پیش بینی آینده در کتاب قطعه مقدس

کتاب قطعه مقدس

کتاب قطعه مقدس

قطعه مقدس اثر نویسنده ایرانی،سعید مبین شهیر می باشد که عمده مطالب آن پیش بینی آینده بشر است. این کتاب پس از انتشار فروش گسترده ای داشته است و اکثر مخاطبان آن جوانان بوده اند. قطعه مقدس در بیست و سه فصل خود آسنده بشر و مشکلاتی را که برایش به وجود می آیند به تصویر کشیده است با این که قطعه مقدس کتابی با موضوعیت ادبی – فلسفی است اما بعد نگرش بر اینده بیش از همه توجه مخاطبان را به خود جلب می کند و آمیختگی آن با اسطوره سبب وهمناک بودن جملات آن می شود.

سرزمین مصر و پایان جهان

سرزمین مصر بیشترین تاکید را در این کتاب دارد به طوری که فصول مختلفی سرزمین مصر را شروع به وجود آمدن مشکلات و فاجعه های بزرگی می داند که ویژگی مشترک همه این فصول دیده شدن شش ستاره روی آسمان مصر است. این کتاب دیده شدن شش ستاره پست سر هم روی مصر را نشانه پایان جهان می داند. وقایعی که پس از دیده شدن این ستاره ها به وجود می آیند عبارت است از:

الف) باز شدن جهان های دو گانه

به درستی مشخص نیست که منظور از جهان های دوگانه چیست ولی با یک جستجو در علم فیزیک شاید بتوان جهان های دوگانه را با جهان های موازی برابر دانست. از نظر علم سیاست نیز ممکن است باز شدن دو جهان، تقسیم شدن انسان ها به دو گروه باشدکه مبنای اسن تقسیم مشخص نشده است. مبنای تقسیم می تواند علم انسان ها، ثروتشان، بی دین یا خداپرست بودنشان و یا بسیاری از عوامل دیگر باشد. از نظر علوم دیگر مانند علم فلسفه جهان های دوگانه به جهان جسمانی و روحانی اشاره دارد که شاید باز شدن دو جهان به معنی مشهود بودن درک این دو جهان خواهد بود. از نظر دینی نیز می انیم که زمان مرگ انسان، انسان می تواند جهان برزخ را مشاده کند و وقتی کتاب در پایان جهان به باز شدن جهان های دوگانه می پردازد این روایت دینی را تایید می کند.

ب) غمگین بودن انسان

غمگین بودن و ناشاد بودن انسان از دیگر ویژگی های انسانِ آن دوره است. با این که انسان های آن دوره در رفاه کامل مادی زندگی می کنند ولی از زندگیشان ناخرسند اند و فلسفه زندگیشان بر مبنای پوچ گرایی ساخته شده است.

ج) بردگی انسان

قطعه مقدس به دفعات بسیار از بردگی انسان سخن گفته است. انسان در آخرالزمان موجودی بی اختیار و برده برای بیگانگان (فضائی ها) توصیف شده است. این کتاب فضائی ها را دوستان ابلیس می داند و در ادامه توضیح می دهد که دانشمندانی قبل از دیده شدن ۶ ستاره مامور می شوند که به مردم القا کنند موجودی به نام ابلیس وجود ندارد و این نقشه خود ابلیس است.

