تجربه نزدیک مرگ و طالع بینی

 

تجربه‌ نزدیک به مرگ

ستاره بینی (طالع بینی) نظامی فکری است که به رابطه ی بین واقعیت بیرونی و حقیقت درون می پردازد. یک ضرب المثل معروف بین پشینیانی که ستاره ها را مطالعه می کردند می گوید :” صورتی در زیر دارد آنچه در بالاست.” آنها معتقد بودند بررسی ستارگان، مطالعه ای در مورد اعمال درونی ذهن انسان است. خود واژه ی ستاره شناسی به معنای علم ستارگان است. اعتقاد به منطقه البروج به گذشته های دور برمی گردد و ریشه در فرهنگ های بین النهرین حدود سال ۲۹۰۰ قبل از میلاد مسیح دارد.

مطالب زیر درون بینی هایی از تجربه گران نزدیک مرگ در مورد طالع بینی است.

تجربه نزدیک مرگ کارل یونگ و ارتباط ستاره شناختی

کارل یونگ، روانشناس پرآوازه که تجربه نزدیک مرگ داشته است، معتقد است زمانیکه فردی متولد می شود و یا وقتی اتفاقی رخ می دهد به خاطر تأثیری است که سیارات بر آنها اعمال می کنند. همچنین او معتقد است، طالع بینی سیستمی نمادین است که از طریق هم زمانی (واژه ای که یونگ وضع کرده است) عمل می کند. همزمانی باوری است مبتنی بر اینکه همه چیز در جهان به هم مرتبط است و هر رویدادی می تواند الگویی از تصادف یا تقارنی معنادار شمرده شود. تجربه ی نزدیک مرگ یونگ، تأثیر بسیاری بر زندگی و کار او داشته است.

در سال ۱۹۴۴، یونگ در اثر حمله ی قلبی تجربه نزدیک مرگی داشت. رویارویی واضح و روشن او با نور، به علاوه ی بصیرت های بسیار معناداری که دریافت کرد، او را در ارائه نظریه ی کهن الگوی ناخودآگاه جمعی و چگونگی ارتباط آن با مفاهیمی که در طالع بینی وجود دارد، یاری کرد. تجارب و دانش یونگ منجر به وضع رشته ی روانشناسی تحلیلی شد.

یونگ تحلیلی بر روی طالع بینی انجام داد تا جایگاه آن را در مسئله ی تقارن و همزمانی مشخص کند. او ۴۸۳ زوجی که ازدواج کرده بودند را مورد مطالعه قرار داد و متوجه ی رابطه ی ستاره شناختی بین تاریخ تولد زوج ها شد. این یافته ها نشان داد که روابط پایدار و طولانی، الگوی ستاره ای معینی دارند که سه بار قویتر از میزان تصادفی است. حقیقت حیرت آور دیگر اینکه، زوج هایی که ستاره شناسان احتمال ازدواج آنها را بیشتر می دانستند، زوج هایی بودند که الگوی ستاره شناختی آنها بیشترین تکرار را داشت. آن الگویی که ستاره شناسان کمتر احتمال ازدواج می دادند در بیشتر موارد بین این زوج ها در حداقل بود. طبق برآورد یونگ این نتیجه تصادفاً ۱ در ۶۲۵۰۰۰۰۰ اتفاق می افتد. یونگ معتقد است موارد اینچنینی نتیجه ی همزمانی هستند.

 علم طالع بینی

در یکی از قسمت های اخیر برنامه ی تلویزیونی اسرار ناگشوده (Unsolved Mysteries)، تهیه کنندگان برنامه ۲۰ جدول تولد ستاره ای (زایچه) از بین افرادی که به طوری تصادفی انتخاب شده بودند داشتند. آنها در بین این ۲۰ جدول، زایچه‌ی ۴ قاتل زنجیره ای را گنجانده بودند : جفری دامر (Jeffrey Dahmer)، دیوید (David Son of Sam Berkowitz)، دیوید (David the Night Stalker Ramirez) و اد کمپر (Ed Kemper). این زایچه ها به کارولین رینولز (Carolyn Reynolds) که ستاره بینی شناخته شده می باشد داده شد تا اگر می تواند اطلاعاتی از آنها بدهد. او بدون آنکه از هویت افرادی که نمودارهای آنها را تحلیل می کرد اطلاعی داشته باشد، با موفقیت آن ۴ نفر را به عنوان قاتلان زنجیره ای احتمالی شناسایی کرد. او همچنین اطلاعات مشخص دیگری راجع به آنها داد که صحت آنها ثابت شد و او این کار را تنها با تجزیه و تحلیل نمودارهای تولد آنها انجام داد.

