کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری و بانکداری شوالیه های معبد- بخش سوم

نوشته زیر بخش سوم از خلاصه ای است از کتاب «پول میوه درخت دانش است» به قلم تریسی آر. توایمن:

همانطور که گفته شد شوالیه های معبد سیستم بانکی و چک را در اواخر قرون وسطی ایجاد کردند و به جای مبادله سکه های طلا و نقره, به مبادله «چیت» های کد گذاری شده پرداختند: کاغذهایی که مثل وعده پرداخت عمل میکرد و به صاحب آن اجازه میداد در ازای کاغذ، در هر زمان و هر شعبه بانکی که بخواهد سکه طلا یا نقره دریافت کند. این سیستم بعداً منجر به ایجاد سیستم بانکداری ذخیره کسری شد. پیشگامان استفاده از این سیستم زرگران اروپایی قرون وسطی بودند که علاوه بر ایجاد سکه های تقلبی طلا و نقره در کارگاه هایشان, در نقش بانک محله نیز عمل میکردند. ایده بانکداری ذخیره کسری بسیار ساده است: اگر ده نفر طلای خود را برای حفظ امنیت آن در مخرن بانک بگذارند (یعنی دلیل اولیه و  اصلی تشکیل بانکها), احتمال بر این است که تنها یک تن از آنها در هر زمان بخواهد سپرده خود را از بانک تحویل بگیرد. زرگران از این پیش فرض سو استفاده کرده و خود را مجاز دانستند طلای سپرده شده را وام بدهند تا بهره اندوزی کنند. به این ترتیب با برداشت از سپرده دیگران, به مشتریان جدید خط اعتباری کاغذی دادند.

کیمیاگری

طرحی قرن پانزدهمی از نزولخواری

اگرچه این اقدام در عمل شکلی از کلاهبرداری است, مردم به این دلیل که معتقد بودند که وام کاغذی آنها بر پایه پول واقعی موجود در خزانه بانک به آنها داده شده, و امکان برداشت این پول واقعی هر زمان که بخواهند وجود دارد, کاغذ ارائه شده به خود را به اندازه طلا با ارزش میدانستند. مادامیکه در هر زمان مشخص تنها یک نفر از ده نفر سپرده گذار برای دریافت سپرده خود به بانک مراجعه میکرد, این تمهید بدون مشکل ادامه پیدا میکرد.

مزیت این سیستم در این است که پول واقعی همراه با بهره اش به صاحب پول بازگردانده میشود که خود به نفع بانک است, به این معنا که ثروتی که در خزانه بانک قرار داده میشود افزایش یافته است. سند کاغذیی که به جای پول واقعی مبادله میشود پول عرضه شده به جامعه را افزایش داده و در نتیجه منجر به بهبود وضع اقتصادی میشود؛ یک موقعیت بُرد دو طرفه, تنها تا زمانی که کسی بانک را حسابرسی نکند و کمتر از درصد مشخصی از پول سپرده شده به بانک به طور همزمان از بانک پس گرفته شود. اما اگر یکی از این دو اتفاق نیفتد این  بنای سست در آن از هم می پاشد.

فیلسوف اسکاتلندی, جان لا در سال ۱۷۰۵ در کتاب خود «پیشنهادی برای عرضه پول به ملت با لحاظ کردن پول و تجارت» نوشت که سنگ فلاسفه کیمیاگری را یافته است. کلید کیمیاگری به گفته او چاپ کردن پول کاغذی بود. دولت فرانسه او را در سال ۱۷۱۵ استخدام کرد تا نظریه اش مورد استفاده عملی قرار بگیرد. جان لا به سرپرستی بانک سلطنتی ملی فرانسه گماشته شد و به سرپرستی کمپانی میسیسیپی که سرمایه گذاری شهروندان فرانسوی را به منظور فعالیت اقتصادی در لوئیزیانای فرانسوی (بخش عظیم و میانی آمریکا در قرون ۱۷ و ۱۸ فرانسه ادعای مالیکت آن را داشت-مترجم) با وعده ارائه بهره به آنها جذب میکرد. سرمایه گذاران باید به این کمپانی طلا تحویل میدادند اما سود پولشان را به شکل کاغذ بانکی دریافت میکردند که عنوان میشد قابل تبدیل به طلا است.

