چالش تِراواتی: آینده توسعه جهانی انرژی بخش اول

چرا در این مقاله به مسئله انرژی اینچنین توجه شده و اصلا چرا مطالعه مطلبی که تقریبا‌ً ۱۰ سال پیش نوشته شده، برای خواننده فارسی‌زبان می‌تواند حائز اهمیت باشد؟ همانطور که از عنوان مطلب «چالش تِراواتی: آینده توسعه جهانی انرژی» بر می‌آید مسئله بر سر چالشی است که در آینده نه چندان دور، بشر با آن مواجه خواهد شد و این چالش از دید یک برنده جایزه نوبل شیمی مهم آمده است.

چالش تِراواتی

البته بشریت هم‌اکنون هم دست به گریبان مسائل بسیار مهمی چون فقر، بیماری، جنگ و تروریسم و مسائل دیگری است اما چرا این وسط، همه آنها کنار رفته و پرداختن به مسئله انرژی اینقدر مهم شده؟

در این مطلب «ریچارد اسملی» برنده آمریکایی جایزه نوبل شیمیِ سال ۱۹۹۶، با طرح این مسئله به عنوان چالش قرن حاضر، خودِ ایالات متحده آمریکا را نیز متٲثر از آن می‌داند و قائل به نقش تعیین کننده ای برای رئیس‌جمهور آمریکا در به عهده گرفتن «مسئولیت» مواجهه با این چالش است.

همانطور که می‌بینید پس از گذشت ۱۰ سال از انتشار این مقاله هنوز معضلاتی که ذکر شد چون بحران آب، مسئله جمعیت، فقر، بیماری و خطر جنگ و تروریسم در جای جای جهانمان به چشم می‌خورد و نه تنها راه حل روشنی برای این چالش‌ها ارائه نشده بلکه کم کم صورت واقعی آنها در حال رخ‌نمایی است. رهیافت این مقاله مواجهه و حل چالش انرژی به عنوان شاه‌کلید حل دیگر مسائل پیش روی بشر است.

کشور ایران نیز کم و بیش با این معضلات و البته معضل آب و انرژی روبه‌روست و گرچه در حال حاضر جزو بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان به حساب می‌آید باید توجه داشت که روزی این منابع پایان خواهند یافت و پیش از بروز بحران انرژی باید به فکر حل آن بود و البته که حل یک معضل جهانی، تلاشی جهانی می‌طلبد.

نویسنده با بیان مقدمه‌ای کوتاه از عقاید معطوف به مسئولیت پذیری جرج دبلیو بوش (برنده انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴ آمریکا)؛ به نقش تعیین‌کننده او در برداشتن گام‌های اولیه و راهگشا در حل مسئله انرژی پرداخته و پس از تعریف واقع‌بینانه و موشکافانه این چالش به راه‌های پیش رو برای حل آن می‌پردازد. گرچه نگارش این مقاله به یک دهه پیش بازمی‌گردد با خواندن آن متوجه این گذر زمان نخواهید شد زیرا همه مسائل مطرح شده تازه می‌نماید و البته هم همین‌طور است.

چالش تِراواتی: آینده توسعه جهانی انرژی

ریچارد اسملی – چندی پیش تلویزیون سی. ان. ان به صورت طنزآمیزی به انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴ در ایالات متحده آمریکا می‌پرداخت. خبر مشخصا‌ً به ایالت‌های آبی و قرمز مربوط می‌شد. (رنگ آبی نماد حزب دموکرات و رنگ قرمز نماد حزب جمهوری‌خواه در آمریکاست. در اینجا منظور از ایالت‌های آبی و قرمز در انتخابات، آنهاییست که به ترتیب به دموکرات‌ها و جمهوری خواهان متمایلند.) در مصاحبه‌ای از این شبکه با شهروندان شهر منهتن نیویورک، خیلی از آنها نسبت به بقیه کشور تا حدی احساس محرومیت می‌کردند و عده ای احساس وابستگی بیشتری به کانادا داشتند تا ایالات متحده آمریکا [اشاره به ناراحتی و شرمساری عده ای از شهروندان آمریکا نسبت به چهار سال ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش].

