دانش ممنوعه- بخش اول سخنرانی جک اتو

این متن از ویدیوی سخنرانی جک اوتو در سال ۲۰۰۷ پیاده و ترجمه شده است

شصت و پنج سال پیش در چنین روزی قادر مطلق من را به دنیا آورد, و معتقدم به دنیا آمدم تا با نظم نوین جهانی بجنگم.

ما را همچون گله ای ازحیوانات در گوشه ای گیر انداخته اند. این کشور تنها تا زمانی سرزمین آزادی است که سرزمین شجاعان باشد. این (اسارت) به زمانهای گذشته بازمیگردد, به قرن چهارم. اجازه دهیده برایتان از کوچ اقوام خزری از شمال ترکیه بگویم که در حدود سال ۵۰۰ بعد از میلاد روی داد.

دانش ممنوعه

جک اتو, افشاگر فقید

خزرها قوم منفوری بودند. امکان اجاره کردن ارتشی ۴۰ یا ۵۰ هزار نفری از خزری ها وجود داشت, اما چیزی که مهم بود این بود که شرایط قرارداد برای آنها هیچ اهمیتی نداشت. وقتی جنگ به پایان میرسید آنها تجاوز و غارت میکردند. در نتیجه چنین رفتارهایی مردم منطقه با خزری ها دشمنی میکردند, پس خزری ها در حدود سال ۵۰۰ میلادی از ترکیه به طرف جنوب مهاجرت کردند. بعضی از آنها به طرف غرب رفتند. آنها اعقاب کولی های رومانی و مجارستان بودند. بقیه آنها از حاکم شان پیروی کردند و به استپ های روسیه  و کوههای قفقاز کوچیدند.

 پس از اینکه در این منطقه سکنی گزیدند اسلاوهای نسبتاً آرام و صلحدوست منطقه را به بردگی خود درآوردند. بعد زیر فشار قرار گرفتند؛ مسیحیت ارتدوکس خاورزمین در شمال آنها قدرت داشت و اسلام در جنوب. آنها میدانستند که اگر به یکی از این دو فلسفه بپیوندند توهین بزرگی نسبت به دیگری مرتکب شده اند. پس مانور زیرکانه ای نشان دادند؛ تمام رهبران دینی منطقه را دعوت کردند و پس از مطالعه تمام ادیان موجود حاکمشان اعلام کرد برای خودش, مردمش که نزدیک به بیست میلیون نفر بودند, و خانواده سلطنتی که حدود ۴۰۰۰ نفر بودند دین یهودیت را برگزیده است. این پذیرش دین نه از روی اعتقاد قلبی و علاقه به ستایش خالق, بلکه تصمیمی کاملاً سیاسی بود.

حتی اگر بخواهی وانمود کنی معتقد به دینی هستی باید آن دین را مطالعه کرده باشی. خزرها هم پس از مطالعه دینی شخصیتی را پیدا کردند که حقیقتاً با آن همذات پنداری میکردند: لوسیفر, نور سحرگاهی که از عرش رانده شد و تبدیل به شیطان و دشمن شده بود.

اجازه دهید کلمات را توضیح دهیم. یهودی یعنی چه؟ اگر به انجیل مراجعه کنید میبینید که دوازده قبیله عبری وجود داشتند. ده قبیله شمالی خاندان اسرائیل نامیده میشدند و دو قبیله جنوبی بنجامین و جودا نامیده میشدند, یا با تلفظ دقیق تر: یودا. تلفظ «ج» نزدیک به دویست سال پیش وارد زبان ما شد. مردم قبیله جودا کسانی هستند که من یهودی واقعی میدانم. وقتی از نظم نوین جهانی حرف میزنیم منظور این مردم نیست, منظور خزری هائیست که وانمود به یهودی بودن کردند. خزری هایی که امروز هم در پی جمع آوری طلا, فتح کردن, تجاوز, و غارت هستند.

وقتی وانمود به تغییر دین به یهودیت کردند, از مردم یهودی برای نوشتن زبان خزری شان کمک گرفتند. آنها الفبای عبری را برای به تحریر در آوردن زبان خزری قرض گرفتند. این زبان امروز ییدیش یا جیدیش نامیده میشود. این زبان با عبری متفاوت است و تنها ظاهر عبری دارد.

