عصر ترامپ

عصر ترامپ با مجموعه ای از اتفاقات هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی اقتصادی و سیاسی جهانی آغاز میشود

به قلم پپه اسکوبار

پپه اسکوبار

پپه اسکوبار

پیش از این گفته ام که استراتژی استاد سیاست خارجی ترامپ, کیسینجر درباره ائتلاف سه جانبه اوراسیا –روسیه, چین و ایران- نسخه جدیدی از تفرقه بینداز و حکومت کن است؛ اغوای روسیه و دور کردنش از متحد استراتژیکش چین, و همزمان به ستوه آوردن ضعیف ترین بخش این ائتلاف, یعنی ایران.

این استراتژی در واقع هم اکنون در حال اجرا است و گواه آن, نطقهای اعضای کابینه انتخابی ترامپ در جلسات سنا. بخش هایی از اتاق فکرهای امریکا با اشاره به سیاست نیکسون در قبال چین که آن هم به دست کیسینجر طراحی شده بود, از فکر امکان محدود کردن دستکم یکی از این قدرتها که «احتمالاً علیه آمریکا مهره آرایی میکنند» به هیجان آمده است.

کیسینجر و استاد صفحه شطرنج, دکتر زبیگنیو برژینسکی برجسته ترین عروسک گردانان و به ادعای خود, برترین صاحبان فکر بکر غرب در عرصه سیاست جهانی هستند. نظر استاد سیاست خارجی اوباما, برژینسکی, بر خلاف نظر کیسینجر بر پایه روسیه هراسی است و محور آن اغوا و جذب چین است.

با این وجود یک منبع اطلاعاتی تجاری که با اربابان پنهان جهان واقعاً نزدیک است و پیروزی ترامپ را هفته ها پیش از وقوع آن به درستی پیش بینی کرده بود, پس از مطالعه نوشته قبلی من در اینباره, نه تنها نقد سختگیرانه و سوزاننده ای بر این دو صاحب فکر بکر اراده داده, بلکه داوطلب شده جزئیات هنجار جدیدی را که این اربابان مستقیماً برای اجرا به ترامپ داده اند در اختیار ما قرار دهد. اجازه دهید او را ایکس بنامیم.

تحت نظر گرفتن چین به طور دائمی

ایکس از جایی شروع کرده که بسیاری از افرادی که همیشه با دولت امریکا مرتبط هستند و بتهایشان را می پرستند جرأت آن را دستکم به طور عمومی و فاش ندارند: «لازم است اهمیت بیش از حد به کیسینجر یا برژینسکی داده نشود, زیرا این دو تنها ویترین عیانی هستند از کسانی که پشت پرده تصمیم میگیرند, و کارشان این است که این تصمیم ها را پشت لایه ای ظاهری از روشنفکری مخفی کنند. این دو تن هیچ تولید معنادار و مهمی ندارند. من اسمهایشان را تنها به این دلیل استفاده میکنم که اسمهای کسانی که تصمیم گیرنده واقعی هستند را نمیتوانم عنوان کنم.»

این توضیحی است از ایکس درباره جزئیات هنجار جدید: «ترامپ با حمایت اربابان انتخاب شد تا به سمت روسیه چرخش ایجاد شود. این اربابان با کمک ابزارهای دست خود در رسانه ها و کنگره به کارزار منفی نشان دادن روسیه ادامه میدهند, و عروسک شان برژیسنکی را هم وا میدارند علیه روسیه اظهار نظر کند, و چنین عنوان کند که تاثیرگذاری جهانی آمریکا منوط است به همکاریش با چین. هدف این است که روسیه تهدید شده و برای همکاری با آمریکا بر سر میز مذاکره بنشیند. طبق سناریوی قدیمی و سنتی پلیس خوب پلیس بد, دونالد ترامپ نقش پلیس خوب و خواهان رابطه حسنه با روسیه را بازی میکند, و برژینسکی, رسانه ها و کنگره نقش پلیس بد را بازی میکنند. هدف این است که در مذاکرات به این نحو به ترامپ کمک شود که پوتین با دیدن موقعیت «خطیر» دوستش تمایل به واگذاری امتیازات نشان دهد.»

تایوان و ژاپن اینجا وارد ماجرا میشوند: «دونالد با مذاکره با تایوانی ها نشان میدهد که چرخش به سمت روسیه واقعی است. بعد تصمیم گرفته شد پای ژاپن هم به عنوان تهدیدی برای صنعت امریکا به میان کشیده شود تا ژاپن کاملاً سزاوار حمله علیه تویوتا دانسته شود. به این ترتیب اربابان که از فکر قد برافراشتن ژاپن در برابر چین و تبدیل وضعیت به تحریکات بیش از حد ترسیده بودند وضعیت را تعدیل کردند.»

بنابراین باید انتظار داشت که چین «نه چندان مهم» به تاویل کیسینجر, تحت نظارت بی وقفه قرار بگیرد: «اربابان تصمیم گرفته اند ایالات متحده را مجدداً صنعتی کنند و مشاغل را از چین بازپس بگیرند. این تصمیم برای چینی ها عاقلانه است. چرا چین باید کار خود را در ازای دلاری به آمریکا بفروشد که هیچ ارزش ذاتیی ندارد و در ازای کار خود در واقع چیزی دریافت نکند؟ باید در خانه هر کارگر چینی یک خودرو پارک شده باشد و چینی ها تبدیل به تولید کننده خودرو شوند, تولید کننده ای بزرگتر از کل اتحادیه اروپا, امریکا و ژاپن با هم, و ملت چین ثروت خود را در کشور خود نگاه خواهد داشت.»

و چرا چین و نه روسیه؟ «روسیه که کشوری دارای منابع طبیعی و صنعت نظامی عظیم است, و این صنعت نظامی تنها دلیلی است که روسیه در خفا مورد احترام است, از هر گونه مذاکرات تجاری سختگیرانه معاف است, چرا که تنها چیزی که صادر میکند منابع طبیعی و تجهیزات نظامی است. اربابان میخواهند شغل ها را از مکزیک و آسیا که ژاپن, تایوان و غیره هم مشمول آن میشوند پس بگیرند. این موضوع در حمله ترامپ به ژاپن دیده میشود. دلیل اصلی این است که امریکا کنترل خود بر دریاها را از دست داده و در صورت وقوع جنگی بزرگ نمیتواند امنیت نیروهای نظامی خود را تامین کند. این داستان بزرگ و اصلی پشت صحنه است.»

ایکس معکوس شدن چرخه اقتصادی را در چند جمله کوتاه توضیح میدهد: «اربابان از انتقال صنعت به آسیا صاحب پول شدند (بِین کپیتال در این زمین متخصص است), و وال استریت از بهره کاهش یافته  دلارهای بازیافت شده از کسری تجاری صاحب پول شد. اما اکنون بحث استراتژیک است؛ و آنها از بازگرداندن صنایع, کاستن از سرمایه گذاریهایشان در آسیا, و بازگشت سرمایه هایشان به ایالات متحده برای بازسازی تولید داخلی صاحب پول خواهند شد.»

ایکس همچنان طرفدار استراتژی تجاری هنری فورد است؛ و به همین دلیل موضوع اصلی را دفاع ملی می داند. به نقل از ایکس, «فورد دستمزدها را دو برابر کرد و صاحب پول بیشتری از سایر تولید کنندگان شد. دلیل این موضوع این بود که با دستمزد بالای مردان, همسرانشان می توانستند فرزندان بیشتری داشته باشند. این وضعیت از لحاظ روانشناسی به نفع کارخانجات تولید خودرو بود, و کارگران استطاعت مالی برای خرید خودروهای فورد را پیدا میکردند. او تشخیص داده بود که ثروت باید به شکلی عادلانه در جامعه توزیع شود؛ نکته ای که استیو جابز که فورد را تحسین و ستایش میکرد درک نکرده بود.

سودآوری عظیم هنری فورد باعث حیرت جهان شده بود و دلیل برنده شدن ایالات متحده در جنگ جهانی دوم نیز. آمازون هیچ کمکی به دفاع ملی نمیکند, چرا که تنها یک شرکت خدمات بازاریابی کامپیوتری است,  گوگل هم تنها در کار دسته بندی بهتر داده ها است. هیچ یک از این دو موشکها یا زیردریایی های بهتری تولید نمیکنند.»

همه چیز زیر سر پنتاگون است

بله همه چیز به بازسازمان دهی نیروی نظامی آمریکا ربط پیدا میکند. ایکس با اشاره به گزارش سی ان ای اس که در مقاله اولم ذکر کرده بودم میگوید: «با نگاه عمیق تر به محتوای پنهان در این گزارش میتوان دریافت که مشکلات تکنولوژیکی بزرگی داریم زیرا به لحاظ تسلیحاتی به اندازه چند نسل از روسیه عقب هستیم. همان نکته ای که برژینسکی هم مطرح کرده؛ ما دیگر یک قدرت جهانی نیستیم.»

