پناهگاه زیر زمینی ییما / جمشید در دوران عصر یخبندان

جادوگران خدایان

جادوگران خدایان

نوشته گراهام هنکوک در کتاب ” جادوگران خدایان ” 

مورخان یونانی نخستین کسانی بودند که درگیر قدمت زرتشت شدند . بعنوان مثال پلوتارخ به ما می گوید که زرتشت پنج هزار سال قبل تر از نبرد تروآ می زیسته ( این رقم از نظر تاریخی نامشخص است اما به طور کلی تاریخ هزاروسیصد قبل ازمیلاد را برای زرتشت در نظر می گیرند و اگر این رقم را به پنج هزارسال اضافه کنیم به شش هزار وسیصد سال می رسیم ) چنین تاریخی را دیوژن لائرتی مطرح کرد که گفته زرتشت شش هزار سال قبل از نبرد یونانی ها با خشایارشا می زیسته ( حدود شش هزار و چهارصد و هشتاد پیش از میلاد ) اکثرپژوهشگران امروزه تاریخ هزاروهفتصدوپنجاه پیش از میلاد و دویست و پنجاه وهشت سال قبل از اسکندر را مد نظر قرار می دهند . ( حدود پانصدوهشتادوهشت پیش از میلاد ) حقیقت هرچه باشد این اتفاق نظر وجود دارد که خود زرتشت گرایی مثل خیلی از ادیان ریشه هایش به دوران ما قبل تاریخ بر می گردد .

درمتون مقدس زرتشتی که به زنداوستا مشهور هستند . آیه های خاصی وجود دارند که مشخصاً از سنتهای شفاهی بسیار باستانی اقتباس شده اند . آیه ها از پدر بسیار کهنی به نام ییما / جمشید سخن می گویند . نخستین انسان ، نخستین پادشاه و بنیان گذار تمدن و در سرآغاز بخشی از زنداوستا که به وندیداد مشهور است ما می خوانیم که چگونه خدا اهورامزدا نخستین سرزمین ” ایرانویچ ” را در کنار رود دائیتیا آفرید و آنجا بهشت روی زمین بود . اینکه چگونه ییما زیبا ، چوپان بزرگ … نخستین فانی را اهورامزدا برای هم صحبتی انتخاب کرد و او را برای دین آگاهی و دین برداری برگزید اما ییما /جمشید امتناع کرد و خدا هم وظیفه متفاوتی برایش در نظر می گیرد :

“اگر دین آگاهی و دین برداری را از من نپذیری پس جهان مرا فراخی بخش . پس جهان مرا ببالان و به نگاهداری جهانیان سالار و نگهبان آن باش “

ییما با این شرایط موافقت می کند وآنها با یک حلقه طلایی و خنجری منبت کاری شده از طلا با هم پیمان می بندند . برای ما بسیار جالب است که در فصل هفدهم این داستان شباهتهای بسیاری بین این داستان و کوههای آند آمریکای جنوبی وجود دارد . سپس ییما با حلقه طلایی به زمین فشار آورد با خنجر سوراخش کرد .

با این کار ما متوجه می شویم که او باعث شده زمین یک سوم نسبت به آنچه که بود بزرگ تر شود . طی بیش از دو هزار سال او این کار را دوبار انجام داده . طی این روند در نهایت سرزمینهای قابل دسترسی برای گله ها و گاوها و گوسفندها و انسانها و سگ ها و پرنده ها که در جوار او هستند دو برابر بزرگ تر شده .

تاجایی که می دانیم انسانهایی که آناتومی آنها مثل انسان امروزی باشد برای کمی کمتر از دو صد هزار سال وجود داشته اند ( علم اذعان می کند که نخستین اسکلتی که شبیه انسان امروزی باشد از اتیوپی به دست آمده و قدمت آن به صدونودوشش هزار سال قبل بر می گردد ) . از این بازه زمانی فقط یک دوره بوده که بخشهایی از زمین که برای انسانها قابل استفاده بوده مساحتشان به شکل چشمگیری طی آخرین عصر یخبندان بین صد هزار تا یازده هزار سال پیش گسترش پیدا کرده . در واقع سرزمینهایی که قبلاً در آب غوطه ور بوده اند و مساحت آنها سرجمع به بیست وهفت میلیون کیلومتر مربع می رسیده – معادل ادغام چین با بخشی از اروپا – با فروکش کردن آبها در آخرین یخبندان در حداکثر بیست ویک هزار سال پیش سر از آب بیرون آورده و به خشکی قابل استفاده تبدیل شده اند .

