ویکیلیکس و فاش سازی ای میلهای جان پادستا, مدیر کارزار انتخاباتی هیلاری کلینتون

ابی مارتین:

از چندین ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کمپانی های رسانه ای به شدت تلاش کردند هیلاری کلینتون را به مردم آمریکا بقبولانند. تنها چند هفته پیش از انتخابات و در میانه تبلیغات رسانه ها صدای بمب خبری ویکیلیکس بلند شد. این بمب خبری عملکرد درونی کارزار کلینتون و ای میلهای جان پادستا, مدیر کارازار انتخاباتی کلینتون را افشا میکرد. تصویری که از جان پادستا ارائه داده اند تصویری است از یک حامی خیرخواه کلینتون که به طرزی غیر منصفانه اطلاعات خصوصیش افشا شده است, اما او در واقع یکی از قدرتمندترین مردان واشنگتن است که فعالیتهایش تا کنون پشت پرده بوده است. جان و برادرش تونی دو تن از قدرتمندترین لابی گران جهان محسوب میشوند. نیویورک تایمز به جان لقب یکی از بزرگترین نقش آفرینان را داده است, کسی که به مشتریانش نقشه راه موفق شدن در فضای رسمی واشنگتن را نشان میدهد. نقش جان بسیار فراتر از تنها یک لابی گر است. او حامی بیل کلینتون, باراک اوباما و هیلاری کلینتون بوده است. واشنگتن پست تجربه سیاسی او را ستوده است و نوشته هیچ فرد دیگری به اندازه پادستا در شکل گیری بلندپروازی های اوباما در دور دوم ریاست جمهوریش موثر نبوده است.

به جای تاکید بر محتویات ای میل ها بر دست داشتن روسیه در افشا کردن این ای میلها تاکید شده است. اما شواهدی که ثابت کند پوتین در این افشاگری دست داشته وجود ندارد. تنها چیزی که به عنوان مدرک این ادعا ارائه شده و مورد استفاده کارزار هیلاری کلینتون قرار گرفته اطلاعیه مشترکی است که توسط اداره امنیت ملی و دپارتمان امنیت ملی تهیه شده. این اطلاعیه تنها حاوی حدس و گمان بر این پایه است که روش دستیابی به اطلاعات با روشها و انگیزه های روسها سازگار است, و چنین افشاگری هایی با هدف دخالت در روند انتخاباتی آمریکا انجام شده است که پیش از این در رفتار مسکو دیده شده بوده.

اف بی آی نیز از بررسی بیشتر این اتهامات خودداری کرده, اما رسانه ها همچنان به تکرار آن مشغولند. هیچ اشاره ای به روشهای ممکن برای لو رفتن ای میلهای پادستا نشده است. برای مثال نام کاربری او نام خودش بود و گذرواژه اش خود کلمه گذرواژه. در سال ۲۰۱۵ گوشی موبایل ش را در تاکسی جا گذاشت و  در ماه مارس سال ۲۰۱۶ با فریب خوردن از یک کلاهبرداری فیشینگ که شبیه به صفحه ورود به گوگل بود اطلاعات مربوط به ای میل خود را به اشتباه ارائه کرد. به جز تمام این موارد وجود هزاران هکر حرفه ای غیر روسی و همینطور امکان لو رفتن اطلاعات توسط نزدیکان خود پادستا هرگز مطرح نشد.

اگر به محتویات ای میلهای پادستا نگاهی بیندازید متوجه میشوید چرا چنین مستاصل هستند و به دنبال راهی برای انحراف افکار. بخشی از این ای میلها مربوط به سخنرانی های هیلاری برای بانکها و کمپانیها هستند, سخنرانی هایی که برای او میلیونها دلار درامد داشت. در یکی از این سخنرانی ها او به کمپانیهایی که حامیان مالی او هستند اطمینان میدهد که آنچه به رای دهندگان میگوید موضع گیری حقیقی او نیست: «سیاست مانند سوسیس درست کردن است. نامطبوع است. همیشه نامطبوع بوده. ما معمولاً به اهدافمان میرسیم, اما اگر همه مشغول دیدن مذاکرات پشت پرده و معاملات باشند, عصبی و متشنج میشوند. به همین دلیل لازم است یک موضع عمومی داشته باشی و یک موضع خصوصی.»

