهرام به وضوح پس از سیل بزرگ درست شده اند. اما نگاهی به فرسایش ابوالهول کنید: ابوالهول پیش از سیل بزرگ بنا شده بود. این موضوع درباره تمام بناهای باقیمانده در سراسر زمین صادق است. بعضی از آنها پیش از سیل بزرگ بنا شده اند و بعضی بعد از آن. این بناها برای علامت گذاری ساخته شده بودند. به همین دلیل است که بسیاری از آنها روی یک محور قرار گرفته اند, برای این که بتوانند بفهمند در کدام خوشه قرار دارند.

 بر اساس یک دسته از افسانه های باقیمانده, پس از اینکه نژاد آدم اربابانشان را ترک کرد, اربابان باز هم در پی پیدا کردن برده جدید بودند. باز هم به مرور اشتباهات دوره های قبلشان پرداختند تا ببینند کجای کار ایراد داشته و به این نتیجه رسیدند که اشتباه در این بوده که دی.ان.ای خود را با دی.ان.ای نژاد بشر مخلوط کرده اند. پس شروع به تحقیق درباره سایر گونه های موجود بر روی زمین کردند. اسب تک شاخ و اسبهایی که بالاتنه انسان دارند و موجودات مشابه از همین آزمایشها به وجود آمدند. این موجودات حتی تا دوران قرون وسطی نیز زنده بودند. چیزی که دریافتند این بود که دی.ان.ای خزندگان زمینی به طور خاص با دی.ان.ای آنها پیوند بسیار خوبی برقرار میکند. و چنین بود که نژاد خزنده-گون یا رپتیلین ایجاد شد.

رپتیلین

هر داستانی که درباره فرود رپتیلین ها بر روی زمین و تسخیر زمین توسطشان میشنوید دور از حقیقت است. بازدید کنندگان بیگانه رپتیلین ها را بر روی سیاره زمین خلق کردند. رپیتلین ها با این بازدیدکنندگان بیگانه یکی نیستند, بلکه گروهی هستند که بعدها توسط آنها درست شدند.

مارکولک

رپتیلین ها خونسرد و بی ترحم هستند. اگر فرزند یک مارکولک یا هر خزنده دیگری را مقابل رویش بدزدید هیچ واکنشی نشان نمیدهد. حاصل اختلاط نژادی با رپتیلین ها دقیقاً همان چیزی شد که میخواستند: قدرتمند, خونسرد و بی وجدان. رپتیلین ها مدتی طولانی برده بیگانگان بودند. از آنجا که دی.ان.ای گونه بشر (بیگانگان از نوع بشر بودند) استفاده شده بود بسیاری از آنها شبیه انسانها بودند, اما بودند تعدادی که ظاهری خزنده نماتر داشتند, مثلاً چشمان یا دستهایی خزنده گون. بسیاری از آنها تا قرون وسطی نیز بر روی زمین بودند اما بعد به زیر زمین رفتند. داستانهای قرون وسطایی که درباره شوالیه یا دلاورانی است که به جنگ موجودی شیطانی یا اژدها میروند به همین دسته رپتیلین ها اشاره دارد. داستانهای اساطیری مملو از چنین موجوداتی است. با آغاز عصر صنعت این موجودات یا از بین برده شدندو یا به زیر زمین نقل مکان کردند. ممکن است امروز بسیاری از آنها از کنار شما رد شوند اما با توجه به ظاهرشان ندانید که با شما فرق دارند. برای مثال کسانی که واسطه ارواح هستند میتوانند آنها را تشخیص دهند. چنانکه کلمنت نوشته: «هیولاهایی بر روی زمین خواهند بود, نسلی از اژدها-انسان ها, و مار-انسان ها.»

هیولاها

اکنون قرن بیست و یکم است و ما هنوز از این جنگها میگوییم. اگر یازده هزار سال پیش این جنگ مغلوبه شده بود, اکنون هیچ یک از ما هیچ مشکلی با وضعیت فعلی نداشتیم و به بردگی مشغول بودیم. بدی سراسر زمین را فرا گرفته بود. و از طرف دیگر اگر خوبی بر بدی غلبه کرده بود اکنون همه ما در صلح و صفا زندگی میکردیم. اما هیچ یک از این دو روی نداده و ما هر یک با اسکیزوفرنی درون خود درگیر هستیم. دلیل ادامه این وضعیت یک متغیر پیش بینی نشده بوده است.

بسیاری از افسانه های باستانی ایرلند از قدرتهای جادویی و ذهنی به کار رفته در این جنگها میگوید. البته نباید قدرتهای تکنولوژیکی را نیز فراموش کرد. اما این متغیر پیش بینی نشده چه بود: خشونت طرفین درگیر در جنگ خشونت کره زمین را نیز برانگیخت. سیل اول را به یاد دارید؟ سیلی که زندگی انسانها و حیوانات دیگری را از بین برد و چهره زمین را تغییر داد؟ اثرات این سیل بعد از چند صد سال فروکش کرد. اما این خشونت در حد دیگری بود. گفته میشود که جنگ اتمی درگرفته, اتمسفر کرده زمین را از بین برد. تمام رطوبت موجود در جو زمین خشک شد. در نتیجه میدان مغناطیسی زمین دچار تغییر شد و محور چرخش زمین نیز. نتیجه موقعیتی بود که ما امروز تغییر قطبها مینامیم. این تغییر قطبها بر مریخ نیز تاثیر گذاشت و سایر سیارات منظومه ما را نیز تحت تاثیر قرار داد. هنوز هم اثرات این تغییر قابل مشاهده است. اما اتفاق بزرگتر بعدی این بود که با تغییر میدان مغناطیسی زمین, همه محتویات کمربند ون الن به طرف زمین کشیده شد, همه آنچه که از انفجار سیاره تیامات در فضا پراکنده شده بود, تمام آب و یخ آن سیاره, تمام تکه پاره های آن, تریلیون ها تن مواد. در وبسایتم تعداد بسیار زیادی از داستانهای قدیمی و باستانی که اشاره به همین واقعه دارند قابل دسترسی است اما اینجا به دلیل کمبود وقت آنها را نقل نمیکنم. داستانهایی که درباره باران ۴۰ روزه نوشته شده در اشاره به همین مطلب است. «زمین در آسمان بی حرکت شد و انسان حتی نمیتوانست صورت همنوع کنار خود را ببیند.» این سیل آب که بر زمین فرو ریخت از سر انتقام بود و چنان قدرتمند که خرابی هایی باور نکردنی ایجاد کرد.

*typhoon – hurricane  – disaster –  catastrophe

 


 

پیشنهاد میگردد سایر بخش های این مطلب را نیز مطالعه فرمایید 

جهان مارها- بخش اول

جهان مارها- بخش دوم

جهان مارها- بخش سوم

جهان مارها- بخش چهارم

جهان مارها- بخش پنجم

جهان مارها- بخش ششم , پایانی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*