رازهای کوه سینا ( بخش اول )

رازهای کوه سینا

زکریا سیچین

بدینوسیله گواهی میشود که آقا وخانم سیچین بر فراز کوه سینا جایی که موسی ده فرمان را دریافت کرده پرواز کرده و ازصومعه کاترینای قدیس دیدار کرده اند .
خطوط هوایی داخلی آرکیا اسرائیل
این گواهی با حروف طلایی روی یک پس زمینه قهوه ای چاپ شده و حدود سه دهه هست که در پرونده های ورقلمبیده ام با ما حصل جستجوهایم در خصوص شبه جزیره سینا و مسیر خروج و مکان کوه سینا نگهداری می شوند . هر چیزی که درگواهی آمده واقعی است ؛ جز اینکه کوهی که من و همسرم به آن رفته بودیم خیلی دورتر از کوهی بود که گفته می شد ده فرمان در آنجا به موسی داده شده .
در جستجوی محل واقعی کوه مقدس مجموعه ای از پروازها و سفرهای اکتشافی بر فراز شبه جزیره سینا صورت گرفته . برخی ماجراجویهای واقعی بوده اند . عکسهای جالبی از این پژوهش گرفته ام که تا کنون از آنها در کتابهایم استفاده نکرده ام و این عکسها اولین بار است که منتشر می شود . این عکس ها ما را با چالشی وسوسه انگیز مواجه خواهند کرد . اینکه موسی بر کوه مقدس چه کسی را دیده ؟

درقرون گذشته زائران برای رسیدن به صومعه کاترینای قدیس و کوه موسی ( سینا ) در مجاورتش در شمال شبه جزیره سینا راه بسیار طولانی و دشواری را باید طی می کردند . اغلب از مسیر کانال سوئز با کشتی به مصر می رفتند تا به بندر قدیمی ال تور بر کرانه غربی شبه جزیره برسند پس در ادامه بخشهای صعب العبور کوههای شبه جزیره با الاغ پیموده می شد ، جایی که قله کوه در دل کوههای گرانیتی پنهان شده .

در قرن نوزدهم کسانی نه به شکل زائر که محقق کتاب مقدس در جستجوی ردی از خروج به آنجا رفته اند ( مثل یوهان لودویک برکهارت در ۱۸۱۶ . م ) آنها به شهر سوئز درراس خلیج سوئز سفر می کردند و سپس سوار بر شتر تا شبه جزیره رفتند تا به وادی فیران رسیدند ( وادی/ Wadi به مسیل تنگ و معمولاً خشکی گفته می‌شود که در یک ناحیه کویری واقع شده و فقط هنگام بارندگی‌های شدید در آن آب جاری می‌شود. این واژه که در اصل عربی است، بیشتر در صحرای آفریقا و سرزمین‌های عربی و جنوب باختری آسیا متداول است.م ) در جایی این مسیل ها به هم تابیده ویکی شده اند و واحه ای را به وجود آورده اند . بزرگترین واحه در شبه جزیره که برای مصرف یک سال به اندازه کافی آب ذخیره می کند .

برای رسیدن به کوه و صومعه آنها می بایست یک مسیرپر پیچ و خم و خطرناکی را طی می کردند

دهه ها قبل از جنگ جهانی اول ، محققان آلمانی و انگلیسی ( که گاهی اوقات جاسوسهای نظامی هم بودند ) برای بررسی صحت فرضیه های مختلف در خصوص محل و شناسایی کوه سینا و سپس مشخص کردن مسیر خروج یا پیدا کردن مسیر خروج و بعد پیدا کردن کوه ، بارها این سرزمین را کاویده اند .
کتاب مقدس به نام مکانها و توقف گاههای طی مسیر اشاره کرده ، فاصله هایی که با روزهای پیاده روی محاسبه شده اند . جاههایی که غذا و آب بوده یا که چیزی در آنجاها پیدا نشده و دیگر جزئیاتی که به آنها اشاره شده و هر فرضیه ای برای تقویت استدلالش از این یا آن مورد اشاره شده در کتاب مقدس استفاده کرده .

