سومریان و خدیاان فرازمینی

ایا فرازمینی های باستان براستی مسیر انسانیت را در گذشته ای دور تغیر داده اند ؟
به نیاکان ما کمک شده و اون کمک از هیچ جا نیومده الا از بالا !! یعنی از جایی خارج از این تمدن اموزگارانی داشتیم.
عراق …. دهم اوریل سال ۲۰۰۳ ..ارتش امریکا به شهر بغداد پیشروی کرد و در این بل بشو کلی اشیا باستانی از موزه های عراق دزده و غارت شد توسط خود شهروندان
غارتگران به زور وارد موزه ملی عراق شدند تمام وسایل رو بردند دزدیدند مثل ابزار الات موسیقی و لوحه هایی با خط میخی که گفته شده تاریخشون به ۶۰۰۰ سال قبل بر میگرده …شجرنهماه و تاریخچه خدایان فرازمینی باستانی اونجا بود و همینطور داستانهای سیل نوح یا همون زیوسدرا ..

اما حال بسیاری از این متون از دستمان رفته است
اما ظواه نشون میده دزدان و غارتگران افراد و مردم عادی تنها نبودند بلکه افرادی هوشمند با حرفه نفوذ پیدا کردند به مکانهایی از موزه که هر کسی نمیتوانسته وارد انجا بشه و اشیایی رو بردند که قدمتی شش هزار ساله و در واقع اغاغز تمدن ما بوده است
ایا چنین مساله ای از روی عمد بوده ؟ برای محو کردن دانش ممنوعه باستانی و درز اخبار باستانی که عقاید را زیر سوال ببرد ؟
شاید بتوان پاسخ را به طوری دقیق تری با نگاه ویژه به خاستگاه این گنجینه ها ی گرانبها یافت ..بقول باستان شناسان قدمت بسیاری از اشیا گم شده و سرقت شده از موزه ملی عراق به دوره سومریان (مهد تمدن ) برمیگردد ..در بین النهرین که مرکز اصلی سومر و شکل گیری اون بود ۴ امپراطوری اصلی وجود داشت : سومری که قدیمی ترین بود …اکد …بابلیان و اشوریان
هرچند گویش مردمان این چهار پادشاهی تا حدودی تغیر کرده …اما عقاید و فرهنگی که توسط سومریان تاسیس شد عملا در کل دوره ی بین النهرین ادامه یافت …شهر سومر قدمتش به ۴ هزار سال قبل میلاد بر میگردهدر ان دوران لوح ها و تبلت هایی وجود دارد که نوشته هایی در روی انها به خط سومری نوشته شده حتی روی سفالها و سنگ ها
سومریان اولین کسانی بودن که سیستم خطی و ادبیاتی رو اختراع کردند …بر روی لوح های که در تنور شکل گیری میدادند و نوشته هاشونو حک میکردند روشون
کشف رمز نشوته های این لوح ها کاری غیر ممکن بود از میان هزاران لوح موجود در قصر اشوریان در مارس سال ۱۸۴۳ یافت شد …دانشمندی فرانسوی به نام “پاول امیل بوتا” این منطقه زیر زمینی رو در شمال عراق کشف کرد ..در خورساباد این اتاق های باورنکردنی رو بیرون اورد که با تندیس هایی از خدایان و شاهان پر شده بود و همه جور گنجینه شگفت انگگیزی و بسیاری از کتیبه های خطی بر سرتاسر دیوار ها که همگی به خط میخی سومری نوشته شده بودند ..ظرف ده سال باستان شناسان هم ویرانه های پایتخت افسانه ای سومریان رو کشف کردند …شهر “اور ” ماوای شخصیت کتاب مقدس (ابراهیم ) یا همون ابراهام
در این مکان دانشمندان زیگورات بزرگی از خاک بیرون اوردند ..ساختاری پلکانی مثه هرم که مرکز اداری شهر بود و نیز جایگاه لوحه های میخی و مقبره های مزین طلا

وقتی به تمدن بی نظیر سومری نگاه میکنیم انها دارای علم کشاورزی و پزشکی و مدارس … ریاضیات و پادشاهی و قوانین و محکمه و دادرسی ..مدرسه وو در یک کلام اینها دوران سومریان رو نمایان میکند اون هم شش هزار سال پیش در عصر حجر !!
بر اسا گفته محققان شهر اور توسط هجوم همسایگانش مورد یغما گرفت ..توسط ایلامی ها ۲۰۰۰ سال قبل مسیح اما برخی معتقدند متون میخی چیزی فراتر از یک قوم باستانی رو نشون میده ..انها برگروهی از موجودات مقدس تا کید دارند که انوناکی نامیده میشود ..به اصطلاح شاهزاده ای از نسل خدا …که به قول سومری ها از اسمان نازل شده ها

سیستم مذهبی بین النهرینی چند خدایی بود ..اونها صد ها خدای مختلف رو ستایش میکردند و هم مذکر و هم مونثشو
که اغلب به شکل انسان توصیف شدن دارای خصوصیاتی شبیه مردم و این خدایان نوعی سلسله مراتب سیاسی داشتند که تا حدودی توسط خود سیستم سیاسی بین النهرین مورد تقلید قرار گرفت …این یعنی شما خدایان عالی رتبه رو میبینید که در بهشت هستند به قولی خودشون و همینطور خدایان فرازمینی که در درجه پایین هستند و زیر دست ..در واقع رده بندی و درجه بندی دارند
طبق متون سومری خدایان بهشتی یا اسمانی یا همون انوناکی ..خدای خدایان بودند ..خدایان عالی رتبه
انوناکی ها از جمله اسرار امیز ترین قدرت موجودات افسانه ای و سنن مذهبی هستند و سومریان انها را شبیه انسان معرفی میکنند که قادر به تغیر و تبدیل هستند و میتونند شبیه انسان شوند ..انها برای ماموریتی خاص و مهم به زمین اومدند تا دانش بیاورند و همینطور برخی موادی رو از زمین برای خودشان استخراج کنند
در متون میخی انوناکی ها یا جزئیات بیشتری توصیف شده اند مثلا چطور صدها سال عمر میکنند انها دانش و توانایی عظیمی رو نسبت به کل جهان ما داشتند انها همه چیز رو میدونستند و اگاه بودند و شناختی کامل از علم و هنر داشتند . جایی که اونها این دانش رو بدست اورده بودند و جایی که ازش اومده بودند نوعی معما میباشد
ایا ممکنه خدایان عجیبی که در متون میخی شرح داده شده عملا وجود داشته باشند > در اینصورت ایا ممکنه انها فرازمینی بودند ؟ نظریه پردازان فضانوردان باستانی معتقدند جواب مثبت میباشد ..

