مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش دوم

دلیل اصلی اینکه در وجود و قدرت این انجمنهای سرّی شک میکنیم این است که ما خود عضو این کلوبها نیستیم. همه کارهای این انجمن ها در خفا و دور از دید ما انجام میشود. باید تمام عمر را به مطالعه ریشه های این طاعون پرداخت تا آن را شناخت. باید بیاموزید که در مقابل تمسخر کسانی که تلاش برای بیدار کردنشان, مطلع کردنشان از این موضوعات بحث برانگیز میکنید, مقاوم باشید. همچنین باید تمام تغییرات بزرگ و رقابتهای بین سلسله ای رخ داده در جهان انجمن های سرّی را ردیابی کنید. عموم مردم از برخی از این دشمنی ها و از میان بردن ها آگاهند, اما برخی دیگر قرنها مخفی مانده اند.

ایلومینانی مونث

مایکل تساریون

نقش زنان در قدرتمندترین انجمن های سرّی یکی از مواردی است که تا حد بسیاری توسط تاریخ نگاران شناخته شده و مقبول عموم نادیده گرفته شده است. ایلومیناتی مونث از جهت قدرت هیچ نمونه مشابهی ندارد و اعضای رده بالای آنها همه تمهیدات ممکن را برای جلوگیری از درز اطلاعات در اینباره به کار برده اند. بیشتر مردم باور دارند که زنان هیچ نقشی در ماسونری یا انجمنهای معبدی ندارند, و این به هیچ وجه صحت ندارد. نه تنها زنان همسر, مادر و پرورش دهنده این فریب کاران بزرگ یعنی موسسین این انجمن ها بوده اند, بلکه در بسیاری موارد در رأس این انجمنها نیز قرار داشتند.

«دادلی رایت در کتاب خود, زنان و فراماسونری, نوشته «شواهدی وجود دارد از روزگاران گذشته که زنان به عضویت شوالیه های معبد در می آمدند.» این ادعا با کشفیات اخیر درباره سنگ مزارهای زنان عضو شوالیه های معبد اثبات شده است.»     تونی بوشبی, اسرار انجیل

برای فهمیدن منشأ ایلومیناتی باید دو فرد جالب را مورد بررسی قرار داد. یکی از این دو ایگناسیو لویولا از اهالی اسپانیا است و دیگری ادم وایزهاپت از اهالی آلمان. ایگناسیوس لویولا پایه گذار انجمن بدنام مسیح که تحت عنوان ژزوئیت ها نیز شناخته میشود بود. وی اولین «ژنرال» یا «پاپ سیاه» آنها بود.

جالب اینکه انجمن ژزوئیت ها (که تنها انجمن کاتولیکی هستند که رسماً مورد سرکوب و مجازات قرار گرفته اند) به طور موقت در سال ۱۷۷۳ لغو شد. پاپ کلمنت چهاردهم با اکراه و تردید دستور مخصوص برای از میان رفتن کامل انجمن ژزوئیت ها را صادر کرد. این فرمان قاعدتاً ابدی بود. اکنون پرسش این است که آیا باید قبول کنیم که فعال شدن آشکار ایلومیناتی تحت رهبری وایزهاپت در سال ۱۷۷۶ تنها یک همزمانی تصادفی بود؟ زمانی که ممنوعیت فعالیت ژزوئیت ها اعلام شد, بیش ازده سال بود که با چندین تن از خاندان سلطنتی اروپا و آمریکای جنوبی به مشکل برخورده بودند. به همین دلیل کاملاً آگاه بودند که چه چیزی در انتظار خودشان و انجمن پلیدشان است. پیش از اینکه حکم سال ۱۷۷۳ صادر شود, مخمصه بزرگ پیش رویشان را پیش بینی کردند و نقشه ای پنهانی برای تجدید حیات خود ریختند. ژزوئیت ها پیش از آن نیز تجربه ایجاد انجمن های اقماری در سراسر جهان را داشتند, انجمن های اقماریی که در زمانهای سرکوب و سختی مخفیگاه اعضایشان میشد. به همین دلیل در صورت لوزم از جایی دیگر و با نام و پوششی دیگر سر بر آوردن برایشان آسان بود. به عقیده من پس از اینکه در سراسر جهان ممنوع الفعالیت شدند, تشکل جدیدشان برای مخفی کاری, نفوذ در لایه های قدرت, و تخریب, در قالب ایلومیناتی باواریایی ایجاد شد.

نشان شوالیه های معبد

اما به جز این همزمانی تاریخی چه شواهد دیگری برای اثبات این مدعا در دست است؟ نام «ایلومیناتی» خود ما را به منزلگاه ایگناسیوس لویولا میبرد. هنگام جوانی در اسپانیا دستگیر و متهم به حمایت و عضویت در فرقه بدنام الومبرادوس شد, فرقه ای که احتمالاً ریشه هایش در سالهای دهه ۱۴۹۰ قرار داشت. لویولابه دلیل وابستگی به این فرقه, به اتهام ارتداد دستگیر و زندانی شد. به دلیل وابستگی به این انجمن سرّی شغل خود را در دانشگاه از دست داد و مدتی تحت نظارت شدید بود. الومبرادوس* همچنین با نام «ایلومیناتی» نیز شناخته شده بود. آنها خود را برادران نور یا درخشان ها** مینامیدند. آیا انتخاب نام ایلومیناتی باواریایی توسط پایه گذار و سرپرست ژزوئیت ها اتفاقی بود؟

