مای-لب, آنوناکی, و ابرسربازها در مصاحبه با مکس اسپیرس- قسمت اول

مکس اسپیرس

مکس اسپیرس

 به مناسبت انتشار خبر مشکوک بودن مرگ مکس اسپیرس که از قربانیان برنامه کنترل ذهن بوده و چند سال اخیر از زندگی خود را به افشاگری در اینباره پرداخته, متن مصاحبه ای با او که چند ماه پیش از مرگش منتشر شده ترجمه شده و در اختیار خوانندگان قرار داده میشود. به نقل از رسانه های رسمیمکس اسپیرس ۳۹ ساله که «نظریه پرداز توطئه و متخصص یوفو» خوانده شده, چند روز پیش از مرگ در لهستان, در پیامی به مادرش نوشته «پسرت دچار مشکل شده. هر اتفاقی برای من افتاد تحقیق کن.» اگرچه مرگ وی مشکوک بوده, مقامات لهستان از انجام کالبد شکافی سرباز زده و مرگ او را طبیعی اعلام کرده اند.

مکس اسپیرس را یک ابَرسرباز خوانده اند, لقبی که مورد پسند خود او نبود. ابَرسرباز عنوانی است که به کسانی اطلاق میشود که به دلیل ژنتیک خاص یا آزمایشات, تمرینها و تراشه های خاص که در بدنشان کار گذاشته میشود, ویژگیهای بدنی و روانی فراتر از انسان عادی پیدا میکنند و جذب برنامه های تحقیقاتی و نظامی سرّی میشوند.

متن مصاحبه زیر در سه قسمت, و مطابق روال اینفو بدون تایید یا رد محتویات و مدعیات,  منتشر می شود. به خوانندگان گرامی یاداوری میشود قربانیان چنین برنامه هایی مبتلا به اختلال تجزیه هویت و/یا اسکیزوفرنی بوده و ممکن است با توجه به وضعیت روانی شان در مدعیات شان تناقضاتی دیده شود.

آنوناکی, و ابرسربازها

مصاحبه کننده- تو اهل بریتانیا هستی؟

مکس اسپیرس- بله اهل بریتانیا هستم ولی نصف زندگیم در ایالات متحده گذشته.

– دیروز توضیح دادی که در پروژه درخت بلوط شرکت داشتی, یکی از ۴۲ کودکی بودی که…

– نه دقیقاً. منظور پروژه درخت بلوط پیدا کردن مادرانی بود که حامل این کودکان باشند, مادرانی با رحم هایی خاص که میتوانست حامل کودکانی خاص باشد که در دهه هفتاد به دنیا آمدند. پروژه های مشابه و موازی دیگری هم وجود دارند.

– کلمه اَبَر سرباز که درباره تو استفاده میکنم برای…

– من این کلمه را دوست ندارم.

– تو عضو مای-لب بودی.

– معنی مای-لب را میدانی؟ مای لب مخفف آزمایشگاه تجربی نظامی است. خیلی از کسانی که تصور میکنند توسط بیگانگان ربوده شده اند و مورد معاینه و آزمایش قرار گفته اند در واقع توسط نظامی ها ربوده شده اند اما خاطرتی در ذهن آنها کاشته شده که تصور کنند به یک سفینه فضایی یا به سیاره ای دیگر منتقل شده بودند, در حالیکه در آزمایشگاه های نظامی زیر زمین نگهداری میشدند.

-موضوعات زیادی وجود دارد ولی اجازه بده از مریخ شروع کنیم. جایی در آریزونا هست با درگاهی در آن که برای رفتن از زمین به مریخ استفاده میشود. نام این درگاه اتاق جهش است. تو از این اتاق به مریخ فرستاده میشدی.

– مطمئن نیستم در آریزونا باشد. فقط خاطراتی از سفر به مریخ دارم. دو خاطره مشخص دارم: در خاطره اول من در جایی شبیه به یک اتاق هتل با موکت قرمز هستم و باور کنید یا نه رئیس جمهور فعلی آمریکا روی موکت و رو به آتش شومینه نشسته. من به طرف او میروم و با هم حرف میزنیم. نمیدانم چرا ولی من با لقب محترمانه قربان صدایش میکنم. به من میگوید به طبقه بالا بروم, از دری قرمز رنگ رد شوم و با فرمانده نظامیی که در طرف دیگر در است ملاقات کنم. با من بسیار مودب و مهربان است. دنبال او راه میفتم و به اتاق فرمانده نظامی میرویم که چندان مهربان نیست و نیشخندی بر لب دارد. در قرمز رنگ دیگری هم وجود دارد. از این در رد میشوم و بعد دیگر چیزی به خاطر نمی آورم. بعد در یک پایگاه نظامی هستم و دلیلم برای نظامی بودن این مکان لباسها و نشانهای نظامی کسانی است که اطرافم هستند. این مکان جایی است که احتمال میدهم اتاق جهش باشد. در را باز میکنم, برق نور و خاطره ای از این نقطه به بعد ندارم و بعد ناگهان رسیده ام.

