مشکلات حوزه شناخت و کاربرد ارگونومی در کشور

 کاربرد ارگونومی در کشور

بیان مشکلات در حوزه شناخت و کاربرد ارگونومی در کشور نیازمند نظر کارشناسان خبره در این حوزه است و می‌بایست به‌طور جداگانه مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد، ولی در این نوشتار هرچند کوتاه و ناقص به بخش‌هایی از این مشکلات توجه می‌شود.
متاسفانه واردات محصولات و مواد مصرفی (از محصولات خانگی گرفته تا محصولات صنعتی) به کشور در چند دهه‌ی اخیر از یک‌سو و نیز عدم توجه به معیارهای ارگونومی برای گزینش واردات و حتی عدم توجه به ارگونومی در طراحی محصولات در داخل کشور از سوی دیگر، باعث شده است که هم‌اکنون مردم کشور ما از محصولاتی که متناسب اندام آنها نیست، استفاده نمایند. در این مورد محصولات صنعت خودروسازی مثال بسیار مربوط و ملموسی است. چالش دیگر نیز موضوع مشابه‌سازی از محصولات خارجی است که در این مهم نیز هیچ توجه‌ای تا هم‌اکنون به‌طور جدی صورت نگرفته است، در این‌باره تولید خودرو‌های جدید و داخلی نیز مثالی دیگر است که در این‌جا شایان ذکر می باشد.
از واردات و عدم توجه به ارگونومی در محصولات مصرفی که بگذریم، در بخش “طراحی فضای کار و زندگی برای انسان“ که بعد دیگر کاربرد ارگونومی است، متاسفانه وضعیت این حوزه مانند وضعیت محصولات است. در این حوزه مسئله بسیار جدی‌تر و خطیرتر است، چرا که ما هم‌اکنون شاهد آن هستیم که نیروی کار ما با اثربخشی پایینی در بخش صنعت و خدمات مشغول به‌کار است، که این موضوع از دو جنبه قابل بررسی است، یکی عدم ایجاد بهره‌وری قابل توجه در صنعت و خدمات است و دیگری فرسوده شدن نیروی کار.
شاید تا به حال اصطلاح “کار سخت و زیان‌آور“ را شنیده‌ باشید، در قانون برای این دسته از مشاغل تسهیلاتی متفاوت از کارهای غیر سخت و غیر زیان آور اندیشیده شده است و در این باره تعریف به‌خصوصی مطرح است، ولی موضوع این‌جاست که در شرایط فعلی بسیاری از مشاغل ما با این که در این دسته‌بندی قرار نگرفته‌اند، ولی از منظر ارگونومی جز مشاغل سخت و زیان‌آور خواهند بود. باز این نکته نیز قابل بحث است که اساساً هیچ کاری نباید سخت و زیان‌آور باشد، چه‌ برسد به این‌که ما با پذیرفتن این شرایط اقدام به تعریف آن نماییم، چرا که از منظر غیر مادی نیز، انسان با ارزش‌هایی والا آفریده شده است و باید با شایستگی مطلوبی کار و زندگی نماید.

