سفر معنوی به شهر واتیکان رم*حضور نژاد خزندگان فضایی در واتیکان*

مشاهدات گزارش شده در سفر معنوی (Astral Travelling) به شهر واتیکان رم/ توسط:   لسلی درو براوینگ

vaticanpagereverse

lesvatcmap1abut

greaterrome1

citymapsmall

شهر واتیکان

خدا را می شناسم. چیزی از دین نمی دانم. گلایه ی من از افراد مذهبی نیست. کلیساست که مرا به لرزه وا می دارد. لسلی درو براوینگ

Image11

بوستان ایتالیایی قابل مشاهده از گنبد پیتر مقدس/

Image12

گنبد پیتر مقدس قابل مشاهده از بوستان های واتیکان

با ورود به شهر واتیکان به روح پیتر مقدس جذب می شوم. به صورت مردی با لباس ساده و موهای سفید و با چهره ای غمگین به سوی من می آید. وی را در حین تماشای گنبد پیتر مقدس یافتم.آرزو می کند کاش نامش متصل به واتیکان نبود،اما وی به عیسی مسیح خیانت کرد، کلیسا به عامه خیانت می کند ، عامه که عیسی مسیح را دوست دارند در نفوذ روح القدس در خود ازاد هستند و انواع موهبت های معنوی دریافت می کنند. این مردم با حیله وادار شده اند که تنها راه شناخت خود را کلیسا بدانند. وی می گوید کلیسا در درون فرد است نه خارج از ان و فرد اگر در پی نجات خود از اسارت و بندگی در دنیای امروز است باید این را درک کند. روح وی به خاطر غم و اندوه بسیار عمیق نا آرام است. وی را بسیار گرم و مهربان یافتم. بسیار صادق است و به من می گوید، زمانی بسیار یاغی بوده است ، ایمانش بارها مورد ازمایش قرار گرفته است و دفعات زیادی از ان آزمایش ها سر بلند بیرون نیامده است. اما در پایان عاشق خدا بود. می گوید افرادی که در کلیسا بالا مرتبه هستند از تعالیم ساده ی عیسی مسیح پیروی نمی کنند، اما در عوض بازی خطرناکی با جهان می کنند.روح وی به خاطرعدم احترام کلیسا به عامه بسیار خشمگین است.روح پیتر مقدس هر کسی را که بتواند لمس می کند، می خواهد خون کلیسا برای همیشه از دست هایش شسته شود ، می توانم حرکت روحش را در میان افرادی که از اینجا دیدن می کنند ببینم. با استماع پیتر مقدس در حین حضور در خاک واتیکان بوی خون، قدرت، قتل و غارت به مشام می رسد، راز هایی که در تاریکی و ابهام قرار گرفتند و در سایه ی دیوارها، تونلها واتاق های مخفی پنهان شدند. پیتر مقدس حالا مرا در کلیسای Sistine هدایت می کند.