لفاظی و پروپاگاندای ایلومیناتی ها و مامورانشان به منظور جدا نشان دادنشان از ژزوئیت ها و ادعای ضد سلطنت بودنشان تغییری در حقیقت آنها ایجاد نمیکند. ادم وایزهاپت خود یک ژزوئیت بود و به عقیده من تا پایان نیز ژزوئیت باقی ماند. او ضد سلطنت نبود زیرا چند تن از نزدیکترین رفقایش, کسانی مانند بارون ون کنیگه***, اشراف زاده هایی بودند که با سلسله هایی همچون استوارت, هسه, سکس-کوبورگ-گوتها, هابسبورگ, بوربن, لورین****, و سایرین نسبت داشتند. به علاوه, وایزهاپت چهل سال آخر عمر خود را در خانه اشراف زادگان گذراند و حتی از ارنست دوم, دوک ساکس-گوتها-التنبورگ***** که خود عضو ایلومیناتی بود حقوق بازنشستگی دریافت میکرد. ظاهراً برای این دوک لوتری کار کردن به موازات اعضای کاتولیک مانند کنت دو میرابو و دوک اورلئان****** و غیره حساسیت برانگیز نبود. یکی دیگر از هم پیمانان و پایه گذاران ایلومیناتی باورایایی پرنس ویلیام از هس-کسل بود, از خانواده ای که راتچایلدها را به عنوان خزانه دار و سرمایه گذار خود استخدام کرده بود. برادر پرنس ویلیام, کارل, هم یک ماسون برجسته بود و هم یک ایلومیناتی بود. ادغام ایلومیناتی و ماسونها در کنگره ویلهلمسباد******* در سال ۱۷۷۷ و در یکی از استراحت گاههای پرنس ویلیام انجام شد.

«اسناد وایزهاپت به طور غیر قابل انکاری معتبر هستند؛ دولت باواریا در اقدامی پیشدستانه از هر کسی که ممکن بود ادعای تقلبی بودن اسناد را داشته باشد دعوت کرد این اسناد را در محل آرشیو مونیخ مورد بررسی قرار دهد.»      داگلاس رید, تناقض صهیون

دوک برانزویک (کارل ویلهلم فردیناند) که خود یک ماسون ارشد بود, در سطح جهانی درباره برنامه خرابکارانه ایلومیناتی-ژزوئیت-معبدی هشدار داد. نطق ۱۷۹۴ او جهان را از خطر نفوذ ایلومیناتی به ماسونری آگاه کرد. وی در این سخنرانی هشدار داد: فرقه ای بزرگ ظهور کرد که شعار خود را خوشی و شادی انسان قرار داده بود, اما در سایه توطئه, شادی انسان را طعمه خود قرار داده بود. این فرقه برای همه شناخته شده است؛ نام اعضای این اخوت به اندازه خود آن شناخته شده است.

اشاره دوک به نفوذ و مفسدان «انجمن خورشید» بود. به عقیده ما این اشاره ما را مستقیماً به انجمن باستانی آتون پرست زادوک یا ملچیزدک******** میرساند, که همان فرعون اخناتون و اولاد ایدئولوژیکی او (برای مثال شوالیه های معبد, مشاهده محض, شرق بزرگ, ژزوئیتها********* و سایر انجمنهای مخفی) هستند.

«فراماسونری یک انجمن برادری در دل یک برادری دیگر است, سازمانی بیرونی که برادری درون خود که متشکل از نخبگان است را پنهان میکند…یکی آشکار است و دیگری مخفی. انجمن آشکار رفاقتی درخشان است از مردانی که ملحق شده اند تا خود را وقف ملاحظات اخلاقی, آموزشی, برادرانه, وطن پرستانه و انسان دوستانه کنند, رفاقتی بر پایه آزاد بودن و پذیرفته شدن. انجمن مخفی اخوتی بسیار بلندمرتبه و سرّی است که اعضایش خود را وقف خدمت به سرّالاسرار کرده اند.»   منلی پی. هال, راز مقدس

بخشی از تامین مالی انجمن وایزهاپت توسط خاندان یهودی راتچایلد انجام میشد. همه چیز وقتی بر ما عیان میشود که به یاد بیاوریم که راتچایلدها شوالیه های پاپ بودند و هستند. به عبارت دیگر ماسون-لوسیفری- معبدی هایی هستند که توسط بخش معبدی واتیکان هدایت میشوند. بخش معبدی واتیکان شامل گروههایی مانند شوالیه های مالت میشود, انجمنی بسیار ثروتمند که نسبش به معبدی ها و میزبانان********** میرسد. در حقیقت معبدی ها و ژزوئیت ها پیش از یهودیان غرق در بانکداری و جمع آوری مالیات شده بودند. راتچایلدها موسسات بانکی خود را در قرن هجدهم برپا کردند, اما معبدی ها از قرون یازدهم, دوازدهم و سیزدهم مشغول بانکداری شده بودند.

Alumbrados*       **Brothers of Light, Shining Ones     ***Baron von Knigge

****Stuart, Hesse, Saxe-Coburg-Gotha, Hapsburg, Bourbon, Lorraine

*****Ernest II, the Duke of Saxe-Gotha-Altenburg

******Count de Mirabeau, Duc d’Orleans       *******Wilhelmsbad

********Zadok, Melchizedek

 *********the Knights Templar, Strict Observance, Grand Orient, Jesuits

**********the Templars, Hospitallers


پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید 

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش اول

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش دوم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش سوم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش چهارم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش پنجم

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*