موضوع دیگر بحث میزان غیبت کارکنان در سازمان‌ها و مرخصی‌های استعلاجی است که بیشترین عامل آن عدم وجود فضای کار ارگونومی‌شده در سازمان‌های تولیدی و خدماتی است. کشورهایی مانند بریتانیا و کانادا در سال ۲۰۰۷ میزان هزینه‌های غیبت کارکنان بخش صنعت و خدمات خود را به ترتیب ۱۳ بیلیون پوند (برای هر نفر ۶۵۹ پوند) و ۱۰ بیلیون دلار تخمین زده‌اند. با توجه به عدم وجود چنین شاخص‌های شفافی در کشور، شاید پیش‌بینی این شاخص در کشور ما بیشتر از این کشورها باشد. نگاهی به وضعیت مرخصی‌های استعلاجی واحد بزرگ تولیدی و خدماتی از جمله در میان کارمندان بانک‌ها که بیشتر ناشی از طراحی نادرست محیط کاری آنهاست، در این مهم، قابل توجه است. در این‌جا باید گفت که ارگونومی می‌تواند از منظر اقتصاد نیز مورد بررسی قرار گیرد و هم‌اکنون حوزه‌ای بنام ارگونومی و اقتصاد (Economy And Ergonomics) مطرح شده است.
بعضاً در سازمان‌های تولیدی گفته می‌شود: “انسان، کیفیت را می‌آفریند و کیفیت، سودآوری را تضمین‌ می‌کند.“ اما با نگاه به وضعیت همان سازمان‌ها مشاهده می‌شود، دیدگاه مورد نظر به “انسان“ به دور از توجه به ارگونومی بوده و حتی بیشتر که توجه می‌نماییم، دیده می‌شود که به مقوله کیفیت خروجی‌ها، توجه اساسی می‌شود. یعنی آن‌طور که به “کیفیت“ توجه می‌شود، به “انسان“ که آفریننده‌ی کیفیت و کار است، نگاه عمیق صورت نمی‌گیرد. وارد آوردن فشارهای ناخودآگاه و آگاه بر نیروی انسانی جهت انجام کار با کیفیت برای رسیدن به کیفیت محصول یا خدمات، امری است که در صنایع بزرگ بیشتر با آن مواجه هستیم. اما دریغ که اگر بر ‌همین شعار اخیر تمرکز کنیم، متوجه خواهیم شد که ابتدا باید محیط کار را بر اساس تناسب نیروی انسانی طراحی کرده و سپس بر روی این شالوده، اقدام به پیاده‌سازی نظام‌های کیفی و بسیاری دیگر از مفاهیم مربوط به آن بپردازیم. بدون شک با ایجاد فضای بهینه برای انسان، کاربرد سیاست‌ها و راهبردهای سازمانی، بازاریابی، کیفی و … با اثربخشی بالا انجام خواهد پذیرفت، در نهایت این کلام را باید ذکر کرد که اگر سازمانی ادعا می‌کند محصولات یا خدمات با کیفیت بالا و قیمت تمام‌شده‌ مطلوبی ارائه می‌دهد، آیا می‌تواند به این پرسش پاسخ دهد: “ به چه قیمتی؟“. مثلاً، یک پروژه عمرانی در یک زمان مطلوب و با بازده سرمایه مناسبی به اتمام می‌رسد، به چه‌ قیمتی؟ آیا به قیمت فرسوده کردن نیروی کار خود؟، آیا به قیمت وارد کردن آسیب‌های جسمی و روحی به نیروی انسانی در اختیار خود؟ در این‌جا ما فرض را بر آن می‌گیریم که ایمنی به عنوان شرط اصلی انجام کارها در حد مطلوبی رعایت شده است، یعنی به شعار “اول ایمنی،‌ بعد کار“ پایبند می‌باشیم. البته شاید بتوان “ایمنی“ را در یک نگاه عمیق و گسترده به پوشش مقوله ارگونومی نیز در نظر گرفت، ولی منظور ما از ایمنی، چیزی که هم‌اکنون در حال وقوع است، می‌باشد. در این شرایط بهتر است گفته شود : اول ایمنی، سپس ارگونومی، بعد کار.
حال بهتر است برگردیم به مسیری که نام این نوشتار را در عنوان نخست به عبارت “مهندسی صنایع“ ربط داده‌ایم!
