غولهای نفتی و بانکدارانشان در خلیج فارس

نوشته زیر ترجمه ضمیمه کتاب غولهای نفتی و بانکدارانشان در خلیج فارس, چهار اسب سوار, هشت خانواده و شبکه های اطلاعاتی, مخدر و ترور جهانی شان به قلم دین هندرسون است.

در نوزدهمین روز از سومین ماه (جمع این اعداد معادل ۱۳ است) سال ۲۰۰۳ و در ساعت ۹:۳۱ شب به وقت شرق آمریکا (جمع این اعداد معادل ۱۳ است) در سومین هفته از سومین ماه از سومین سال هزاره جدید, مافیای نفت ایلومیناتی تحت عنوان عملیات آزادسازی عراق به این کشور حمله کرد. این حمله توسط نیروهای آمریکا و بریتانیا انجام شد و اسرائیل در تمام طول جنگ اطلاعات لحظه به لحظه دریافت میکرد. هنگامی که بوش در تلویزیون ملی خبر حمله به عراق را اعلام کرد, پرچمی سیاه رنگ پشت سر او دیده میشد با تصویر عقابی بر روی آن که ۱۳ تیر در پنجه خود داشت, تیرهایی که سمبل سلسله هاپسبورگ هستند. اسپانیا که پادشاهش, پرنس فیلیپ از خاندان هاپسبورگ است نیز برای حمله به ائتلاف پیوست.

اولین وظیفه نیروهای اشغالگر این بود که میدان نفتی عظیم رومیلا در جنوب عراق را محاصره کنند. اندکی بعد میدانهای نفتی شمالی کرکوک نیز به کنترل آنها در آمد. هیچ یک از سلاحهای کشتار جمعی که موضوع بحث پیش از جنگ بود در عراق کشف نشد. در ماه می ۲۰۰۳ گروهی از مامورین سابق اطلاعاتی دولت بوش را متهم به دروغ پردازی درباره سلاحهای کشتار جمعی عراق کردند. اداره نُه نفره برنامه های خاص پنتاگون که به تحریف اطلاعات متهم شد به نام گروه مخفی (کابال) شناخته میشد.

کابال که زاییده فکر وزیر دفاع صهیونیست, ولفوویتز بود جایگزین سازمان سیا در ارائه اطلاعات ویرایش شده به کاخ سفید دوران جرج بوش شد. نُه عضو این گروه شاگردان پروفسور علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو, لئو اشتراس بودند که استاد مشاور تز ولفوویتز نیز بود و جایی نوشته: «این نکته که کار فلاسفه باستان شامل معانی عمداً مخفی نگاه داشته شده است که حقیقت آن تنها توسط معدود افرادی درک میشود… هشداری است برای ما که احتمالاً زندگی سیاسی پیوندی نزدیک با فریبکاری دارد…»

دلیل تجاوز به عراق هیچ ارتباطی با صدام حسین یا سلاح های کشتار جمعی نداشت. چنان که یکی از مقامات رسمی دولت بوش گفته «پس از جنگ دوم جهانی به این فکر کردیم که به لحاظ استراتژیکی لازم است کدام یکی از مناطق صنعتی و کلیدی اروپا زیر کنترل غرب باشد… اگر به همین شکل درباره خاور میانه فکر کنید, عراق در خط مقدم قرار میگیرد, زیرا محل تلاقی نفت, تحصیلات و جغرافیا است. (منبع: به خاطر یک بشکه: چه کسی عراق را کنترل خواهد کرد؟, جان جودیس)

مدیر ارشد آژانس امنیت ملی در امور خاور نزدیک و شمال آفریقا در دوران بوش, الیوت آبرامس که نقش اصلی ماجرای کُنترا در دوران ریگان را داشت, در دسامبر ۲۰۰۲ پیشنهادی را مطرح کرد که بر اساس آن آمریکا کنترل نفت عراق را پس از برکناری صدام در دست میگرفت. معاون وزیر کشور, کیم هولمز در تهیه پیشنهاد خصوصی سازی اقتصاد عراق-شامل شرکت ملی نفت عراق- همکاری داشت. نویسندگان این تحقیق آریل کوهن و جرالد اُ-دریسکال در این تحقیق چنین نتیجه گیری کردند: «… این فرایند باید شامل خصوصی سازی فراگیر, منظم و شفاف شرکتهای دولتی, مخصوصاً تغییر ساختار و خصوصی سازی شرکتهای صنعت نفت باشد.»