Image13

Image14

کلیسای Sistine با من حرف می زند، گویی میکلانژ خود سخن می گوید. از اینکه مامور نقاشی سقف کلیسا شده بود احساس افتخار نمی کرد ، می توانست ان را انجام دهد یا از انجام ان سر باز زند اما بعد از اینکه انتخاب چگونگی رنگ آمیزی به عهده ی خودش گذاشته شد موافقت نمود.وی ترجیح داد کاملا تنها کار کند. داستان تعبیر خود از کتاب مقدس را رنگ آمیزی کرد.دیوار غربی با تصویری از «قیامت» (last judgment) و سقف ها با صحنه هایی از آفرینش (Genesis) پوشانده شدند. میکلانژ روی داربست با حالت افقی کار می کرد. وی تعدادی از نقاشی های بسیار قدرتمند تمام دوران را خلق کرد. ۹ صحنه از کتاب افرینش وجود دارد که شامل جدایی نور از تاریکی توسط خدا، آفرینش آدم، آفرینش حوا، وسوسه ، سقوط آدم و حوا و سیل (Flood) است. میکلانژ روح و جانش را در کارش جاری ساخت، کلیسای Sistine که غرق در روح وی است نبوغش را فریاد می زند و … در این کلیسای کوچک می توانم از زیبایی و شگفتی میکلانژ سیراب شوم. روح  وی زنده در کنارم می ایستد، پیرمرد از اینکه هنرش هنوز هم وجود دارد متعجب است ، می توانم رنگ و روی آن را تصور کنم که فقط یک استاد می تواند خلق کند. با صدایی بسیار رسا و ارام شعری را ازبر می خواند که در مورد احساس خود در حین کار در کلیسا بود،تنی شکسته ، دستان تاول زده ای که تقریبا همیشه به قلم مویی که کلیسای Sistine را مال خود کرد چسبیده بود. آن روح میکلانژ است که این اتاق مقدس را که مورد رحمت خدا قرار گرفت تحت تاثیر قرار می دهد. خوش شانسی من بود که شعر چاپی میکلانژ را پیدا کردم، چون نمی توانستم ان را هنگامی که از مسافرت برگشتم به یاد اورم. فقط عمق کلمات را از فردی که علی رغم میل خود شاهکاری را که زیر ان ایستادم و با حیرت نگریستم را خلق کرد به یاد اوردم.با سکونت در این غار به گواترمبتلا شدم –همچون گربه ها از آبهای ساکن در Lombardy –که شکمم را تا نزدیک چانه ام جلو اورد: ریش هایم سر به فلک کشیدند، استخوان سینه ام اشکارا همچون چنگ رشد  می کند، پاهایم بی اختیار عقب جلو می روند، پوستم وا می رود، پشتم با خم شدن راست و کشیده تر می شود، شکل صلیب مرا همچون کمان سوری خم می کند، از آنجا می دانم نادرستی و ذکاوت باید ثمره ی احولی چشم و دل باشد، جیوانی،پس بیا سعی کن به نقاشی ها و شهرت مرده ی من کمک کنی چون نقاشی من شرمساری من است- میکلانژکلیسای Sistine کلیسای پاپ در واتیکان است.

Image15

Image16

تصاویر ادم و حوا

زمانی که در بوستانها یا در کلیسای Sistine که مملو از روح میکلانژ است کنار پیتر مقدس هستم، تقدس شهر واتیکان را احساس می کنم. اما بقیه ی شهر احساس بد گمانی ، بدگمانی به طبیعت ان، را به من می دهد گویی نبردی بین نیروهای خیر و شر وجود دارد.