پاسخگویی او به وال استریت, بزرگترین حامی مالی ش وقتی پشت درهای بسته قرار میگیرد کاملاً متفاوت میشود. در یکی از سخنرانی هایش برای گلدمن سکس از این موضوع که بانکدارها به عنوان آدم بدهایی معرفی شده اند که باعث سقوط اقتصادی شدند انتقاد میکند. به نظر او همان بانکهایی که اقتصاد را متلاشی کردند باید کنترل اقتصاد را در دست داشته باشند: «به نظر من باید درباره سو تفاهم ها و سیاسی کردن قضیه شفاف سازی اقدامات بسیار بیشتری انجام میشد. شما باید در پیدا کردن راه مناسب به ما کمک کنید, بیایید این بار از انجام درست آن اطمینان حاصل کنیم. کسانی که در این صنعت فعال هستند این صنعت را بهتر از هر کس دیگری میشناسند.»

یکی دیگر از موضوعاتی که در این ای میلها میتوان یافت هماهنگی غیرقانونی کمیته اقدام سیاسی مستقل «شفاف سازی وقایع» با کارزار ریاست جمهوریش است. مطابق قانون لازم است کمیته های اقدام سیاسی مستقل, و سازمانهای غیر انتفاعی استقلال خود از کارزارهای انتخاباتی را حفظ کنند, اما شواهد نشان میدهد که کمیته»شفاف سازی وقایع» یکی دیگر از بازوهای چند میلیون دلاری کارزار هیلاری است, به نحوی که گاهی نمیتوان تشخیص داد اقدامات توسط کدام یک از این دو انجام شده است.

کمیته اقدام سیاسی مستقل شفاف سازی وقایع

نور افکندن بر هویت جان پادستا و صعود سیاسی او نشان خواهد داد چه کسی واقعاً محورهای قدرت آمریکا را در دست دارد. برادر جان, تونی, از سنین کودکی در انحصاری ترین حلقه های نخبگان سیاسی حضور داشته است. مادر آنها, مری پادستا, یکی از مشهورترین جمع آوری کنندگان کمک مالی در صحنه  سیاست بود. واشنگتن پست از او با عنوان رکن شامهای سیاسی نام برده که مهمانی های شام خانگیش منجر به جمع کردن میلیونها دلار کمک مالی برای کاندیداها میشد.

برادران پادستا که صاحب ویژگیهای مربوط به طبقه بالادست و برتر هستند از همین روش برای ایجاد ارتباط استفاده میکنند. هر دوی آنها به داشتن هنرهای مربوط به آشپزی و پذیرایی معروفند. هر دو به جمع آوری آثار هنری معروفند و به داشتن رقابت همیشگی درباره اینکه مجموعه هنری کدام یک برجسته تر است.

برادران پادستا در سالهای دهه ۷۰ آغاز به شکل دادن و گسترش شبکه آشنایان سیاسی خود کردند. هر دو با بیل کلینتون که دانشجوی جوانی بود دوست شدند. هر دو در سالهای جوانی با کارزارهای انتخاباتی دموکراتها همکاری میکردند. رشد شبکه ارتباط سیاسی آنها منجر به رشد شبکه ارتباط تجاریشان نیز شد. در سال ۱۹۸۷ با شبکه بزرگ ارتباطات سیاسی و تجاریی که درست کرده بودند یک دفتر لابی گری برای کمپانی ها با عنوان شرکای پادستا تاسیس کردند که امروز با نام گروه پادستا شناخته میشود. حرفه جان او را در مرکز لابی گری سیاسی قرار داد و تونی به لابی گری تجاری ادامه داد. در همان سال این دو برادر دفتر لابی گری دیگری تاسیس کردند. جان رئیس شورای کشاورزی سنا شد, و اولین مشتری شرکای پادستا کدام کمپانی بود؟ جنیتک, یک کمپانی بیوتکنولوژی که منافع بسیاری در حذف قوانین مربوط به صنعت کشاورزی داشت. گروه پادستا بعداً به نیابت از جنیتک و کمپانیهای دیگر تبدیل به بزرگترین حامی  مقررات زدایی از اداره غذا و داروی آمریکا شد.