خاطره دیگرم مربوط به حضور من در یک سفینه است. قطعاً داخل یک سفینه بودم و خارج از جوّ زمین, و با سرعتی بسیار زیاد حرکت میکردیم. صفحه نمایشگری سمت راست من است و روی صفحه نوشته شده یک دقیقه تا مریخ… پنجاه ثانیه تا مریخ… چهل ثانیه تا مریخ… و با پایان شمارش معکوس برق نور, و من در همان محل قبلی هستم. این خاطره مربوط به سال ۲۰۰۸ هست.

– از خود مریخ چه خاطره ای داری؟

– خاطره چندانی ندارم. میان یک دسته مرد جوان هستم که شباهت ظاهری زیادی با هم داریم. همه با قد و وزن مشابه, رنگ موی مشابه و ویژگی های ظاهری مشابه. همه مرد هستیم.

– پس اجازه بده درباره موضوعات باستانی حرف بزنیم. نظرت درباره آنوناکی و الوهیم چیست؟ هنوز روی زمین هستند؟

– هرگز زمین را ترک نکردند. اول باید الوهیم را تعریف کنیم. منظورت از الوهیم چیست؟

– منظورم مردمی شبیه خودمان است اما با تواناهایی در دی ان ای شان که به آنها طول عمری چند صد تا چند هزار ساله میدهد.

– اجازه بده از کلمه «ال» شروع کنیم. کلمه ال در تمام طول تاریخ استفاده شده یا معکوس شده. ال به معنای فرشته سقوط کرده نیست. ال همیشه به خدا نسبت داده میشد. به اسم فرشتگان توجه کنید, جبرئیل, میکائیل… همه کلمه ال را در پایان نام خود دارند.

– همینطور ایل و برعکس آن, لی…

– بله بله, یک خاندان بسیار قدرتمند در چین وجود دارد با نام لی. بروس لی هم از همین خاندان بود. بروس لی استادی بود که برای تعلیم دادن به زمین فرود آمده بود. از خوشه اوریون به زمین آمده بود و بعد کشته شد.

– ۳۳ سال هم عمر کرد.

– البته. اعداد بزرگ ۱۱, ۲۲ و ۳۳٫ عدد ۱۱ درک خالص است. عدد ۲۲ استاد معمار یا بنّای بزرگ است. عدد ۳۳ ترکیب این دو عدد است, ترکیب اشراق و توانایی خلق کردن. به ال برگردیم. الوهیم اصالتاً موجوداتی فرشته گون با ارتعاش بالا و از تراکم بالا هستند که اینجا آمده اند برای آزاد سازی از این زندان و ماتریس اسارت.

– به نظر تو سیچین حقیقت را نوشته؟

– من قبلاً سیچین را در مراسم شیطانی دیده ام. فکر میکنم حدود ۶۰ درصد نوشته هایش درست است. من در این مراسم حضور نداشتم, گاهی نظاره گری از دور *میکنم تا ببینم در جایی خاص چه اتفاقی در حال روی دادن است.

– پس لوحه های سومری اصل بودند اما ترجمه او تحریف شده بود؟

– بله, عمداً.

– به این دلیل که با راتچایلدها همکاری میکرد.

– کاملاً. او برای راتچایلدها کار میکرد. درباره الوهیم چه چیز دیگری میخواهی بدانی؟

– فرق آنوناکی و الوهیم چیست؟

– مطلقاً هیچ ارتباطی با هم ندارند که بتوان مقایسه شان کرد. خود کلمه آنوناکی به معنای مردمی از ستاره ها است.

– بله. چیزی که امروز به نام بیگانگان میشناسیم.