دلیل تاسیس کلیسای مسیحی را می شنوم، بعد از سالها ازار و اذیت،مسیحیان جنبش برجسته ای برای منابع مالی و قدرت کردند. احساس می کنم که کلیسا در ابتدا مقدس به شمار می رفت اما در سده ی ۱۵۰۰ توسط فردی که نقشه های بزرگی برای تبدیل کلیسا به جایگاه قدرت جهان داشت مورد نفوذ قرار گرفت. فکر می کنم این زمانی است که این مرد زندگی می کرد. کشیشان یسوعی با فریب و نیرنگ کلیسا را در کنترل خود داشتند. در طی سالها، یسوعیون با افراد دارای قدرت مذهبی و حالا دارای قدرت سیاسی به همراه آن به کلیسا نفوذ کردند. این کلیسای خاص در زمانهای ابتدایی خود به شیوه ی جادوگری تاسیس شد، و آنهایی که روشهای مجوسیان را اموختند از دانش خود برای استفاده از عامه استفاده نکردند. در عوض انها نیروی جادوی سیاه را برای ایجاد شبکه ی کنترل جهان  انتخاب کردند. در اغاز این دزدی ، شوالیه ها اعمال کثیفی را در کلیسا ها انجام می دادند. یسوعیون شوالیه ها را از ریشه برکندند و کلیسا را مملو از کار های هنری ، کتابهای مقدس ، اثار مقدس کردند. اینجا، زیر شهر واتیکان ، کتابخانه های مخفی  دارای کتاب های غارت شده که منشا انها از چندین قسمت جهان حتی امریکا می باشد وجود دارد. کتابهای باستانی حاوی رموز چگونگی نیل به خدا در پارچه ای پیچانده شده اند.تعلیمات معنوی از دسترس بشر دور بود. ورژن King james انجیل، که برای جایگزینی با انجیل اصلی نوشته شد، برای کنترل بیشتر ساکنان کلیسا نگاشته شد. زمانی کرسی رم مرکز فعالیتNWO بود، اما حالا قدرت  NWO به انگلستان منتقل شده بود. خانواده ی سلطنتی و بیشتر انگلیسی ها در کلیسا عبادت می کنند. بله، رابطه ی محکمی بین این دو وجود دارد . بریتانیای کبیر که نماینده ی پاپ است، مسئول چیزی که من ان را » تهذیب US » می نامم است.به اصطلاح پدران تاسیس کننده و  پادشاه جرج برای شکست امریکا کار می کردند تا یک حکومت مرکزی را در امریکا حاکم کنند و آنها را اسیر دینی کنند که امکان پرداخت ان را نداشته باشند.در سالهای ۱۷۷۳و۱۷۷۶ هدف کلیسا امریکا بود. در اینجا ملکه الیزابت را بازیگر بزرگی نمی بینم. بله ، او در دستانش خون دارد، اما این سلسله مردسالارانه است و او از روی میل به عنوان گرو استفاده می شود. حالا کلیسا به بیشتر جاهای جهان نفوذ کرده است. اما، توانایی نفوذ به فلاسفه و مذاهب شرقی را ندارد که علت اصلی جنگ ویتنام، قتل عام کندی، بود.  NWO به ان جنگ نیاز داشت تا حرکت خود را به کشور های اسیایی اغاز کند، و انها ان را با اجرای دکترین مسیحی انجام دادند. با نام صلح جهانی می خواستند تا رقیب خود را زمین بزنند.که کاملا موفق نشدند. فراماسونها، کف روشنفکران را تشکیل می دهند، همراه با روشنفکران شهر واتیکان و Reptilians(نژاد خزندگان فضایی) ، بازیکنان کلیدی در سلسله ی کلیسا هستند. چهره ی بوش در مه ، حسی را که رئیس جمهور هزاره ی ایالات متحده خواهد بود نشان می دهد، وی همچون اکثر رئوسای جمهور برای این منصب دست چین شد. همچنین به من گفته می شود که پاپ بعدی پاپ سیاه (Black Pope) خواهد بود، این پاپ بسیار قصی القلب و بدخواه است  . کلیسا در گسترش کمونیسم دست دارد. و گنجینه های بسیاری از یهودیان در طی حکومت هیتلر گرفته شد. کوبا رازی است که هرگز کسی به ان دست نمی یابد. کاسترو، بوش و حسین را می بینم، که بازی دروغین نبرد را در جلوی رسانه ها برای کل جهان بازی می کنند تا نشان دهند که سران این کشور ها به هم کار نمی کنند، در حالیکه هدف نهایی انها یکی است. چیزهای زیادی برای نوشتن وجود دارد، اما اینجا به ان پایان می دهم و اگر سوالی پیش اید جواب می دهم.

می توانم بگویم افرادی را که در گذشته در اینجا بودند و هنوز هم هستند احساس می کنم. موجودات Reptilians ، در ابتدا به رم دستور دادند تا به عنوان دروازه ای در زمین و خارج از آن برای دیگر قسمتهای کهکشان کار کنند. رم در ایتالیا به خاطر سرزمین آن انتخاب نشد بلکه دلیل ان حجم بسیار زیاد آب اطراف آن بود. به خاطر دارا بودن دریا در دو طرف آن و رودخانه ها، که امکان ساخت تونلهای ابی زیرزمینی را فراهم می کرد که زیر رم حرکت می کرد.

vatica3

تصویر دروازه با جهان های دیگر

دوره ی pisces ( سمکتین) معنای کاملا متفاوتی برای من دارد، ان Christ Conciousness ( هشیاری مسیح) و دوره ی زمانی  Reptilians را که امپراتوری خود را روی زمین به ارامی بنا می کنند نشلن می دهد. دوگانگی بسیار زیادی را می توان در شهر واتیکان احساس نمود، حالا چرا می دانم چرا روح پیتر مقدس محزون است.وی می گوید این راهی نیست که باید باشد، جنبش مسیح به خاطر تبدیل کلیساها به نهاد های سیاسی نبود بلکه به خاطر حفظ حضور روح خدا در ان بود.