د) ساخته شدن پایتخت شیطان

این کتاب به وضوح می نویسد که رئیس غرب(که احتمالا نماینده ابلیس بر زمین است)پایتختی برای بازگشت شیطان بنا می کند و در آن پایتخت دانشمندان سراسر جهان را گرد هم می آورد(کتاب از واژه دانشمندان دیوانه استفاده کرده است که منظور،دانشمندانی هستند که ارزش های انسانی و اخلاقی را زیر پا گذاشته اند)و جالب است که این کتاب،دانشمندان را به انسان ها محصور نکرده است و از دانشمندان بیگانه(فضائی)هم نام می برد.سپس هدف گردآوردن دانشمندان را این گونه بیان می کند که ((خیال را حقیقتی ستوده می کنند)).بی گمان منظور از این عبارت روی آوردن به اساطیر و دور ریختن تمام معرفت های عقلی ای است که تا آن زمان زندگی غرب و شرق بر روی آن بنا شده است.شاید هدف از این کار قانع کردن مردم زمین به حضور و وجود شیطان باشد زیرا تنها خیال می تواند حضور شیطان را در زمین توجیه کند نه عقل!و زمانی که خیال،حقیقت نشان داده می شود مردم دنبال حقیقت دیگری نمی روند.گردآوردن دانشمندان سراسر جهان نیز توجیه بسیار منطقی ای دارد زیرا رسیدن به این هدف بسیار سخت است و برای نیل به هدف افکار پیچیده بسیاری نیاز است.در ادامه کتاب به واژه خیال اشاره می کند و توضیح می دهد که این خیال از هشت هزار سال پیش سرچشمه می گیرد.وقتی به تاریخ نگاه می کنیم تاریخ مکتوب سابقه بسیار طولانی ای ندارد و الواح گلی ای که از بین النهرین پیدا شده است مربوط به شش هزار سال پیش است.پس وقتی از هشت هزار سال پیش سخن به میان می آید یا منظور تمدن های اولیه بشر است یا اساطیر(تاریخ شفاهی ملت ها) که در اینجا گزینه دوم بیشتر درست به نظر می آید.کتاب در ادامه این جملات را می گوید((گذشته وجود ندارد.زمان نیز وجود ندارد))ممکن است این جملات در علم فیزیک بهتر بررسی شوند ولی از نظر ادبی اگر بخواهیم این جملات را توضیح دهیم باید بگوییم که مفهوم زمان شاید در آینده در نظر گرفته نمی شود یا این جملات نتیجه همفکری دانشمندان است که به مردم بگویند گذشته ای وجود نداشته است و باید در حال زندگی کرد.این باعث می شود که مردم از راه و رسم اساطیر و قالب بندی آن آشنا نباشند و آمدن شیطان را یک نمونه جدید در تاریخ بشر توصیف کنند.

ه) کشته شدن پادشاه مصر

این کتاب ایرانیان را مردمی هشیار می داند و معتقد است که مردم سرزمین باستان شرق(ایرانیان)با ابلیس هیچ پیمانی نمی بندند و آماده جنگ با او می شوند.

این کتاب ظهور ابلیس را زیبا می داند(که منظور از زیبا بودن ظهور تشریفاتی بودن و پر زرق و برق بودن ظهور اوست)و همزمان با ظهور ابلیس پادشاه مصر در قلعه پشیمانی کشته می شود.این طور به نظر می آید که مصریان در آن زمان تنها متحدان ایران خواهند بود و ابلیس برای این که این اتحاد را بشکند پادشاه مصر را می کشد؛احتمال های دیگری وجود دارد که به دلیل وجود اصطلاحات پیچیده و طولانی بودن از ان صرف نظر می شود.به احتمال زیاد جنگ ابلیس با ایران در صحرای سینا خواهد بود زیرا این کتاب معتقد است که ابلیس شرق سینا را زره می پوشاند.زره پوشاندن هیچ معنی دیگری جز ایمن نگاه داشتن یک سرزمین یا مکان ندارد و باز چیزی که سبب شگفتی می شود این است که زره(سیستم دفاعی)در مقابل موشک ساخته می شود و همان طور که می دانیم ایران،قدرت موشکی بالایی دارد.

ح) دیده شدن مریخ بالای مصر

گویا سیاره مریخ بالای مصر دیده می شود ول این کمی عجیب به نظر می رسد که توضیحی برای مفهوم و معنای آن نداریم.پس از این جمله نوشته شده است که مردمان مصر هم جنس اند.هم جنس بودن می تواند از نظری فکری و جسمی باشد.ولی اینجا از نظر فکری بیشتر درست به نظر می آید چون ممکن نیست همه مردم مرد باشند یا همه زن باشند.

و سپس اشاره شده است که نانوایان ایران!قصد مصر دارند.منظور از نانوایان ایران عبارتی گنگ است که در کتاب پایان نامه نیز این کلمه به وفور مشاهده می شود.در این کتاب سرزمین مصر در حالت های دیگری نیز دیده می شود که به دلیل طولانی شدن مقاله از آن صرف نشر می کنیم.

