یوستاس مولنس – خزانه داری فدرال و نقش بانکدارها در جنگ آفرینی

بخشی ازسخنرانی یوستاس مولنس, دنور کلرادو, اوت ۲۰۰۰

در سال ۱۹۴۸ در واشینگتن دی سی با یک زندانی سیاسی ملاقات کردم که بدون هیچ محاکمه ای زندانی شده بود, و دلیل زندانی شدن او بدون هیچ محاکمه ای, مخالفت او با حضور ما در جنگ جهانی دوم بود. روانپزشکان دولتی او را ناتوان از دفاع از خود تشخیص داده بودند. او بر سر تمام حرفهایی که زده بود ایستاده بود و دولت از این موضوع خوشحال نبود. وقتی او را ملاقات کردم به من پیشنهاد داد به کتابخانه کنگره بروم و درباره سیستم خزانه داری فدرال مطالعه کنم.

آنچه در کتابخانه کنگره فهمیدم این بود که به هر چیزی که دست بزنی, پزشکی انحصاری, پول انحصاری, قانون انحصاری, تمام مسیرها به خزانه داری فدرال ختم میشد. خزانه داری فدرال مسئول تمام فعالیتهای مجرمانه حکومت است زیرا مخارج آن را با چاپ پول تامین میکند.

یوستاس مولنس

یوستاس مولنس- سخنرانی اوت ۲۰۰۰- دنور کلرادو

پرودون فیلسوفی فرانسوی بود که در حدود صد و پنجاه سال پیش گفت تمامی دولت مجرم است. پرودون نگفت بخشی از دولت, بلکه گفت تمام دولت. چرا تمام دولت مجرم است؟ زیرا تضمین اجرای قانون, یک بخش اساسی عملکرد دولت است. اگر بخشی از دولت باشی لازم نیست قانون را در مورد خودت به اجرا درآوری. لازم نیست خودت را دستگیر کنی و به زندان بیندازی, و این برای صاحبان افکار مجرمانه بسیار وسوسه کننده است.

انحصار بانکداری که در اختیار خزانه داری فدرال است در قالب کنسرسیوم بانکها فعال است, و برنامه اش دزدیدن اموال همه چند میلیارد ساکنین زمین است.

بانک مرکزی چه فرقی با سایر بانک ها دارد؟ اول از همه اینکه بانک مرکزی از دولت مجوز برای چاپ پول میگیرد, هر اندازه پول که بخواهد. دومین کار بانک مرکزی تامین هزینه جنگ است. همه دولتها دوست دارند گاهی وارد جنگ شوند, اما جنگ هزینه بر است.

با بانک مرکزی هزینه هر جنگی تامین میشد. تا پیش از برپایی سیستم خزانه داری فدرال توسط کنگره و در سال ۱۹۱۳, چیزی به اسم جنگ جهانی وجود نداشت. چند ماه پس از شکل گیری خزانه داری فدرال, جنگ جهانی اول شروع شد, و مدتی بعد جنگ جهانی دوم ایجاد شد.

بانک مرکزی هر چه پول بخواهد چاپ میکند, و در نتیجه تورم ایجاد میشود. چاپ بیش از حد پول باعث کاهش ارزش پول میشود. راه حلی که بانک مرکزی برای کنترل کاهش ارزش پول اندیشید مالیات بر درامد بود. مالیات بر درامد بخشی از حقوق مردم را در قالب مالیات از آنها پس میگرفت تا مقدار پول در دسترس مردم را کنترل کند. تمام داستان مالیات بر درامد این است. اگر بانک مرکزی میتواند هر چه میخواهد پول چاپ کند, دیگر چه نیازی به این دارد که دست در جیب شما کند و ۳۵ درصد درامد شما را از جیبتان بیرون بکشد؟ این پس گرفتن پول از شما, یک مکانیزم کنترلی است. نه تنها عرضه پول را کنترل میکنند, بلکه شما را هم کنترل میکنند.

تمام احزاب سیاسی به پول خزانه داری فدرال وابسته هستند: حزب جمهوری خواه خزانه داری فدرال, و حزب دموکرات خزانه داری فدرال.