با نگاه به شهر واتیکان و رم می توانم احساس کنم شهرها روی شهر ها دفن شدند، شاید حتی دنیاها روی دنیا ها، که حالا شروع به جستجوی انها می کنم. بنای اولی که جذب ان می شوم  St. Peter’s Basilica است. در دیوار جنوبی St. Peter’s Basilica گذرگاه کوچکی را پیدا کردم که به نظر می اید زیر مرکز Basilica قرار گرفته باشد. برای مرده مقبره ای با عمق دو لایه است. به نظر می رسد قبلا توسط مقامات کلیسا یا شهر کشف شده باشد. هنوز چیزی را حفاری نکرده اند. اینجا هنوز چیزهای زیادی وجود دارند.تاریخ رها شده در کاسه های سفالی زیر این مقبره آثار باستانی بت پرستی قرار گرفتند. ستارگان ۶ سر ،تکه های پرده های منقوش کهنه، و فنجانهای نقره ای تیره برای نوشیدن خون حیوانات و حتی قربانی انسانها. استخوانهای کهنه ای را می بینم که به نظر میرسد استخوانهای حیوانات باشند و هنوز هم می توان بوی اتش که صدها سال قبل زیر ماه کامل می سوختند را استشمام نمود. گهگاهی حتی یک بچه ی بی گناه برای خوش شانسی و موهبت ها تقدیم می شد. می توانم صدای فریاد انهایی که در طی مراسم و ایین های باستانی بی کمک و لرزان قربانی می شدند را بشنوم. این آیین های شیطانی در این مکان هر ماه دو بار زیر نور کامل ماه برگزار می شدند.گویی یک بنای باز مربعی بود که ۲۵ پله منتهی به اتاق قربانی داشت.

می توانم حضور کسی را احساس کنم ، نیمه انسان نیمه حیوان که ذبح را هدایت می کرد. سرش بزرگتر از نسلهای امروزی است و چشم های سیاه و نافذ، سینه ی عریان و روغنی دارد. پشتش کاملا سیاه و با مو پوشیده شده است. دستهایش بزرگ، انگشتانش بلند، ناخنهایش نوک تیز هستند که مرا یاد چنگال می اندازد.

نیم تنه ی پایین تصویر کاملا حیوانی دارای خز است، دارای رانهای بزرگ و برامده و بالای پاهایش تیره و چرمی است.این موجود در تیرگی این گذرگاه در کمین است و لرزش تونل را با انرژی خفه کننده پر می کند. انرژی شیطانی اش به سوی انهایی که نا اگاهانه از رویش رد می شوند جریان می یابد.

Image20

Image21

دخمه ها مکان زیرزمینی  دفن برای مسیحیان بودند

شنیدم شروع ساخت این دخمه ها از قرن دوم بود، که برای خدمات یادبود مثل مراسم خاکسپاری استفاده می شدند.این مکانهای تدفین اولیه برای نشان دادن گورستانهای ساده استفاده می شدند.دخمه ها دارای حداقل ۴ طبقه هستند که سیستم بزرگی از دالانها و تونلها و کریدورهای متصل کننده ی راهرو ها را با پلکانهای دارای شیب تندرو باریک به هم وصل می کنند. اجساد مردگان با قطعاتی که فکر کنم برشهایی از دیواره ی سنگ خاره است در تورفتگی ها قرار می دادند.اجساد کاملا در کتان پیچیده می شدند و برای خنثی بوی فساد به انها روغن پاشیده می شد و با لوحی دارای حکاکی نام مرده همچون سنگ قبر ما مهر می شدند. از دخمه هایی با نام “ St. Callis”چیزهایی شنیدم. که به عنوان زمین های تدفین رسمی برای اسقف های اول رم استفاده می شدند و هم چنین جادوگرانی بودند که  برای  ارامش در مرگ به همان طریق اسقفها و پاگها رفتار می شدند.درون برخی دخمه ها ، خویشاوندان مرده مصنوعات باستانی همچون فنجانهای نقره ای ، لباسهایی مزین شده با طلا و.. که مورد علاقه ی وی بود را کنارش قرار می دادند.بوی دخمه ها فرق می کرد. در اغب قسمتها بوی پوسیدگی به مشام می رسد، اما هر چند وقت بوی روغن ، عطر یا اسانسی را استشمام می کنم که به ارامی در اتاق پراکنه می شود. دخمه ها بسیار تاریک هستند و برخی از بازدیدکنندگان از شمع یا فانوس برای عبور از دخمه ها استفاده می کنند.