در رشته مهندسی صنایع، درسی به نام مهندسی فاکتورهای انسانی با ارزش ۳ واحد وجود داشت که در گروه دروس تخصصی (اجباری) گرایش تولید صنعتی  و دروس اختیاری دیگر گرایش‌های این رشته بود. زمان کوتاهی می‌گذرد که این رشته دیگر جزء دروس اجباری گرایش تولید صنعتی نبوده و برای این گرایش نیز مانند دیگر گرایش‌های مهندسی صنایع، اختیاری شده است. این در حالی است که بر عکس رشته مهندسی صنایع در بین دیگر رشته‌های فنی و مهندسی بهترین ارتباط را با این دانش داراست، به‌خصوص زمانی که ارگونومی را از منظر ماکرو ارگونومی بنگریم، شاهد خواهیم بود‌ مباحث بسیار نزدیک و قابل ارتباطِ اثربخشی بین این دو حوزه وجود دارد. دانشجویانی که ۴ سال سعی کرده‌اند سازمان و ابعاد آن را از منظرهای سیستمی بنگرند و دیدگاه جامعی در این مقوله کسب کنند، بهترین پذیرنده مفاهیم ماکرو ارگونومی خواهند بود. بنابراین حوزه میکروارگونومی کمی از دانشجویان مهندسی صنایع دور شده و بیشتر به رشته‌های طراحی، ساخت، تولید و … سوق داده می‌شود.
اعلام این نکته شایان ذکر است که رشته “ارگونومی“ چند سالی است در مقطع کارشناسی ارشد و در حوزه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی آن هم به همت پیشکسوتان عزیزی دایر شده است و هم‌اکنون نزدیک ۱۰۰ فارغ‌التحصیل وارد جامعه کرده است. این نکته قابل بحث است که از آن‌جایی که این رشته در حوزه وزارت بهداشت و در دانشگاه‌های علوم پزشکی مطرح شده است، خود باعث عدم آگاهی دانشجویان و داوطلبان مقطع کارشناسی ارشد حوزه وزارت علوم شده است. بنابراین ما شاهد این هستیم که بسیاری از دانشجویان رشته‌های مهندسی، به‌ویژه فارغ‌التحصیلان مهندسی صنایع که حتی ۳ واحد از این درس را در خانواده واحد‌های خود دارا هستند نیز از وجود مقطع کارشناسی ارشد ارگونومی بی‌اطلاع بوده و حتی زمان برگزاری آزمون آن را نیز نمی‌دانند، بدیهی است که تنها تعداد اندکی از این جمع با این موضوع آشنا بوده و اقدام به شرکت در این مقطع تحصیلی می‌نمایند. جهت اطلاع باید بیان شود که کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت در خردادماه برگزار می‌شود و کنکور کارشناسی ارشد وزارت علوم چند ماه پیش از وزارت بهداشت برگزار می‌شود، بنابراین با توجه به این موضوع، می‌توان تصور کرد که آن‌هایی که مستعد و شایسته این کنکور می‌باشد، در فضایی بدون ‌اطلاع و شناخت‌کافی به‌سر می‌برند.
ذکر این نکته نیز لازم است که ارگونومی در دانشگاه‌های علوم پزشکی از منظر بهداشتی مورد توجه است، بنابراین لزوم تاسیس این رشته در وزارت علوم از منظر مهندسی امری واجب می‌نماید. جهت کنکاش در این رابطه، نگاهی به وضعیت آموزش این رشته در دانشگاه‌های کشورهای دیگر، موضوع را برای هر فردی روشن می‌سازد و در این نوشتار این وظیفه به عهده‌ی خواننده گذاشته می‌شود.
پیشنهاد بسیار خوبی خواهد بود که وضعیت شغلی و حرفه‌ای، نقش و جایگاه، میزان موفقیت، رضایتمندی و … این ۱۰۰ فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد ارگونومی فعلی کشور، مورد پژوهش قرار گرفته و نتایج کلیدی در این حوزه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد، چرا که نظام آموزشی کشور در گام‌های نخستین خود در مواجهه با این دانش پرکاربرد و پرثمر بوده است و اصلاح رویه‌ها و سیاست‌ها در جهت ارتقای آموزش‌های ارگونومی، در حال حاضر موثر خواهد بود.

احد خلجی

منبع : iien.ir

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*