دانش ممنوعه- بخش پنجم سخنرانی جک اتو(بخش پایانی)

اگر توطئه را گرد هم آمدن دو نفر یا بیشتر از دو نفر برای انجام چیزی نادرست در خفا بدانیم, آنگاه میلیونها و بلکه میلیاردها توطئه در اطراف ما رخ داده و میدهد. اما اگر به یکی از این خیل اشاره کنید مخاطب شما میگوید «باز هم یکی از دیوانگانی که از توطئه میگویند.» همه ما را با این برچسب بدنام کرده اند. دیوانه توطئه چیزی شبیه به ضد یهودی شده. برچسبهایی برای نشان کردن ما و مقابله با ما. اگر بدنام کردن کفایت نکند به ما اتهاماتی میبندند و برایمان پرونده درست میکنند, و اگر اتهامات هم کفایت نکند یکی از مامورانشان خون ما را میریزند.

دانش ممنوعه

جک اتو, افشاگر فقید

در دوسلدورف آلمان قوانین انقلابی کمونیسم برملا شد و در سال ۱۹۴۶ یکی از اعضای ناشناس حزب کمونیسم نسخه ای از این قوانین را به وزارت دادگستری آمریکا ارائه داد و این قوانین تا به امروز لحاظ میشوند. سه قانون اصلی وجود دارد؛ الف, ب, و پ.

الف- جوانان را به فساد بکشانید, از دین رویگردان کنید, غرق در امور جنسی کنید, سطحی نگاهشان دارید, سختی و استقامت آنها را از بین ببرید.

بسیاری از جوانان امروز با سیستم آموزش عمومی موجود و تحت تاثیر تلویزیون دیگر به سختی میتوانند فکر کنند. پیش از این در مدارس می آموختند چطور فکر کنیم. امروز می آموزند چه فکر کنیم.

ب- تمام ابزارهای تبلیغاتی را در کنترل خود بگیرید و در نتیجه:

  1. توجه مردم را از حکومت پرت کرده و به مسائل ورزشی و جنسی و امور سطحی و پیش پا افتاده جلب کنید.
  2. با دامن زدن به مسائل بحث برانگیز و بی اهمیت میان مردم تفرقه ایجاد کنید و آنها را در دسته های متخاصم از هم جدا کنید.
  3. ایمان مردم به رهبران طبیعیشان را با تحقیر, تمسخر و اهانت به رهبران طبیعیشان از بین ببرید.
  4. همواره درباره دموکراسی حقیقی موعظه کنید اما قدرت را با بیشترین سرعت و بیرحمی در دست بگیرید.
  5. با تشویق دولت به زیاده روی و تجمل, اعتبار دولت را بین ببرید و با افزایش مداوم قیمتها و نارضایتی عمومی ترس از تورم را در دل مردم زنده نگه دارید. این بند با قدرت تمام پیاده شده است. ما نقش صدقه دهنده به تمام دنیا را داریم. اسرائیل را ببینید. به ازای هر مرد, زن و کودک امریکایی مبلغ ۱۵۵۰۰ دلار به اسرائیل کمک میشود. مبلغ زیادی است. مطمئنم بسیاری از ما آرزو داشتیم دولت ما این مقدار را هر سال شخصاً به دست خود ما بدهد. و این تنها صدقه دادن واضح و آشکار ما است. صدقه دادن پنهان و زیر پوستی هم در جریان است؛ فلان کشور تنها دوست ما در خاور میانه است, باید پایگاهی در آنجا برپا کنیم تا از آنها حمایت کنیم. آیا این پایگاه را به ما هدیه میدهند یا باید با مبلغی بالا اجاره اش کنیم؟ و اگر اجاره اش میکنیم از آنجا که نمیدانیم ارزش آن چقدر است مبلغ بالای اجاره به شکل صدقه غیر مستقیم از جیب ما خارج میشود.
  6. صنایع زیربنایی را تشویق به اعتصاب و مردم را تشویق به بی نظمی های مدنی کنید و دولت را وادار به نشان دادن واکنش نرم و ملایم به چنین بی نظمی هایی.
  7. با بحثهای فریبنده ارزشهای اخلاقی قدیمی را بشکنید؛ صداقت, متانت, خویشتن داری, وفای به عهد و استقامت را.

و پ- به بهانه های مختلف تملک سلاح گرم توسط مردم را ثبت کنید و مصادره سلاحهای گرم به منظور بی پناه کردن مردم را مد نظر داشته باشید.

بسیاری از این حملات دروغین از پیش طراحی شده برای ما مشکلات بزرگی ایجاد کرده اند. ما اکنون میدانیم کشتی امریکایی که در کوبا غرق شد به خاطر مین گذاری اسپانیا در آبهای کوبا از بین نرفت, بلکه انفجاری داخلی در این کشتی اتفاق افتاد (کشتیی که در سال ۱۸۹۸ برای حفظ منافع آمریکا در جنگهای استقلال کوبا به آبهای کوبا اعزام شد و هنگامی که اکثر خدمه آن در خواب بودند در ساحل هاوانا منفجر و غرق شد-مترجم). این انفجار تنها بهانه ای بود برای حمله آنها به اسپانیا. ما شاهد حملات دروغین بسیاری بوده ایم. پرل هاربر در جنگ جهانی دوم (حمله ژاپن به پرل هاربر در هاوایی که بهانه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم شد-مترجم) که یک حمله دروغین به معنی دقیق کلام نبود. دولت ما علی رغم معصوم نمایی, ۶ ماه قبل از وقوع این حمله تمام دارایی های ژاپن در بانکها را بلوکه کرده بود و از هر زاویه که به این عمل نگاه کنید این عمل دزدی محسوب میشود. سه هفته پیش از وقوع حمله, دولت ما ژاپن را تحت تحریم صد درصدی نفت قرار داده بود. آیا به خاطر دارید که در دهه هفتاد ما قربانی تحریم ده درصدی نفت اروپا شدیم و صفهای پمپ بنزین به درازای کیلومترها ایجاد شد؟ ما از یک تحریم تنها ده درصدی چنان سختیی کشیدیم و دولت ما مردمی را قربانی تحریم صد درصدی کرد که زیر بار چنین مساله ای نمیرفتند. آدمیرال یاماموتو چاره دیگری نداشت. شیر خفته را بیدار کرد. یا باید سر تسلیم فرود می آوردند و یا میجنگیدند. و این درست داستان امروز ما است. یا باید سر تسلیم فرود بیاوریم و یا وارد جنگ شویم.