سیستم تونلها

waterway

در حال برگشت به بوستانها صدای هجوم اب از زیرزمین را شنیدم . احساس کردم تونلهای زیرزمینی بزرگی وجود دارند که زیر شهر واتیکان و شاید سراسر رو جریان دارند.گفته می شود یک نژاد پیشرفته سیستم تونلها را قرار داده است. این سیستم سرتاسر رم حتی تا کوهستانها بسط می یابد.دو دلیل برای تونلها و ابراههایی که در رو جران دارند وجود دارد. اولین به خاطر نژاد خزندگان بود که در اب سکونت داشتند. دومی برای حفظ انها از دشمنانشان که در هنگام حمله جاری می شد.همچنین شنیدم که تونلهایی زیر شهر واتیکان وجود دارد که بین تما کلیساها به صورت مخفیانه قرار گرفتند و با ورودیهای مخفی در کف قابل دسترسی هستند. این تونلها مکانهای ملاقات سران کشور ها و رهبران جهان هستند . از کلیسا های دیگر ورودیهایی برای این دیدارها وجود دارد. اما یک ورودی در غرب شهر واتیکان وجود دارد.

دامنه ی جستجوی تمام تونلها در رم بسیار وسیع است و چندین سفر به درون را می طلبد. بنابراین می خواهم تا تعدادی را جستجو کنم . تونلهل دارای عوق ۵ ، ۱۰، ۲۰ و حتی ۵۰ متر هستند. حتی برخی یک تا ۲ مایل زیر زمین امتداد دارند.حالا زنی را می بینم ، حداقل چنین به نظر می رسد. لباس نقره ای متالیک به همراه یک کلاه یا کلاه خود مثلثی به تن دارد. ود در تغییر شکل ماهر است و پیش روی من به اشکال مختلف ظاهر می شود. این احتمالا زن سیاه باشد که پشت مراسم های مذهبی احساس کردم. فقط می توانم گوشت صورتش را ببینم که رنگ پریده به نظر می رسد. بقیه ی بدنش با موهایش پوشیده می باشد. در هوا پرواز می کند و فکر می کنم مرا با حضور خود ازار می دهد. او از سیاره ای دیگر می اید. در عوض نیم مایلی استخوانهای بزرگی را می بینم. اینها استخوانهای حیوانات نیستند بلکه غول پیکرانی هستند که زمانی روی این سرزمین راه رفتند. برای شناخت بیشتر به استادیوم می روم.

استادیوم در رم

coliseum

استادیوم  قبل از حفاری

coliseum2

استادیوم در شهر واتیکان نیست بلکه در رم است ، این را در اینجا ذکر می کنم چون فکر می کنم قسمت مهمی از تاریخ است.استادیوم به عنوان حمام خون استفاده می شد و بوی خون هنوز هم اینجا وجود دارد. رومی ها عاشق جمع اوری در استادیوم بودند چون واقعا از مردن دیگران لذت می بردند. زیر میدان نبرد اصلی سلولها و گذرگاههایی برای انسانها و حیوانات وجود داشتند .وارد زیرزمین استادیوم میشوم . صحنه سازیهای مختلف و سلولهایی برای حیوانات و زندانیان مورد استفاده به عنوان گلادیاتور وجود دارد. می توان فهمید که امپراتور و مقامات عالی در بالا ترین نقطه ی دیوار می نشستند، که به انها امکان دید خوب را می داد و ایمن ترین مکان در برابر خطر بود . گاهی کف پر از اب می شد و نبردهای دریایی ساختگی برای تفریح اجرا می شدند. این امفی تاتر عظیم برای وقایعی بود که رخ می دادند. نبر گلادیاتورها ، شکار حیوانات وحشی، شبه انسانهای عجیب و غول پیکران در اینجا نمایش داده می شدند. اغلب نبرد هایی که رخ می دادند نبردهای گلادیاتوری و شکار حیوانات وحشی بود. بسیاری از حیوانات از افریقا اورده می شدند. گاوهای نر وحشی، فیل ها ، پلنگ ها بسیار بزرگتر از اندازه ای که امروزه می بینیم بودند. اینجا مکان بسیار مخوفی است می توان فهمید رومیان باستان عقده ی خون داشتند. هیجان انها از تماشای مردمی که مرد دیگری ،یا از تماشای مردی که حیوانات بی گناه زیادی را می کشد می اید. در اینجا قتل کلمه ی مناسبی است.استادیوم بعد از عملیات حفاری