– بله. اما نوع خاصی از بیگانگان. داستان اوزیریس, ایسیس و هوروس را داریم, داستان سمیرامیس, نمرود و تموز را داریم, و داستان خدا, مسیح و مریم را داریم. به عقیده من این تثلیث تکراری و زیربنایی در مورد آنوناکی عبارت است از آنو, انکی و انلیل. آنو جایگاه یهوه را دارد. برای اینکه بدن فیزیکی پیدا کند و به زمین بیاید… یکی از بزرگترین اسرار فراماسونری حلول پدر در پسر است. اجازه بده از مثال مصر باستان استفاده کنم که راحت تر است. جنگ بین اوزیریس و ست ادامه داشت, بین تاریکی و روشنایی. ست هفتاد و دو تن از پیروانش را جمع کرد و به اوزیریس خیانت کردند,به او خنجر زدند و ۱۳ تکه اش کردند و تکه پاره ها را در اطراف زمین پخش کردند. ایسیس و چند تن از همراهانش که به نظر من اهمیتشان کمتر بود به جمع کردن این تکه ها پرداختند اما موفق به یافتن آلت جنسی اوزیریس نشدند. ایسیس میدانست که نسل اوزیریس باید ادامه پیدا کند. ادامه نسل اوزیریس برای وقایعی که امروز در حال جریان است اهمیت حیاتی داشت. اگر این نژاد ادامه پیدا نکرده بود امروز نمیتوانستیم کاری که در حال انجامش هستیم را انجام دهیم. با جادو آلتی از جنس طلا برای اوزیریس ساخت, با اوزیریس آمیزش جنسی کرد و هوروس حاصل این آمیزش شد. اما حقیقت مطلب این است که هوروس همان اوزیریس بود که دوباره متولد شده بود. پس هوروس همان اوزیریس بود و نه موجودی دیگر. پس جنگ بین هوروس و ست ادامه پیدا کرد. در این جنگ ست چشم هوروس را از حدقه بیرون کشید. میتوان گفت خودآگاهی ستی همان خودآگاهی خون آشامی و انگلی است که امروز موجودیت دارد.

در صنعت سرگرمی هر وقت یکی از مشاهیر این صنعت یک چشم خود را با دستش میپوشاند دلیلش تمسخر هوروس و یاداوری این است که یک چشم او را از حدقه بیرون کشیدند. منظور تمسخر هوروس و تمسخر خوبی است. میتوانم ده ها نمونه برای این چرخه و الگو به شما نشان بدهم. خورشید در آغاز زمستان متولد میشود. در ایشتار یا ایستر (مصادف با عید پاک) به او خیانت میشود  و بعد به او زندگی مجدد داده میشود. پس این چرخه عبارت است از تولد, خیانت, مرگ, و تولد مجدد. کار دین همراستا کردن پیروانش با این نیرو است به منظور بهره بردن از این نیرو. خانواده های سلطنتی و روسای جمهور و ادیان در زیر پوشش ظاهری شان مشغول پرستش ست هستند. ایسیس و هوروس همان مریم مقدس و فرزندش مسیح هستند و ست همان لوسیفر است.

– و چشم بالای هرم؟

– همین چشم هوروس است.

– و منظور از آن یادواری این نکته است که ما را زیر نظر دارند.

– چشم هوروس را بیرون کشیدند. هوروس از تمام این موجودات قدرتمند تر است. منظورشان این است که چشم هوروس قدرتمند را بیرون کشیده اند و از چشم هوروس, از چشم خوبی برای زیر نظر گرفتن ما استفاده میکنند. یعنی مسخره کردن چند برابر هوروس.

– آنوناکی امروز چه کسانی هستند؟

– آنوناکی نیمه خزنده (رپتیلین) هستند. حدود ۶ تا ۷ نژاد رپتیلین روی زمین استقرار دارد. سیستم آنها به شدت طبقاتی است. تمام اعضا قابل از میان برداشتن محسوب میشوند اگر عملکرد درست نداشته باشند. حتی اگر عضوی عملکرد درست داشته باشد اما دیگر وجودش فایده ای نداشته باشد از میان برداشته میشود. مرگ پرینس (خواننده) مثال بسیار بزرگی از همین قضیه است, مرگی که اهمیت نمادین و روند آیینی بسیار بسیار مهمی داشت. پرینس در روز تولد ملکه الیزابت مرد. ویکتوریا وود هم که شخصیت چندان با اهمیتی نبود در همین روز مرد. ویکتوریا را از یک طرف داریم, و ملکه ویکتوریا را از طرف دیگر. من معتقدم ملکه ویکتوریا, ملکه الیزابت اول و ملکه الیزابت دوم همه یک موجود هستند. پرینس نیروی حیات زیادی داشت. پرینس, ملکه ویکتوریا و ملکه الیزابت را داریم که انرژی تثلیث است و باز کردن درگاه, و همزمان برپا کردن معبد بعل در میدان ترافالگار را داریم و میدان تایم (میدان زمان-مترجم). حروف اول اسم این دو میدان یعنی حروف تی و اس معادل عدد ۳۹ است. عدد تی ۲۰ و عدد اس ۱۹ است. خورشید از ما ۹۳ میلیون مایل فاصله دارد. اگر خورشید منبع حیات و انرژی است معکوس عدد مربوط به فاصله آن یعنی عدد ۳۹ را داریم, معکوس کردن عدد خورشید و برپایی معبد بعل. درگاه را باز کرده اند و میخواهند بعل را به اینجا بیاورند. و بعل در اصل همان لوسیفر است.