رازهای کوه سینا
این منطقه قبل از جنگ جهانی اول دست ترکان عثمانی بود بعد از آن مدتی دست بریتانیا افتاد و سپس مصری ها آن را تصاحب کردند . شبه جزیره سینا جای خوش آیندی برای دودمانان امروزی بنی اسرائیلی ها از دوران خروج نبوده . اما طی جنگ شش روزه ( جنگ اعراب و اسرائیل ) در ۱۹۶۷ . م اوضاع تغییر کرد و اسرائیل این منطقه را تصرف نمود . دلبستگی و علاقمندی که سالها سرکوب شده بود اکنون مجال بروز و ظهور پیدا کرد و در کوتاه مدتی انبوهی از محققان اسرائیلی و پیاده گردها و گردشگران به این ناحیه سرازیر شدند .

بنابراین در سال ۱۹۷۲ من وهمسرم در آرزوی دیدن مناطق باستانی مرتبط با داستان خروج توانستیم بدون طی مسیرهای صعب العبور بی آب و علف یا الاغ سواری به خواسته خود برسیم . ازیک شرکت هواپیمایی کوچک اسرائیلی به نام آرکیا ، تور سینا را رزرو کردیم . لیموزینی به هتل آمد و ما را برای پرواز ساعت ۸ صبح به فرودگاه بن گوریون به ایلات در خلیج ایلات برد . در آنجا آشیانه ای بود که بدون هیچ واهمه ای نامش را ترمینال خروج گذاشته و سربازان جوان یوزی به دستی هم احاطه اش نموده بودند و چند بادیه نشینی که عبری هم حرف می زدند ( اعضاء یکی از قبایل بومی منطقه که در هتلهای ایلات کارمی کردند ) آنجا بودند . ما برای بررسی های سخت گیرانه بازرسی شدیم . بعد از در خروجی گذشتیم که قبلاً در آشیانه هواپیما بود و تا هواپیمای کوچکی که آنجا قرارداشت قدم زدیم . همسرم با بی میلی پرسید قراره با این پرواز کنیم ؟ و البته چند دقیقه بعد پرواز کردیم .

پرواز بر فراز ساحل مهیج غربی خلیج ایلات آغاز شد . در امتداد بزرگ راهی که اخیراً تا نوک شبه جزیره در شرم الشیخ کشیده شده . ما درارتفاع پایین پرواز می کردیم تا خلیج کوچک و سواحل طلایی و کوههایی که مشرف به دریا هستند را با دقت ببینیم . جزیره مرجانی را دیدیم با بقایای قلعه ای صلیبی و دژ خلیفه . سمت چپ از این طرف خلیج ، کوههای مایل به قرمز عربستان سعودی قابل رویت بود . بعدش هواپیما اوج گرفت و به عمق اراضی تغییر مسیر داد و سعی داشت بالاتر از قله های گرانیتی پرواز کند که هرچه پیش می رفتیم بلند تر می شدند و پرواز را به چالش می کشیدند .

یک آقای سیبیلوی چهل و پنج ساله ای از طریق سیستم مخابراتی داخل هواپیما شروع کرد به توضیح و تفسیر مناظر و برجستگیهای زمین شناختی زیر پایمان . تقریبا همه پا شده بودند تا بهتر بتوانند آن پایین را ببینند . بعدش علامت ” کمربندها را ببندید ” روشن شد و عین سرابی وسط بیابان یک تکه زمین مسطح وسط آن قله ها ظاهر شد . هواپیما به زمین نشست و جلوی ساختمانی که با حروف بزرگ رویش نوشته شد بود ” کوه سینا توقف کرد . این در واقع ترمینال باند فرودگاه بود ؛تنها ساختمانی که می شد آنجا پیدا کرد .