خزری ها چندین دوره سختی و مشکل نیز داشتند. در سال ۹۵۰ توسط وایکینگهای سوئدی مورد حمله قرار گرفتند و شکست خوردند. این شکست تا مدتی فلسفه آنها را در چنبره خود گرفت و سپس در سال ۱۱۴۰ توسط دو سردار مغول, قوبلای خان و چنگیز خان وادار به فرار و استقرار در اروپای شرقی شدند. شاه آنها به منطقه اسپانیا و پرتغال گریخت. خزری های پوستی نسبتاً تیره, و مو و چشم تیره داشتند و پنهان شدن و یکرنگ شدن با مردم پرتغال, ایتالیا و سیسیل برایشان آسان بود. در سایر نقاط منطقه به خاطر تفاوت ظاهری به راحتی قابل تشخیص بودند. در اسپانیا و پرتغال قدرت زیادی کسب کردند, به طوری که توطئه آنها برای به قدرت رساندن افرادی از قوم خودشان توجه دیگران را نیز جلب کرد.

پس از فرار به اروپا یکی از آنها به نام مایر امشال بائور برگ تصمیم گرفت دولتی مخفی تشکیل دهد. او نشان حرفه نقره کاری پدریش را انتخاب کرد, یک سپر قرمز بزرگ. و نام خود را به راتچایلد تغییر داد. راتچایلد به زبان آلمانی به معنای سپر قرمز است. راتچایلد که در سال ۱۷۴۳ به دنیا آمده بود در اواخر دهه بیست سالگیش با دوازده کارافرین دیگر و با منظور فتح و کنترل همه کس و همه چیز, یک سازمان مالی به راه انداخت. سیستم بانکی مورد استفاده آنها بر اساس قرض دادن با پشتوانه ای به مراتب کمتر از ارزش مقدار کل وامها بود.

مایر آمشال بائر برگ, که بعدها نام خانوادگی خود را به راتچایلد تغییر داد

مایر آمشال بائر برگ, که بعدها نام خانوادگی خود را به راتچایلد تغییر داد

بانک آمستردام بر اساس همین سیستم کار میکرد و در سال ۱۶۱۰ با سر و صدای بسیار زیادی ورشکست شد. آنها از ورشکستگی بانک آمستردام درس گرفتند. مایر امشال بائور برگ ۵ پسر داشت. وقتی پسرانش به سن رشد رسیدند آنها را به سایر کشورها فرستاد, نه برای اینکه به صورت مستقل به فعالیت بانکی بپردازند, بلکه برای اینکه در ارتباط و بر اساس یک سیستم عمل کنند.

نشان خانوادگی راتچایلدها

نشان خانوادگی راتچایلدها

ناتان به لندن اعزام شد و به زودی ثابت کرد بسیار مکار است. کالمن که نام خود را به کارل تغییر داد به آمستردام رفت. جاکوب نام خود را به جیمز تغییر داد و به پاریس رفت. هر پنج تن در نقاط مختلف اروپا مشغول فعالیت شدند. ایده بسیار هوشمندانه ای زیربنای کارشان بود, و اگر تا این اندازه نابکار نبودند ستایش کردن از آنها کار آسانتری بود. سیستم آنها به این شکل بود که مشتری میتوانست طلای خود را به یکی از شعب آنها در یک کشور بسپرد و بدون نگرانی از ریسک سفر با طلا, به شعبه آنها در کشوری دیگر مراجعه کرده و طلای خود را در ازای ارائه رسید بانک اول دریافت کند. نقشه آنها این بود که نه تنها از سایر بانکها پیشی بگیرند, بلکه آنها را از دور خارج کنند.

مایر آمشال تا سال ۱۸۱۲ عمر کرد. او با ویلیام نهم از هس-کسل همدست شد. جنگجویان هسی بردگان جنگیی بودند که شاه انگلستان از سرزمین هس-کسل خریداری کرد. او تعداد زیادی از این جنگجویان را به قیمت دوازده هزار دلار خرید. این برده ها برای تامین منافع شاه خریداری شده بودند و به آنها گفته شده بود مبادا اجازه دهید به اسارت امریکایی ها در آیید, آنها شما را زنده پوست خواهند کند. وقتی سربازان هسی به دست  پدران و بنیانگذار ما دستگیر شدند به گریه افتادند و التماس کردند که پوستشان را نکنند. امریکایی ها به آنها گفتند قصد پوست کندن هسی ها را نداشته اند. تعداد زیادی از هسی ها فهمیدند فریب خورده اند به نیروهای انقلاب امریکایی پیوستند.

بسیاری از جنگها برای منافع مالی رخ داد. با ایجاد ترس در دلها ایجاد یک لیگ ملل یا سازمان ملل را توجیه میکردند. اولین تلاششان برای ایجاد لیگ ملل به دست ناپلئون انجام شد.

 


 

پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید 

دانش ممنوعه- بخش اول سخنرانی جک اتو

دانش ممنوعه- بخش دوم سخنرانی جک اتو

دانش ممنوعه- بخش سوم سخنرانی جک اتو

دانش ممنوعه- بخش چهارم سخنرانی جک اتو

دانش ممنوعه- بخش پنجم سخنرانی جک اتو

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*