روح چگونه ازبدن انسان خارج مي شود؟

خروج روح از بدن به دو صورت (دفعي) و (تدريجي) صورت مي گيرد.حالت دفعي آن را که ما از آن به عنوان (سکته مغزي يا قلبي) ياد مي کنيم ویادراثرضربات به سر و تصادف حاصل مي شود، وقتي است که فرد بلافاصله مرگ بر تمام جسمش مستولي مي شود.وتدريجي آن وقتي است که انسان در بستر افتاده وخودش نيز شاهد خروج تدريجي روح از بدنش مي باشد که از ناحيه ي پاشروع شدوبه سر ختم مي شود،ودرآن موقع سربه طرفي خم مي شود و بدن بي حرکت مي ماندوقلب و ريه و مغز از کار مي افتد و مشخص مي شودکه مرگ جسم حاصل شده است.شاهدي براي حالت تدريجي خروج روح از بدن،اين است که از افراد محتضر زياد شنيده شده که مي گويند:(روح ديگر در دست وپاهاي من نيست و به سمت بالا مي آيد.) يکي از دانشمندان معروف روح شناس بنام(سير پاکس)مي گويد:(من در بالين اشخاص زيادي که در حال احتضار بوده اندحضور داشتم وآخرين گفتار آنها را شنيده و معتقد شده ام که روح ازقالب مادي محتضراز طرف سر خارج مي شود وپس از خروج مانند يک ابربخار بالاي سر مرده تشکيل مي شودکه شکل همان شخص است.
دربرخي روياهاوسفرهاي روحي، چنين به نظرمي رسدکه روح ياكالبدهاي بالاتر از كالبد فيزيكي انسان،به وسيله ي نيرويي مكنده و مخفي به طرف بالاكشيده مي شود. اين نيروهمانندنيروي جاذبه است، ولي در خلاف جهت آن عمل مي كند.اين نيرو به حدي قوي است كه دربرخي اوقات اختياراز دست فردخارج مي شودوكششي ناخودآگاه روح راباسرعتي بسيارزيادبه بالا مي كشد.به همين خاطر روح به وسيله ي نوعي مكش به طرف بالاياطبقات آسماني يابه طرف روح الهي كشيده مي شود.اماچرااین نيروي مكش وجود دارد؟
هرچه به طرف جهان هاي بالاتروطبقات روحاني پيش مي رويم بسامدروح بيشتر مي شودوطبقات بالاترآميختگي كمتري با ماده دارند.به همين خاطر به دليل وجود طبقه روح خالص درمناطق بالاتروکشش جنس به سوي همجنس خوددر خروج هاي روحي بافركانس آگاهي بالاتر اين مورد به وضوح به چشم مي خورد.در اغلب شعرهاي عرفاني نيزاين كشش به صورت علاقه روح انسان به آسمان و خيمه زدن روح ها در گردون توصيف شده است.به زباني بسيار ساده مي توان گفت همانندنيروي جاذبه در روي زمين،نيروي جاذبه ي روحي در طبقات آسماني وجود دارد.
هر شب وقتی که مابه خواب میرویم روح ما بدن ماراترک میکندوبه آرامی به بسیاری ازقلمروهای مختلف سفر میکند، قلمروی که روح ما از آن است.
دراین فرایندروح بطور کامل از بدن جدا نمیشود.دلیل این امراین است که یک نقطه خروجی خاص وجود داردکه روح،بدن راب هنگام خواب تاقبل(خروج نهایی)مرگ ازبدن بتواندترک کند.
دربرخي روياهاوسفرهاي روحي، چنين به نظرمي رسدکه روح ياكالبدهاي بالاتر از كالبد فيزيكي انسان،به وسيله ي نيرويي مكنده و مخفي به طرف بالاكشيده مي شود. اين نيروهمانندنيروي جاذبه است، ولي در خلاف جهت آن عمل مي كند.اين نيرو به حدي قوي است كه دربرخي اوقات اختياراز دست فردخارج مي شودوكششي ناخودآگاه روح راباسرعتي بسيارزيادبه بالا مي كشد.به همين خاطر روح به وسيله ي نوعي مكش به طرف بالاياطبقات آسماني يابه طرف روح الهي كشيده مي شود.اماچرااین نيروي مكش وجود دارد؟
هرچه به طرف جهان هاي بالاتروطبقات روحاني پيش مي رويم بسامدروح بيشتر مي شودوطبقات بالاترآميختگي كمتري با ماده دارند.به همين خاطر به دليل وجود طبقه روح خالص درمناطق بالاتروکشش جنس به سوي همجنس خوددر خروج هاي روحي بافركانس آگاهي بالاتر اين مورد به وضوح به چشم مي خورد.در اغلب شعرهاي عرفاني نيزاين كشش به صورت علاقه روح انسان به آسمان و خيمه زدن روح ها در گردون توصيف شده است.به زباني بسيار ساده مي توان گفت همانندنيروي جاذبه در روي زمين،نيروي جاذبه ي روحي در طبقات آسماني وجود دارد.
هر شب وقتی که مابه خواب میرویم روح ما بدن ماراترک میکندوبه آرامی به بسیاری ازقلمروهای مختلف سفر میکند، قلمروی که روح ما از آن است.
دراین فرایندروح بطور کامل از بدن جدا نمیشود.دلیل این امراین است که یک نقطه خروجی خاص وجود داردکه روح،بدن راب هنگام خواب تاقبل(خروج نهایی)مرگ ازبدن بتواندترک کند.