پس از آنکه پادستا در سال ۱۹۹۷ رئیس اداری بیل کلینتون شد, همراه با برادرش به موفقیتی عظیم دست پیدا کرد: دولت کلینتون حکم مقررات زدایی از اداره غذا و داروی آمریکا را امضا کرد. قدرت سیاسی پادستا با اثبات وفاداریش به گروه کلینتون افزایش یافت و به کار پاک کردن رسوایی های پرشمار کلینتون گماشته شد. پوشاندن رسوایی های جنسی کلینتون که پرشمار بودند, به پادستا تجربه کافی برای پنهان کاری درباره فریبکاری های مالی کلینتون و معاملات پنهانیش بخشید.

هیلاری با کمک یکی از مدیران اجرایی تایسون سرمایه گذاری اولیه هزار دلاری خود را تبدیل به یکصد هزار دلار کرد. در ازای کمک این مدیر اجرایی, میلیونها دلار از صندوق دولت بیل کلینتون در اختیار او قرار داده شده بود. قوانین بسیاری زیر پا گذاشته شده بود تا هزار دلار یک شبه تبدیل به صدهزار دلار شود. از پادستا خواسته شد این رسوایی را بپوشاند.

در رسوایی وایت واتر نیز پادستا مسئول مخفی کاری شد. رسوایی وایت واتر مربوط به صدها هزار وام املاک دروغین بود که به کمک ارتباطات کلینتون با فرماندار آرکانزاس نصیب بیل و هیلاری شده بود. ارتقای پادستا به ریاست اداری بیل کلینتون پاداش پنهانکاری او در این مورد بود. اینکه مهمترین مدیر رفع و رجوع کردن رسوایی های کلینتون ها اکنون رئیس اداری هیلاری نیز هست جای تعجب ندارد.

گروه پادستا امروز به فهرست کمپانی هایی که مشتری آنها هستند افتخار میکند. در این لیست نامهایی همچون والمارت, بریتیش پترولیوم, و لاکهید مارتین که از جنگ ها بهره مالی میبرد دیده میشود. این لیست همچنین شامل مشتریان بزرگی همچون بانک آمریکا و سَلیمِی, جنرال دینامیکس و رِیتیان که از جنگها بهره مالی میبرند, گروه های رسانه ای همچون ان.ای.بی و ان.پی.آر, غولهای بیوتکنولوژی همچون جنیتک, اَمجِن و سینتتیک جنومیکس, غولهای انرژی مانند دوک انرژی و سانوکو, کمپانیهای فعال در زمینه دارو و سلامتی مانند کوویدین, مرک و نوارتیس و کمپانیهای عظیم دیگری مانند نستله میشود.

قدرت واقعی این دو برادر در واشنگتن هنگامی معلوم شد که جان پادستا اتاق فکر مرکز پیشرفت آمریکا را تاسیس کرد. هیات مدیره این اتاق فکر شامل افرادی مانند مدیر گلدن وست فایننشال که بزرگترین موسسه وام و پس انداز آمریکا است, و بانکدار میلیارد, تام استیر, میشود. هیات امنای این اتاق فکر شامل افرادی مانند مدیر گلدمن سکس و مادلین آلبرایت, این جنگ افروز بدنام میشود. حامیان مالی علنی این اتاق فکر شامل افرادی مانند معمار تغییر رژیم ها, جرج سوروس و هربرت و ماریان سندلر, میلیاردرهایی که با بحران مربوط به وام مسکن به ثروت خود افزودند, سیتی بانک و ولس فارگو, نورتروپ گرامن که از جنگها بهره مالی میبرد, و بیمه سلامتی آمریکا میشود. اما پادستا موظف نیست لیست کسانی که به این مرکز غیرانتفاعی کمک مالی میکنند را اعلام کند. لیست حامیان مالی مخفی این مرکز شامل والمارت, جنرال موتورز, کامکست, گاز و انرژی پاسیفیک, کمپانی هایی که از جنگ سود میبرند مانند جنرال الکتریک, بوئینگ و لاکهید مارتین و دولت دست راستی ترکیه میشود.

