جنگ عراق و تاریخچه ی زمین

هرچنداین مطلب تاریخش گذشته است اما خواندن آن خالی از لطف نیست

گفتاری از ذکریا سیچین

ترجمه : Legion 1992

آنچنانکه مدتی است در تیتر اخبار می خوانیم «جنگ به مهد تمدن کشیده شده است»؛ و طرفداران و مصاحبه کنندگان دائما از من می پرسند که نظر من در ایباره چیست. هواداری از انگلیس از من پرسید:» چقدر عجیب است که تاریخ ۶۰۰۰ ساله بشری همچنان ما را به نابودی در این ناحیه ی کهن هدایت می کند؛ در حیرتم که بدانم نظر ذکریا سیچین در این رابطه چیست؟». همچنین مصاحبه گری پرسید:»آیا این نشانی از صحت پیش گویی های کتاب مقدس است؟».

baghdad_635x250_1411114977

در واقع، عراق امروزی تمام نواحی بین النهرین را احاطه کرده است، سرزمینهای بین دو رود دجله و فرات که در دل آن شهرهایی همچون آسور و بابل و قبل تر از آنان تمدن بزرگ سومر به شکوفایی رسیده بودند. از نظر جغرافیایی می توان با صراحت گفت که تمدن از این ناحیه سر بر داشته است و به انسانها نوشتن و ادبیات، چرخ و کوره، هنر و موسیقی، ریاضی و ستاره شناسی، پادشاهی و قانون، معابد و ادیان و همچنین اولین شهرها را ارزانی داشت، از جمله شهر مشهور اور (Ur) در زمانیکه ابراهیم در آن می زیست.

باقی نگاهداشتن اسطوره

مقوله ی محافظت از اسطوره های کهن و احترام به آنان شاید برای اولین بار در زیگورات عظیم شهر اور به تصویر درآمده باشد، که هنوز هم خرابه های آن سقف آسمان را می ساید و بر تمام اراضی اطراف اشراف دارد. در طی جنگ اول آمریکا در خلیج فارس (۱۹۹۰) قوای رژیم بعث هواپیما های نظامی خود را در اطراف زیگورات اور پناه دادند چرا که اطمینان داشتند نیروهای آمریکایی از ترس صدمه رساندن به زیگورات، از بمباران آن ناحیه اجتناب خواهند نمود. این تصمیم به درستی اتخاذ شده بود. در جنگ دوم خلیج نیز عراقی ها تصمیم مشابهی گرفتند اما اینبار بدون اینکه بمبی انداخته شود، همه چیز به دست نیروهای ائتلاف افتاد.

37062465801944379470

از آنجاکه عراقی ها یکی از نمادهای اسطوره ی سومر را به یک هدف نظامی تبدیل کردند می توان استنباط نمود که در کاخ سفید، مشاوران و محققان در زمینه های باستانشناسی، در باب محلهای مهم باستانی در عراق و چگونگی ایجاد کمپ های نظامی اظهار نظر می کردند و این نظرات از درجه اهمیت بالایی بخوردار بوده اند. به این مهم هم باید اشاره نمود که بسیاری از پروژه های مربوط به احداث سد و زه کشی و آبیاری (که توسط رژیم صدام انجام شده بودند)، تعدادی از سایت های مهم باستانشناسی را ویران کرده اند؛ و گرچه که خسارت های ناشی از جنگ اول خلیج در کمترین مقیاس بود اما متاسفانه غارت گری های پس از جنگ، آسیب جبران ناپذیری را به سایت ها و موزه ها وارد کرده است.

جنگ های انسانها

جنگ – هر گونه جنگی – به دنبال خود ویرانی و قتل عام را می کشد، و بر اساس گفته های قصیده وار کتاب مقدس، زمانی جنگ نخواهیم داشت که شمشیرها به گاوآهن بدل شوند. با این وجود هنوز جنگها از دیر باز انسان را همراهی می کنند، بخصوص در سرزمین کتاب مقدس، عراق امروز، که جنگ پشت جنگ پشت جنگ…

عراق امروز، در سالهای دهه ۱۹۲۰ توسط قوای متفق در پایان جنگ جهانی اول بصورت مصنوعی به هم چسبانده شد و این کشور تشکیل گردید. پایتخت امروزی عراق، شهر بغداد در سالهای ۷۵۰ پس از میلاد به دست مهاجمین عرب بنا گردید و طی سالهای ۱۴۶۹ توسط مغولها اداره می شد. یونانیان (تحت فرمان اسکندر مقدونی)، پارسیان، ماد ها، ساسانیان و پارتها در این ناحیه جنگیده اند. و بر اساس گفته های کتاب مقدس بزرگترین جنگ مابین پادشاهی غرب با پادشاهی شرق در زمان ابراهیم در این اراضی به وقوع پیوست.

پادشاهی هایی که پس از سومریان به قدرت رسیدند شامل پادشاهی های بابل و آسور جنگ را بصورت سیاست ثابت دولتی برگزیدند؛ و این شاهان شرح نبردهای خود را یکی پس از دیگری در سالنامه هایشان نقل کرده اند. این اسناد آکنده است از گزارشهای قتل، نابودی، ویرانی، غارت و مطیع سازی مردم بی گناه.