در عرض چند دقیقه هرکسی جز گروه تور ما سوار بر جیپ یا دیگر ماشینهای مخصوص مناطق دشوارگذار در دل کوهها ناپدید شد . اتوبوس ما حاضر بود و ما هم سوارش شدیم و سفر به سینای ما آغاز شد . جاده ای وجود نداشت و اتوبوس ما راهش را به سمت جنوب از روی رد چرخ های اتوبوس های قبلی پیدا می کرد . ناحیه مسطحی که در آن فرود آمده بودیم را خیلی زود پشت سر گذاشتیم و وارد قله های کوهستانی شدیم که از نظر ارتفاع و شکل ورنگ با هم فرق داشتند . مسیر شیب دارتر و باریک تر شد . سپس اتوبوس ایستاد و از ما خواستند که پیاده شده و نگاهی به اطراف بیاندازیم . در دره زیرپای ما درفاصله دور واحه ای از نخلهای خرما دیده می شد که واحه وادی فیران بود . سفر درمسیری را که از نظر ناهمواری دم به ساعت بدتر می شد ادامه دادیم و چشم انداز پانورامایی تا یکی از کوههای باریکی که فاقد چشم انداز دیدنی بود ادامه داشت . اتوبوس ما خود را از مسیری که از ریزش قلوه سنگها به وجود آمده بود غژغژ کنان جلو می کشید . بعد از یک سرازیری تند ناگاه یک دره آرام و ساکت ظاهر شد .

در آنجا در دل کوهها ، بنایی شبیه یک قلعه قرون وسطایی که توسط دیوارها احاطه شده دیده می شود و این بنا صومعه کاترینای قدیس است . بعد از یک سرازیری پر مخاطره اتوبوس به حومه صومعه رسید . در سالهای گذشته تنها راه رسیدن به اینجا حمل با سبد بود ! . ما خیلی راحت از طریق دروازه ای که در مجاورت باغ میوه وسبزیجات راهب ها قرارداشت وارد صومعه شدیم . راهبی که وظیفه خوش آمد گویی به بازدید کننده ها را داشت درباره قدمت این بنا گفت و آن را به سرآغاز مسیحیت نسبت داد ؛ وقتی که نخستین نوکیشها در مصر ( بعد تحت حکمرانی روم ) برای ممانعت از اذیت آزار در مصر به صحرا وسینا گریختند . آنها مخفیگاههای متعددی ساختند که بعضی از آنها بعد از اینکه امپراتور کنستانتین مسیحیت را دین رسمی کشور اعلام کرد توسعه پیدا کرده و به صومعه تبدیل شدند . در میان شهدایی که توسط رومی ها اعدام شده اند کاترین نامی هم بوده که گفته می شود فرشته ها بدن او را ربودند و بر بلند ترین قله سینا پنهان کردند . چهار قرن بعد محل دفنش در رویای یک راهب مشخص شد . کوه وصومعه مجاورش به نام او شد . بعد از آن تور صومعه به کتابخانه رسید و نقطه ای که تابوت طلایی کاترینای قدیس نگهداری می شد .

رازهای کوه سینا
اما ما پرسیدم پس کوه سینا چه شد ؟

بیرون از صومعه راهنمای تور به قله ای در دور دست اشاره کرد . اسمش کوه سینا نیست بلکه کوه موسی است . با دو ساعت پیاده روی از صومعه می توان به آن رسید . این یک تک کوه نیست بلکه قله جنوبی هم دارد که یک توده سنگی با دومایل ارتفاع هست . راهنما توضیح می دهد که از دوراه می توان به آن رسید . یکی از راهها پیمودن یک مسیر چهارهزار پله ای است که توسط راهب ها در شیب غربی در دل سطح سنگی کوه ساخته شده و مسیر دیگر آسان تر اما طولانی تر است و شیب ملایمی در دامنه های سنگی شرقی باید پیموده شود تا جایی که به ۷۵۰ پله نهایی راه غربی می رسد .