این همکاری برای هر دو طرف سود بسیاری داشته, مخصوصاً پس از آنکه دولت دموکرات به روی کار آمد و جان پادستا تیم انتقال قدرت به اوباما را انتخاب کرد. پادستا کاخ سفید را مملو از کارمندانی کرد که میدانست مورد پسند بانکها و کمپانیها خواهند بود. برای مثال ویکیلیکس افشا کرده که یک ماه پیش از آنکه اوباما برنده انتخابات ۲۰۰۸ شود, یکی از مدیران اجرایی سیتی گروپ که از حامیان مالی علنی اتاق فکر است ای میلی به پادستا فرستاد. موضوع ای میل «فهرست ها» و متن ای میل شامل ۳۱ کاندیدا برای احراز مقام در کابینه بود. این مدیر اجرایی, مایکل فرومن در ای میل خود نوشته بود:» نامهای دیگری به فهرست اضافه خواهد شد ولی لیست موجود شامل نام کسانی است که به نظر میرسد برای احراز شغلهای رده بالا مورد تایید منابع مختلف قرار دارند.» لیست پیشنهادی فرومن صد در صد به عمل رسید, فرومن روزمه افراد مختلف را به پادستا ارسال میکرد و از اون میخواست این افراد استخدام شوند. امروز فرومن نماینده تجاری دولت اوباما است. اما این تازه آغاز کنترل پادستا بر کاخ سفید بود.

مایکل فرومن

مایکل فرومن

اسناد نشان میدهد که برادران پادستا در سال ۲۰۰۹ بیست و پنج جلسه در کاخ سفید داشته اند. این تعداد را با دفعاتی که سخنگوی کاخ سفید در همین سال در این مکان جلسه داشته است مقایسه کنید: یک بار. جان پادستا بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ یکصد و سی ملاقات فردی در کاخ سفید داشته است و بسیاری افراد او را مشاور غیر رسمی دولت اوباما میدانستند.

در سال ۲۰۰۶ دارایی های اتاق فکر پادستا از ۲۳ میلیون دلار به ۲۰ میلون دلار نزول پیدا کرده بود. پس از اینکه پادستا کارکنان اداری اوباما را انتخاب کرد دارایی های اتاق فکر او به ۴۰ میلیون دلار رسید و تعداد کارکنان این مرکز که پیش از ریاست جمهوری اوباما ۲۰ نفر بودند تا سال ۲۰۱۳ به ۲۷۰ نفر رسید. گروه پادستا نیز در دوران دولت اوباما رشد بزرگی کرد. کارمندان این گروه از از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ سه برابر, و سود آن دو برابر شد.

پادستا ارتباط دائمی بین مرکزش, کمپانیهایی که حامی مالیش بودند, و دولت برقرار کرد. برای مثال میتوان از اسکات لیلی نام برد, عضو سابق کنگره که همزمان دو منصب لابی گر امنیت ملی اتاق فکر پادستا و لابی گر لاکهید مارتین را داشت؛ اسپنسر بویر که به اصطلاح متخصص ترکیه این اتاق فکر بود و در خفا میلیونها دلار از دولت مورد انزجار ترکیه دریافت کرد, و بعدها این منصب را ترک کرده و دستیار معاون اول اوباما در امور اروپایی با مسئولیت» طراحی و اجرای سیاستهای آمریکا در ترکیه» شد؛ و رودی دیلیان که معاون وزیر دفاع سابق بیل کلینتون بود و مدیر لابی گری بوئینگ شد. دیلیان امروز همزمان لابی گر اتاق فکر, عضو هیات مشاور وزارت دفاع, و عضو هیات مدیره پیمانکار جنگی, جنرال دینامیکس است.

گروه پادستا با ثروتمندان راس قدرت روسیه نیر همکاری میکند. گروه پادستا با بزرگترین بانک دولتی روسیه همکاری میکند. جان خرید عظیم یک کمپانی معدن داری با نام اورانیوم یک را برای روسیه تسهیل کرد. این خرید نیازمند تایید هیلاری در دوران حضور او در دولت اوباما بود. اورانیوم یک صاحب حق استخراج ۲۰ درصد از منابع اورانیوم آمریکا است. صاحب این شرکت یکی از دوستان نزدیک کلینتون ها بود. خریداران روس میلیونها دلار به سمت کلینتون ها سرازیر کردند. گروه پادستا برای تسهیل این معامله ۱۸۰ هزار دلار دریافت کرد. تاثیرات منفی این معامله در ماه آوریل ۲۰۱۵ و مدت کوتاهی پس از آغاز رقابتهای انتخاباتی هیلاری متوجه کارزار او شد. مطابق آنچه ویکیلیکس افشا کرده, در همان ماه خوزه فرناندز از وزارت امور خارجه در ای میلی به پادستا نوشت مایل است هر کاری که میتواند برای کمک به کارزار کلینتون انجام دهد. تنها پنج روز بعد فرناندز اطلاعیه ای صادر کرد که در آن مسئولت کامل قبول معامله فوق را به عهده گرفته بود و ادعا کرده بود هیلاری هیچ دخالتی در انجام این معامله نداشته است. فرناندز نیز عضو اتاق فکر پادستا است.

انتظار میرود در صورت انتخاب هیلاری, پادستا جزو مقامات ارشد کابینه شود. امروز در حالی که پادستا مسیر رسیدن هیلاری به ریاست جمهوری را هموار میکند, مرکز پیشرفت آمریکای او از ایجاد سیاستهای فاجعه بار دیگری مانند بمباران سوریه حمایت میکند. استفاده رژیم جنایتکار مالکی و رژیم منفور مبارک در مصر از خدمات گروه پادستا جزو پرونده کاری این گروه است. تونی پادستا کار لابی کردن برای استخراج نفت قطر را به عهده گرفته بود. کلینتونها ده ها میلیون دلار از رژیم های بحرین, قطر, امارات متحده عربی و کویت وعربستان سعودی دریافت کرده اند. دولت سعودی از سال ۲۰۱۵ ماهانه یکصد و چهل دلار به گروه پادستا پرداخته است. گروه پادستا چهره انسانی تری به رژیم ضد انسانی سعودی می بخشد و پروپاگاندای این رژیم را تحت عنوان اصلاحات عظیم در عربستان سعودی اداره میکند.

گروه پادستا و رسانه هایی که از آنها دستور میگیرند ادعا میکنند که جمهوری خواهان حامی قدرت گرفتن کمپانی ها, آلودگی محیط زیست و جنگ هستند. ادعای آنها درست است. اما ادعای دیگر آنها این است که نقطه مقابل آنها در این سه زمینه دموکرات ها هستند. ای میلهای فاش شده پادستا نشان میدهد که این به اصطلاح حزب ترقی خواه تنها یک کلوب خصوصی نو-لیبرالی است که اعضای صاحب ثروت و قدرت آن نوکران وفادار کمپانی های بزرگ هستند. ای میلهای فاش شده پادستا چیزی بیشتر از دریچه ای به فعالیتهای یک فرد هستند. این ای میلها دریچه ای رو به عملکرد و سازوکار سیستم سیاسی باز میکنند.

پایان

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*