کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری و بانکداری شوالیه های معبد- بخش پنجم, پایانی

اجازه دهید نگاهی به مراحل عمل کیمیاگری به روایت فلامل در کتاب او, کتاب ابراهیم یهودی, داشته باشیم: یکی از تصاویر محوری که در این کتاب آمده شمایل کرونوس یا زحل است همراه با مرکوری (عطارد). در این تصویر زحل یا پدر زمان با سمبل ساعت شنی دیده میشود. کرونوس خدای زمان است, خدای حاکم بر گذشت زمان خطی, خدای علت و معلول, و از همین رو با مرگ ارتباط مستقیم دارد. در تمثیلهای کیمیاگری هر سیاره معرف یک فلز است و کرونوس یا زحل معادل سرب شناخته میشود.

تصویر برگرفته از کتاب کیمیاگری با عنوان کتاب ابراهیم یهودی

سیاره عطارد (مرکوری) با فلز جیوه یا اصطلاحاً سیماب مرتبط است. جیوه از این جهت سیماب نامیده میشود که نقره ای رنگ است و در دمای محیط به حالت مایع دیده میشود. این ویژگی ها همچنین به خدای رومی با همین نام نسبت داده میشد, مرکوری که غالباً با کلاه و صندلهای بالدار تصویر میشود. به جز چند استثنا, رومی ها معمولاً مرکوری را مردی جوان و جست و خیزگر نشان میدادند که به چابکی میدود و با کمک پوشش خاصش به هوا می جهد و به همین دلیل پیامهایی بین زمین و آسمان را رد و بدل میکند.

در تصویر مورد بحث ما مرکوری عصای مارنشان خود را رو به زحل تکان میدهد, چنانکه گویی میخواهد کنترل او بر مرگ و زندگی را باطل کند. زحل داس به دست در پی قطع پاهای مرکوری است. فلامل این تصویر را به عنوان مرحله ای از روند تغییر ماهیت ماده توصیف کرده است. وقتی «جیوه (مرکوری) فلاسفه» به سرب اضافه میشود, جدا شدن عصاره طلا از سرب اتفاق می افتد, اما به قیمت ثابت شدن جیوه و از دست رفتن حالت مایع آن. اجازه دهید ببینیم این تمثیل کیمیاگری در اقتصاد امروز ما چگونه تفسیر میشود.

در سیستم مالی ما به نظر میرسد پول از باد هوا تولید شده. اما در واقعیت از چیزی ساخته شده که قابل لمس نیست: وقت؛ مخصوصاً کار انسان که با کمک زمان محاسبه میشود. آنچه اتفاق افتاده این است که جوانی که سمبلش مرکوری است, برای پدر زمان (زحل) قربانی میشود تا طلا تولید شود, یا چیزی مشابه طلا. مرد جوان و پر جست و خیز زمین گیر شده, قدرت پرواز از او گرفته شده, و مانند یک برده یا اسیر به زمین دوخته شده است.

به خاطر این رابطه مصنوعی و اجباری بین پول و وقت, و به خاطر جادوی سیستم وام دهی ذخیره کسری, اکنون پول میتواند بسته به وقت بیشتر یا کمتر شود. منظور از این عبارت این است که کل مقدار پول در گردش بسته به سرعت جابجایی آن در سیستم تغییر میکند. هر چه سریعتر از یک دست به دست دیگر جابجا شود, یعنی هرچه سرعت جابجایی آن بیشتر باشد, حجم آن بیشتر میشود. هرچه پول بیشتری توسط بانک تولید شود, خدمات و کالاهای بیشتری باید تولید شود تا پول وارد شده به بازار جذب شود و در نتیجه این پول «واقعی» شود. این کالاها و خدمات باید با سرعت بیشتری با پول مبادله شود. اگر چنین نشود و مقدار پول در گردش بیشتر از حدی باشد که امکان جذب آن در ازای کالا یا خدمات وجود دارد, تورم حاصل میشود.

نتیجه کلی یک رابطه مصنوعی و غیر سالم بین وقت و پول بوده که زندگی ما را به اشکال گوناگون که گاه حتی متوجه شان نمی شویم درگیر کرده است.  رکود اقتصادی تنها حاصل کمبود پول در گردش نیست, بلکه حاصل کاهش سرعت جابجایی پول است. روشی که دولت ایالات متحده در چند دهه گذشته پیش گرفته, ایجاد تورم با افزایش عرضه پول و همزمان کاهش تولید و اشتغال داخلی, منجر به تحریف درک عامه مردم از وقت و زمان میشود: با کاهش ارزش پول, باید برای امرار معاش پول بیشتری کسب کرد. اما با توجه به اینکه حداقل دستمزد مقدار درامد شما در طول زمان مشخص را ثابت نگاه میدارد, مجبور میشوید وقت بیشتری را صرف کار کردن و کسب پول کنید. در عین حال تعداد ساعات روز نیز محدود است. به همین دلیل همچنان که اوضاع اقتصاد بدتر میشود, به نظر چنین میرسد که زمان زودتر میگذرد, و جوانی شما سریعتر از دست میرود. آنچه واقعاً این ارتباط پول-وقت را تنظیم میکند, چیزی است که اغلب کورکورانه مورد ستایش قرار میگیرد: کار.

سوسیالیسم و کمونیسم شما را به یاد چه می اندازد؟ تجلیل و تکریم کارگران که اغلب با تصویر بازویی که چکش یا داس به دست دارد نشان داده میشود. گاهی نیز کار با سمبل چرخ دنده یا مهره نمایش داده میشود, یا با چرخ. چنان که قبلاً گفتیم, حداقل دستمزد در زمان روزولت و به دست اداره بهبود ملی تعریف شد. نشان این اداره پرنده رعدی بود که چرخ دنده ای به پنجه داشت. این چرخ دنده گاهی روی برگه های سهام قدیمی آمریکا با دو بال چسبیده به آن یا همراه با مرکوری نمایش داده میشد. چرخ دنده سمبل ماشینی است که به کمک وقت و کار حرارت لازم برای تبدیل ماده اولیه به طلا را ایجاد میکند.

پوستر اداره بهبود ملی

بر سردر اردوگاه اسرای آشوویتز در آلمان نازی نوشته شده بود «کار آزادت خواهد کرد.»

کمونیسم, کیمیاگری, تریسی آر توایمن, سوسیالیسم

سردر اردوگاه آشوویتز

 

پیشنهاد می گردد سایر بخش های این نوشته را نیز مطالعه فرمایید

 

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش اول

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش دوم

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش سوم

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش چهارم

 کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش پنجم, پایانی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*