ایا واقعا نژاد خاکستری ها در زمین زندگی کرده اند؟

فرازمینی

خاکستری

ایا  موجودات فضایی واقعی اند؟

نقشهاي ماقبل تاريخ از موجوداتي خزنده … يک اتفاق شگرف رخ داده چيزي که درک ما رو درباره تاريخ بشر دگرگون مي کنه جمجمه هايي غريب و کشيده ، با قدمتي تقريبا 4.000 ساله … به نظر مي رسه که اين جمجمه هاي کشيده ، قومي نيمه انسان و نيمه خارجي بوده اند.

افسانه های باستانی در مورد دیدن این موجودات چه می گویند؟

معمايِ فرازمینی خاکستری ها و افسانه هايي باستاني از موجوداتي خاکستري و کوچک اندام با سرهايي بزرگ و چشمهايي مورّب و بزرگ توصيفات موجودات خاکستري از صدها سال پيش از اين وجود داره البته اگر نخواهيم بگيم هزاران سال پيش.

در همه جاي زمين شواهد باستاني ، اشاره به ميهماناني غريبه و غير زميني دارند اين داده ها ثابت مي کنند که در سايه اين ابهام فرازمينيهاي فيزيکي ، در گذشته اي دور به زمين آمده اند.

ایا گذشتگان دور ما با این موجودات دیدار داشته اند ؟

ميليونها نفر در سراسر دنيا بر اين باورند که ما در گذشته با موجوداتي فرازميني ملاقات داشته ايم اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد چطور؟ آيا “بیگانگان باستاني”حقيقتاًدر شکل دادن تاريخمان به ما کمک کرده اند؟

در اينصورت،آيا ممکن است که علم سرانجام پرده از حقايق پنهان معمايِ خاکستريها بردارد؟ (Greys)

“رازول” ، نيو مکزيکو

حادثه رازول،نیو مکزیکو،امریکا

اشیاء بجا مانده از سقوط فضاپیمای فرازمینی در رازول

سوم جولاي 1947 شعاعي از نور در آسمان پديدار مي شود … و در بياباني در نزديکي پايگاه هوايي “رازول” سقوط مي کند . دامداري به نام “مک برزل” صداي برخورد را شنيده ، و صبح روز بعد براي سرکشي به آنجا مي رود .

او آنچه را که يافت، به مسئولين گزارش کرد لاشه شئ سقوط کرده، به هيچ چيزي که قبلاً ديده شده باشه نبود . و گله دار هم گزارش داده بود که چيزي شبيه به ورقه هاي فلزي پيدا کرده که وقتي مقداري از آن را برداشته متوجه شده که از جنس مواد عجيبي شبيه مواد انعطاف پذير هستند.

این همان فلزی است که گله داران در نیومکزیکو پیدا کرده اند .

به يک عبارت ديگري ، اگر مچاله اش مي کرديد . به شکل اولش برميگشت اين موضوع نشان دهنده احتمال سقوط يک شئ بسيار غريب در رازول بود.

پیدا کردن اسجاد از موجودات بیگانه که در این منطقه سقوط کرده اند.
چهار جسد خارجي هم پيدا شد خارجي بودند، چون شبيه انسان نبودند با استفاده از تابوتهاي به دقت مهر و موم شده اين اجساد منتقل شد و از نظر پزشکي مورد بررسي قرار گرفت و بعد هم به مناطق خاص تحقيقاتي ارسال شد.

اينها به عنوان موجود “خاکستري” نامگذاري شدند . با قدي در حدود سه و نيم تا چهار فوت چشمهايي بزرگ و سياه، و يک شکاف به جاي دهان داراي بازوهايي بلند ، و بر اساس توضيحات، بين سه تا پنج انگشت داشتند.

ابتدا، پرسنل ارتش ايالات متحده اعلام کردند که لاشه يک فضاپيماي ناشناخته را يافته اند اما مدتي بعد، اين گفته را تکذيب کردند چون 24 ساعت بعد ، ارتش اين داستان را کاملاً تغيير داد و گفتند که : با عرض پوزش، ما دچار يک اشتباه بزرگ شديم.

اين فقط يک بالون هواشناسي بوده اما البته هيچ توضيحي در اين باره داده نشد که چطور پرسنل آموزش ديده ارتش ، نتونستند فرق بين يک بشقاب پرنده و بالون هواشناسي رو تشخيص بدهند.

چرا ارتش داستان را تغيير داد؟

آيا به اين دليل که آنها چيز ديگري يافته بودند؟چيزي که طبق گفته نظريه پردازان فضانوردان باستاني غير زميني بود ؟

کساني که مدعي حضور در ماجراي سقوط “رازول” بوده اند ، گفته اند که چند جسد غريبه هم پيدا شده اين خيلي عجيبه که اونها درباره “موجودات” حرف زده باشند. اين رو هم مي دونيم که با متصدي کفن و دفن هم تماس گرفته شده

و از اونها خواسته شده که تابوتهاي کوچکي با خودشان بياورند.کاملاً معلومه که يک اتفاقي در “رازول” افتاده

اين اتفاق واقعاً چي بوده؟

ما واقعاً نميدونيم. اما من فکر مي کنم که متعلق به دنياي ما نبوده / اينجا يک جورايي مرکز افسانه رازول هست دولت امریکا، که طبق دموکراسي بايد از مردم و با مردم و براي مردم باشه ،اين موضوع رو پنهان مي کنه.