پس از این مصاحبه نقشه‌ای از قاره آمریکای شمالی ترسیم شد که به دو رنگ آبی و قرمز تفکیک می‌شد. کانادا و ایالت‌های مخالفِ جرج دبلیو بوش به رنگ آبی و ایالت‌های موافقِ چهار سال دیگر ریاست جمهوری بوش به رنگ قرمز. بر قسمت آبی رنگ نقشه عبارت «ایالات متحده کانادا» حک شده و بر قسمت قرمز رنگ، «سرزمین مسیحیت». گرچه این نامگذاری جالب و خنده‌دار است اما جنبه جدی و مهمی نیز در آن نهفته است. من به تازگی مطالعه کتاب «ایمانِ جرج دبلیو بوش» نوشته استیفن منزفیلد را به پایان رسانده بودم. این کتاب عالی است. من مطالعه آنرا برای کسانی پیشنهاد می‌کنم که می‌خواهند بینشی نسبت به مردمی که در «سرزمین مسیحیت» به او رای دادند و آنچه او را به حرکت می‌اندازد؛ داشته باشند.

چالش تِراواتی

حفظ یک مسئولیت

جرج دبلیو بوش در اواخر دوره اول ریاست جمهوری‌اش، لایحه نانوتکنولوژی را در حضور جمعی از دانشمندان این حوزه به امضاء رساند. همه انتظار یک مراسم پنج دقیقه‌ای را -از امضای لایحه و دست دادن و عکس یادگاری- داشتند. اما با شروع مراسم درهای سالن بیضی کاخ سفید بسته شد و جرج بوش در حدود نیم ساعت به گپ و گفتی با دانشمندان پرداخت. همچنان که رئیس جمهور در سالن قدم می‌زد و به برخی چیزهای مورد علاقه‌اش اشاره می‌کرد بر روی نقاشی معروفی از ویلهلم هینریش کُرنر (نقاش آلمانی) به نام «حفظ یک مسئولیت» متمرکز شد و از ارتباط شخصی اش با این اثر گفت.

در اکتبر ۱۹۵۷ پرتاب ماهواره اسپوتنیک توسط روسیه زنگ بیدارباشی برای ایالات متحده با اشاره به خلاء موجود در تکنولوژی فضایی آن کشور و جرقه‌ای برای پیشرفت برنامه‌های آموزشی علوم و تکنولوژی آن بود.

موضوعِ اثر، مردی سوار بر اسب است که بر تپه دشواری احتمالا‌ً در ایالت تگزاس می‌راند. مرد احتمالا یک مبلغ مذهبی است و در ماموریتی، تا مذهب و اعتقاد به خدا را در ورای مرزهای غربی نو بگستراند. حال من هرچه بیشتر به آن تجربه و اهمیت آن نقاشی فکر می‌کنم، بیشتر به این باور می‌رسم که مفهوم «ماموریت» در مرکزیت آن چیزی است که رئیس جمهور ما را به حرکت برمی‌انگیزد. حال که چهار سال دیگر ریاست جمهوری بوش را تجربه می‌کنیم، ما نیز به مفاهیمی که این «ماموریت» ممکن است برایمان داشته باشد می‌اندیشیم. با داشتن اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان و سنا و چهار سال زمان برای پیشبرد سیاست ها، جرج دبلیو بوش بهترین مجال را دارد که نقش خود را بر تاریخ حک کند.

البته من دریافت خود را از آنچه ماموریت رئیس جمهور باید باشد دارم؛ لیستی از «مسئولیت هایی که در این دوره باید حفظ شود». سه مسئله مرکزی که فکر می‌کنم رئیس جمهور باید به آن اشاره کند و هر سه در ارتباط و موثر بر موضوع توسعه انرژی هستند: الهام بخشیدن به نسل آینده دانشمندان و مهندسان آمریکا، توسعه جایگزین‌هایی برای منابع در حال کاهش سوخت‌های فسیلی که در گذشته حداکثر انرژی مورد نیازمان را تامین می‌کردند و یافتن راه حلی برای گرمایش جهانی. من معتقدم که کارکردن روی این چالش‌ها عمیقا اخلاقی و خردمندانه است.