اسکاندیناوی و آخرالزمان

اسکاندیناوی یکی از سرزمین هایی است که این کتاب حسابی جداگانه رویش باز می کند.اسکاندیناوی را می توان یکی از سرزمین های دخیل در آینده بشر دانست.نام فصل اول کتاب نیز((اسکاندیناوی؛سرخ))است که به اهمیت این سرزمین اشاره دارد.مهم ترین عامل مهم بودن اسکاندیناوی معبدی در آن است.همچنین اسکاندیناوی به گفته کتاب غاری دارد که شورشگران در آن پناه می گیرند تا سرزمین ابلیس ساخته شود.مطالبی که درباره اسکاندیناوی گفته می شود خیلی واضح نیستند ولی وقتی معبد اسکاندیناوی توضیح داده می شود معبدی است که با عکس و نقش مار ها نقاشی شده است و کاهنان آن انسان ها را در آن قربانی می کنند. با این توصیف ها می توان گفت که آن معبد،معبد ابلیس است.از نظر مکان یابی و علم استراتژیک نیز این گفته درست به نظر می اید.زیرا معبد ابلیس در هیچ یک از کشور های مسلمان نمی تواند ساخته شود و این معبد باید در کشوری با عقاید دنیوی و سکولار مانند کشور های اروپایی ساخته شود. و اگر از نگاه کتاب یهودیان به این جریان نگاه کنیم می بینیم که یک مار عامل بیرون شدن آدم و حوا(ع)از بهشت شد و نقشی که از مار بر روی دیوار های معبد کشیده شده است شیطانی بودن این معبد را نشان می دهد.سپس شخصیتی نا مشخص در کتاب می گوید که ((دور باد که جمجمه ام را از آن معبد آورده باشم)).در ادبیات آرایه ای به نام مجاز وجود دارد و احتمالا منظور از جمجمه فکر و عقاید انسان است و آن شخص نامعلوم فریاد می کشد که من افکار ابلیس را با خود ندارم و این نشانه دیگری بر شیطانی بودن معبد است.در فصلی دیگر این مژده به ایرانیان داده می شود که معبد اسکاندیناوی را تصرف می کنند.قطعه مقدس جنگ سرد دیگری را پیش بینی می کند که اسکاندیناوی شروع کننده آن خواهد بود و همچنین این جنگ ظاهری ناسیونالیستی به خود خواهد گرفت.در فصل دیگر کتاب به جنگ بین پاریس و اسکاندیناوی اشاره می کند و می گوید که پاریس این جنگ را نمی خواهد ولی وقتی خونریزی بسیاری شد کاهنان معبد هیاهو می کنند و می گویند چه چیزی می شکند؟قطعه مقدس اسکاندیناوی را یکی از عوامل اصلی یک نا به سامانی و هرج و مرج در جهان می داند و اگر بخواهیم نگاهی دیگر به این مسئله داشته باشیم می بینیم که هرج و مرج یکی از اصلی ترین بخش های حکومت ابلیس است.این کتاب یک کشور بزرگ را به تصویر می کشد که وقتی با اسکاندیناوی هم پیمان می شود سبب جنگ های بسیار عظیمی می شود که ابر آتش را روی جهان می گستراند وقتی به جغرافیا نگاه می کنیم می بینیم که ابر آتش نام پدیده ای است که پس از جنگ های هسته ای،آتشفشان و سوختن جنگل رخ می دهد.همان طور که مشاهده می شود این کتاب پر از مفاهیم جالب و گاه بسیار دور از ذهن است که کمتر کسی پیدا می شود بتواند همه مفاهیم آن را بفهمد.حال این سوال پیش می آید که چرا یک کشور قدرتمند با اسکاندیناوی وارد یک پیمان می شود؟جواب این سوال به درستی مشخص نیست و حداقل تا به حال جواب این سوال یافت نشده است.در یکی از فصول کتاب نوشته شده است که زنهار آیینه تمام نمای اسکاندیناوی بر مصر بتابد.ما می دانیم که مفهوم کلی این عبارت این است که مبادا مصر از اسکاندیناوی الگو بردارد یا این که از نظر مردم شناسی و جامعه شناسی،فرهنگ اسکاندیناوی بر فرهنگ مصر غلبه کند و علت آن را می توان طبق تحلیل هایی که از مصر شد توضیح داد.

این کتاب درباره ایران و نیویورک و چین و چندی از سرزمین ها نیز حرف هایی زده است که برای جلوگیری از اطناب مقاله از پرداختن به آن صرف نظر می شود.