در حالیکه گمانه زنی کردن در مورد مقدار واقعی زمین در دسترس قرارگرفته قابل استفاده مورد اشاره در داستان ییما یا هرچه که باعصر طلایی و سرآغاز حکمرانی جمشید در ایرانویچ حاصل شده به خاطر اینکه هنوز بخش بزرگی از آن در سر آغاز یانگردرایاس هنوز بالاتر از سطح آب قرار داشته به این آسانی ها نیست بررسی اینکه بعدش چه اتفاقی افتاده بسیار جالب است .

( یانگردرایاس یکی از دوره های زمین شناسی است . دوره ای حدود دوازده هزاروهشتصد سال پیش که پس از دوره گرمای کوتاهی که پس از پایان آخرین عصر یخبندان اتفاق افتاده ظاهر شده . )

بعد از یک دوره عظیم دیگر ییما به محل دیداری که در کنار رود خوب دائیتیا احضار شده . جایی که خدا اهورامزدا بر او ظاهر شد و به او درمورد تغییرات اقلیمی ناگهانی و فاجعه بار هشدار داده :

ای جم /ییما هورچهر ، پسر وینگهان !
بدترین زمستان بر جهان استومند فرود آید که آن زمستانی سخت مرگ آور است . آن بدترین زمستان بر جهان استومند فرود آید که پر برف است . برفها بارد بر بلندترین کوهها به بلندای اردوی . پس ای جم / ییما آن ور( پناهگاه زیرزمینی ) را بساز. هریک از چهار برش به درازای یک اسپریسی ( میدان اسب ) و تخمه های رمه ها وستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشان سرخ سوزان را بدان جا ببر … زیستگاه مردمان … استبلی برای گاوان و گوسفندان و بدان جا بزرگترین و برترین و نیکوترین تخم های نرینگان و مادینگان روی زمین را فراز بر . بدان جا تخم های چهارپایان گوناگون روی زمین ، تخم رستنیها و تخم همه خوردنیها را ببر و آنها را برای ایشان جفت جفت کن و از میان نارفتنی برای ایشان که مردمان ماندگار درآن ” ور” اند . مبادا که گوژپشت ، گوژسینه و دیوک و کسویش و خل و بی پشت و ویزباریش و تباه دندان و هیچ یک از داغ خوردگان اهریمن بدان جا راه یابند . “

 

خوب نظر شما چیست ؟ این مخفیگاه زیر زمینی پناهگاهی بوده دربرابر زمستان وحشتناکی که قرار بوده ایرانویچ را در بر بگیرد . این زمستان در دیگر متن زرتشتی به نام بندهشن چنین توصیف شده :

” … روح شیطانی همچون ماری از آسمان بر زمین فرود آمد … عصر یورش آورد و به واسطه آن آسمان درهم شکست و چون گرگی که گوسفندان را بترساند باعث ترس و وحشت شد . او به آبی که زیر زمین بود نفوذ کرد و به این شکل که زمین سوراخ شد واو وارد آن شد . او به کل آفرینش هجوم برد و به جهان آسیب رساند و نیمروز را چون شب تاریک کرد . “

مطالعه این متون یاد آور این نکته هستند که عصر طلایی طی دوهزار سال از آب و هوایی عالی بهره می برده قبل از اینکه در دوازده هزاروهشتصد سال پیش یورشی ناگهانی ( یک شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار) یانگردرایاس را نابود کند .

متون زرتشتی در توصیفش بعنوان آتشبار ، آدمکش و زمستان کشنده اوصاف درستی را به کار برده اند اینکه این ” روح شیطانی ” / انگره مینیو ، اهریمنی است که حامل مصیبت وبدبختی است ، عامل تاریکی و ویرانی و هرج و مرج وشرارت که در برابر اهورامزدا ایستاده و می کوشد تمام کارهای خوب اورا تضعیف و خنثی کند . (به احتمال زیاد واژه angry از همین angra اوستایی گرفته شده . م ) زرتشتی گری یک دین عمیقاً ثنوی است که در آن انسان بین سپنتامینو ( روشنی ) و انگره مینو( تاریکی ) معلق است و این دو نیرو همواره در حال نبرد با یکدیگر هستند . و گاهی اوقات این شر است که پیروز می شود . بنابراین وندیداد یادآوری می کند که اگر چه ایرانویچ ” نخستین سرزمینها وسرزمینهای خوب ” بوده که توسط اهورامزدا خلق شده ممکن است نتواند دربرابر شیطان پایداری کند :

