۱۹۷۳،آلاباما، آمریکا، پلیسی که از موجود بیگانه عکس گرفت

 موجود بیگانه

در سال ۱۹۷۳ در آلاباما در امریکا اتفاقی افتاد که بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفت، دلیل انتشار و معروف شدن این اتفاق این بود که تصاویری از یک موجود بیگانه به ثبت رسیده بود،ماجرا از این قرار بود که در آن شب یک خانم وحشت زده با پلیس تماس گرفت در آنزمان در اداره پلیس،جف گرینهال به آن تلفن پاسخ داد، زن با صدایی بریده و گریان به او گفت که چند دقیقه پیش یک موجود عجیب جلوی او ظاهر شده است،جف گرینهال به سرعت سوار ماشین شده و به مکانی که زن آدرس داده بود رفت بمحض رسیدن به آنجا،مشاهده کرد که در وسط جاده نوری نمایان شد و در جلوی نور انگار کسی ایستاده است،او بسرعت از ماشینش پیاده شد و در کمال تعجب موجودی را در لباس متالیک براق با ظاهری عجیب مشاهده کرد که راه او را سد کرده .

موجود بیگانه

او چند بار صدا زد، که هستی؟ اما جوابی نشنید،بلافاصله به ماشین برگشته و دوربین پلورایدش را برداشته و به چند متری موجود بیگانه رفته و چهار عکس از او گرفت بمحض گرفتن عکس، موجود شروع به حرکت کرد و دور شد او با ماشین تا دقایقی او را تعقیب کرد اما بیکباره موجود ناپدید شد،فردا او با عکس ها به دفتر یک روزنامه رفت و داستان را به آنها گفت، داستان در رسانه ها چاپ شد،اما اتفاقات وحشتناک پس از آن،برای این پلیس بی کله روی داد،سه روز پس از چاپ ماجرا در رسانه ها، خانه اش آتش گرفت،روز بعد ماشینش منفجر شد،چندی بعد زنش از او طلاق گرفت و کارش را از دست داد،”تیموتی گود ” مولف کتاب” ماورای فوق محرمانه ” می گوید، به احتمال بسیار زیاد او قربانی افشای این ماجرا شد و برخی سازمان های دولتی که می خواستند بر این ماجرا سرپوش بگذارند، خواستند تا او را محو کنند،بعدها که افرادی خواستند این ماجرا را تحقیق کنند،در بررسی سوابق او متوجه شدند که هیچ سابقه ای از او در اداره پلیس فدرال وجود ندارد….. سوالات زیادی در رابطه با این حادثه ایجاد شده،آیا دولت از وجود چنین موجوداتی آگاه بوده؟ چرا افرادی ناشناس خواستند براین ماجرا سرپوش بگذارند…. برخی هم ادعا کرده اند این ماجرا دورغین و ساختگی است، اما تیموتی گود می گوید بعید می دانم یک ماجرای ساختگی اینقدر مشهور شده و مورد توجه فراوان قرار گیرد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*