منبع صحبت ما در مورد انانوکی ها و تمدن سومریان ۱۴ لوح گلی در سومر که در دهه ۶۰ پیدا شد است .

خوب در قسمت قبل گفتیم انانوکی ها ۴۴۵۰۰۰ سال پیش به زمین امدند . انها در سیاره ای به نام نیبیرو زندگی میکنند که دو سه برابر زمین هست و تقریبا هم اندازه زحل هستش ..این سیاره خارج از منظمه شمسی است. و ر مدار ۳۶۰۰ ساله که یک شار محسوب میشه به دور خورشید میچرخد. در هر بار عبورش از میان مریخ و مشتری عبور میکند . در زمانی که انانوکی ها به زمین امدند انو پادشاه نیبیرو بود
آنو خالق ما نیست – آنو پادشاه سیاره ی نیبیرو بود و بعد از اینکه توسط آلالو خبر بهش رسید که در زمین طلای لازم برای ترمیم جو سیارشون وجود داره ، دو پسر و یه دخترش رو با تعدای کارگر به زمین فرستاد که طلا استخراج کنن و به نیبیرو بفرستن – بعد ها که کارگر ها شورش کردن به خاطر سختی و زیادی کار ، انکی و خواهرش (نینماه) با دستکاری ژنتیکی انسان های نئاندرتال ( که قبل از آنوناکی ها در زمین زندگی میکردن و شعور کمی داشتن) ، انسان های کرومگنون (انسان های کارگر) رو به وجود آوردن … و بعد ها با سکس آنوناکی ها و انسان ها ، انسانهای هوشمند تری که خود ما هستیم (هموسایپین) به وجود اومدن که تا امروز زندگی میکنن————- آنوناکی ها ما رو خلق نکردن بلکه دست کاری ژنتیکی کردن — شاید اگه این کار رو نمیکردن چند میلیون سال بعد خود ما کم کم باهوشتر میشدیم – اما خیلی سریعتر این اتفاق افتاد – – خدای هستی هم که خود آنوناکی ها رو آفریده بود با روندی که اتفاق افتاد موافق بود چون هیچ مانعی بر سر راه آنوناکی ها در مورد دخالت ژنتیکی ایجاد نکرد —

740566_fwzz5aTU

آنو خالق ما نیست – آنو پادشاه سیاره ی نیبیرو بود و بعد از اینکه توسط آلالو خبر بهش رسید که در زمین طلای لازم برای ترمیم جو سیارشون وجود داره ، دو پسر و یه دخترش رو با تعدای کارگر به زمین فرستاد که طلا استخراج کنن و به نیبیرو بفرستن – بعد ها که کارگر ها شورش کردن به خاطر سختی و زیادی کار ، انکی و خواهرش (نینماه) با دستکاری ژنتیکی انسان های نئاندرتال ( که قبل از آنوناکی ها در زمین زندگی میکردن و شعور کمی داشتن) ، انسان های کرومگنون (انسان های کارگر) رو به وجود آوردن … و بعد ها با سکس آنوناکی ها و انسان ها ، انسانهای هوشمند تری که خود ما هستیم (هموسایپین) به وجود اومدن که تا امروز زندگی میکنن————- آنوناکی ها ما رو خلق نکردن بلکه دست کاری ژنتیکی کردن — شاید اگه این کار رو نمیکردن چند میلیون سال بعد خود ما کم کم باهوشتر میشدیم – اما خیلی سریعتر این اتفاق افتاد – – خدای هستی هم که خود آنوناکی ها رو آفریده بود با روندی که اتفاق افتاد موافق بود چون هیچ مانعی بر سر راه آنوناکی ها در مورد دخالت ژنتیکی ایجاد نکرد —

حتی در دو باری که آنوناکی ها تصمیم گرفتن کل انسان ها رو نابود کنن ( طوفان نوح حدود ۱۱ هزار سال پیش و همه سوزی هسته ای حدود ۴ هزار سال پیش ) این خدای هستی بود که با فرستادن گالزو مانع این کار شد — —- تا ۴ هزار سال پیش هم چه انسان ها چه آنوناکی ها همه و همه خدای هستی رو قبول داشتن (اینطور نبود که انسان ها آنوناکی ها رو خدا بدونن یا آنوناکی ها خودشون رو خدا بدونن ) و عبادت و دینی در کار نبود ——- کل قضیه ی ادیان و عبادت و جهنم و …. از ۳۵۰۰ سال پیش و با کتاب تورات آغاز شد که بر اساس شواهد موجود توسط انلیل به موسی گفته شد { پس از اینکه خدا در بوته به موسی ظاهر شد گفت من خدا هستم — موسی گفت کدوم خدا ؟ (کدوم آنوناکی)— خدا گفت من همانم که خود را به پدران تو ابراهیم و اسحاق و یعقوب ال شدای معرفی کردم — ال شدای اسم دیگه ی انلیل بود به معنی خدای کوه یا خدای خشکی ها —- متاسفانه این آیه در ترجمه به جای خدای کوه خدای قادر مطلق معنی شد و…}——— خلاصه اینکه یکتا پرستی باید سر جاش باشه و اینقدر بدونیم که خدای هستی حتی در مورد اینکه پرستید بشه حرفی نزده – فقط دو بار پیام داد برای اینکه جلوی نابودی نسل بشر رو بگیره – همین و همین
لبته اونها با اینکه به اکسیر حیات دست پیدا کرده بودن اما جاودانه نبودن – فقط اکسیر باعث میشد که پیر نشن و جوون بمونن اما تو همون الواح انکی داریم که مثلا یکی از سفینه میفته میمیره یکی از بلندی و … —- طبق الواح و اسناد دیگه حدود ۴۰۰۰ الی ۳۵۰۰ سال پیش آنو میمیره و انلیل پادشاه نیبیرو میشه (پادشاه خشکی های زمین هم که بود)— و تضمینی نیست که الان انکی و انلیل هم زنده باشن اما اگر هم زنده نباشن جانشینانشون هستن
آنوناکی ای که سرپرست گروه پزشکی (خصوصا ژنتیک ) بود پسر انکی “نینگیشزیددا” بود که بعد ها در مصر باستان ” توت ” نامیده شد
اون دو بار هم یک بار گالزو به انکی و یک بار به انلیل ظاهر میشه — که اون دو هم آنوناکی بودن نه انسان — اونم به خاطر یه امر حیاتی بوده که اگر خدا در هر یک از این دو مورد دخالت نمیکرد نسلی از بشر نمیموند- این خودش نشون میده که فلسفه ی دعا , عبادت , استخاره و هزار تا چیز دیگه از ادیان زاده شده و خدای هستی کسی نیست که صبر کنه تا شما دعا کنی و اون جوابتو بده یا ببینیه خم و راست میشی یا تنبیهت کنه و … – — هر چیزی که شما برای زندگی نیاز دارید در اختیارتون قرار داده شده و طبق قانون جذب به چیزی که بخواید میرسید و این امکان در هستی قرار داده شده قبل از اینکه کسی دعایی بکنه یا …. – پس زندگی هر فرد در گرو بهره ای هست که از امکاناتش میبره
نه اینکه انسان های نئاندر تال سکس نمیکردن — آدامو و تیامات (آدم و حوا ) در ابتدا عقیم بودن —- اول قرار شد که این موجود (انسان های کرومگنون)(کارگر) چون کمی شعورش از حیوون بیشتره همین عقیم بمونه که نسل خودش رو زیاد نکنه — اما بعد ها دیدن برای تولد هر انسان عقیم باید یک لقاح مصنوعی در رحم یک زن آنوناکی چیزی حدود ۹ سال بمونه و این بازده نداشت – سر همین ۴ نفر – انکی ، نینماه ، آدامو ، تیامات – به اتاق پزشکی رفتن و هر ۴ نفر توسط یکی از آنوناکی ها که علم پزشکی بالایی داشت بیهوش شدن و ژن انکی به دنده ی آدم و ژن نینماه به دنده ی حوا تزریق شد و از اون به بعد آدم و حوا و نسلشون قدرت تولید مثل پیدا کردن
آنو اگر اشتباه نکنم هشتمین پادشاه نیبیرو بوده – اهالی نیبیرو نام پادشاه های قبل از آنو رو روی سیاره های منظومه شمسی گذاشتن – آن , آنتو , آنشار , کیشار و … — آنشار پنجمین پادشاه نیبیرو و کیشار هم همسرش بود و …. – در سیاره های منظومه شمسی هم گاگا = پلوتو — آنتو = نپتون —- آن = اورانوس —- آنشار = زحل — کیشار = مشتری —- لاهمو = مریخ —- کی = زمین —– لاهامو = ناهید —- کینگو = ماه و ….
در سالهای اخیر ، نوشته های فرضی و خیالی بسیاری در مورد سیاره ایکس – که به نیبیرو مشهور است – منتشر شده است. بیشتر این نوشته ها بر اساس کتاب زکریا سیتچین ، به نام سیاره دوازدهم – قرار دارند. سیچین به مانند داروین و ویلیکووسکی ، از تئوری های مربوطه خود استفاده می کند تا ادعای خود را ثابت نماید. سوالی که مطرح می شود این است : آیا نیبیرو واقعاٌ وجود دارد ؟ جواب به این سوال به طور یقین، بله است.
برخی بر این باورند که آنوناکی های نیبیرو بزودی مجدداٌ به زمین باز می گردند. آنها عقیده دارند که سیاره ایکس در ماه دسامبر سال ۲۰۱۲ مدار ۳۶۰۰ ساله خود به دور خورشید ما را تکمیل می کند. آنها می ترسیدند که نزدیک شدن این سیاره موجب زلزله ها ، امواج خیزان و مدی ، سیل های شدید، قحطی ، بیماری ، انفجارات آتشفشانی و حوادثی از این قبیل را روی زمین گردد. ترس آنها از این است که نزدیک شدن این سیاره خسارات جانی فراوانی بر اهالی زمین وارد کند.
در سالهای اخیر ، نوشته های فرضی و خیالی بسیاری در مورد سیاره ایکس – که به نیبیرو مشهور است – منتشر شده است. بیشتر این نوشته ها بر اساس کتاب زکریا سیتچین ، به نام سیاره دوازدهم – قرار دارند. سیچین به مانند داروین و ویلیکووسکی ، از تئوری های مربوطه خود استفاده می کند تا ادعای خود را ثابت نماید. سوالی که مطرح می شود این است : آیا نیبیرو واقعاٌ وجود دارد ؟ جواب به این سوال به طور یقین، بله است.
برخی بر این باورند که آنوناکی های نیبیرو بزودی مجدداٌ به زمین باز می گردند. آنها عقیده دارند که سیاره ایکس در ماه دسامبر سال ۲۰۱۲ مدار ۳۶۰۰ ساله خود به دور خورشید ما را تکمیل می کند. آنها می ترسیدند که نزدیک شدن این سیاره موجب زلزله ها ، امواج خیزان و مدی ، سیل های شدید، قحطی ، بیماری ، انفجارات آتشفشانی و حوادثی از این قبیل را روی زمین گردد. ترس آنها از این است که نزدیک شدن این سیاره خسارات جانی فراوانی بر اهالی زمین وارد کند.
سیاره نیبیرو، در فرهنگهای مختلف اسامی بسیار دیگری نیز دارد از جمله ، سیاره ایکس، سیاره دوازدهم ، ماردوک، پارادیس، مامن آسمانی ، و پادشاهی آسمانها و …. گرچه نیبیرو را سیاره دوازدهم خوانده اند، جالب اینست که این سیاره به منظومه شمسی ما تعلق ندارد. در حقیقت، سیاره ای است از یک منظومه شمسی دیگر که ستاره دیگری ، خورشید آن بوده و خاموش شده است. نیبیرو هرگز از زمین مرئی و قابل رویت نبوده اما ستاره ای که مرکز منظومه شمسی نیبیرو بوده است، از زمین قابل مشاهده بوده است. شکل مدار نیبیرو به آنانوکی ها این مزیت و برتری را بخشیده است که رصد خانه ای متحرک داشته باشند که از آن بتوانند بسیاری از سیارات دیگر نزدیک مدار خود را مشاهده کرده و مورد بررسی و مطالعه قرار بدهند.
انسانهای اولیه در سومر و بابل به ترتیب نام این سیاره ایکس را نیبیرو و ماردوک گذاشته بودند. گفته می شود که مردم بین النحرین فکر می کردند که نیبیرو دوازدهمین سیاه منظومه شمسی ماست و همان بهشتی است که خدواندگاران و خدایان آنها در آن اقامت داشته و از آن می آمدند.
نیبیرین ها ، مردم نیبیرو ، اغلب آنوناکی ، نفلیوم، الوهیوم ( معادل خدایان) ، و ماردوکی ها نامیده می شوند. من به آنها با نام آنوناکی اشاره می کنم ، زیرا سومری های آن زمان و برخی نیز در حال حاضر ، این نام را به کار گرفته و می گیرند. کلمه آنوناکی به معنای : از آسمان بر زمین آمدگان می باشد. در انجیل عهد عتیق ، این ملاقات کنندگان آسمانی و بهشتی ، آناکیم خوانده شده اند.
نیبیرو ، را نژادی از خزندگان اشغال کرده بودند و حکومت آن در دست کسانی بود از طبقه ممتاز اشرافی ، که به زبان عبری به آنها نفیلیم یعنی کسانی که از آسمانها به زمین آمده اند ، می گفتند. در آن زمان ، آنوناکی ها از نظر تکنولوژی ، نژاد فضایی بسیار پیشرفته ای بودند. در حقیقت تمدن آنها در زمان خود سرآمد دیگر تمدن ها ، و برترین بوده است. آنوناکی ها خورشید سیاره خود را زائوس “ZAOS می نامیدند.
آنوناکی ها نژادی جنگجو ، متخاصم و تسخیر کننده هستند. آنها درنده و تندخو، اهریمنی و شرور، شهوانی ، غیر قابل اطمینان، تشنه به خون، مکار ، حسود و سلطه جو هستند. آنها بر کسانی که غلبه می کنند و تحت فرمان خود در می آورند و کسانی را که به بردگی می گیرند ، می خواهند که از بین دوشیزگان خود افرادی را قربانی کنند .
740566_p3aKIgFc
اگر بدترین صفات و ویژگی هایی را که در شیطان می توانید بدانید ، تصور کنید، آن وقت به درستی یک آنوناکی را فهمیده و شناخته اید. آنها در امر کنترل فکر و ذهن متخصص هستند. همچنین تقریباٌ خیلی عالی با سیستم ربا و حرام خواری و همچنین رشد پول اقتصاد را کنترل می کنند. آنها مهندسی ژنتیک گسترده ای را به انجام رسانیده و بین دیگر موجودات انجام داده اند، و نژادی از خزندگان را پدید آوردند که خود آنوناکی ها به آنها دوکاز می گویند.