پرستش ابلیس

اگر بخواهیم مطالبی که درباره رابطه ابلیس و انسان حرف بزنیم بی شک چندین صفحه کامل را پر خواهد کرد ولی در یک بررسی اجمالی می توان گفت که در آخرالزمان بیشتر انسان ها از یاران شیطان می شوند و حاکمان و خوانندگان و دانشمندان نیز به ابلیس می پیوندند.این کتاب قربانی کردن انسان ها و از جمله کودکان را کار زشت یاران ابلیس می داند.چیزی که نظر مارا بیشتر به خود جلب می کند این است که در قربانی کردن انسان ها ترفند هایی را به کار می برند که این کار نه تنها کاری غیر اخلاقی جلوه نمی کند بلکه یکی از مصداق های آپدیت بودن و به روز بودن انسان را نشان می دهد.در این کتاب کسانی که بردگی ابلیس را پذیرفته اند مادران خود را انکار می کنند و به عنوان نوشیدنی خون قربانیان خود را می نوشند.خوردن خون یکی از ویژگی های یاران شیطان در طول تاریخ معرفی شده است و سنتی است که از سوی ابلیس همیشه ادامه دارد.حتی در این کتاب ارتباط با ابلیس را تهدیدی برای انسان می داند و بیان می کند که ارتباط با ابلیس سبب این خواهد شد که انسان جاودانگی خود و وجود خود را به او بفروشد.

ستاره کابرا

ستاره کابرا در تعریف کلی کتاب،عبارت است از ستاره ای که نورش به زمین نخواهد رسید.با این تعریف ستاره ای است بسیار دور از زمین که دسترسی به آن تقریبا غیر ممکن است.این ستاره به خودی خود خوب یا بد نیست و هر انسانی پس از مرگ به این ستاره می رسد ولی در طول تاریخ کتاب از پادشاهان و بدخواهان بسیاری نام برده است که می خواستند به این ستاره برسند و جاودانه شوند.یکی از این پادشاهان که ساروخ نام داشت هزار کودک را در دروازه بابل قدیم به نیزه آویخت تا بتواند به ستاره برسد و در نهایت به ستاره رسید ولی این که آیا جاودانگی این شخص چگونه نمود پیدا می کند برای ما گنگ است زیرا جاودانگی می تواند به صورت منفی آن نیز تفسیر بشود مثلا فردی همیشه در عذاب و جنون باشد.اگر عمیق تر به موضوع رسیدگی کنیم کابرا ستاره ای ذاتا بد نیست اما در بیشتر تعاریف کتاب رنگ خشن بودن و وحشتناک بودن به خود گرفته است مثلا کابرا در جمله ای،ابلیس مادر ترجمه شده است که منظور همان ابلیس رانده شده از بهشت می باشد.ممکن است این فرضیه درست باشد که افراد ابلیس این نام را بر روی این ستاره گذاشته اند.در دیگر متن های کتاب کابرا با صفات خوب نیز وصف شده است مثلا کابرا آمال بی قراران و جایگاه ابدی انسان و رازگاهی که هیچگاه فاش نمی شود،ترسیم شده است.کابرا همچنین به عنوان جهان پیش از این جهان مادی تلقی می شود.چنان که نویسنده کتاب می گوید ای کاش وقتی در کابرا بودم و به زمین نیامده بودم مردم را بیشتر از همه دوست داشتم و دنیا را دور دست ها می انداختم.در جای دیگر نوشته شده است که ساروخ گرفتار کابرا گشت.این فعل جنبه مثبت کابرا را نشان می دهد زیرا انسان های بد را در خود گرفتار می کند.این نیز خلاصه یکی از موضوعات مهم کتاب بود.قطعه مقدس مفاهیم پیچیده وبسیار عمیقی دارد که از سیاست های جهانی گرفته تا فلسفه وجودی انسان را بزگو میکند.به گفته برخی نویسندگان این کتاب کم حجم(۱۶۰صفحه ای)اگر بخواهد تفسیر شود و به صورت کاملا باز بیان شود در هزار صفحه نیز خلاصه نمی شود.در نهایت و یک بررسی کلی این کتاب را می توان بهترین کتاب ایرانی در موضوع پیش بینی آینده و چهارمین کتاب پس از کتاب های اساطیری ایران مانند شاهنامه دانست.قطعه مقدس دومین کتاب در سبک نمادگرایی جادویی نیز است.نمادگرایی جادویی برای اولین بار در کتاب پایان نامه به کار رفته است.قطعه مقدس از هوش مصنوعی،جنگ های آخرالزمان،تجارت جنسی و مشکلات روانی وعدم خودشناسی انسان و به پوچی رسیدن او را به خوبی توضیح می دهد.مقاله بالا تنها یک صدم از موضوعات کتاب را مورد تحلیل قرار داده است و برای فهم تمام کتاب باید نگاهی جامع به کتاب داشت.ضمیمه شمالغربی روزنامه همشهری در شماره ۷۵۱۵این کتاب را این گونه توصیف میکند((هدف کتاب بیشتر بررسی فساد و به هم ریختگی تمدن های آینده است؛این آسیب ها می توانند از جنگ های بسیار عظیم شروع شوند و به گسترش بیماری ها و افسار گسیختگی هوش مصنوعی و از دست دادن انسانیت از وجود انسان ها بینجامند))