این افراد هرچه پول بخواهند در دسترس دارند و هر کس را که خطری پیش پای خود ببینند از میان برمیدارند. همانطور که من را خطر میبینند و تا به حال سه برنامه تلویزیونی و رادیویی را به خاطر مصاحبه با من درباره خزانه داری فدرال از میان برداشته اند, استاد من ازرا پاند را هم خطری بر سر راه خود میدیدند. و البته ازرا پاند انتقام خود را با تشویق من به نوشتن کتاب اسرار خزانه داری فدرال از آنها گرفت؛ و البته ده سال بعد در حالیکه تمام بزرگان واشینگتن میگفتند امکان ندارد, او را از زندان آزاد کردم. قرار بود تمام عمر خود را در زندان بگذراند, من با یکی از اعضای کنگره صحبت کردم , و او در کنگره زندانی بودن ازرا پاند را زیر سوال برد. هیچ کس دلیلی برای زندانی بودن او نداشت. بنابراین پس از یک رسیدگی هشت دقیقه ای دستور آزادی او صادر شد. او پس از سیزده سال و نیم زندانی کشیدن بدون محاکمه, آزاد شد.

خزانه داری فدرال هزینه کارزارهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری را تامین میکند, همچنین هزینه رقابت آنها را با یکدیگر, و تنها یک شرط برای این تامین هزینه وجود دارد: هرگز از خزانه داری فدرال انتقاد نکنید. به همین دلیل است که هرگز نشنیده اید کاندیداهای ریاست جمهوری از خزانه داری فدرال انتقاد کنند.

در سال ۱۹۹۲ کاندیداهای ریاست جمهوری, جرج بوش, بیل کلینتون و راس پرو مشغول مناظره تلویزیونی بودند. تنها چیزی که هر سه تن بر سر آن توافق داشتند خزانه داری فدرال بود. مجری مناظره از هر سه آنها درباره سیستم خزانه داری فدرال سوال کرد و هر سه گفتند هیچ تغییری در این سیستم ایجاد نخواهند کرد. کاندیدای جمهوری خواه, دموکرات,و به اصطلاح مستقل, هر سه گفتند سیستم خزانه داری فدرال نیاز به هیچ تغییری ندارد. راس پرو یک میلیاردر بود و میلیاردرها امکان ندارد مستقل باشند. یک خطای کوچک میتواند تمام پولشان را از چنگشان به در آورد.

خزانه داری فدرال این همه کنترل را از کجا به دست آورده؟ درست پس از پایان انقلاب آمریکا, الگزاندر همیلتون, رئیس جمهور جرج واشینگتن را تشویق به ایجاد اولین بانک آمریکا کرد که بانک مرکزی با پشتوانه خانواده راتچایلد در لندن بود. وقتی نوبت به ریاست جمهوری جفرسون رسید, او از تمدید قرارداد این بانک سر باز زد, زیرا مخالف سرسخت بانک مرکزی بود. بانک انگلستان برای انتقام به ایالات متحده حمله کرد, جنگ سال ۱۸۱۲٫ و شما این مطلب را در هیچ کتاب تاریخی نخواهید یافت. جنگ ۱۸۱۲ به انتقام تمدید نکردن قرارداد بانک ایالات متحده به مردم آمریکا تحمیل شد. من سابقه تمام جنگهای ایالات متحده را بررسی کرده ام. تک تک این جنگها توسط بانکداران به وجود آمدند.

اندرو جکسون که قهرمان این جنگ بود رئیس جمهور شد. در زمان او دومین بانک ایالات متحده افتتاح شده بود. او که اعتمادی به ماجرا نداشت تمام دارایی بانک را از آن خارج کرد و در نتیجه بانک سقوط کرد. این اتفاق در سال ۱۸۳۶ افتاد. بانک انگلستان با اعلام اینکه هیچ پول,سهام یا اوراق قرضه آمریکایی را قبول نمیکند, مقابله به مثل کرد. و نتیجه, اولین هراس و آشفتگی مالی ایالات متحده بود, هراس مالی ۱۸۳۷٫

اگر نگاهی به فهرست محبوبیت روسای جمهور بیندازیم, اندرو جکسون در ته لیست قرار میگیرد. تمام روسای جمهوری که در مقابل بانکدارها ایستاده اند توسط تاریخ نویسان و مدرسین به عنوان روسای جمهور بی لیاقت و ناتوان معرفی شده اند.