جنگ ما در این لحظه جنگ کلامی است. این لحظه برای اصلاح سیستم بسیار دیر است اما در عین حال هنوز برای دست به اسلحه بردن و شلیک کردن هم بسیار زود است. و من فکر میکنم بسیاری از ما مردم آمریکا بزدل هستیم, و این کشور تنها مادامی سرزمین آزادی خواهد بود که سرزمین شجاعان باشد.

پس از جنگ جهانی دومی فرانکلین دلانو روزولت که نام واقعیش روزنفلد بود با رفیق خوبش در اتحاد جماهیر شوروی, مردی به نام یوزف استالین که نام واقعیش یوزف ویزاریونویچ جوگاشویلی بود, پسوند گاشویلی به معنای «پسرِ…» است (جوگاشویلی به معنای پسر یهودی است-مترجم), دست به یکی کردند و او به رفیقش جوگاشویلی اجازه داد بر انتخابات پیش رو در بخش بزرگی از اروپا نظارت کند. و طنز ماجرا در این است که تمام آن منتخبین مهره های پیاده در صفحه شطرنج کمونیسم شدند. استالین به وضوح گفته, و بهتر است به آنچه گفته با دقت گوش دهیم, به وضوح گفته که کسانی که رای میدهند در هیچ موردی تصمیم گیرنده نیستند, کسانی که شمارنده آرا هستند تصمیم گیرنده در تمام مواردند.

همین اتفاق مدتی نه چندان دور در امریکا هم روی داد. به یاد دارید جرج بوش چطور رییس جمهور شد؟ برادرش در فلوریدا به انواع و اقسام بهانه ها مانع از شمارش آرایی شد که باید شمرده میشدند و آرایی به شمارش در آمدند که نباید شمرده میشدند. و این اتفاق مجدداً در ۲۰۰۴ در اوهایو تکرار شد. دست اندرکاران کمیسیون رای گیری از کسانی که ماشین های رای گیری را آورده بودند درخواست باز کردن ماشینها برای اطمینان از خالی بودن آنها پیش از شروع انتخابات را کردند, و طرف مقابل ناله و التماس و اعتراض کرد که ماشینها نباید باز شوند و ماشینها خالی هستند و آماده رای گیری, و اعضای کمیسیون گفتند ما تصمیم گیرنده در اینباره ایم. پس ماشینها باز شد و داخل هر ماشین ۳۰۰ الی ۴۰۰ رای به نفع بوش وجود داشت. این ماجرا سر و صدای زیادی در اوهایو به پا کرد اما البته در سایر نقاط امریکا خبر آن طنین افکن نشد.

چرا؟ چه کسی مالک روزنامه ها است؟ مالک تلویزیون؟ مالک رادیو؟ همان کسانی که مالک ماشین های رای گیری هستند. در آمریکا تنها چهار کمپانی مالک ماشین های رای گیری هستند و هر چهار کمپانی با مافیا مرتبط هستند. شبکه های عمده و اصلی تلویزیونی دور هم آمدند و شبکه ای تحت نام خدمات اخبار انتخاباتی به راه انداختند. آنها اخبار انتخاباتی را تهیه و پخش میکنند. میبینید که مهم نیست ما به چه کسی رای میدهیم, مهم این است که این خبرگزاری های چه کسی را پیروز انتخابات اعلام میکنند.

اگر ما آزادی خود را از دست بدهیم فرزندان ما نیز آزاد نخواهند بود و فرزندان آنها نیز. برای من مهم است که نسلهای آینده از درّ و گهر آزادی بهره مند بشند. آزادی یعنی تو انتخاب کنی برای زندگیت چه کنی, انتخاب کنی چه چیزی زندگیت را بهتر میکند. اما به هر شکل به جایی رسیده ایم که برای هر کاری باید مجوز دریافت کنیم.

مادامیکه اعتراض نکنیم, مادامیکه صدایمان بلند نشود, به اطرافیانمان اطلاع رسانی نکنیم, مادامیکه به جای قوت و استقامت نشان دادن و در راه آزادی قهرمانانه عمل کردن, سستی و تنبلی نشان دهیم, شاهد بیرون کشیده شدن آزادی از میان انگشتهایمان خواهیم بود. باید از شما بپرسم: آیا حاضرید اطلاعات را به دیگران انتقال دهید, فیلمها و نوشته را کپی کنید و به دست دیگران بدهید, آیا حاضرید با افراد بیشتری صحبت کنید, آنچه لازم است برای نجات قانون اساسی مان انجام دهید؟

گمان میکنم دنیل وبستر بود که گفت «از قانون اساسی تان و جمهوریتان محافظت کنید. که معجزات به وفور رخ نمیدهند و آنچه یک بار در ۶۰۰۰ هزار سال اتفاق افتاده ممکن است دیگر هرگز تکرار نشود. اگر قانون اساسی امریکا از دست برود هرج و مرج تمام دنیا را فرامیگیرد. پس حفظش کنید.»

متشکرم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*