نویسنده : میلاد

مطالب مرتبط

9 دیدگاه‌

  1. مستند گفت:

    پی دی اف فارسی کتاب برای دانلود نیست؟

  2. حبیب گفت:

    جالب بود.با تحقیقی که در گوگل کردم کتاب باید بسیار جالب باشه.لطفا پی دی اف رو هم بذارید ممنون.

  3. فارابی گفت:

    لینک دانلود نداره!!!

  4. سعید.امیرخانی فراهانی گفت:

    وصلی الله علی محمد وآل محمد و لعن الله علی اعدائهم و منکری فضائلهم ومناقبهم و غاصبی خلافتهم و حقوقهم اجمعین الی الیوم الدین و عجل فرجهم.باز شدن جهانهای دوگانه از نظر بنده اشاره به واقعه دخان دارد.چرا که جنیان در بین ما زندگی میکنند لکن به اذن الهی برای ما آشکار میشوند و این یک آزمون الهیست که در آخرالزمان به وفور در اخبار اسلامی آمده وبه ما رسیده است

  5. h.m گفت:

    خدا رحم کند.نقد ها و بررسی های دیگری نیز از سایت های مختلف درباره این کتاب خواندم.نویسنده این کتاب باید انسان بسیار عجیبی باشد چون داشتن چنین اطلاعات جامع و به کاربردن آن در یک کتاب کم حجم بسیار کار دشواری است.از طرفی ادعا ها و پیشگویی های کتاب بسیار عجیب بوده و با دنیای امروز و وقایعش سازگاری دارد.و مهم تر از این ها کتاب چنان مهم بوده که در همان اوایل انتشار اخبار بسیاری از آن منتشر شد و می شود(در اینترنت موجود است).در کل هم باید ترسید و هم باید به نویسنده آفرین گفت.

  6. امیرمحمد گفت:

    لطفا لینک دانلود رو بذارید. خیلی وسوسه شدم کتاب رو بخونم.

  7. احمد گفت:

    اگر دقت کنید همش بر گرفته از تورات و داستان های تحریفی و ترکیبشون با کتاب های دینی مثل قران و انجیل با انجیل شیطان هستش طرف همه رو خونده و واقعا اب روغن قاطی کرده که یه همچین چرتو پرتی رو نتونسته بنویسه وگرنه قران همه اینایی که این مطلب میگه رو کاملا واضح توضیح داده و پیشنهاد میکنم گول این مطالب رو نخورین بهترین پیشگو و بهترین توضیح دهنده همون قرانه که مثل این مطالب خطر افتادن توی مسیر اشتباه رو نداره

    • اگزستانسیالیسم گفت:

      سلام. به طور اتفاقی این صفحه رو باز کردم ببینم این عنوان جالب چیه…با این که مفاهیم کتاب به نظر میرسه از کتب دینی نشات گرفته ولی حرف شما اصلا قابل قبول نیست. چون نویسنده کتاب فردی مذهبیه و جدا از اون این کتاب طبق مطالب بالا به نهی از شیطان دعوت میکنه و شیطان رو مذمت میکنه پس شما حق توهین ندارین به نویسنده که بر کتاب هم بنویسی چرت و پرت! حداقل تا زمانی که کتاب رو نخوندین. دوم اینکه نویسنده ادعای پیشگویی نکرده و این عنوان مقاله هستش. نویسنده اساطیر رو با داستان و فلسفه همراه کرده. سوم اینکه شما از گمراهی حرف زدی؟؟؟ مگه کتاب کتاب دینی هست که بخواد به راه راست هدایت کنه؟ کتاب کتاب ادبی هست و کتاب ادبی وظیفه هدایت انسان رو نداره و اگه هم داشته باشه شما بر اساس کودوم منبع میگی کتاب راه راستو نشون نداده؟؟ دوستان توجه کنند نقدی هم اگه باشه تا اثر خونده نشده نباید مطرح بشه. خیلی ادبیات درستی داریم شما هم بیا هی خراب ترش کن.این که نمیشه برادر من.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *