مفهوم ابعاد جهان هستی, فضا-زمان, توفان فکری, و زمین توخالی از زبان نسیم حرمین

نسیم حرمین بیش از سی سال در زمینه فیزیک, هندسه, کیهان شناسی, مکانیک کوانتومی, زیست شناسی, شیمی و انسان شناسی و تمدنهای باستانی تحقیق کرده است. متن زیر حاوی نظرات او درباره ابعاد جهان هستی, مفهوم فضا-زمان, و زمین و خورشید توخالی است که به زبانی ساده و بدون نیاز به پیش زمینه چندانی از ریاضیات یا فیزیک ارائه شده است.

نسیم حرمین

نسیم حرمین

آیا جهان هستی دارای ابعاد مختلف است؟

مفهوم بُعد به شکلی که در ریاضیات مطرح میشود در مورد جهان هستی صادق نیست. نه تنها بیش از چهار بُعد وجود ندارد, بلکه همین چهار بُعد نیز با شکل واقعی جهان هستی سازگار نیستند, به این معنا که جهان هستی اشیای دو بُعدی دکارتی ایجاد نمیکند, یا بُردار رسم نمیکند. زمان مفهومی زیربنایی در ساختار فضا نیست. زمان مفهومی است انسانی, چرا که بدون حافظه زمانی وجود ندارد. اگر حافظه ای از دمی که گذراندید نداشتید مفهموم زمان برای شما معنایی نداشت. بنابراین اگر جهان هستی دارای زمان است, به این دلیل است که در فضا دارای حافظه است؛ یعنی اطلاعات در سازه فضا جاسازی شده اند. در طول آنچه که ما خط زمانی میخوانیم, تکامل اطلاعات رخ داده است. اما این خط زمانی تنها یک مفهوم است که در ذهن ما وجود دارد. جهان هستی لزوماً به این شکل رفتار نمیکند. جهان هستی این موضوع را به شکل اطلاعات در فضا تجربه میکند.

فرض کنید جهان را در قالب یک ذره, مثلاً در قالب یک پروتون یا الکترون تجربه میکنید. جهان شما بسیار خاص خواهد بود. شما جهان را از دیدگاهی بسیار خاص خواهید دید. اما اگر این الکترون ناگهان تبدیل به یک انسان شود, احتمالاً شما فکر خواهید کرد که بُعدتان عوض شده است. منظور من بُعد از نظر معنوی و روحانی است. شما فکر خواهید کرد که جهانتان عوض شده است. همه چیز کاملاً متفاوت به نظر خواهد رسید. آیا جهان شما واقعاً تغییر کرده؟ نه. تنها چیزی که تغییر کرده مقیاس شما است. بنابراین دیدگاه یک کهکشان از محیطی که در آن قرار دارد تفاوت عظیمی با دیدگاه یک انسان بر روی زمین دارد. اما هر دوی آنها در یک جهان و در یک بُعد قرار دارند, تنها چیزی که متفاوت است مقیاس آگاهی آنها است. با آگاهی متفاوت و دیدگاه متفاوت, جهان به نظر شما متفاوت خواهد آمد.

اما این دیدگاه ها همه در دل همدیگر جاسازی شده اند, بنابراین میتوانید از یک دیدگاه به دیدگاه بعدی بروید. من عبارت ابعاد چندگانه را نمی پسندم. عبارت مقیاسهای چندگانه, یا تجربیات چندگانه از جهان هستی مناسب تر هستند. من فکر نمیکنم که جهان هستی ابعاد مختلف دارد و همه از هم مجزا هستند. همه این مفاهیم تعاریفی بسیار ضعیف هستند, تعاریفی که نزدکی کمی با حقیقت دارند.


توفان فکری چگونه ایجاد میشود؟ بایگانی هستی چیست؟

اینشتین دو مفهوم فضا و زمان را کنار هم قرار داد و مفهوم فضا-زمان را ایجاد کرد. من این مفهوم را به فضا-حافظه تغییر دادم, زیرا بدون حافظه زمانی وجود ندارد. اگر شما لحظه قبل را به خاطر نمی آوردید زمانی وجود نداشت و در نتیجه تکاملی وجود نداشت. بنابراین مجموعه ای از اطلاعات وجود دارد که در واقع حافظه است در ساختار فضا. وقتی چیزی می آموزید, ساختار فضا را تغییر میدهید. این تغییر حتی در سطح فیزیکی هم رخ میدهد. میدانیم که دی.ان.ای شما در حال تغییر است, ژنهای شما در حال تغییر است, انواع هورمونها درون شما ترشح میشود, و همه اینها بر میدان اطلاعات تاثیر میگذارد. همچنان که بر روی این سفینه فضایی بینظیر که زمین نامیده میشود در فضا سفر میکنید, رد پای اطلاعاتی بسیار خاصی را بر روی سازه فضا برجا میگذارید. همه اینها به این معنا است که این اطلاعات قابل دسترسی است و در نتیجه برای اولین بار میتوان این مطلب را گواهی بر وجود داشتن میدان مورفوژنیک دانست, گواهی بر صحت داشتن سناریوی یکصد میمون*. حتی در مورد واکنشهای شیمیایی نیز همین مورد قابل مشاهده است. یک واکنش شیمیایی جدید برای اولین بار به سختی رخ میدهد, اما همچنان که آزمایشگاههای دیگری در سراسر دنیا اقدام به ایجاد آن میکنند, راحت تر و راحت تر روی میدهد. ثابت شده که وقتی تعداد خاصی از مردم به چیزی خاص فکر میکنند, این فکر از سراسر نقاط دنیا سر در می آورد. مثال شناخته شده آن همه کسانی است که در دو نقطه مختلف دنیا همزمان به یک ایده یا کشف جدید دست پیدا میکنند. تمام این اطلاعات در میدان مورفوژنیک قابل دسترسی میشوند. اما آیا همه افراد میتوانند این اطلاعات را به دست بیاورند؟ نه. باید تکانه (مومنتوم) کافی وجود داشته باشد, این فکر توسط تعداد لازم از افراد در این میدان جاسازی شده باشد تا دسترسی به آن بیشتر و بیشتر ممکن شود. هرچه که انجام میدهید, هر فکری که میکنید, هر حرکتی که میکنید در ساختار فضا-زمان ضبط میشود.


آیا طنین زنگ مانند کرات به معنای توخالی بودن آنها است؟

صدای ضبط شده کرات در وبسایت ناسا وجود دارد. آیا این بانگ طنین افکن به معنی توخالی بودن این اشکال آسمانی کروی, منجمله زمین است؟ صدای این کرات مانند یک زنگ طنین دارد و اگر توخالی نبودند چنین صدایی از آنها شنیده نمیشد. وقتی بر روی ماه فرود آمدیم ماه مانند یک زنگ برای مدتی قابل توجه طنین افکند, گویی که توخالی باشد. این مشاهدات با بعضی از مدلهایی که برای انبساط خورشید و کرات و انبساط کهکشانها و جهان ساخته ام سازگار است. اگر زمین را حدود ۶۰ درصد منقبض کنید, یعنی چیزی که نظریه زمین منبسط شونده از آن حرف میزند, نظریه ای که فکر میکنم در سالهای دهه هفتاد مطرح شد, قاره ها به شکلی زیبا کنار هم قرار میگیرند؛ بسیار سازگارتر و زیباتر از حالتی که نظریه رانده شدن قاره ها از هم مطرح میکند. نظریه رانده شدن قاره ها نظریه رایج امروز است. اینکه نظریه انبساط زمین تا این حد مورد بی مهری قرار گرفته جالب است. این نظریه با فیزیک و دینامیک کراتی که به دور محور خود میگردند نیز سازگار تر است, چرا که با توجه به چرخش محوری کرات, رانده شدن قاره ها از هم میبایست در یک جهت رخ داده باشد و نه در همه جهات.

با قبول نظریه انبساط زمین باید به شکلی تولید ماده که منجر به این انبساط میشود را توضیح داد. ممکن است در مرکز زمین یک سیاهچاله بسیار کوچک وجود داشته باشد, همچنان که در مرکز خورشید. این سیاهچاله میان کره ماده تولید میکند و ماده تولید شده پوسته عظیم اطراف خود را به بیرون میراند. ممکن است سوراخ میان دل زمین نسبت به ابعاد زمین بسیار کوچک باشد, و همینطور سوراخ میان دل خورشید. وقتی به یک فیزیکدان میگویید خورشید یک سیاهچاله است به شما پاسخ خواهد داد در چنین صورتی خورشید تنها قطری ۱۸ کیلومتری میداشت. اما این ادعا تنها در صورتی درست است که خورشید را همگن فرض کنیم. اما اگر قبول کنیم که سیاهچاله ای در میان خورشید وجود دارد, سطح بیرونی خورشید در واقع پوسته این سیاهچاله میشود و خورشید به همان شکلی خواهد بود که امروز میبینیم. در چنین حالتی بسیاری از مواردی که با مدل رایج و پذیرفته شده امروز قابل توضیح نیست به راحتی توضیح داده میشود. برای مثال ۸۰ درصد از نوترینو هایی که قاعدتاً توسط خورشید تولید و پخش میشوند اما ردی از آنها پیدا نمی کنیم و غیره.

با این مدل میتوان حتی کرات و خورشید را به اتم شبیه کرد که هسته ای در میان دارد و پوسته ای بسیار بزرگتر دورادور این هسته. ممکن است این مدل برای بسیاری از افراد باورنکردنی یا شوکه کننده باشد, اما ریاضیات نیز این مدل را تایید میکند. برای مثال این ایده که میدان مغناطیسی زمین توسط اثر دینامو** از درون زمین ایجاد میشود با قدرت میدان مغناطیسی زمین سازگار نیست. میدان مغناطیسی زمین طبق محاسبات ریاضی باید به اندازه ۲ برابر فاصله  مرکزی که میدان را ایجاد میکند کاهش پیدا کند, و وقتی فاصله میدان از مولد آن بیشتر میشود افت قدرت میدان حتی به اندازه ۳ برابر فاصله نیز میرسد. در چنین حالتی قبول وجود یک سیاهچاله بسیار کوچک در دل زمین بسیار منطقی خواهد بود. آواز کرات حقیقت دارد.

*پدیده ای است که ادعا می‌کند یک ایده یا یک رفتار جدید که تعداد مشخصی از اعضای یک گروه از آن آگاهی یافته‌اند می‌تواند به سرعت از روش‌هایی ناشناخته در میان گروه‌های دیگر پخش شود. نظریهٔ آن را لاورنس بلر و لیال واتسون در میانه دههٔ ۱۹۷۰ ارائه کردند و ادعا داشتند که براساس مشاهدات دانشمندان ژاپنی بوده‌است.

**فرایندی که از طریق آن حرکت همرفت یک شاره ی رسانای دوار (مانند هسته ی زمین) می‌تواند یک میدان مغناطیسی ایجاد کند

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*