موضوع دومي که تلويحاً در اين حکايت ديده ميشه سفر فرازمينيها به زمين هست. اما اگر موجودات غريبه به راستي در “رازول” سقوط کرده باشند که هستند و چه مي خواهند؟

نوزدهم سپتامبر 1961

طبق گزارش خبرها “بتي” و “بارني هيل” ، در حال رانندگي شبانه در “نيو همپشاير” بودند که يک بشقاب پرنده به آنها نزديک شد و بر فراز اتومبيل آنها معلق ماند آنها موجوداتي عجيب را از پنجره هاي فضاپيما مي ديدند و به شکلي اسرار آميز ، اين زوج در گزارش خود، از پاک شدن حافظه شان به مدت دو ساعت و درست بلافاصله پس از اين برخورد، سخن گفته اند .

هيچکسي تا به امروز نميدونه که “بتي” و “بارني هيل” واقعاً چه ديده بودند اما جزئيات داستان اين دو نفر بازتابي از موارد متعدد آدم ربايي غريبه هاست.

وقتي ميگم “آدم ربايي غريبه ها ” به خاطر بعضي از اطلاعات داده شده هست ، مثل گم کردن زمان، ديدن موجوداتي که از اين فضاپيما بيرون آمده اند و به اونها ملحق شده اند و با اونها برخورد داشته اند در حاليکه انسان هم نبوده اند.

نهايتاً تحت هيپنوتيزم، معلوم شد که از اونها خواسته شده تا از ماشين بيرون بيان بعد اونها رو به داخل فضاپيما برده اند که اين قانوناً يک آدم ربايي محسوب ميشه بتي” هم اشاره کرده که آدم رباها” در تمام طول مدتي که روي ميز دراز کشيده بوده .

تا آزمايشاتي روي او انجام بشه، صدمه اي به او نزده بودند آزمايشاتي مثل سوزني که به شکمش وارد کرده بودند. “بارني” هم درباره تعدادي نمونه برداري پوستي صحبت کرده موجوداتي که “بتي” و “بارني هيل” اونها رو توصيف کردند . کاملاً با نمونه خاکستريهاي کلاسيک جور هست .

خاکستری هایی که انسان هایی را ربودند چه شکل و شمایلی داشته اند و هدف ان ها چه بوده است؟
البته در اندازه و ابعادشون تنوع وجود داره اما همه از يک گونه به نظر مي رسند : بدنهايي باريک، سرهايي بزرگ و بيضوي و چشمهايي بزرگ خانواده “هيل” اولين مورد ثبت شده از يک ربايش غريبه در دوران مدرن است اما آخرين آنها نيست.

می توان نشان های بجا مانده ان ها در زمین را برای ما اشکار سازد

از دهه 1960 به بعد تعداد زيادي از گزارشاتي مشابه به ثبت رسيده است مثل “کيم کارلزبرگ” عکاس تبليغاتي ه در 1988 مدعي ربوده شدن به وسيله غريبه هاي خاکستري در نيمه هاي شب شده بود ما در ساحل “پسيفيک پَلي سِيدز” زندگي مي کرديم من رفتم کنار پنجره و نوري رو در خط افق ديدم که هيچوقت تا اون زمان نديده بودم من همه عمرم رو در کنار ساحل زندگي کردم اين يه قايق يا يک ستاره نبود فقط همينطور نگاه مي کردم و يک دفعه متوجه شدم که اين شئ به سرعت به طرف ستاره ها رفت و ناپديد شد…..من هم طبق معمول رفتم خوابيدم

نصف شب بيدار شدم و ديدم که توي تختم نيستم برهنه بودم و فلج شده موجوداتي که من ديدم در حدود سه و نيم فوت قد داشتند برهنه بودند سفيد بودند و اصلاً خاکستري نبودند سرهاي بزرگي داشتند و چشمهايي کاملاً سياه داشتند با جثه هايي کوچک.

ادامه دارد

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. الدا زینلی گفت:

    من دقیقا اون موجود بالایی را دیدم در هوشیاری کامل یک بار کنار تختم یک بار هم در روشنایی روز روی پشت بام خونمون اول فکر کردم موجود فرازمینی بوده اما بعد از پرس و جو و تحقیق فهمیدم که همین موجودات خاکستری یا جن بوده پوستش مثل چرم بود چروک نمیفهمیدم پیره یا جوون انگار پوستش از خشکلی پوسته پوسته داشت قیافه غمگین و پر از ترس داشت انگار اونم از من میترسید قبل از اومدنش خیس عرق میشدم و انگار یک انرژی بهم فشار میاورد و سگم هم شروع به پارس میکرد اما بعد از اینکه دائم با خودم تکرار کردم هیچ علاقه ای برای برقراری ارتباط با تو ندارم دیگه نیامد حتی انرژیشو حس نکردم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *