روایت شاهد عینی از برخورد نزدیک با یوفو

۲۵ژوئن سال ۲۰۰۶ من و پسرم تصمیم گرفتیم تا به خانه ساحلیمان برویم.ما سگ ۱۷ ساله مان را هم باخود بردیم.سگ ما اصلا از دریا خوشش نمی آمد و به محض اینکه به صخره های ساحلی نزدیک میشدیم پا به فرار می گذاشت.

Kathy_Orbs_1

وقتی ما به خانه ساحلی رسیدیم برای تماشای خانه های ساحلی آنطرف خلیج به لنگرگاه رفتیم.

ما ساکت ایستاده بودیم وفقط دریا را تماشا می کردیم.آنجابود که من متوجه یک رویداد غیرطبیعی شدم .همه چیز از حالت طبیعی خود خارج شده بود.جالب این بود که ما نمیتوانستیم صدای دریا یا مرغهای دریایی را بشنویم. سکوت کامل برهمه جا حکمفرما بود.گویی داشتیم از پشت یک کاغذ سلفون یا حتی از یک جای دیگر این منظره را تماشا می کردیم.

پسر من هم دقیقا حس من را داشت و می گفت همه چیز عجیب و غیرطبیعی به نظر می رسد.

بعد ما تصمیم گرفتیم که به ساحل اصلی برویم ، ساحل اصلی از در پشتی خانه به اندازه یک دقیقه پیاده روی فاصله داشت می خواستیم ببینیم آیا در ساحل اصلی هم وضع به همین منوال است.

دقیقا شرایط همین گونه بود.

دریا جوشان بود و رنگی فسفری و درخشان داشت، ما باز هم نمی توانستیم صدای مرغهای دریایی و صدای برخورد امواج با صخره های ساحلی را بشنویم.همه جا را سکوت فرا گرفته بود.من دائما در حال عکس گرفتن بودم ولی چیزی ثبت نمی شد و عکسی گرفته نمیشد.به نظر می رسید در هوا جریان الکتریسیته وجود دارد.

هوا تاریک شده بود و ساعت حدودا۷ بود.

Kathys-light-ship

من همچنان در حال عکس گرفتن بودم،پسرم به من گفت که به سگ نگاه کنم ،سگ حدود ۱۰فوت وارد آب دریا شده بود و همینطور مستقیم جلو می رفت.پسرم باید می رفت و سگ را از آب در می آورد.انگار سگ از راه دور کنترل میشد.رفتارش حقیقتا غیرعادی بود.

ما تصمیم گرفتیم سگمان را به خانه ببریم وخشکش کنیم.در راه بازگشت به خانه من در حال عکس گرفتن بودم ولی دوربینم چیزی ثبت نمی کرد.

بعداز اینکه نصف راه را رفتیم من متوجه مه قرمز در آسمان شدم،از این صحنه هم عکس گرفتم. میدانستم این دفعه واقعا عکس گرفتم به این دلیل که  دریچه پشت دوربین روشن شد.

وقتی به خانه ساحلی رسیدم عکسهایی را که گرفته بودم بررسی کردم؛آنجا بود که مبهوت  چیزی شدم که در دوربین میدیدم.

Kathy_Craft_2

ما فورا به ساحل اصلی برگشتیم تا ببینیم آیا چیز دیگری ظاهر شده است یا نه.

چیز غیرطبیعی آنجا وجود نداشت، چیزی که عجیب بود این بود که همه چیز به حالت عادی خود برگشته بود.صدای امواج و مرغهای دریایی به وضوح شنیده میشد.اینجور به نظر می رسید که دیدن آن شی  باعث شده که همه چیز به حالت طبیعی برگردد.

من بعدها دیگرآن شی را ندیدم ولی هرچه که بود قبل از اینکه من عکس بگیرم خودش را ظاهر کرده بود.

منبع:    http://members.iinet.net.au/~starline/Articles/High_Strangeness.htm

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*