کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری و بانکداری شوالیه های معبد- بخش چهارم

نوشته زیر بخش چهارم از خلاصه ای است از کتاب «پول میوه درخت دانش است» به قلم تریسی آر. توایمن:

سیستم پولی ایالات متحده هم بر اساس اصولی مشابه قرار دارد. خزانه داری فدرال سرچشمه پول است و به همین دلیل پولی که به سیستم تزریق میکند را گاهی «پول با قدرت بالا» مینامند, چرا که بر تمامیت اقتصاد تاثیر میگذارد. این همان دانه کوچکی است که بقیه پول از آن می روید. نرخ بهره ای که خزانه داری انتخاب و اعمال میکند تعیین کننده مقدار پولی است که بانکهای دیگر میتوانند قرض کنند و همینطور تعیین کننده نرخ بهره وامهای ارائه شده توسط آن بانکها.

کیمیاگری

بانوی آزادی یا همان الهه کلمبیا با عصا و دو مار پیچیده به آن. خزانه داری فدرال, واشنگتن

این روش اصلی خزانه داری فدرال برای کنترل عرضه پول و در نتیجه کنترل اقتصاد آمریکا است. اگر پول بیش از حد قرض داده شود و در نتیجه پول بیشتری تولید شود, تورم ایجاد خواهد شد؛ و اگر پول کمتر از حد قرض داده شود, نتیجه رکود خواهد بود. اولین باری که خزانه داری فدرال به بانکهای دیگر پولی قرض میدهد این پول ایجاد شده, و هر بار این بانکها وام میدهند پول بیشتری ایجاد میشود.

اما جادوی واقعی در این نکته نهفته است: پولی که قرض داده میشود حتی کاغذهایی نیست که قابل معاوضه با طلا باشد. سیستم بانکداری یک ترفند هرمی است که تنها با کاغذ سر و کار دارد. ذخیره کسری تنها «اسکناس های ذخیره کسری» هستند, تکه هایی از کاغذ که وزارت خزانه داری به نیابت از بانک مرکزی چاپ کرده. این همان چیزی است که پول نقد می نامیم یا به اصطلاح پول فیات. فیات واژه ای لاتین است به معنای «اعلام شده». اسکناس دلار تنها به این دلیل پول محسوب میشود که دولت آن را پول اعلام کرده است و ما این ادعا را پذیرفته ایم. بر خلاف طلا یا نقره هیچ ارزش ذاتیی در این اسکناس نیست. بنابراین اسکناس دلاری که استفاده میکنیم بر پایه اعتماد ما متعبر است, اعتماد عموم مردم به اقتصاد آمریکا و خود آمریکا. اقتصاد سایر کشورهای نیز وابسته به این اعتماد است. اگر هیچ کس به قدرت دلار ایمان نداشت, دلار به عنوان ارز قابل قبول در سراسر دنیا واجد ارزش نمی بود. چنان که جک ودرفورد در کتاب «تاریخ پول» مینویسد:

«دولت یک اسکناس دلار را با هیچ چیز دیگری جز یک اسکناس دلار دیگر معاوضه نمیکند. دلار پول فیات است و اساس آن قدرت دولت و اعتماد مردمی است که آن را استفاده میکنند؛ اعتماد به اینکه فردا میتوانند با آن چیزی بخرند, اعتماد به اینکه دولت همچنان وجود خواهد داشت و اسکناس دلار را به عنوان پرداخت مالیات و مخارج شهروندان قبول خواهد کرد. جز این اعتماد, دلار هیچ پشتوانه دیگری ندارد.»

خزانه داری فدرال در سال ۱۹۱۳ تاسیس شد و در طول ۱۷ سال پس از پایه گذاری, کشور را به دام حباب بزرگی از بازار سهام تورمی کشاند که در سال ۱۹۲۹ ترکید. نتیجه ترکیدن این حباب ورشکستگی ملی بود و طولانی ترین رکود اقتصادی که کشور به خود دیده بود. وقتی دولت فدرال آمریکا در سال ۱۹۳۳ ورشکست شد, بستانکاران که خزانه داری فدرال نماینده شان بود درخواست کردند بدهی دولت به آنها در قالب طلا باز پس داده شود. دولت تقریباً هر چه طلا داشت, منجمله طلایی که متعلق به شهروندان بود و به زور ضبط کرده بود به بستانکاران تحویل داد. به شهروندان در عوض اسکناس دلار داده شد که در عرض چند هفته و در پی اعلام اینکه پشتوانه طلای دلار حذف خواهد شد, دچار افت ارزش شد. برای شهروندان عادی اسکناس دلار دیگر با طلا قابل تعویض نبود. قیمت طلا به حدی بالا رفت که تملک یا تجارت با آن برای مردم ممنوع شد. این ممنوعیت قانونی به این دلیل انجام گرفت که مردم به قدرت جادویی دلار ایمان بیاورند, به اینکه پول فیات دولت به خوبی و ارزش طلا بود.

اعلان دولتی مبنی بر مصادره طلا در سال ۱۹۳۳

جان مینارد کینس, اقتصاددان بریتانیایی, مشاور غیر رسمی وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت در دو سوی اقیانوس اطلس بود. او که آموزش کیمیاگری هم می دید دست نوشته های سرّی اسحاق نیوتن درباره کیمیاگری را در حراجی ساتبی خرید. جالب است بدانید که نیوتن مدتی عنوان ریاست خزانه داری بریتانیا را داشت.

اسحاق نیوتن  کیمیاگر

اسحاق نیوتن  کیمیاگر

کینس علاقمند بود روشی برای تبدیل کیمیاگری مربوط به پول کاغذی به چیزی بیش از یک شعبده یا خیال پیدا کند. او روشی ایجاد کرد که معتقد بود دولت را موفق خواهد کرد به کمک پول فیات و وام دهی ذخیره کسری, هر مقدار پول که میخواهد تولید کند. این پول تا زمانی که در عمل برای خرید کالا یا خدمات پرداخت نمیشد, وجود بالقوه داشت, و تنها هنگامی واقعی میشد که خرج شود. به عقیده او مادامیکه کالا و خدمات به مقداری برابر با پول ایجاد شده تولید می شد, تورم مشکلی ایجاد نمیکرد.

کینس عقیده داشت این روش میتواند در تزریق پول جدید به اقتصاد یک ملت به کار رود. به علاوه, اینکه پول صرف چه چیزی میشد اهمیتی نداشت. این پول میتوانست صرف جنگ یا پروژه های مردمی و غیره شود. دولت تنها لازم بود برای جذب دلار فیات تازه تولید شده برنامه هایی ایجاد کند که پول را در قالب پرداخت برای کار یا کالا دریافت کنند. سپس کارگران و پیمانکاران پول دربافتی را استفاده کنند تا این کیمیاگری بی عیب و نقص شود.

روزولت به همین منظور مجموعه چشمگیری از بوروکراسی های جدید ایجاد کرد تا تمام جنبه های زندگی آمریکاییان قاعده مند شود. مهم ترین بخش این مجموعه عبارت بود از قوانین کار. هفته کاری برای اشتغال تمام وقت متشکل از ۴۰ ساعت کاری تعیین شد. حداقل دستمزد مشخص شد. سپس فرمول ۴۰ ساعت کار هفتگی و حداقل دستمزد فاکتورهایی شد برای تعیین تقریباً تمام سیاستهای اقتصادی دیگر, منجمله نرخ تورم قابل قبول, مالیات, و کاهش هزینه ها در قالب مزایای دولتی همچون خدمات تامین اجتماعی. خدمات تامین اجتماعی خود در همین دوره برای اولین بار ایجاد شد.

بر اساس این سیستم اگر کسی بیش از دستمزد حداقل درامد می داشت, یا بیش از چهل ساعت در هفته کار میکرد, درامدش بیش از سقف واجد شرایط شدن برای دریافت خدمات تامین اجتماعی محسوب میشد. اقتصاد از جهات گوناگون در کمند هفته کاری ۴۰ ساعته و حداقل دستمزد قرار گرفته بود. جامعه مهندسی شد تا دستمزد و کار قرعه همه باشد. ابزار کار مهندسین این نظام کاهش دستمزد کسانی است که بیش از حد مورد نظر دریافتی دارند, و گرفتن ثروتی که اندوخته اند. این مهندسین همچنین تلاش میکنند کسانی را که تمایل به انجام کار ۴۰ ساعت در هفته ندارند یا امکان پرداخت دستمزد حداقلی به آنها وجود ندارد از چرخه حذف کنند.

نتیجه این شده که پشتوانه پول از طلا تبدیل به وقت شده است. عبارت «وقت طلا است» به معنی حقیقی در این مورد مصداق پیدا کرده است. اما آیا این کیمیاگری واقعی است؟


 

پیشنهاد می گردد سایر بخش های این نوشته را نیز مطالعه فرمایید

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش اول

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش دوم

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش سوم

کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش چهارم

 کمونیسم و سوسیالسم, زائیده کیمیاگری – بخش پنجم, پایانی

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*