پا جای پای چه کس گذاشتند؟

درحالیکه قراین نشان می دهد که سومریان جنگ را می شناختند (در آثارشان می توان تصویر سربازان و ارابه های جنگی را یافت)، اما شاهانشان همواره بدنبال برقراری صلح بوده اند، چنانچه می بینیم که عالی ترین صفت برای یک پادشاه «شبان صالح» بوده است. حاکم بی اخلاق عراق امروز (صدام) بجای آنکه این پادشاهان سومری را مرجع خود قرار دهد، به سراغ خونریز ترین آنان که همان پادشاه بابل، نبوکدنصر (بخت النصر) بوده، رفته است، کسی که به اورشلیم حمله ور شد و معبد سلیمان که برای یهوه ساخته شده بود را ویران نمود.

صدام حسین، در مقیاسی کوچکتر اقدام به بازسازی شهر بابل نمود اما تلاشی برای بازسازی شهرهای اور یا نیپور ننمود؛ و به مثابه شاهان کهن بر روی هر یک از آجرها با افتخار حک کرد: » صدام حسین، حافظ تمدن، کسی که قصر بخت النصر را مجدداً بنا نمود».

صدام مانند شاهان بابلی، سخن از استیلای عراق بر تمام اراضی مابین خلیج فارس تا دریای مدیترانه را به میان آورد و همچنین از تلاش خود برای تصرف اورشلیم  و نابودی دولت صهیونیستی پرده برداشت.

پیش گویی های کتاب مقدس

با مقایسه عراق و بابل قدیم و نیز مقایسه صدام با بخت النصر، به نحوی اجتناب ناپذیر، گفته های کتاب مقدس درباره پادشاهی که جلال و جبروت را به خصم تبدیل خواهد نمود و کسی که حکومتش قتل عام و ویرانی را بدنبال خواهد داشت، در ذهن متبادر
می شود.

اشعیاء نبی از حمله به بابل می گوید آنهم توسط سپاهی از دور دست، و حتی حمله از آسمان را نیز پیش گویی کرده است! و عاقبت پادشاه بابل و فرزندانش را نیز پیش گویی نموده است. ارمیا ی نبی نیز، در حالیکه از اهریمنان و حاکمان بابل می گوید، مجازاتشان را اینگونه پیش گویی کرده است:» صدای جنگ در سراسر سرزمین پیچیده است و یک ویرانی عظیم… شمشیری بر سر اهالی کلده و بابل افراشته شده است، بر سر شاهزادگان و وزیران؛ شمشیری بر سر دروغگویانشان و بر سر قوی مردانشان افراشته است».

هرچقدر که انبیاء کتاب مقدس بدنبال صلح بودند، اما جنگ را بعنوان مجازات اهریمن بر می شمردند.

سخنی از اولین و آخرین

آیا پیش گویی های کتاب مقدس حقایقی را از زمان خود بازگو می کند، و یا اینکه این گفته ها اعتباری ابدی داشته و حقایقی را برای آیندگان نقل می کند، برای زمانهایی که آیندگان نیز در شرایط مشابه پیشینیان قرار می گیرند؟ آیا اهریمن فقط در زمان آنان قابل مجازات بوده و امروزه از این قاعده مستثنا شده است؟ آیا انتظار موعود (نجات دهنده) فقط به دوران قبل از میلاد مسیح تعلق دارد یا شامل سالهای پس از میلاد نیز می شود؟ پاسخ این پرسشها حجم زیادی از نوشته ها را می طلبد اما من بر این باورم که این پیشگویی ها اعتباری جاودانه دارند.

کتاب مکاشفه یوحنا از عهد جدید اظهار می دارد:»من آلفا هستم و من امگا هستم،» یعنی من اولین و آخرین هستم، و بدین ترتیب با شامل کردن گفته های عهد عتیق، ایمان خود به پیش گویی انبیاء آل داوود را علنی می کند. ایشان (انبیاء کتاب مقدس) معتقد بودند که اولین همانا آخرین خواهد بود (چرخه ای که هر پایانی را آغازی جدید می داند). در واقع، این دانشی است که هر آنچه بوده است را پایه ای برای آنچه خواهد بود می داند؛ یا آنچنانکه من در مقالاتم آورده ام، گذشته همان آینده است.

تاریخ تکرار می شود، در این شکی نیست. آنچه که بصورت معما باقی خواهد ماند این نکته است که کدام فصلهای تاریخ تکرار خواهند شد و چه زمانی. آیا ما همچنان در نیمه راه تاریخ زمین هستیم و یا اینکه به انتهای یکی از دوران تاریخی نزدیک می شویم و اولین اتفاق پیش رو «بازگشت» پیش گویی شده است؟ در این رابطه، شایسته است که ما به یاد آوریم که قبل از تشکیل شهرهای انسانها، شهرهای خدایان برپا شده بود، و قبل از جنگهای انسانها، خدایان با یکدیگر می جنگیدند – مثلا جنگی که در ۲۰۲۴ قبل از میلاد ما بین خدایان در گرفت و ختم به نبردی هسته ای گردید که تمدن باستانی سومر را از بن نابود نمود.

من توصیه می کنم که طرفداران و مخاطبین من مجدداً کتابهای مرا بخوانند بویژه «سیاره دوازدهم»، «جنگهای خدایان و انسانها» و «پایان روزها».

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*