مسئله یک: ایجاد اثر اسپوتنیکی

بالاترین مسئولیتی که توسط رئیس جمهوری از نظر من باید حفظ شود، الهام بخشیدن به نسل آینده دانشمندان و مهندسان آمریکاست. برخلاف آنچه در دهه گذشته انجام داده ایم، جوانان آمریکایی را برای رفتن به سمت علوم و مهندسی تحریک نمی‌کنیم و هرچه پیش می‌رویم این مشکل سخت‌تر خود را به ما می‌نمایاند.

امروز تعداد آمریکایی‌هایی که در علوم فیزیکی و مهندسی مدرک می‌گیرند کم بوده، در بهترین حالت وضعیتی پایا دارد و رو به کاهش است. آخرین داده‌ها مربوط به سال ۲۰۰۲ است. در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ این مقدار قدری کمتر خواهد بود. تعداد آمریکایی‌هایی که در همه شاخه‌های علوم و مهندسی به جز روانشناسی و علوم اجتماعی مدرک می‌گیرند تقریبا دو برابر بیشتر ولی درحالت پایا و رو به کم شدن است که دلیل این بیشتربودن هم علوم زیستی هستند.

یک شاخص تلخ دیگر نفوذ رو به کاهش ایالات متحده آمریکا بر آموزش علمی دانشجویان کشور‌های دیگر است. برای چندین دهه مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا در پیشرفت علوم فیزیکی و مهندسی پیشرو بود اما حال دیگر چنین نیست. در جهان امروز، اروپا و آسیا از جنگ‌هایشان رها شده و تجدید حیات کرده‌اند و به‌طور چشمگیری تجربیات آموزشی خود را ارتقاء داده و با قدرت، علوم فیزیکی و مهندسی را به موازات علوم زیستی به پیش می‌رانند. این گرایش قابل تامل است. اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، بسیاری از دانشجویان آسیایی من –شامل دانشجویان بسیار درخشانی از چین- بعد از گرفتن مدرک خود در اینجا می‌ماندند اما حالا بسیاری از دانشجویان درخشان و با انگیزه آسیایی به کشور خود باز می‌گردند و بسیاری از دانشجویان دیگر به اینجا نمی‌آیند زیرا دیگر لزوما‌ً بودن در مرز دانش و کار با گروه‌هایی در مرز تحقیقات لازم نیست یک نفر به ایالت متحده آمریکا بیاید. هم اکنون آسیایی تبار‌ها حکم‌فرمای ایجاد دوره‌های جدید دکترا در سطح جهان هستند.

آنها درخشان، خلاق و شدیدا ً سخت کوش‌اند و اگر این تمایل ادامه یابد آینده را آنها خواهند ساخت. پس ما با این مسئله رو در رو هستیم که به جهانی وارد می‌شویم که حداکثرِ بزرگی از جوانان آمریکا دیگر به رشته‌های علوم فیزیکی و مهندسی وارد نمی‌شوند و این مسئله مهمی است. در اکتبر ۱۹۵۷ پرتاب ماهواره اسپوتنیک توسط روسیه زنگ بیدارباشی برای ایالات متحده با اشاره به خلاء موجود در تکنولوژی فضایی آن و جرقه‌ای برای پیشرفت برنامه‌های آموزشی علوم و تکنولوژی این کشور بود. من امیدوارم جرج دبلیو بوش این مسئولیت را برای پیشبرد علوم برعهده گیرد، به خصوص در علوم فیزیکی و مهندسی. به هر طریقی، اگر او راهی بیابد باید همین امروز برای علوم و تکنولوژی کاری کند آنچنان که جان اف. کندی به طور موثری با پروژه فضایی آپولو در اوایل دهه ۱۹۶۰ کرد. ما به نسل اسپوتنیکی تازه‌ای از دانشمندان و مهندسان نیاز داریم.

چالش تِراواتی

مسئله دو: قلهٔ تولید نفت

مسئولیت دیگری که باید توسط رئیس جمهور حفظ شود تضمین انرژی فراوان و کم هزینه برای ما و توسعه ماست. ما به زیستن در جهانی خو کرده‌ایم که انرژی در آن ارزان و بیشتر آن در همین ایالات متحده آمریکا تولید شده است.

گرچه در باقیمانده این قرن نیز مقادیر بسیاری نفت برای تولید وجود خواهد داشت تولید سالانه نفت هیچگاه به قله خود -در سال ۱۹۷۰- نخواهد رسید. سال ۲۰۰۵ پایانی تاریخی بر بودن بر قله تولید نفت بوده است.

بیشترین نفت ما از ایالت تگزاس که زمانی پیشرو تولید نفت در جهان بود می‌آمد و البته هنوز هم در مرکزیت تجارت نفت و گاز جهان قرار دارد. هنوز هم چون سال ۱۹۷۰ که در قله تولید نفت بودیم، می‌توان در این کشور به تولید نفت پرداخت. با اینکه تگزاس زمانی سرزمین اکتشافات بسیار پرسود نفتی بود چند دهه است که به واردکننده انرژی با خروج میلیاردها دلار از ایالت خود تبدیل شده است.

حالا عربستان سعودی و خاورمیانه تولیدکننده غالب نفت هستند گرچه روزی تولید آنها نیز رو به افول خواهد گذاشت. در این دهه ما بیشترین تولید جهانی نفت را خواهیم داشت. گرچه در باقیمانده این قرن نیز مقادیر بسیاری نفت برای تولید وجود خواهد داشت تولید سالانه نفت هیچگاه به قله خود -در سال ۱۹۷۰- نخواهد رسید. سال ۲۰۰۵ پایانی تاریخی بر بودن بر قله تولید نفت بوده است. نفت و همین طور گاز از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

تاریخ نفت در حقیقت تاریخ تمدن مدرن است آنچنان که ما آن را در صد سال گذشته یافتیم. نفت به عنوان مهمترین سوخت حمل و نقل ما، اساس قدرت و توسعه کشورمان بوده است. وقتی نفت و گاز تمام شود چه خواهیم کرد؟ هنوز برای این سوال پاسخی نداریم.

مسئله سه: مواجهه با دی‌اکسید کربن جو

سومین مسئولیتی که باید حفظ شود مراقبت از محیط زیست برای قرن پیش روست: معضل گرمایش جهانی. دهه‌هاست که دمای سطح کره زمین در حال افزایش است و در کنار آن سطح دی‌اکسید کربن جو نیز فزونی یافته است. افزایش تند دما و دی‌اکسید کربن در قرن بیستم در نتیجه افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی به عنوان اولین منبع انرژی و افزایش جمعیت جهان بوده است.

ممکن است اینگونه دریافت شود که ارتباط مشخصی بین دی‌اکسید کربن و گرمایش کره زمین وجود نداشته باشد به طوریکه اگر به اندازه کافی صبر کنیم گرمایش رو به کاهش گذاشته در حالی که تولید دی‌اکسید کربن در حال افزایش است.

از جهتی نیز ارتباط مشخصی بین این دو وجود دارد. اگر شما یک بازرگان محافظه کار بودید و معاونتان به شما می‌گفت که اصلا نگران تاثیر دی‌اکسید کربن بر محیط زیست نباشید، ؛ شما این دیدگاه را بسیار مخاطره آمیز می‌یافتید که آینده شرکتتان را بر خلاف مصالح آینده محیط زیست بنا کنید. ما باید راه حلی برای این مسئله بیابیم. چه زمانی بهتر از حالا با وجود امکانات و منابع بزرگ در دستان جرج دبلیو بوش در دور دوم ریاست جمهوری‌اش؟ چه زمانی بهتر از حالا برای به چالش کشیدن نسل جوان آمریکا و البته دیگر کشور‌های جهان برای حل این معمای جهانی؟

چالش تِراواتی

انرژی در صدر ده معضل جهانی

انرژی چون هر معضل قدیمی‌ای نیست. بیشتر مردم اهمیت آن را به خوبی درک می‌کنند. زمانی که من سخنرانی‌هایی در این زمینه داشتم معمولا از جمع مخاطبان مورد سوال قرار می‌گرفتم که مهمترین معضل قرن پیش رویمان را تعیین کنیم.

در هر یک از آنها با کمی بحث و گفتگو مخاطبان به توافق می‌رسیدند که انرژی مهمترین چالش و معضل پیش روی ماست. چرا انرژی همیشه این چنین برجسته است؟ هرگاه به اولویت بندی ۱۰ معضل بزرگ جهان نگاه می‌کنیم با مشاهده انرژی در راس فهرست می‌توان به نقش کلیدی انرژی در حل دیگر معضلات این فهرست از آب تا جمعیت پی برد.

۱-       انرژی
۲-       آب
۳-       غذا
۴-       محیط زیست
۵-       فقر
۶-       تروریسم و جنگ
۷-       بیماری
۸-       آموزش
۹-       دموکراسی
۱۰-     جمعیت

برای بهر‌ه‌مندی همه ده میلیارد جمعیت جهان در آینده آ نطور که مردم در کشور‌های توسعه یافته انرژی مصرف می‌کنند، یعنی چند کیلو‌وات‌ساعت به ازای هر نفر، باید به تولید ۶۰ تِرا‌وات انرژی بپردازیم، معادل ۹۰۰ میلیون بشکه نفت. این مقدار انرژی را از کجا می‌توان تامین کرد؟

اگر به معضل آب مثلاً نگاهی بیاندازید می‌بینید که هم اکنون میلیاردها نفر در کره زمین بدون دسترسی به آب سالم و مورد اطمینان برای آشامیدن و کشاورزی روزگار می‌گذرانند. همچنان که جمعیت جهان رو به افزایش می‌گذارد و کاهش منابع آب در وضع وخیم‌تری قرار می‌گیرد ما باید به دنبال منابع بزرگی از آب سالم باشیم. خوشبختانه منابع عظیمی از آب در سیاره ما وجود دارد اما بیشتر آنها آغشته به نمک است.

می‌توان به کمک انرژی این معضل را رفع کرد. می‌توان آب را نمک‌زدایی کرد و آن را به فواصل دور پمپاژ نمود اما بدون دسترسی به انرژی ارزان جواب قابل قبولی برای آن وجود ندارد. بدون داشتن مقادیر زیادی آب چگونه می‌توان غذای مورد نیاز برای جمعیت رو به رشد جهان را تامین کرد؟ بدون داشتن آب چگونه می‌توان کود مورد نیاز برای تولید و بهره برداری از محصولات را فراهم کرد؟

انرژی همچنین نقش غالبی در کیفیت محیط زیستمان، کاهش بیماری‌ها و دیگر معضلات جهانی ایفا می‌کند. به طور خلاصه انرژی به تنهایی مهمترین نقش را در توسعه جوامع ایفا می‌کند. در جهان امروز با حدود شش و نیم میلیارد جمعیت، تنها حدود یکی و نیم میلیارد از ما از انرژی مدرن بهره می‌بریم. بدون داشتن مقدار زیادی انرژی پاک و ارزان تصور ترقی نیمه پایین نردبان اقتصادی جهان –حدود سه میلیلارد نفر- به یک سبک زندگ مدرن غیر ممکن است.

هم اکنون ما تکنولوژی لازم برای این کار را نداریم. اگر ما معضل انرژی را برای این چند میلیارد نفر انسان محروم حل نکنیم چگونه خواهیم توانست از جنگ و خشونت پیش رو پرهیز کنیم. خشونتی فراتر از خشونت بی‌سابقه قرن بیستم که در آن جمعیت جهان کمتر از نصف جمعیت کنونی بود و قرنی که از نعمت انرژی زیاد و ارزان نفت بهره می‌برد.

اگر به بقیه معضلات این لیست هم بپردازیم به قوت می‌توان گفت که انرژی قادر به حل همه آنها حتی جمعیت است. خبر خوب درباره جمعیت در سیاره ما این است که نرخ تولد در حال کاهش است. عموما‌ً هرگاه ملتی شروع به توسعه می‌کند جمعیت آن کاهش می‌یابد. در برخی بخش‌های جهان توسعه یافته حتی نرخ تولد چنان کم است که لازم است آنرا افزایش داد. در طی عمرمان رشد جمعیت جهان ادامه می‌یابد و رو به کاهش می‌گذارد تا جمعیت به حدود ده میلیارد نفر برسد و احتمالا‌ً این مقدار بیشتر نخواهد شد. آنگاه چالش ما فراهم کردن سبک زندگی قابل قبولی برای این افراد بر کره زمین است. مشخصا‌ً این مسئولیتی است که باید حفظ شود.

ادامه دارد

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*