در چرایی مجازات اعدام

مجازات اعدام یکی از موارد بحث برانگیز حقوق بشری, قضایی و اخلاقی معاصر است. نظرات مختلف و متناقضی له و علیه مجازات اعدام وجود دارد. با پایان جنگ جهانی دوم حذف مجازات مرگ از سیستمهای قضایی کشورها شدت گرفت. امروز مجازات اعدام در ۱۰۳ کشور جهان به طور رسمی وجود ندارد, و بیش از ۵۰ کشور جهان نیز بیش از یک دهه است که در عمل اعدامها را متوقف کرده اند.

نشریه نیچر در مقاله ای جدید به نتایج تحقیق و بررسی درباره ارتباط قربانی کردن انسان در جوامع تاریخی با تبدیل نوع سیستم جوامع به طبقاتی و حفظ طبقات و سلسله مراتب پرداخته.

این مقاله با تعریف قربانی کردن انسان, انواع دلایل قربانی, و پیشینه تاریخی آن آغاز میشود:

قربانی کردن انسان, به معنای قتل عمدی و آیینی یک فرد برای راضی کردن یا فرونشاندن خشم موجودات فراطبیعی, در جوامع اولیه ژرمانیک, عرب, ترک, آمریکایی, آسترونزی, آفریقایی, چینی, ژاپنی و میان ساکنین بومی قطب شمال رواج داشته. فرضیات درباره عملکردهای احتمالی قربانی کردن انسان به دستکم ۵۰۰ سال پیش و آغاز استعمارگری اروپا در آمریکای مرکزی بازمیگردد و منشأ بحثهای بسیاری در زمینه های علوم انسانی, علوم اجتماعی, و زیست شناسی بوده. گمان بر این است که این عمل نوعی پاکسازی اجتماعی بوده باشد, توجیهی برای مناقشات سیاسی, و همچنین در ترکیب با آدمخواری, ابزاری برای غلبه بر کمبود پروتئین. مدتهای طویلی است که تئوریسین های علوم سیاسی از لزوم استفاده از ابزارهای مشروعیت بخشی برای حفظ سلطه سیاسی و طبقاتی نگاه داشتن جامعه گفته اند. دانشمندان حوزه تکامل نیز اخیراٌ بر این بحثها صحه گذاشته اند. بنابر فرضیه کنترل اجتماعی, قربانی کردن انسان با نمایش دادن نهایت قدرت, یعنی گرفتن جان یک فرد, با توجیهات ماوراء طبیعی که قدرت صاحبان قدرت را الهی نشان میدهد, به منظور مشروعیت بخشیدن به تقسیم قدرت بر اساس طبقه بندی اجتماعی انجام میشود. طبقاتی کردن جامعه به عنوان یکی از اولین شکل های رسمی کردن رهبریت در فرهنگهای انسانی شناخته شده است, طبقاتی کردنی که در نهایت منجر به ایجاد پادشاهی ها و حکومتهای سیاسی مدرن شده است…

مقاله سپس به نحوه و دلیل انتخاب جامعه آماری میپردازد:

فرهنگهای آسترونزی از آن رو که محیط زندگی و تحولات فرهنگی شان دارای تنوع فراوان است, به عنوان آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعات بین فرهنگی شناخته شده اند. این فرهنگها در محیطهایی متنوع, که از جزایر کوچک مرجانی گرفته تا سراسر یک قاره متغیرند, ساختارهایی اجتماعی دارند که از جوامع کوچک مبتنی بر برابری همه اعضا گرفته تا جوامع بزرگ و پیچیده ای همچون هاوایی متغیر است. آسترونزی ها از سرزمین اجدادیشان تایوان, به سمت غرب یعنی ماداگاسکار, به سمت شرق یعنی راپا نوئی, و به سمت جنوب یعنی نیوزیلند کوچیدند… اعتقادات و مناسک مذهبی این گروه ها دارای تنوع بسیاری است, و قربانی کردن انسان بین این فرهنگها شیوع بسیاری داشته. از جمله دلایل اصلی قربانی کردن انسان شکستن تابو ها یا سنت ها, خاکسپاری رهبران, و تقدیس ساختمان یا قایقی نوساز بوده است. توصیفات مطالعات انسان شناسی نشان میدهد که قربانیان اغلب جایگاه اجتماعی پایینی داشته اند, برای مثال برده بوده اند, و تصمیم گیرندگان درباره قربانی جایگاه اجتماعی بالا داشته اند, برای مثال مقامی دینی بوده اند یا رهبر و رئیس. روشهای قربانی کردن شامل مواردی همچون سوزاندن, غرق کردن, حلق آویز کردن, ضربه به سر, دفن کردن, له کردن زیر قایق نوساز, تکه تکه کردن, و همچنین از بالای سقف خانه به پایین غلطاندن و سپس گردن زدن بوده است.

و روش دسته بندی و کدگذاری جوامع مختلف را توضیح میدهد:

وجود یا عدم وجود قربانی انسانی و سطح طبقه بندی اجتماعی را برای هر فرهنگ مورد مطالعه ثبت کردیم. فرهنگهایی که فاقد ثروت یا موقعیت اجتماعی ارثی بودند را فرهنگ مبتنی بر برابری و فاقد طبقه بندی اجتماعی محسوب کردیم. فرهنگهایی که در آنها موقعیت اجتماعی و ثروت به ارث میرسید اما امکان تغییر موقعیت در طول یک نسل برایشان فراهم بود را فرهنگ دارای طبقه بندی اجتماعی معتدل و میانه رو محسوب کردیم, و اگر امکان تغییر موقعیت مالی یا اجتماعی در طول یک نسل بسیار کم بود یا وجود نداشت آن جامعه را به شدت طبقاتیمحسوب کردیم.

و در نهایت با بررسی ارتباط بین قربانی کردن انسان و تحول جامعه به سمت طبقاتی تر شدن به پایان میرسد:

شواهد محکمی به دست آوردیم که نشان میداد قربانی کردن انسان با تحول جامعه به سمت طبقه بندی اجتماعی شدید تر ارتباط مستقیم داشته… نتایج نشان داد که قربانی کردن انسان نقش بزرگی در ایجاد و حفظ جوامع طبقاتی داشته. قربانی کردن انسان در اکثر جوامع به شدت طبقاتی وجود داشته ولی در جوامع مبتنی بر برابری اجتماعی به ندرت دیده میشد… در فرهنگهای آسترونزی از قربانی کردن انسان برای تنبیه برای شکستن تابوها, تضعیف روحیه طبقات اجتماعی فرودست, علامت گذاری مرزهای طبقاتی, و ایجاد ترس از فرادستان در جامعه استفاده میشده و به این ترتیب قربانی کردن تبدیل به مکانیزمی برای حفظ کنترل و ساختار اجتماعی میشده.

اگرچه این تحقیق بر اساس داده ها و منابع تاریخی انجام شده, اما نتیجه تحقیق میتواند توضیحی باشد بر خودداری تعدادی از حکومتهای امروزی از حذف اعدام از سیستم قضائی شان.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*