سرگذشت زنی که در مجلس ختمش شرکت کرد

سرگذشت زنی که در مجلس ختمش شرکت کرد

همه ما در تشییع جنازه شرکت کرده ایم، اما اگر یک نفر در تشییع جنازه خودش شرکت کرده باشد،موردی نادر است. البته از این موارد در طی تاریخ اتفاق افتاده است و برخی بطور عامدانه برای خودشان تشییع جنازه ترتیب داده اند و برخی هم کاملا بطور اتفاقی در تشییع جنازه شان شرکت نموده اند.بعنوان مثال تیموتی دکستر میلیونر آمریکایی قرن هجدهم برای اینکه بفهمد مردم چه واکنشی به مرگ او نشان می دهند برای خودش تشییع جنازه ای ترتیب داد.از این موضوع هیچکس جز خودش و ترتیب دهندگان خبر نداشتند حتی زن و بچه هایش نیز اطلاعی نداشتند، جالب اینجا این بود بعد از خاکسپاری، مردم او را در حالی دیدند که داشت زنش را کتک می زد زیرا در تشییع جنازه اش آنطور که باید گریه نکرده بود.اما برخی افراد هم بطور غیر عمد و کاملا اتفاقی در تشییع جنازه شان شرکت نموده اند.در سال ۲۰۰۰ یک زن استرالیایی بوروندی الاصل بنام نولا روکوندو برای تشییع جنازه مادرش به بوروندی رفت، او پس از تشییع جنازه به هتل محل اقامتش رفت.

در این هنگام،همسرش از استرالیا به او تلفن زد و حالش را پرسید، نولا در جواب گفت خوب نیست. شوهرش به او گفت که برای هواخوری به بیرون هتلش برود، او توصیه همسرش را قبول کرد، در حالیکه در خیابان بیرون هتل قدم می زد یک ماشین ون به او نزدیک شد و او را بزور سوار کردند و به ساختمانی برده و با طناب به صندلی بستند.سر دسته گروگان گیران از او سوال کرد که چرا همسرش می خواهد او کشته شود.نولا ابتدا باور نمی کرد و اینرا غیر ممکن می دانست که همسرش برای کشتن او نفر اجیر کرده باشد.اما گروگان گیر تلفن را برداشته روی بلندگو گذاشت و با شوهرش صحبت کرد و صدای شوهرش شنیده می شد که می گفت بکشیدش…… گروگان گیر رو به نولا کرد و گفت آنها اهل کشتن زن و بچه نیستند و بعد از دو روز او را آزاد کردند و نوار ضبط شده مکالمه همسرش را به او دادند.

نولا دو روز بعد به استرالیا برگشت. او بدون اینکه به خانه برود بطور نامحسوس شوهرش را زیر نظر گرفت و متوجه شد شوهرش برای او یک جلسه شبیه به ختم را قبل از تشییع جنازه اش ترتیب داده است و مهمانانی را دعوت کرده است. نولا از بازار یک بلندگوی دستی خرید و بطرف خانه اش حرکت کرد،در جلوی خانه اش ماشین های متعددی پارک کرده بودند.او با سرو صورتی پوشیده با کلید در خانه را باز کرد و سپس بلندگو و ضبط را روشن کرد و مکالمه های شوهرش با گروگان‌گیران را شروع به پخش نمودن کرد.ناگهان همهمه ای در مهمانان به پا شد و همه با تعجب بهم نگاه می کردند.شوهرش که از این موضوع شوکه شده بود در حالیکه نمی توانست بفهمد جریان چه می باشد با سرعت زیاد از خانه فرار کرد اما چند نفر از مهمانان که همسرش را دیده بودند تقریبا متوجه ماجرا شده بودند او را گرفتند.وقتی قاضی دادگاه به او گفت چرا می خواستی همسرت را بکشی، گفت چون همسرم می خواست مرا ترک کرده و با کس دیگری ازدواج کند.ادعایی که نولا بشدت آنرا تکذیب نمود و در نتیجه دادگاه شوهرش را به ۹ سال زندان محکوم نمود.

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*