بازسازی بخشی از معبد بعل در میدان ترافالگار

– بعل سومری بود؟ و با تصویر فردی با سر ماهی نمایش داده میشد؟ مثل کلاه ماهی شکل پاپ؟

– بله. میتوانید بابلی یا سومری محسوبش کنید. تمام این موجودات شیطانی بدنی مادی ندارند, بعضی از آنها دارند و بعضی نه. و من معتقدم بعضی از این پروژه ها به منظور فراهم کردن امکان حضور آنها در بدن مادی است.

– اجازه بده به دنیای امروز برگردیم. به نظر میرسد بین مردم یهودی صهیونیست و آریایی ها یا اسلاوها درگیری همیشگی وجود دارد. نظرت چیست؟

– توضیح میدهم اما مطمئن نیستم بتوان روشن کرد. سعی میکنم. این نژاد از یهودیان سابقه ای بیش از ۵۰ هزار سال دارند, سابقه شان به پیش از دوران آتلانتیس میرسد. در آن زمان به نام قوم یهود شناخته نمیشدند. آریایی ها همه خوب نیستند. بدهای بسیاری هم میان آنها پیدا میشود. قومی که به نام یهود میشناسیم به دنبال دی ان ای خاصی هستند که از آنها بگیرند تا در جهان سه بعدی دستکم ظاهر انسانی قابل قبولی برای خود دست و پا کنند. قومی که یهود مینامیم لموریا را داشتند و آریایی های آتلانتیس را. نخبگان و بعضی از ماسونها بسیاری از این اطلاعات را در اختیار دارند و از اینکه من در اینباره حرف میزنم آشفته شده اند. پس اجازه بده در این مورد بیشتر حرف بزنیم.

اصالت اولیه و ریشه های من از درون زمین است. از نژادی از فرشتگان درون زمین.

– تو در این زندگی هم زیر زمین هم رفته ای؟

– بله خیلی زیاد.

– توضیح میدهی چه شکلی دارد؟

– من به منچستر زیاد رفت و آمد میکردم. منچستر درگاه مونث ورود به دنیای درون زمین است. منظور در قلمرو مادی آشنا برای ما نیست. جنگل و اقیانوس و بیشه دارد. میوه هایی که آنجا هست با میوه های زمین متفاوت است. سطح زمین بسیار آلوده است. درون زمین بخش های مختلف و مجزا از هم وجود دارد. رپتیلین های زیادی هم آنها زندگی میکنند. اما همه این بخش ها میدانهای انرژی به دور خود دارند و به همین دلیل از هم مجزا هستند. در تمام طول زندگیم احتمالاً ۲۰ بار به درون زمین رفته ام. از من دعوت میکنند و آنجا با من حرف میزنند. بیشتر اوقات حرفها درباره وقایع اخیر نیست بلکه درباره موضوعاتی بسیار قدیمی تر است. آنچه اکنون اتفاق میفتد نسبتاً جدید است. حرف از تمدنهایی با قدمت میلیون سال و میلیارد سال است. جنگی که اکنون در حال روی دادن است مربوط به زمین و مریخ است. آنچه در سیاره ما اتفاق میفتد در سیاره های دیگری در منظومه خورشیدی هم رخ داده و آنها در حال تلاش برای متصل کردن همه این سیارات به هم و ایجاد یک اَبَر زندان هستند با زمین به عنوان قلب این زندان. آنچه در کتابهای درسی از منظورمه خورشیدی به ما نشان داده اند با واقعیت متفاوت است. فریب بسیاری در این کتابها نهفته است.