دو تن از استادان من, ازرا پاند و سناتور جو مک کارتی, هنوز هم در نشریات با چهره ای شیطانی توصیف میشوند. ازرا پاند را خائن دیوانه مینامند. هرگز نه دیوانگیش اثبات شد و نه خیانتکاریش. درباره جو مک کارتی میگویند هر کس را که متهم کرد, بیگناه بود. که البته ادعای مضحکی است.

راتچایلدها بعد از هراس مالی ۱۸۳۷ متوجه شدند ایالات متحده به سرعت در حال رشد است. وضعیت سلامت عمومی امریکا بسیار چشمگیر بود. هومیوپاتی و نتوروپاتی رایج بود و مردم عموماً چنان سالم بودند که میتوانستند تا روزی ۱۸ ساعت کار کنند. در سال ۱۹۱۳ جان دی. راکفلر تصمیم گرفت وارد عرصه خدمات پزشکی شود. او سیستم کلی را از هومیوپاتی به طب متکی بر داروهای شیمیایی و جراحی تغییر داد که بسیار درامدزا تر است. از آن زمان آمریکاییان بیشتر و بیشتر بیمار شده اند. امروز حتی مقالات و تبلیغات درباره عوارض جانبی داروها صحبت میکنند اما در هر حال طب امروز شما را تشویق به استفاده از این داروها میکند, زیرا منافع آنها را بیشتر از مضرات آنها اعلام میکند. کسی که پشت پرده خزانه داری فدرال بود همان کسی بود که تغییر سیستم پزشکی را رقم زد: جان دی. راکفلر.

انحصار در نفت, انحصار در پزشکی, انحصار در پول, همه و همه به دست یک گروه مشخص از افراد بود و این کار تحقیق من را راحت تر میکرد.

وقتی تصمیم گرفتند این کشور را به دو نیمه تقسیم کنند, رئیس جمهور لینکلن تصمیم به مقابله گرفت. از بانکدارهای نیویورک تقاضای کمک مالی کرد. بانکدارها به او وامی با بهره ۱۹ درصد پیشنهاد کردند. بهره وام در آن زمان در حد ۱ درصد بود. در واقع به لینکلن فهماندند که قصد ندارند به او کمک کنند. پس لینکلن به خزانه داری رجوع کرد. طبق قانون اساسی, کنگره باید کنترل پول را در دست داشته باشد, و خزانه داری بخشی از دولت بود. پس لینکلن طبق قانون با پولهای چاپی خزانه داری هزینه جنگ داخلی آمریکا را تامین کرد. این پول بهره نداشت.

هر پولی که در جیبتان دارید بهره دارد. دلاری که در جیبتان دارید ده درصد بهره دارد. بانکدارها از این بهره سود بسیاری به جیب میزنند. بانکدارها تمام بهره ای که میتوانستند از پول جنگ داخلی به  جیب بزنند را از دست داده بودند, پس رئیس جمهور لینکلن را ترور کردند.

صد سال بعد یک رئیس جمهور جوان داریم که فارغ التحصیل هاروارد است, و البته در هاروارد تاریخ تدریس نمیکنند. رئیس جمهور کندی از مشاورینش سوال کرد چه کنم تا پشتیبانی مردم آمریکا را داشته باشم؟ یکی از مشاورینش گفت چرا مردم را از شر خزانه داری فدرال خلاص نمیکنی؟ و کندی که ماجرای لینکلن را در دانشگاه نشنیده بوده قبول کرد.

خزانه داری فدرال سریعاً لیندن جانسن را به اقدام متقابل فرستاد. لیندن جانسن کندی را تشویق به سفر به دالاس تگزاس کرد. وقتی کندی به دالاس رفت, ۵ تیم مختلف ترور در انتظارش بودند زیرا نمیخواستند کندی از این سفر زنده برگردد. یک تیم تخصصی ترور از سیسیل کار اصلی را به عهده داشت و آزوالد که متهم به قتل شد در آن لحظات مشغول سرکشیدن کوکا کولا بود و روحش از ماجرا خبر نداشت. باز هم بانکدارها صحنه گردان وقایع بودند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*