یکی از متخصصین انرژی, پاول مایکل وایبی, که قبلاً با اتاق فکر قدرتمند اسرائیلی با نام موسسه مطالعات پیشرفته همکاری میکرد چنین گفته: «فکر میکنم در عراق بعد از دوران صدام حسین, حجم اضافه قابل ملاحظه ای از انرژی عراق را خواهیم دید. عراق احتمالاً منابع نفتی برابر یا بیشتر از منابع عربستان سعودی دارد.» ادعاهای دهان پر کن مبنی بر اینکه سود نفت عراق به مردم این کشور خواهد رسید در اوایل آوریل با اعلام اینکه بانک جهانی در طول دوران بازسازی نفت این کشور را اداره خواهد کرد متوقف شد. بانکدارها سریعاً اقدام کردند و کمپانی هایشان قراردادهای فربهی از محل عواید نفت عراق نصیب خود کردند.

برنامه برکناری صدام حسین در مطلبی به قلم ریچارد پرل, عضوهیأت سیاست دفاعی نخست وزیر وقت اسرائیل, بنجامین نتانیاهو در نشریه ای در سال ۱۹۹۶ برای اولین بار مطرح شده بود. عنوان این نشریه دفاع از قلمرو بود. حتی نوع کلام و گفتار «تغییر رژیم» که در توجیه اشغال عراق استفاده شد از همین نشریه برگرفته شده بود. پرل که یکی دیگر از وفاداران به صهیونیسم بود به دلیل تضاد منافع حاصل از عضویت او در هیأت مدیره کمپانی ورشکسته گلوبال کراسینگ که بنا شده بود قراردادهای مرتبط با صنعت ارتباطات عراق را از آن خود کند, وادار به استعفا شد. او سرپرست کمپانی هولینگر متعلق به کنراد بلک بود و همینطور مشاور گلدمن ساکس بین الملل در زمینه کسب منفعت از جنگ (منبع: شکستن سکوت: افشای بیلدربرگ, دنیل استولین, نکسوس, سپتامبر-اکتبر ۲۰۰۵). پرل یکی از ۱۳ عضو هیأت سیاست دفاعی بود. نُه تن از اعضای این هیأت با پیمانکاران بخش دفاع ارتباط داشتند, پیمانکارانی که در طول سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ مبلغ ۷۶ میلیارد دلار از خوان پنتاگون تغذیه کردند.

در دهم مارس ۲۰۰۳ و پیش از وقوع اولین شلیک ها, یو اس اِید در سکوت فرمهای درخواست مشارکت در بازسازی عراق را به تنها پنج کمپانی ارائه داد: بِشتل, فلوئور, کلاگ براون و روت که زیرشاخه هالیبرتون بود, پارسونز و گروه لوئیس برگر. نیویورک تایمز در میانه آوریل گزارش کرد که بشتل به عنوان پیمانکار اصلی پول عظیم مربوط به بازسازی انتخاب شده است. رئیس بشتل, رایلی بشتل عضو هیأت سیاستهای صادراتی دولت بوش بود.

مدیر بتشل, جک شینان عضو هیأت سیاست دفاعی بوش بود. بتشل قرارداد اولیه ای به مبلغ ۶۸۰ میلیون دلار دریافت کرد. در طول دوران بازسازی عراق ۱۰۰ میلیارد دلار از محل قراردادها به بتشل میرسد. اولین پروژه این کمپانی بهینه سازی بندر ام قصر در خلیج فارس بود و کارگران عراقی اسخدام شده در این پروژه روزی چهار دلار دستمزد میگرفتند.

هالیبرتون که ماشین چاپ پول معاون رئیس جمهور دیک چینی بود برنده قراردادهایی برای بازسازی چاه های نفت شد. در ماه می ۲۰۰۳ هنری وکسمن که عضو کنگره بود متوجه شد که شرکت زیرمجموعه هالیبرتون, کی.بی. آر. قراردادی ۴۲۵ میلیون دلاری برای بازسازی عراق امضا کرده است. تاریخ قرارداد دسامبر ۲۰۰۱ بود, یک سال و نیم پیش از اینکه جنگ با عراق آغاز شود. هالیبرتون زمانی ۷ میلیارد دلار دریافت کرده بود که بازسازی عراق هنوز آغاز نشده بود. در اکتبر ۲۰۰۳ سناتور جان دینگل متوجه شد که هالیبرتون برای هر گالن گازوئیل وارداتی از کویت از ارتش آمریکا مبلغ ۲٫۶۵ دلار دریافت میکند. در همان زمان عراق از کویت همان گازوئیل را با مبلغ ۱٫۱۲ دلار در ازای هر گالن وارد می کرد.

در تاریخ ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶ هالیبرتون قراردادی ۳۸۵ میلیون دلاری با امنیت ملی امضا کرد تا «مراکز بازداشت و بررسی موقت» در ایالات متحده برپا کند. این قرارداد در پی مانور نورتکام در واشنگتن دی سی امضا شده بود, مانوری که سایه گرانیتی نامیده شده بود و راه را برای انجام عملیات نظامی درون شهری بدون کنترل شهروندان باز می کرد. در سپتامبر ۲۰۰۶ گزارش شد که مدیران اجرایی هالیبرتون مقادیر فراوانی غذا برای جشن شکرگذاری در بغداد سفارش داده بودند و مبلغ سفارش از جیب مالیات دهندگان آمریکایی پرداخت شده بود.