– نظر تو درباره منظومه شمسی چیست؟

– برای مثال ونوس به عنوان سیاره عشق و زنانگی شناخته میشود اما اجازه بده نگاه دقیقتری داشته باشیم. نام ونوس ترکیبی از زنانگی و مردانگی است. ونوس به نام ستاره صبح هم شناخته میشود. چه چیز دیگری به نام ستاره صبح شناخته میشود؟

– مسیح.

– نه این یک تحریف است. لوسیفر ستاره صبح است. مسیح را به شدت با لوسیفر در هم آمیخته اند. برای آنها مهم نیست پیرو چه دینی هستید. همین که معتقد به دینی باشید و دیگران را در اشتباه بدانید آنها به هدفشان رسیده اند. همه چیز در حال ارتعاش است. برای اینکه ارتعاش در جهان سه بعدی را مستدام کنند لازم است سیاه و سفید داشته باشند, جنگ همیشگی بین دو چیز متضاد داشته باشند. اگر این جنگ و تضاد وجود نداشت ارتعاشات آنچه در جهان سه بعدی ما مادیت پیدا کرده بالا میرفت و دیگر هیچ ماده ای در جای خود و به شکل خود باقی نمی ماند. این خودآگاهی خاص برای ادامه حیات نیاز به جنگ و عدم توافق دارد.

– به همین دلیل است که قوم یهود این نفرت علیه خود را حفظ میکنند و به آن دامن میزنند. «همه دنیا ضد سامی هستند. ما باید با ضد سامی ها بجنگیم.»

– بله. روش بسیار هوشمندانه ای برای حفظ ساختار دوگانگی و ثنویت است. در بعد چهارم کنترل بسیار کمتری دارند. در این بعد اگر آب بخواهم باید بلند شوم, لیوانی را پر از آب کنم و بنوشم. در بعد چهارم اگر به دنبال حس خاصی باشم کافی است آن حس را متجلی کنم. به همین دلیل در بعد چهارم میتوانم هر چه دوست دارم باشم. اما باور کنید یا نه در بعد چهارم هم نیرویی کنترل کننده مثل نیروی پلیس یا ارتش وجود دارد, زیرا با آن همه توانایی امکان از دست رفتن کنترل و هرج و مرج زیاد است. بعد پنجم قلمرو فرشتگان است و نیروی کنترل کننده در آن بعد وجود ندارد. برای فرشتگان سخت است که در بدن مادی قرار بگیرند زیرا بدن مادی محدودیتهای زیادی دارد اما به هر حال به اینجا می آیند. هر کسی که اکنون اینجاست و قبلا هم اینجا حیات داشته برای جنگ نهایی دوباره به زمین آمده. دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن انتخاب وجود ندارد. اینجا هستید تا انتخاب کنید به جبهه مثبت می پیوندید یا جبهه منفی.

– جنگ برای؟

– برای تسخیر زمین, قلب. اگر در این جنگ ببازیم نوع بشر ۵۰ هزار سال دیگر در زنجیر اسارت خواهد ماند.

– چرا ۵۰ هزار سال؟

– اعداد و ریاضیات اهمیت چندانی در این زمینه ندارد.

– دیروز گفتی این ثنویت و دوگانگی در قرن بیستم و به کمک هولوکاست تقویت شد, توسط خود یهودیان, توسط کسانی مانند راتچایلدها, بائوِرها, بوش. گفتی که خانواده بوش همان خانواده بائوِر است اما راتچایلد هم همان بائوِر است. چطور این موضوع را توضیح میدهی؟

– فریب و حیله گری بسیاری در کار است. بسیاری از کسانی که خود را یهودی میخوانند در واقع نازی هستند. در صنعت سرگرمی کسانی از رده های بالا که نمی خواهم نام ببرم ادعا میکنند یهودی افراطی هستند و ظاهر یهودی هم دارند اما در واقع یهودی نیستند, نازی هستند و برای رایش چهارم کار میکنند.

– و رایش چهارم روی مریخ و در منظومه شمسی فعال است.

– تقریباً ماه به طور کامل در اختیارشان است. میدانی که ماه یک قمر طبیعی نیست بلکه یک کشتی فضایی است. در واقع همان کشتی فضایی است که در جنگ ستارگان با نام ستاره مرگ تصویر شده است.

*Remote Viewing

 


پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید

مای-لب, آنوناکی, و ابرسربازها در مصاحبه با مکس اسپیرس- قسمت اول

مای-لب, آنوناکی, و ابرسربازها در مصاحبه با مکس اسپیرس- قسمت دوم

مای-لب, آنوناکی, و ابرسربازها در مصاحبه با مکس اسپیرس- قسمت سوم

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*