gerome3

گلادیاتور ها با لباس بنفش و ردا های مزین به طلا با ارابه ی جنگی وارد می شدند. سپس گلادیاتورها خود را اماده ی نبرد می کردند ، دوئل ها با مرگ پایان می یافتند. در پایان روز، فقط نصف گلادیاتورها باقی ماندند. مرگ در نبرد گلادیاتوری بیشتر سمبلیک به نظر می رسد. گویا این نبردها با اهداف مذهبی انجام می گرفتند. دوئلی به افتخار مقبره ی فرماندهی که روحش به قربانی خون رایج بود و ممکن است امروز در مراسم های پنهانی که زیر سطح زمین زیر رم برگزار می شوند استفاده شود. مجرمان و برده ها محکوم می شدند تا در برابر یک حیوان وحشی گرسنه قرار گیرند. به شیرها به این دلیل از سه روز قبل از واقعه غذایی داده نمی شد.گاهی نبردهایی بین گلادیاتور های کوتوله و زنان وجود داشت.بعد از اینکه گلادیاتورها می مردند، افرادی ملبس به لباس شیطان از عالم اموات، کنترل می کردند که گلادیاتور واقعا مرده است.انها با گرز به سر گلادیاتور می زدند یا او با اهن داغ می سوزاندند .صدای فریادهای شادی و خنده را در میان این قساوت و بی رحمی ها می شنوم .هدف این کشتارها مجلس یادبود یک شهروند مهم می باشد که به انها در زندگی بعد از مرگ کمک می کند. زیرزمین پر از جانورانی شبیه عنکبوت ، موشهای بزرگ و غیره است.گواه ذبح گذشته در اینجاست. استخوانهای بزرگی از حیوانات ۵۰ فوت زیر زمین دیده می شود.انسانهای غول پیکر با قد ۱۰، ۱۲،۱۴ فوت می بینیم. امروزه انها را اغلب در تصویر انسانهای غارنشین ملبس به پوست حیوانات می بینم.

نفوذ به عمق بیشتر زمین

قطعاتی را می بینم که می توانند فقط سفینه های فضایی باشند، این جا حدود یک مایل زیر رمین است. یک پایگاه مرکزی زیرزمینی برای انهایی که از جهانهای دیگر به اینجا مسافرت کرده اند.احساس می کنم انرژی دیگری ساکن در این منطقه وجود دارد، یک انرژی از فضا که احتمالا تمام سیستم های تونل را ساخت و حتی تمام بناها واستادیوهای بزرگ را با نیروی جادویی خود برافراشتند. معتقدم که رم و شهر واتیکان در اصل یک ایستگاه فضایی و دروازه ای برای انتقال به جهانهای دیگر یا خروج از انها بوده اند.  من چیزی را پیدا کردم که به ان »  Mystery Froscoe می گویند. یک نقاشی ۲۰۰۰ ساله که باستانشناسان را گیج کرده است. انها به علت سبک نقاشی سر در گم هستند. برای من دقیقا چیزی را که رم زمانی شبیه ان بود بیان می کند نه یک مدخل  HE ، بلکه یک ایستگاه فضایی. شما خودتان تصمیم بگیرید.