این تحلیلی کامل و گسترده است از اینکه چگونه روسیه موفق شده بهترین نیروهای نظامی جهان را سازمان دهی کند. این ادعا حتی بدون در نظر گرفتن سامانه دفاع موشکی اس پانصد روسیه است که فعال شده و گفته میشود امنیت تمام حریم هوایی روسیه را تامین میکند. نسل بعدی که شاید اس ششصد نام بگیرد از این هم نیرومندتر خواهد بود. ایکس به محدوده ممنوعه دولت وارد میشود و از این میگوید که چگونه روسیه در طول دهه گذشته چنین از آمریکا جلو افتاده است و آمریکا را » از جایگاه بزرگترین نیروی نظامی جهان خارج کرده است.» اما بازی هنوز تمام نشده: «امیدواریم وزیر دفاع, جیمز ماتیس این موضوع را درک کند و معاون وزیر دفاع صاحب توانایی های تکنولوژیکی, مهارت در نظام دهی, و آینده نگری کافی برای درک این نکته باشد که تسلیحات جنگ جهانی سوم  موشکهای آفندی و پدافندی خواهد بود و زیردریایی, و نه نیروی هوایی, تانک و ناوهای هواپیما بر.»

عصر ترامپ

ایکس واقع گرا اعتراف میکند که که نو لیبرالها و نو محافظه کاران عاشق جنگ که عمده بخشهای دولت مخفی امریکا نماینده موضع آن هستند, هرگز تخاصم با روسیه را  کنار نخواهند گذاشت. اما ایکس تمرکز بر تغییر را ترجیح میدهد: » بگذار تیلرسون مواضع وزارت کشور را در راستای منافع اکسان تغییر دهد. ممکن است این کار او منافعی در بر داشته باشد. او و ماتیس شاید بی دل و جرات باشند, اما اگر حقیقت را به سنا بگویند ممکن است مورد تایید آنها قرار نگیرند. بنابراین حرف آنها هیچ اهمیتی ندارد. اما به لیبی توجه کن. هدف سازمان سیا راندن چین از آفریقا و افریکام بود. این یکی از دلایل تجاوز ما به لیبی بود.»

این استراتژی موفقیت آمیز نبود و ناتو و افریکام لیبی را تبدیل به زباله دانی برای چریکها کردند, و چین هم از سایر نقاط آفریقا رانده نشد.

ایکس اعتراف میکند که: «سوریه و ایران خطوط قرمز روسیه هستند, همچنان که اوکراین.» ایکس میداند که مسکو اجازه هیچ گونه عملیاتی را برای تغییر رژیم در ایران نخواهد داد. او همچنین میداند که «سرمایه گذاری های چین در نفت و گاز ایران به این معنا است که چین هم اجازه نخواهد داد واشنگتن دولت ایران را سرنگون کند. «

موضوع وقتی به ناتو میرسیم واقعاً دشوار میشود. ایکس معتقد است «اگر موشکهایی که در رومانی و لهستان مستقر شده در محل خود باقی بماند و تعهدات موشکی با لهستان باطل نشود, روسیه به این دو کشور حمله خواهد کرد. موضوع اصلی نگرانی از موشکهای دفاعی بی خاصیت ایالات متحده نیست, بلکه نگرانی از این است که موشکهای اتمی آفندی در این سیلوها مستقر شود. روسیه چنین ریسکی را قبول نخواهد کرد. چنین موضوعی قابل مذاکره نیست.»

بر خلاف حزب جنگ دوست آمریکا که به پروپاگاندای دائمی «تهدید دائمی» متوسل میشود, روسیه از سالهای دهه نود بر واقعیت ها متمرکز شده است: جدا شدن تاریخی متحد اسلاو روسیه یعنی صربستان؛ پیمان ملل ورشو و حتی جمهوری های سابق شوروی که ضمیمه ناتو شده اند, تلاشهایی که برای ملحق کردن گرجستان و اوکراین انجام شده, ایجاد انقلابهای رنگی به دست آمریکا, رسوایی «اسد باید برود» و تلاش به تغییر رژیم سوریه که شامل مسلح کردن جهادی های سلفی میشود, تحریمهای اقتصادی, و جنگ قیمت نفت, حمله به روبل, و مزاحمت های دائمی ناتو.

ایکس کاملاً به این موارد آگاه است و اضافه میکند: «روسیه همیشه خواهان صلح بوده است, اما به بازی اربابان جهان که ترامپ را به عنوان طرف خوب و کنگره و سیا و غیره را به عنوان طرف بد درگیری جا زده اند تا تله ای برای ورود به مذاکرات ایجاد شود وارد نخواهد شد. روسها این نمایش سیرک را واقعی نمی دانند.»

این سیرک ممکن است تنها یک توهم باشد, یا چنان که من گفته ام, یک تئاتر سایه. ایکس تفسیر خود از این تئاتر سایه را از دیدگاه مسکو مطرح میکند: «اجازه به ادامه این نمایش به مدت چند ماه برای آزمودن اینکه آیا پوتین میتواند با ترامپ به آشتی برسد و در نتیجه اوکراین شرقی مستقل شود, پیمان صلح در سوریه با باقی ماندن اسد بر قدرت امضا شود, و نیروهای ناتو به خطوط دفاعی خود در زمان رونالد ریگان برگردند.»

منبع : sputniknews.com

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*