” … پس آنگاه اهریمن همه تن مرگ بیامد و به پتیارگی ، اژدها را در رود دائیتیا بیافرید و زمستان دیو آفریده را بر جهان هستی چیرگی بخشید . در آنجا ده ماه زمستان است و دو ماه تابستان و درآن دو ماه نیز هوا برای آب وخاک و درختان سرد است “

مفاهیم استعاره ای که می گویند اژدهایی قدرتمند که از آسمان پدیدار می شود به زمین یورش آورده و به دل آن نفوذ کرده و زمستان طولانی را بر زمین حاکم می کند . این زمستان چنان ناگهانی و شدید است که در نمیروز تاریکی بر زمین چیره می شود تا آنجا که حتی در ماههای تابستان زودگذر هم شرایط آب و هوایی برای زندگی انسان بسیار سرد است .

باردیگر کل سناریو بسیار دقیق شرایط وحشتناکی را که یک ستاره دنباله دار برای پایان دادن به یانگرداریاس و برای جهان رقم می زند را توصیف می کند که در پی آن دست کم پنجاه میلیون کیلومتر مربع از اراضی نابود شده و ” سرمای نابود کننده شدیدی حاکم می شود ” و مقدار زیادی گرد وغباربه همراه دود حاصل از آتش سوزیهای گسترده که سراسر قاره را در برگرفته بود به جو فوقانی پرتاب شده و آسمان به این دلیل مات و کدر به نظر می رسیده که باعث می شدند نورخورشید به زمین نرسد و همه چیز تا قرنها گرفتار یک جور زمستان هسته ای شود .

( در چنین زمستان هسته ای بسیاری از گونه ها انسانی و حیوانی و گیاهی به هر ابعادی هم که باشند نابود می شوند و دیگر چیزی برای پژوهشگران بعنوان مدرک باقی نمی ماند . م ) متون زرتشتی شکی باقی نمی گذارند که این شرایط برای بقای آینده تمدن تهدیدی مرگبار بوده . به این دلیل بوده که اهورا مزدا ییما را احضار کرده و به او هشدار داده و راهنمایی اش کرده که پناهگاهی زیر زمینی بسازد . جایی که انسان درآن پناه بگیرد و بذرهای تمام حیوانات و گیاهان تا سپری شدن زمستان مرگبار و فرارسیدن بهار به جهان جایشان امن باشد .

این گزارش بیش از اینکه اسطوره ای یا آمیزه ای از خیال پردازیهای مذهبی به نظر برسد بیشتر از یک حال و هوای جدی و از یک برنامه کاربردی دقیق خبر می دهد . بعنوان مثال اینکه مردم بدبخت و ناتوان و دیوانه و جزامی و … نباید وارد ” ور ” شوند . لحنی ناخوشایند و سیاستی شبیه به بحث اصلاح یا به نژادی . اما در نظر داشته باشید که قضیه نجات بشر بسیار مهم بوده و جای ریسکی وجود نداشته و فضای پناهگاه آنچنان وسیع نبوده که همه جورآدمی را در آن وارد کنند . پس جای شگفتی ندارد که فقط بذر عالی ترین و بهترین و با کیفیت ترین نوع درختها و میوه ها و سبزیجات و همه آن چیزهایی که ارزش غذایی دارند و مطبوع تر هستند به ” ور ” آورده شده اند .

چرا باید فضا را برای هر چیزی جز بهترینها هدر می دادند ؟

همچنین مشخص است که تعدادی انسان به دقت انتخاب شده برای حفاظت و مدیریت پروژه به ” ور ” برده شده اند و برای پرورش و تولید مثل در آینده تاکید شده که تمام بذرها – درمورد انسان هم اسپرم مرد و زن – به آنجا برده و ذخیره شوند .
پس وقتی می خوانیم که ” ور ” پناهگاه زیر زمینی بوده که در سه سطح ساخته شده که هریکی نسبت به آن یکی که در بالا است کوچکتر است وهرکدام جدول بندی وسیستم رفت و آمد خودش را داشته و خیابان بندی بوده منطقی است که شگفت زده شویم که آیا این یک جور سیستم ذخیره سازی نبوده با ردیفی از قفسه هایی که در راهروهای متقاطع مرتب شده بودند ؟

در متن وندیداد آمده که :

بدان فرازترین جای ؛ نه گذرگاه کن ، بدان میانه شش وبدان فرودین سه هزار تخمه نرینگان و مادینگان را به گذرگاههای فرازترین جای ده . ششصد تا را بدان میانه و سیصد تا را بدان فرودین ، فراز بر . آنها را به ” سوورا” ی زرین ، بدان ” ور ” بران و بدان ” ور ” دری وروزنی خود روشنی از درون بنشاند .

ترجمه ساده تر از همین بند :

در قسمت بالای ور نه کوچه در قسمت میانه شش کوچه و در قسمت پائین تر سه کوچه فراهم شود . در کوچه های بالاتر از نژاد مرد وزن یک هزار . در کوچه های میانه ششصد و در کوچه های پائین تر سیصد جفت باید جای گیرند . دراین ” ور ” باید بوسیله حلقه زرین خود یک درب با یک پنجره آماده داری که داخل ” ور” را روشن بدارند ” .
آیا اگر بخواهیم بگوییم که اینها ویژگیهای یک مخزن یا بانکی هستند که کارش نگهداری از بذر و اسپرم یا فن آوری پیشرفته است و اینکه ” ور ” از سیستم روشنایی مخصوص به خودش استفاده می کرده دچار خیال پردازی شده ایم ؟

علاوه بر این یک در در جایی کار گذاشته شده که با حلقه طلایی که قبلاً اهورا مزدا به ییما داده بسته می شده و همچنین ییما پنچره ای درست کرده که خودش می درخشیده و نور تولید می کرده . وقتی ییما از ماهیت این پنجره خود نورده ( روشنی از درون ) از اهورامزدا پرسیده او مرموزانه جواب می دهد :

آنها روشنی های خود آفریده و هستی آفریده هستند

یا

روشنی های خود ساخته و روشنی هایی که در جهان ساخته شده اند

( آیا سخن از نوعی استفاده از انرژی کیهانی در میان است . م )

در آنجا پدیدار و پنهان شدن ستارگان و ماه وخورشید یکبار در سال دیده می شود .

این آخری ها، ستارگان هستند و ماه و خورشید ، که از درون محدوده ور و در طول زمستان قابل رصد نیستند. اما مورد بعدی «نورهای مصنوعی» هستند که « از زیر می تابند».

پس :

ییما تعلیم می بیند و”ور “را کامل می سازد و بعد از آن این مکان ” با نور خود می درخشید ” وقتی این کار انجام شد :

آب را به درازای یک هاتر روان ساخت و در کنار آن پرندگان را در یک چمنزار همیشه سبزو خرم رها نمود و در آنجا کاخی مشتمل برتالار و ایوان و محوطه ساخت .

و ما بازهم فرمانهای خدا را یادآوری میکنیم که :

” … بذرهر زن ومرد … بذر هرنوع درخت ، هرنوع میوه و از هرچیز جفت را به آنجا ببر و به شکلی خستگی ناپذیر مراقب این مکان باش چون قرار است که انسان زمان بسیار طولانی را در این ” ور ” سپری کند .

در نهایت گفته می شود که :

” و ایشان روز را چون سالی می پندارند و در آنجا از آمیزش جفتی مادینه ونرینه به چهل زمستان نرینه ای و مادینه ای زاده شوند . همچنین است از ستوران گونه گون ”
جالب است که مترجم در پانویسی مستخرج از سلسله یادداشت های عالمانه کهنی که در باب این متن هستند، می گوید که انسان های ساکن ور صد وپنجاه سال عمر می کنند، برخی هم می گویند آن ها هرگز نمی میرند. به اضافه، و شگفت انگیز تر اینکه زایش زوجین از طریق آمیزش جنسی صورت نمی گیرد، بلکه « از دانه هایی که در ور کنار گذاشته شده» رخ می دهد. نکته های دیگری هم در مورد تکنولوژی های گمشده مربوط به ییما در ور وجود دارد، مثلا یک جام جادویی که او می توانست در آن همه آنچه در حال رخ دادن در هر نقطه از جهان بود را ببیند و یا یک اورنگ جواهراندود شیشه ای ( گاهی هم ارابه شیشه ای گفته شده) که می توانست پرواز کند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*