از دوکاز ها برای سلطه گری بر و کنترل ساکنان نیبرو و دیگر نژادهای تحت سلطه خود استفاده می کرده اند. پس ، دوکازها ، از خزندگان هستند. انواع گوناگونی نیز بین این دسته از خزندگان وجود دارد. اربابان آنها ، نخبگان آنوناکی ، خود دوکاز نیستند و به مانند هر چیزی که با آنوناکی ها در ارتباط است ، ساختار طبقاتی آنها نامنصفانه و به دور از عدل ، و انعطاف ناپذیر می باشد.
این خزندگان یا دوکازها را اربابانشان یعنی نفیلیم ها یا الوهیم ها برای جنگ به میادین نبرد با دیگر نژادهای فضایی ، بعنوان جاسوس ، بادی گارد (محافظ) و نیروی پلیس بکار می گرفتند. بین خود آنوناکی ها نیز دسته ها و طبقات مختلفی وجود دارد. یکی از دشمنان سرسخت دوکاز ها خود را پرس-سییرز “Pers-sires” , می نامند ، گروهی از فضاییان که من لغت کرکس را برای آنها بکار می برم، البته نه به این دلیل که شبیه به کرکس هستند، آنطور که بعضی ها مدعی هستند. بلکه در حقیقت آنها اصلاٌ شبیه به هیچ چیزی نیستند. دلایل بسیار و مناسبی وجود دارد که من آنها را کرکس می نامم، و البته در اینجا وارد این بحث نمی شوم.
جالب این است که پرس-سییرز ها فقط دسته ای متفاوت از نژاد آنوناکی ها هستند. ولی ، دوکاز ها ( خزندگان) و پرس سییرز ها ( کرکس ها) همیشه تا به امروز سرسخت ترین و بدترین دشمنان یکدیگر بوده اند. خیلی از آنها در حال حاضر ، در موقعیت های سیاسی ، مالی ، علمی ، مذهبی ، قانونی ، پزشکی ( علی الخصوص در بانکهای خون ) ، سرگرمی ، نظامی ، ارضی و ملکی ، تجاری و همینطور صنعت رواط جنسی قرار دارند. بیشتر این فضاییان و بیگانگان خود به طور آگاهانه از منشاٌ فضایی خود خبر ندارند.
آنوناکی ها ، دارای بدن و خون هستند، و موجوداتی دوزیست می باشند با غروری وافر ، تکبر ، و امیال غیر قابل کنترل در برابر بزرگسالان و کودکان ( اجباری یا اختیاری) بوده و حرص بسیاری برای غلبه و کنترل بر دیگران دارند. نژاد جنگ دوست آنها عطش دائمی و سیراب نشدنی برای کنترل دیگر موجودات و سلطه بر دیگر نژادها و همینطور هم طبقات پایین تر خود دارند.
آنوناکی ها نظام های جنسی و قالب های ستم پیشه و پیچیده ای را طرح و اجرا کردند. آنها از زنان گریزان و بیزارند. به همین دلیل هم هست که پرستش مادر مقدس مردمان باستان زمین را که بر آنها هنگام فرود بر زمین غلبه کرده بودند، از میان برداشتند. مقاومت بسیاری در برابر حذف پرستش مادر مقدس انجام شد و آنوناکی ها برای فرهنگ های متفاوت با مادران مختلفی جایگزین کردند مانند مادر زمین ، مادر طبیعت، و بعدها تصور مادر مقدس را با نسبت نابجا و به دروغ او با صفات شهوت ، کینه جویی، و حسادت خراب کردند و خدشه دار نمودند. تعبیر کالی یکی از این صفات دروغ می باشد.
یک تصادم بزرگ ، بر زمین و دیگر سیارات و اقمار منظومه شمسی ما شدیدا خسارت وارد کرد. نیبیرو نیز در نتیجه این برخورد و تصادم آسمانی دچار خسارت و آسیب شد. و به همین دلیل آنوناکی ها در جستجوی مکانی دائمی به زمین آمدند. آنها در جستجوی طلای فیزیکی به زمین نیامدند، آنگونه که سیتچین در فرضیه خود آورده است. عجیب اینکه ، طلا ، یک ماده معدنی طبیعی زمین نبوده است ، بنابراین آنها انتظارش را در زمین نداشته اند. همینطور هم برای این نیامده بودند تا از معادن طلا بهره برداری کنند و از آن به عنوان سپری برای محافظت از نیبیرو در برابر شرایط جوی نابودگر استفاده کنند ( اگر هم منظورشان این بوده است ، در نجات دادن سیاره خود موفق نشدند زیرا سیاره شان نابود شد . ) در هر صورت، آنوناکی ها از یافتن طلا روی زمین خشنود شدند، زیرا آن را برای پیرایش و تزیینات بکار می بردند. آنها همچنین بردگان بسیاری با خود برای استخراج طلا آوردند، و از آنوناکی های طبقات پایین تر هم بدین منظور استفاده می کردند.
از آنجاییکه خانه آنها ، نیبیرو ، نابود شده بود، نخبگان آنوناکی و مجموعه ای از حاضران مجبور به انتقال شدند، در حالیکه تعداد کثیری از آنها در سفینه فضایی بزرگی ( که به مانند یک شهر می ماند، و به دور زمین می گردید) زندگی می کردند. تا آن زمان ، دیگر نژادهای آنوناکی در واقع در جهانهای مختلف تحت سلطه شان ، از جمله ، زمین ، مریخ و بقیه منظومه شمسی ما ، سکنی داده شده بودند.
آنها همچنین در سراسر منظومه های خوشه پروین و اسب بالدار پراکنده شدند. بنابراین مشخص است آنوناکی ها بسیار نیرومند هستند و بسیاری ، از آنها وحشت دارند. نخبگان و برگزیدگان آنوناکی و آن دسته از آنها که اجازه سفر داشتند، از سفینه اصلی شان جدا شده و سوار بر فضاپیماهای کوچکتر برای دیدن زمین عازم شدند. آنها همچنین وسایل حمل و نقل طبقه تاجر خود را نیز برای مقاصد تجاری و نظامی به زمین فرستادند. تجارت بین سیاره ای بردگان متداول و پر منفعت بود. تعجبی ندارد که مردم باستان از خدایانشان که مدعی بودند در آسمان زندگی می کنند، وحشت داشتند.
گفته میشود اکثر زمینی ها اکنون دیگر از نظر ژنتیکی و نمادی بخشی از تمدن فرا-سیاره ای آنوناکی ها هستند!!
کلاید تومباو پلوتو را درسال ۱۹۳۰ کشف کرد. کریستی از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا شارون قمر پلوتو را در سال ۱۹۷۸ کشف کرد. اما خصوصیات رفتاری پلوتو با توجه به فاصله از قمر خود این فرضیه را تقویت کرد که حتما باید یک جرم آسمانی بسیار بزرگ دیگر ماورای پلوتو وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده است چرا که جاذبه و نیروی پلوتو نمی تواند به تنهایی موجب چرخش غیر عادی و زاویه کج سیارات اورانوس و نپتون بوده باشد. ماهواره ایراس( ماهوراه ستاره شناسی مادون قرمز) در درجه ۸۳-۸۴ تصاویری را از یک سیاره جدید نشان داد و کشف این سیاره تا جایی قطعی بود که فقط باید نامگذاری می شد. درهمین زمان کلیه اطلاعات در این زمینه مسکوت ماند و دیگر ازآن چیزی شنیده نشد. در سال ۱۹۹۲ دو دانشمند به نامهای هرینگتون و فون فلندرن از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا جداگانه روی این مبحث تحقیق کردند و گزیده اطلاعاتی را که به دست آورده بودند منتشر نمودند. آنها مطمئن بودند که داده ها حاکی از این بود که حقیقتا سیاره دیگری وجود دارد و آنها نامش را سیاره ” مزاحم” گذاشتند. تحقیقات درآسمان نیمکره جنوبی زمین ادامه یافت و هرینگتون از زکریا سیچین مترجم داستان آفرینش سومری “انوما الیش” دعوت کرد تا نگاهی به حال یافته های آنها بیندازد. سیچین داده های ستاره شناسی مدرن را با داده های ستاره شناسی دوران باستان مطابقت داد.
نیبیروها ( آنوناکی) قصد دارند که حوادث زمین را وارونه جلوه بدهند . به این معنی که خود را دوستداران مردم زمین معرفی می کنند و در عوض خدای یکتا را به عنوان آرکن سرنوشت به صورت یک موجود شیطانی نشان می دهند. سالهای پربار و پربرکت زمین را و بزرگترین و بهترین پادشاهی ها  را و پیامبرانی همچون سلیمان و داوود را به عنوان عصر سیاه زمین معرفی می کنند . و می گویند که آرکن سرنوشت قصد سوء استفاده از زمین را دارد.
آینها مدعی هستند که عیسی برای متوقف کردن خرابیها روی زمین فرستاده شده بود در حالیکه
 موسی قرار داد خود را با آرکن سرنوشت در سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد بسته بود و اگر آنها واقعا قدرتی داشتند و می خواستند کاری برای زمین بکنند می توانستند طرح شاهزاده نانار را همان زمان اجرا کنند. پس چرا ۱۴۰۰ سال صبر می کنند تا سال ۱۰۰ قبل از میلاد و حالا می گویند که عیسی را ما درست کرده و فرستادیم که به شما کمک کند؟!
740566_ZilIKKtI
این سومر باستان است که ما باید داستان افرینش کتاب مقدس را از روی این متون های این تمدن درک کنیم . اسناد خاور نزدیک و دخالت بیگانگان باستانی و همچنین تماسهای نزدیک انها را چرا که در سومر ثبت وقایع اغاز شده است
در کتاب مقدس به سومر shine”ar گفته میشه سرزمینی که نخستین بار شناخته شده مدرک کاملیست مبنی بر ظهور یک تمدن پس از طوفان ..ظهوری ناگهانی و همه در زمانی حدود شش هزار سال پیش ..در ان به نوع بشر تقریبا هر “اولینی ” اعطا شده است در تمام موضوعات بعنوان اجزا جدایی ناپذیری از هر تمدن متعالی . سومر ساخته شد سرزمینی با نخستین کاتبان و تولیند کننده خط کسایی که روی لوح های گلی که در کوره میپزیدن با دست خط گوه ای مانند و شگفت انگیز ترین داستان خدایان و انسان ها را (بعنوان الواح افرینش انسان )

کنکاش باستان شناسان در این منطقه باعث شد دید جدید تری روی متون سومری بین النهرننی باز بشه که موازی با داستان های کتاب مقدس در باره خلقت و طوفان نوح بوده است !
در ۱۸۷۶ جرج اسمیت از موزه بریتانیا که تکه های الواح شکسته شده ای را در کتابخانه سلطنتی نینوا(در عراق کنونی ) که قبلا پایتخت اشوریان بوده پیدا شده بود کنار هم چید . داستان پیدایش کلدانی منتشر شد و بدون شک نشان داد داستان کتاب مقدس برای اولین بار قبل از اینکه اصلا دین و مذهبی بوجود بیاد در سومر تشریح شده بوده هزاران سال قبل از ادیان سه گانه
در سال ۱۹۰۲ l.w.king هم از موزه بریتانیا کتاب الواح هفتگانه افرینش را یافت میکنه و متن کاملش را به بابلی باستانی منتشر نمود . هفت لوح گلی که متن طولانی و پر جزئیاتی را در خود داشتند . شناخته شده اند تحت عنوان حماسه افرینش enuma elish با رمز گشایی جملاتش شش لوح اول افرینش اسمانها و زمین و هر انچه روی ان هست از جمله انسان رو توصیف میکنه ((توجه داشته باشید ۴ هزار سال قبل از اینکه دینی به وجود بیاد )) انهم به موازات شش روز که در ادیان هم اومده ادیانی که ریشه فرازمینی دارند اما با افسانه های انسانی ادغام شدند .. لوح هفتم اختصاص داره به خدای متعالی فرازمینی مردوک کسی که این کاردستی های حیرت انگیز از او بر اومده . به موازات هفتمین روز که خدا در ان استراحت میکنه از انچه که خود ساخته… عین جملش رو گفتم
محققان امروزی میدونن که دیگر اسطوره ها در نسخه های بابلی و اشوری ترجمه متون و پیشینی سومری هستند ..
که حتی مورخ و محقق بزرگ ساموئل نواه کریمر به خوبی در سال ۱۹۵۹ در کتابش به نام سومر اغاز میشود اشاره کرد

برگرفته شده از محققان نظریه پردازان و مستند ما و فرازمینی ها

در قسمت های قبل گفتیم در متون سومری از خدایان انوناکی ((از اسمان نازل شده ها همون نفیلیم در کتاب مقدس )) صحبت میشه .. به زمین امدند و رب النوع های سومری هم نام داشتند ..گروهی از ۵۰ نفر از انها به رهبری E.A یا همون خدای ابها به زمین امدند کسی که بعدا به پوزایدون معروف بود در یونان باستان .

در موقع فرودشان در ایستگاه زمینی برای خود بپا کردند و ان را اریدو ERIDU نامیدند به زبان سومری ((خانه ای در دور دست )) … انگونه که در تبلت ها گفته شده برای یافتن طلا به زمین امده بودند

نیاز ضروری به طلا ((برای باز سازی جو سیاره روبه زوالشان یعنی نیبیرو )) سیاره خانگی انوناکی ها قصد ایجاد یک سپر محافظتی از پودر طلا  را داشتند ((دقیق مشخص نیست که طلا چه اهمیتی داشته اما فلزی بسیار مهم و مفید بوده  مخصوصا استفاده از ذرات معلق طلا )) باز هم بنا به گفته این تبلت ها روند استخراجشان از سیاره ما بسیار کند بود و تصمیم گرفته شد گروه های بیشتری به زمین بیایند مخصوصا برای استخراج در جایی در جنوب شرقی افریقا ((که جدیدا مکانی از کارگاه کشف طلا رو یافتن که ۲۰۰ هزار سال قدمت داشته و بسیار به این موضوع نزدیکه )) این منطقه ابیزو نام داشت انوناکی های بیشتری به زمین راه یافتند و به ششصد تن رسیدند گروهی دیگر به ناگ ایگی گی ها (انا که مشاهده میکنند و میفهمند ) باقی مانده نیروهای هوابرد و خدمه هواپیماها و وسایل سریع و سیر پرنده و ایستگاه فضایی ((تعداد همه انها طبق متون سومری ۳۰۰ نفر بود ))

طلاهای معادن ابیزو فرستاده شد انلیل فرماندهی شهر های هفت گانه خایان فرازمینی در eden یا همون عدن در کتاب مقدس را بدست اورد ..انلیل مانند انکی یکی از انوناکی ها بود … این اتفاقا مربوط به بیش  ۴۰۰ هزار سال پیش میباشد ..

نیبیرو ((سیاره انوناکی ها که خارج از منظومه شمسی و اعتقاد بر اینه در سیستم ستاره ای دیگری میباشد )) مداری بیضوی ۳۶۰۰ ساله دارد و در هر نوبت با گذشتش به خاطر نزدیکی با زمین فجایعی به بار میبارد در سومری هر ۳۶۰۰ سال را یک sar یا همون شار در نظر دارند … پس در تبلت ها وقتی مثلا میگوید فلان خدا تا ۸ تا ۱۰ سال پادشاهی و اله بوده منظور هشت ضربدر ۳۶۰۰ یعنی حدود۲۸۸۰۰۰ سال !!! اینجاست که راز پنهانی جاودانگی خدایان باستانی اشکار میشه

اصولا کامله سال به معنای تعداد روزهایی که یه فرد روی سیاره اش میگذرونه برای ما ۳۶۵ روزه برای نیبرو ها ۳۶۰۰ سال ما میشه !!! به خاط رمدار بزرگش …

انوناکی ها ۱۲۰ شار به سومری یا همون ۴۳۲۰۰۰ سال پیش به سالهای زمینی قبل از طوفان نوح وارد زمین شدند ((۴۳۲ هزار سال قبل از طوفان میشه ۴۴۲۰۰۰ تا ۴۴۰۰۰۰ سال پیش )) چون طوفان تقریبا ۱۰ تا ۱۱ هزار سال پیش بوده

وقتی انوناکی ها وارد زمین شده بودند شبه انسانها وجود داشتند یا همون نئاندرتال ها … موجودی که امروز ما انسان مینامیم جدمان هموسپین ها بودند که در اثر فرگشت یا همون تکامل در حدود ۲۰۰ هزار سال پیش به وجود اومدن عملا یه شبه چون اگر قرار بود روند طبیعی رو طی کنه ممکن بود میلیون ها سال طول بکشه !! دست کاری ژنتیکی اول در همین نقطه شکل میگیره بنا به دلایلی ه در ادامه خواهیم گفت

افسانه هایی که ریشه اش برخوردی نزدیک با بیگانگان باستانی بوده

نظریه پردازان افسانه ای باستانی که روی الواح سفالی نگاشته شده اشاره میکنند ..افسانه هایی از افرینش انسان توسط بیگانگان باستانی که  از اسمان امده اند !!

نینوای عراق سال ۱۸۴۹< گنجینه های مدفون متون تاریخی از متون میخی باستانی کشف شد .. که به تفضیل خلقت زمین ..انسان ها و زندگی خدایان را شرح میداد .در سال ۱۸۴۹ همونطور که در پستهای قبلی هم بهش اشاره داشتیم استین هنری لیرد هیئتی باستان شناسی به شهر نینوا تدارک دید شهری که د کتاب مقدس نیز ازش یاد شده !! در این کاوش او قصر “سناخریب ” رو کشف میکنه یا همون پادشاه دوم اشور کسی که باز هم در کتاب مقدس مشهوره .. این تیم باستان شناسی در ان سالها ارشیو هایی بدست اوردند و مجوموعا ۲۰ تا ۳۰ هزاااااااااااااار لوح میشه !!! ((نا گفته نمونه بزرگترین مجموعه لوح های باستانی در سومری میباشد )) .

قبلا اشاره کردیم در پستهای پیش برو روی هفت لوح افسانه افرینش بابلیان هستش همون افرینش زمین و اسمان ها و انسان و چیزایی که در متون مذهبی هم میشه دید !!! اسم این هفت لوح انومالیش هستش ..کتیبه هایی که از خدایی میگویند به نام مردوک که علامتش همون فروهر خودمونه … در واقع فروهر ریشه اش سومری میباشد !! و ارم مخصوص خدای سومری مردوک است

از خدای “کینگو ” خون گرفته و انرا با خاک در میامیزد و از ان نخستین انسانهای زمین رو خلق میکند )) این چیزی که در لوح ها نوشته شده اما ممکنه استعاره به مسائل دیگری داشته باشه ..رمز گشایی کردن کار بسیار سختی میباشد

وقتی انوناکی ها الگوی بشر رو خلق کردند به احتمال زیاد حدود ۲۰۰ تا۲۲۰ هزار سال پیش همراه با به وجود اومدن انسانهای هوشمند یا همون هموسپین ها که حاصل دست کاری ژنتیکی انوناکی ها بود …یک بار هم در ۶۰۰۰ سال پیش دست کاری ژنتیکی و اصلاح نژادی اتفاق افتاد که متون سومری نیز بهش اشاره داره همون بوجود اومدن ادم و حوا و …

چیزی که نظریه پردازان بهش پی بردن و ابراز میکنند اینه که کتاب مقدس برخی جزئیات خیلی مهم رو جا انداخته است و داستان رو بسیارررر خلاصه کرده بنابراین لوحه های سومری که چند هزار سال قبل از ادیان به وجود اومده شرح جزئیات بیشتری را به ما میدهد

به قول دانش پژوهان ..لوحه های هفت گانه معروف به انومالیش حقیقتا نمونه ای از یک افسانه خلقت باستانیست !! اما در نقطه مقابل نظریه پردازان بر این باورند ریشه هر افسانه ای حقیقی میباشد اما نه دقیقا طوری که بیان شده و تارو پود احساسی بهش داده شده بلکه فراتر از این حرفهاست

قبلا گفتیم انوناکی لغتی است سومری که به معنی از بهشت امده ها یا از اسمان نزول شدگان !! پس دانشی که از نینوا و سومری باستان برخاسته یه نگاه کلی از تمدنیه که از هیچ جای دیگه سرچشمه نگرفته چون مهد تمدن میباشد پس قطعا به گفته خدشان پدران اسمانی و اموزگارانی داشتند

بسیاری از تبلت های باستانی کشف شده در نینوا عملا زندگی خدایان (فرازمینی های باستانی ) رو با ظرافت هر چه تمام تر به شکلی ادبی و احساسی نیز شرح دادند .. انوناکی ها رو موجوداتی با گوشت و خون چیزی شبیه به خودمان توصیف میکنند

((یاد جمله کتاب مقدس افتادم ==انسان شبیه ما شده …. )) بر اسا نظریه پردازان ..افسانه انوما الیش نه تنها خدایان اسطوره ای رو شرح میده بلکه موجودات بیگانه را که دارای دانشی فوق پیشرفته از لحاظ ژنتیک بودند توصیف میکند

دکتر ایونس میگوید =انوناکی ها اول به این موضوع تمرکز کردند چگونه ممکنه کارگرانی مطیع خلق کنن ((دست کاری ژنتیکی کنن )) پس ژنهایی را از یک  انسان ماده گرفتن و پس از ازمایشاتی دریافتند که میتوند با ترکیب ژن ها با یکدیگر موجوداتی عالی خلق کنند در واقع چیزی که این لوحه ها داره به ما میگه یه دست کاری ژنتیکی عظیم در ساختار بشر میباشد دست کاری در دی ان بشر …مشخصه که چیزی اتفاق افتاده که ما یکدفعه از اون مدل های باور نکردنی و پیشرفته بوجود اومدیم اما  سوال اینه چطور اینکار انجام شده ؟ نظریه پردازان معتقدند هوشمندی اجداد ما به واسطه دستکاری عمدی در دی ان ای بوده به دست بیگانگان باستانی

سال ۱۹۲۷ جنوب شرقی عراق …در جریان کاوشهای عمیق شهر باستانی “اور ” در بین النهرین باستان شناسی انگلیسی “ائونارد وولی” بقایای ملکه پوآبی را کشف میکنه . طبق گزارشات ..ملکه را با جمجمه ای دراز و غیر عادی یافتند که شباهت زیادی به برخی فراعنه مصر و برخی مومیایی های یافت شده در پرو داشت .. برای بسیاری از نظریه پردازان فضانوردان باستانی این جمجمه  این ملکه شواهد بیشتری را از منشا فرازمینی بشر ارائه میدهد

index22

تشریح ملکه خیلی غیر عادی بود ..سری بزرگ داشت او یک انسان عادی نبوده احتمالا انوناکی هم نبوده ! میتونسته دورگه بوده باشه  تلاشی به هر شکل به راه افتاد تا اسخونها رو از لحاظ ژنتیکی بررسی کنه ..خصوصیاتی وجود داشت که اشاره به ژنهای انوناکی ها داشت !!!!!

بفرض انوناکی ها همچین ظاهری دارند با جمجمه هایی بسیار کشیده که قسمت فوقانیش مخروطیه پس طبعا باید د نظر بگیریم او یک انوناکی اصلیه یا عملا یک دورگه انسان-انوناکی میباشد

چیزی که در مورد این ملکه که جسدشم پیدا کردند در اون سال هست اینه که از لحاظ مقام بسیار عالی رتبه بوده یعنی او خیلی به انوناکی ها نزدیک بوده ((در لوح ها اشاره میشه که انوناکی ها بین انسانهای معمولی و خودشان واسطه ها  و پیامبر ها یا هر چی اسمشو بزارید داشتند ))

این نکته رو اظافه کنم وقتی انوناکی ها در ۴۴۰۰۰ سال پیش فرود اومدن انسانی وجود نداشت و شبه انسان ها موجود بودند همون نئاندرتال ها به گفته الواح تا ۴۰ شار یا همون sar یا بعبارتی ۴۰*۳۶۰۰ ))برای اینکه هر شار ۳۶۰۰ سال زمینی میباشد و ۳۶۰۰ یعنی یک سال سیاره نیبرو )) طبق الواح وقتی انها در این مدت مشغول استخراج طلا از روی زمینی بودند اختلافات و شورش هایی بینشون شکل میگیره در متنی به زبان اکدی به نام atra hasis  به این شورش اشاره دارد و کامل توصیف داده شده

انلیل ((یکی از انوناکی های معروف که معنی اسمش یعنی خدای کوهستان ها en lil و زمین که در کتاب مقدس از اون به عنوان ال شدای نام برده میشه )) خواستار انضباط در گروه میشه

شواهدی رو ما اینجا در سومری روی تبلت ها و دیواره نوشته های تمدن سومری داریم در کارهای هنری در متون سری خطوط میخی اونها این اطلاعات خیلی مهم رو ااز زمانهای خیلی دور تا حالا حفظ کردند .ما باید با نگاه کردن به اینها به خودمون بیاییم و دست از فکر کردن به اینکه اونها افسانه هستند دست برداریم

با توجه به روایات ثبت شده میخی در مور سومریان باستانی اینه که انوناکی ها خیلی استثنایی توصیف شدند .سن و سال اونها خیلی فراتر از سنی میرفت که یه انسان میتونست داشته باشه ((در پستهای قبلی اشاره کردیم به چه دلایلی )) بعدش اونها ناگهان نا پدید میشن و کلا فراموش میشن یا به طریقی نشانه هاشون جز شواهدی که فعلا داریم ازشون از بین میره و یه علامت سوال رو باقی گذاشته

ایا ممکنه تصاویر و نوشته های باستانی در تاریخ جهان در تمام نقاط دنیا دال بر موجودیت انوناکی ها و موجوداتی که از دنیای دیگر و سیارات دیگر امده باشند هست ؟ اگر جواب رو مثبت در نظر بگیریم با توجه به این همه شهودی که داریم پس چرا شواهد محکم تر و بهتری از انها برای اثبات نیست ؟ چرا شواهد ناچیزی در اختیار داریم برای این ادعا ؟چرا انها فراموش شدند ؟

تئوریسین ها معتقدند جواب سوال مربوط میشه به دوران طوفان نوح

شوروپاک شهری در جنوب مرکزی عراق سال ۱۹۳۱ …حین حفاری این شهر باستانی سومری ..باستان شناسان انچه را یافتند که معتقدند شواهدی بر جا مانده از امدن سیل در حدود ۳۰۰۰ سال قبل مسیح است ..طبق گزارشات متون باستانی “نامه پادشاهان  سومری ” پادشاه “زیوسدرا” یا همون نوح اخرین حاکم پیش از یک سیل عظیم بر روی زمین بوده !!!

باستان شناسان جالبه بدونید در شهر شوروپاک رسوباتی رو کشف کردند که نشون میده یک سیل عظیم در ۵۰۰۰ سال پیش رخ داده است ..این یه رابطه است که نشون میده به احتمال قوی سیل توی کتاب مقدس درست باشه و راهیه که میتونیم بالاخره ثابت کنیم که میتونه درست باشهدر این متون سومری نوشته میشه تنها بازمانده از سیل زیوسدرا هستش یا همون نوح

و این داستان نوح و سیل بگیر تا داستان خلقت و همچنین افرینش انسان و … برمیگرده به سومری باستان و ریشه ادیان کپی برداری شده از این جاست روایات کتب مقدس تا حدودی از روی روایاتی بین اانهرینی گرفته شده

انلیل فرزند نامشروع پادشاه نیبیرو(انو ) سیاره انوناکی ها بود..از زاد و ولد انسان های جهش یافته و افزایش جمعیت خیلی نگران و ناراحت بود این مسائل در کتیبه ها بدقت و مفصل در موردش صحبت شده و ما داریم خلاصه مطلب رو میگیم

انکی هم که معنی خدای دریاها بوده و یکی از مسوولین روی زمین علاوه بر انلیل بوده او باعث این افزایش جمعیت بود پس اختلافاتی بین این دو همیشه چه بر سر قدرت چه بر سر این موضوع ادامه داشته

تا جایی که انلیل تصمیم میگیره که نابود کنه نژاد بشری رو با همون سیستم طوفان که ما میشناسیمش اما داستانش چیزی نیست که در کتب مذهبی اورده شده !در این داستان در کتیبه امده انکی طرف انسان رو میگیره و نقش نجات دهنده رو بازی میکنه

طبق الواح سومری انکی به زیوسدرا (همون نوح ) توصیه و دستور میده کشتی بسازد (خیلی ها اعتقاد دارند زیر دریایی بوده البته باورش برای همه سخته ) باز هم تکرار میکنم این داستان ها زمانی سروده و مکتوب شده که هیچ دینی وجود نداشته هیچ یهویی الله و مسیحی نبوده !!!

در شهر باستانی “اور ” در عراق و دیگر شهر های باستانی در عراق شواهدی دال بر یک سیل بزرگ را داریم  .ما در افسانه های زیادر در تمام دنیا از یک سیل بزرگ حرف میزنند داریم سیلی که نازل شده از سوی خدایان فرازمینی بوده !!

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*