mysteryfrescoe

» سوالهای پرسیده شده از لسلی در مورد شهر واتیکان توسط onelight.com

به نظر می رسد در ابتدا کلیسا بسیار مقدس بود. اما توسط مردی که نقشه های زیادی برای تبدیل کلیسا به کرسی قدرت جان داشت مورد نفوذ قرار گرفت ، که فکر می کنم از قرن ۱۵۰۰ شروع شد. این دوره ای است که این مرد زندگی می کرد. فکر می کنید این مرد چه کسی باشد؟ نامی که شنیدم  Loyola یا  Loiola بود. این مرد هنگام جوانی یک نوع تصادف یا بیماری داشت که وی را در بستر نگه می داشت. در حین بهبود کتابهای بسیاری خواند.راهها و روشهای مجوسیان را یاد گرفت اما از بسیاری از طریقت های مختلف بیرون انداخته شد. از ساختمان راهبان حتی گروههای مختلف شوالیه ها. فکر می کنم اگر وی در طریقت یک مذهب به جای رد شدن پذیرفته می شد، ما امروزه یسوعیون را نداشتیم.وقتی ۴۵ ساله بود یسوعیون را تاسیس کرد. بیشتر مثل یک سرباز به نظر می رسید تا یک کشیش. پاپ پل سوم را برای ایجاد طریقت یسوعی تا حدی تحت تاثیر قرار داد. طریقت یسوعی در سال ۱۷۷۶ با خلق روشنفکران بسیار قدرتمند شد که ان را در جایگاه نظر قرار داد. شوالیه های مالتا تا حدی با ان در ارتباط هستند. تکرار می کنم که من فقط در مورد یک گروه ممتازی از مردم در راس این جوامع صحبت می کنم. برای نمونه اغلب افرادی که فراماسونها از محرک حقیقی پشت جامعه اگاه نیستند. همچون اغلب افراد که در کلیسا عبادت می کنند و از اعمال سیاسی ان نا اگاه هستند.فراماسونها که همراه با مردم شهر و واتیکان و Reptilians  روشنفکران را تشکیل می دهند.بازیکنان اصلی در سلسله ی کلیسا هستند. Reptilians   این فرایند را به یک دلیل کنترل می کنند. ایا نیاز به انها در استفاده از منابع انسانی برای اهدافشان وجود دارد؟ اول اجازه دهید بگویم که معتقدیم انها با انسانها در طی تاریخ پرورش یافتند، بنابراین ، Reptilians   به چشم ما انسان هستند. به نظر می رسد که انها می توانند تغییر شکل دهند تا به شکلی که می خواهند دیده شوند.بشر، حیوان و … هدف نهایی انها تکمیل کنترل جهان است.NWO انسانها در چرخه ی زندگی فقط یک دندانه شده اند، که به عنوان زنبور های کارگر برای حمایت از این سازمانها کار می کنند.هم چنین می توانم بگویم که این یک بازی شطرنج عالی ،  یک جنگ معنوی است، که نتیجه هنوز مشخص نیست. ان فقط به توده ی مردم بستگی دارد. فکر می کنم اغلب افراد در جهان در حالت هیپنوتیسمی زندگی  می کنند و حتی دیگر نمی دانند چه چیزی واقعی است. این می تواند از هر طریقی چون تلویزیون، موسیقی، تبلیغات ، حتی سمبلهایی که روی مغز کار می کنند تا افراد را خوشنود نگه دارند. اما جادوگران کمی وجود دارند که همچون اسقف ها و پاپها با احترام روانه ی دیار مرگ می شوند. ایا این جادوگران را قدرت دارانی می دانید که در اختیار روحانیون وقت قرار گرفت؟ ایا انها از نظر مقام بالاتر از روحانیون بودند؟ هر کسی زمانی به طریقت مجوسیان دسترسی داشت.مطالب سری برای مطالعه در دسترس بودند و اگر کسی می خواست تا در جریان هر فرایند طولانی موهبت های محرمانه قرار گیرد، اطلاعات انجا بودند. اگر فردی می دانست با اداب مذهبی خود از طریق فرایند اموزشی خاص قادر کشف خدا هستند.چرا انها به کلیسا نیاز دارند؟این دلیل تفتیش مذهبی بود، خرابی کارهای سری رخ داد بنابراین فرد توانایی توسعه ی موهبت های معنوی را توسط خود نداشت، بدون ان توانایی انها به کلیسا به عنوان یک رابط بین انها و خدا و می کنند. برای پاسخ به سوال شما ، نیرو در یک زمان در دسترس همگان بود. آیا آنها در روحانیون این نیروها را توسعه دادند؟ نه. افرادی بودند که با موهبت ها و استعدادهایی متولد می شوند، یا از طریق یک سری تشریفات در انها توسعه می یافت. می خواهم بگویم که هر چیزی دو رو دارد. پس قدرت مجوسیان را می توان در راه خوب یا بد به کار برد.وی ملبس به لباس نقره ای با کلاه یا کلاه خود است. وی در تغییر شکل ماهر است و پیش روی من با اشکال مختلف ظاهر می شود. در هوا پرواز می کند و با حضورش مرا ازار می دهد. وی از سیاره ی دیگری میاید. وی از کدام کهکشان می تواند باشد؟ با تغییر شکل به چه شکلهایی در می اید؟ ایا اولادی دارد؟تصور می کنم زنی است که در کهکشان سرگردان است. مکان خاصی را نشنیدم. اگر بدون عمر معین نباشد فکر کنم کاملا پیر است. اما ظاهری بسیار جوان دارد و ۳۰ ساله به نظر می اید. می توان به شکل حیوان یا انسان در اید.