کسانی که خواهان صعود باشند برای کل شب جایی را در صومعه رزرو می کنند . سپس در سپیده دم کار صعود و فرود از کوه آغاز می شود . بقیه از جمله من و همسرم که یک چنین جایی را رزرو نکرده بودیم با اتوبوس به باند فرودگاه برگردانده شدیم تا از تور جانبی برای شرم الشیخ که در راس شبه جزیره واقع شده استفاده کنیم . در آنجا اسرائیل تفریحگاهی را توسعه داده و نامش را اوفیر گذاشته ؛ اشاره به جزیره ای افسانه ای ، جایی که بنا به گفته کتاب مقدس سلیمان برای معبدش در اورشلیم طلا استخراج می کرده .

دیدار ما از صومعه حاصلش این شد که موسایی که کوه موسی به نامش شده آن موسای خروج نبوده بلکه راهبی بوده که مشغول یافتن جسد کاترینای قدیس بوده . مشخص است که کوه موسی بطور کلی یک کوه هم نیست بلکه قله انتهایی یک توده سنگی با دو مایل طول است و اینکه در اطرافش قله های بلند تری هستند ( از جمله خود کوه کاترینا که نشانی است برای صومعه ) هرجور حساب کنید انتخاب این کوه برای خدا که بر آن تجلی پیدا کند خیلی تحقیر آمیز بوده و به هیچ وجه با توصیف کتاب مقدس از اردوگاهی که بنی اسرائیلی ها کنار کوه زده بودند جور در نمی آید .

در زمستان قله های بلند گرانیتی پوشیده از برف هستند . در هیچکدام از روایتهای کتاب مقدس درباره خروج به بارش برف اشاره نشده . درواقع کوهی که موسی نخستین معجزه را در آن شاهد بوده همان بوته ای است که می سوخته اما از بین نمی رفته . در کتاب مقدس نامش کوه هورب است ؛ کوهی در بیابان . واحه فیران که گفته شده منبع آب بنی اسرائیلی ها بوده ( ششصد هزارنفر از آنها ! ) چندین مایل از کوه موسای راهب فاصله دارد . اگر بنی اسرائیلی ها اینجا در این واحه اردو زده باشند راهی وجود ندارد که آنها شاهد تجلی بزرگ خدا بر کوه سینا بوده باشند . ” جایی که یهوه بر کوه سینا متجلی شده ” ( خروج ۱۹:۲۰ )

قضیه بعدی مربوط به بلدرچین ها است . به شکل عجیب و معجزه آسایی وقتی بنی اسرائیلی ها بدون غذا گریخته اند ؛ هزاران بلدرچین درنزدیکی اردوگاه آنها سرو کله شان پیدا شده . پرنده ها آنقدر وامانده بوده اند که بنی اسرائیلی ها کافی بوده دست دراز کنند و آنها را بگیرند . امروزه بلدرچین ها برفراز سینا پرواز می کنند . درزمستان از رومانی و جزایر دریای سیاه به آفریقا کوچ می کنند و به سودان می روند و در بهار بر می گردند . اما آنها بر فراز بخش جنوبی سینا پرواز نمی کنند چون قله های این منطقه برای آنها بیش از حد مرتفع هستند .

آنها از روی قسمت مرکزی _ شمالی شبه جزیره پرواز می کنند و در راه بازگشت در آن سمت شبه جزیره فرود می آیند که قبلا از آن عبور نکرده بودند، یک پرواز بدون توقف روی دریای مدیترانه. آن ها این پرواز را درست در زمانی انجام می دهند که در ماجرای خروج ذکر شده بوده، یعنی در عید فطیر، وقتی بهار شروع می شود، اما نه در جنوب و بین قله های گرانیتی. حداقل این سفر مرا متقاعد کرد که کوه موسی در نزدیکی صومعه، آنطور که اسناد گواهی می دادند، همان کوهی که موسی فرمان های دهگانه را بر آن دریافت کرده نبوده.

برگرفته از کتاب گمشده انکی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*