کیمیاگری

کاریکاتور جان لا و سیستم پول کاغدیش

بر اساس سیستم بانکداری ذخیره کسری, این روش تا مدتی بدون مشکل اجرا میشد و بانک منفعت عظیمی از آن می برد. همزمان به نظر میرسید که سپرده سرمایه گذاران رشدی تصاعدی دارد. البته قابل پیش بینی بود که این بنای سست در خلال آنچه «حباب بزرگ لوئیزیانا» نامیده شده در هم فرو میریزد: سپرده گذاران بو برده بودند به اندازه کاغذهای بانکی که در اختیارشان است طلا وجود ندارد. جان لا با شرمساری گریخت و مدت کوتاهی پس از این واقعه از دنیا رفت. اما ایده های او نویسنده و فراماسون آلمانی, ولفگانگ فون گوته را تحت تاثیر قرار داده بود.

نمایشنامه کلاسیک گوته, فاوست, آکنده از تشبیهات کیمیاگری است و شخصیت اصلی نمایش یک کیمیاگر است که با کمک شیطان در جستجوی راز آفرینش است. در جایی از داستان فاوست و معلمش مفیستو نظر لطف امپراتور را با اهدای راز کیمیاگری به خود جلب میکنند: چگونگی ایجاد ثروت با چاپ پول کاغذی. آنها امپراتور را به چاپ پول در ازای طلایی که قرار است در آینده از معدن استخراج شود متقاعد میکنند. امپراتور به زودی ولینعمت یک اقتصاد محکم و مردمی مادیگرا و هرزه میشود. در نهایت ثابت میشود پول رایج مانند تمام آفریده های دیگر مفیستو در این نمایش وهمی بیش نیست و سقوط میکند.

کیمیاگری

فاوست و مفیستو

این همان کیمیاگریی است که زیربنای اقتصاد مدرن قرار گرفته است. اما امروز تقریباً تمام کشورهای دنیا یک سیستم بانک مرکزی دارند که بر اساس ذخیره کسری عمل میکند. در ایالات متحده به این بانک مرکزی خزانه داری فدرال گفته میشود که در عمل از وزارت خزانه داری مجزا است و نوعی کمپانی نیمه دولتی است که سهام آن در اختیار بانکهای خصوصی قرار دارد. هر یک از این بانکهای غضو خود بر اساس سیستم وامدهی ذخیره کسری عمل میکنند.

نحوه کارکرد این تهمید در دوران ما چنین است:  بانک میتواند پول سپرده گذاران را بگیرد و با بهره به افراد و موسسات دیگر وام دهد. بانک میتواند اکثر سپرده را (معمولاً ۹۰ درصد آن را) وام دهد و تنها کسری (۱۰ درصد) از آن را در خزانه خود نگاه دارد. به این کسر «ذخیره» گفته میشود و تنها پول واقعیی است که بانک در دست دارد و پشتوانه تمام وامهایی است که بانک پرداخت میکند. این کسر تنها پولی است که واقعاً آماده پرداخت به سپرده گذارانی است که میخواهند موجودی حساب خود را دریافت کنند.

وقتی وامی بازپرداخت میشود بانک از بهره این وام سود می برد. در نتیجه بانک باعث شده پول سپرده گذارانش چند برابر شود و مابه التفاوت را نزد خود نگاه داشته است, یا به عبارتی, از هیچ پول تولید کرده است. اگر پول را به بانک یا موسسه مالی دیگری وام داده باشد, آن موسسه یا بانک نیز میتواند پول را وام دهد تا به این ترتیب باز هم پول بیشتری از هیچ تولید شود. این پول میتواند به عنوان وام به شخص یا تجارتی داده شود که از راه تولید کالا یا خدمات کسب پول میکند. در چنین حالتی پول منجر به سود اقتصادی شده است.

در نتیجه مجموع کل پول عرضه شده به شکلی تصاعدی افزایش می یابد, و اقتصاد خود مانند ابزاری برای چند برابر کردن پول عمل میکند, یک ماشین پولسازی. پول همیشه میتواند برای تولید پول بیشتر به کار رود, و این موضوع با یک اصل کیمیاگری همراستا است: «برای تولید طلا باید از طلا استفاده کرد.» درست مانند مسیح که در معجزه اش به مقدار کم نان و ماهی برکت داد تا افراد زیادی سیر شوند, کیمیاگران معتقد بودند میتوانند با استفاده از مقدار کمی از طلا (یا چنان که خود می نامیدندش, «دانه فلزی») و روشهای جادویی شیمیایی مقدار طلا را به شکلی تصاعدی افزایش دهند.

کیمیاگری

کیمیاگری


 

پیشنهاد می گردد سایر بخش های این نوشته را نیز مطالعه فرمایید

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش اول

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش دوم

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش سوم

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش چهارم

 کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش پنجم, پایانی

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*