به نقل از گزارش مرکز امانتداری عمومی منتشره در ۳۰ اکتبر ۲۰۰۳, تعداد زیادی از هفتاد فرد و شرکت طرف قراردادهای بازسازی عراق و افغانستان مقدار ۸ میلیارد دلار به کارزار انتخاباتی سال ۲۰۰۰ بوش کمک مالی کرده بودند. ۶۰ درصد از این شرکتها اعضایی در هیأت مدیره خود داشتند که در دولتهای قبلی دارای منسب بودند. چنانکه مدیر مرکز امانتداری عمومی, چارلز لوئیس نوشته, «بوی تعفن بده بستانهای سیاسی و رفاقت بازی در قراردادهای بازسازی عراق و افغانستان به مشام میرسد.» مقاله ای در یک سایت خبریاینترنتی ادعا کرد که دو پایگاه امریکایی در عراق با نامهای کمپ اکسان و کمپ شِل بر پا شده است. اکسان موبیل حتماً از شنیدن این که رویال داچ/شِل و بی پی آموکو برای مدیریت «بازسازمان دهی» صنعت نفت عراق به فلوئور پیوسته بودند ناراحت شده بود. مدیر کارگیل, دن انستولز برای مدیریت خصوصی سازی بخش کشاورزی عراق انتخاب شده بود. سرپرست کلیه منابع پاول برمر بود که تا سال ۱۹۸۹ برای شرکای کیسینجر کار کرده بود. در تاریخ ۶ ژوئن ۲۰۰۳ نشریه تایمز مالی گزارش کرد که نفت عراق به بازارهای جهانی باز خواهد گشت و مجدداً در ازای دلار آمریکا به فروش خواهد رفت. به این ترتیب تصمیم سال ۲۰۰۰ عراقی ها برای فروش در ازای یورو کنار گذاشته شد.

 در تاریخ ۱۶ آوریل ۲۰۰۳ تلویزیون المنار در لبنان گزارش داد که در حالیکه دسته های نظام مند خلافکاران صنایع و ساختمانهای دولتی را بدون هیچ واکنشی از طرف نیروهای آمریکایی غارت می کردند, وزات نفت از لحظه ای که آمریکا کنترل بغداد را به دست گرفت تحت نظارت شدید ۲۴ ساعته قرار قرار گرفته بود. شایعات فراوان و مداومی وجود داشت مبنی بر اینکه آمریکا غارت ها را برنامه ریزی کرده بود. بعضی از مهم ترین این غارتها در موزه ملی اتفاق افتاد, جایی که قدیمی ترین آثار مربوط به حضور بشر بر روی زمین, آثاری مانند گهواره ابراهیم, الواح گلی سومری, و سایر آثاری که اهمیتی حیاتی در درک ریشه های بشر داشت نگهداری میشد. این آثار اطلاعات فراوانی درباره ریشه های شاه-خدایان مقدس آنوناکی در خود داشت, کسانی که اکنون دوباره سر براورده بودند تا نفت جهان را در انحصار خود داشته باشند.

 در ژانویه ۲۰۰۶ در حالی که قیمت گازوئیل در آمریکا به ۳ دلار برای هر گالن میرسید, نشریه وال استریت گزارش کرد که سود کمپانی اکسان موبیل در سال ۲۰۰۵ به رقمی بی سابقه رسیده بود. در طول سال ۲۰۰۶ «چهار اسب سوار» (منظور شرکتهای اکسان موبیل, شِوران تگزاکو, بی پی آموکو و رویال داچ/شل است- مترجم) گزارشهای عجیب مشابهی دادند. «هشت خانواده» (منظور گلدمن ساکس, راکفلر, لِمان, کان لوئب ساکن نیویورک, و  راتچایلد ساکن پاریس و لندن, واربورگ ساکن هامبورگ, لازارد ساکن پاریس و موسی سیف اسرائیلی ساکن رم است-مترجم) از طریق تجاوز به عراق سعی در تحکیم کنترل شان بر بانکهای مرکزی جهان داشتند. رئیس جمهور بوش در یک نطق رادیویی در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۰۳ خواسته اربابان خود را اعلام کرد: «دینار جدید عراق نقش تاج میراث پادشاهی این کشور را بر خود خواهد داشت… در این منطقه باستانی که زادگاه اولیه بانکداری مدرن بود.» در نوامبر ۲۰۰۳ بوش شریک گروه کارلایل, جیمز بیکر را مسئول بخشودگی بدهی عراق کرد, بدهیی که اکنون بدهی «هشت خانواده» محسوب میشد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*