فکر می کنم شکلی که من از او دیدم شکل اصلی اش باشد. فکر کنم اولادی داشته باشد، اما فکر کنم برای دیگران کار هایی انجام می دهد تا فرزند داشته باشند. احتمالا از طریق آدم ربایی یا زن در حال لقاح هیپنوتیسم قرار می گیرد. پس زن فکر می کند که توسط دیگری باردار شد.از کجا می داند؟ در سفرهایم گفتم که در گذشته راهبان برای تولیدمثل استفاده می شدند، آن را در گزارشم از قلم انداختم. دوباره ، چه کسی می داند؟ یک راهب هرگز سقط جنین نمی کند، حیای خود را تقسیم نمی کند، می تواند تن حامله ی خود را زیر جامه اش پنهان کند و بچه به اسانی بعد از تولد داده می شود. دوست دارم ذکر کنم که احساس کردم مرا ازار می دهد، با من بازی می کند چون می توانستم بعد درونی اش را ببینمو این را به خاطر تجربه می گویم که در حین کار روی این گزارش کسب کردم. من در کمال ارامش در اتاق نشیمن خود نشسته بودم ، روح مردی وارد شد و به صورت فیزیکی به من حمله کرد. من به گذشته برگشتم  ، چون این مرد هنوز زنده است و هم چنین چون در سفرم با وی برخورد نکرد. حمله ناچیز بود و توانستم روحش را از خانه ام بیرون کنم. این تجربه برای من تکه ی گمشده برای سوال بعدی بود. این افراد چگونه با چیزی که انها انجام می دهد دور می شوند؟ چرا مردم از چیزی که واقعا در جهان رخ می دهد اگاه نیستند؟

چون افراد دارای نیرو می توانند در جهان نا مریی حرکت کنند، انها در رفتار های روانی ماهر هستند.انها اساتید تغییر قیافه هستند چون هنر جادوگری را می داند و از مهارتهایش در جهت بدی و شر استفاده می کنند. معمولا هنگامی که مسافرت نجومی را اغاز می کنم فقط یک یا دو تماس می گیرم.منظورم این است که فقط افرادی که با انها تماس می گیرم می دانند که انجا هستم. اما نیروهایی که می دانست در شهر واتیکان هستم ، یا فردی که نمی دانست هرگز این کار را نمی کرد، ظاهرش تایید می کرد چیزی که من دیدم حقیقت داشت. در غیر اینصورت حمله ای انجام نمی گفت.

 منبع – www.ufolove.wordpress.com

منبع :  http://www.onelight.com/hec/les1/vaticancity/vatican1.htm

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*