آزمایش مشابهی با گروه دیگری از افراد و گروه متفاوتی از قاتلان زنجیره ای انجام شد. ستاره شناسی که نمودارهای تولد آنها را بدون آگاهی از هویت آنان ارزیابی کرد، ادنا رولند (Edna Rowland)، طالع بین حرفه ای دیگری بود که نتایج مشابهی به دست داد و یافته های آنها در کتابی تحت عنوان، سرنوشتی برای قتل : شرح حال شش قاتل زنجیره ای با تفسیر ستاره ای (Destined for Murder: Profiles of Six Serial Killers With Astrological Commentary.) منتشر شد.

شاید روزی علم بتواند به طور قطع ثابت کند که طالع بینی حقیقتی علمی است. تا آن زمان، این به عنوان یک نظریه ی علمی باقی خواهد ماند، همانند بقای آگاهی بعد از مرگ.

 ۱۲ نشانه از منطقه البروج تجربه نزدیک مرگ

بین موجودات نورانی، تجربه کننده ی نزدیک مرگ و خود تجربه ی نزدیک مرگ، ارتباطی ستاره ای وجود دارد. این ارتباط ستاره ای را در آن تجاربی که در مقابل موجودی نورانی و گروهی از سایر موجودات نورانی صورت گرفته بهتر می توان مشاهده کرد. تجربه کنندگان این گروه را با نام های مختلف : انجمنی از مردها، انجمنی از ارشدها، یا انجمن، یا مافوق ها و یا چیزی مشابه این، می نامند. این انجمن معمولاً از ۱۲ موجود نورانی تشکیل می شود که نمایانگر ۱۲ نشان منطقه البروج و یا ۱۲ حواری مسیح هستند. زمانیکه یک تجربه گر مرور زندگی اش را از سرمی گذراند یا مواجه ی خاص با دیگران معمولاً به هدف اطلاع از تقدیرش یا پیشگویی دارد، این ارتباط ستاره ای ظاهر می شود.

دنیون برینکلی و ۱۲ موجود نورانی

موجودی از نور دنیون را به کلیسای بزرگ آسمانی برد. او در آنجا ۱۲ موجود نورانی دیگر را ملاقات کرد که نمادی از منطقه البروج بودند.

می توانستم آنها را در حالی که پشت تریبون ایستاده بودند بشمارم. آنها ۱۳ نفر بودند که شانه به شانه در فضای صحنه ایستاده بودند. من از چیزهای دیگری هم در مورد آنها آگاه بودم، احتمالاً از طریق نوعی تله پاتی. هر کدام از آنها احساسات و ویژگی های روانشناختی متفاوتی را که همه ی انسان ها دارند، نشان می دادند. به طور مثال، یکی از آنها پر شور و مهیج بود، در حالیکه دیگری احساسی و هنرمند. یکی بی پروا و پر انرژی، دیگری انحصارگر و فرمانبردار. به زبان انسانی، مثل این بود که هر یک از آنها نماد نشان متفاوتی از منطقه البروج بودند. در زبان روحانی، این موجودات ماورای نشانه های منطقه البروج بودند. آنها به نحوی این احساسات را ساطع می کردند که من می توانستم احساسشان کنم.

ادگار کیسی و ۱۲ حواری منطقه البروج

اطلاعات زیر ارتباط بین ۱۲ نشان منطقه البروج، ۱۲ حواری مسیح، و ۱۲ ارشد هیئت را محکم تر می کند.

(۱) ادگار کیسی از طریق سفرهای نزدیک مرگش فاش کرد که ۱۲ حواری مسیح نماد ۱۲ نشان منطقه البروج بودند. او گفته است که ستاره ها نمادی از الگوهای روح هستند نه تجربه ها. ۱۲ نشان منطقه البروج ۱۲ الگویی هستند که وقتی روح به قلمروی زمین می آید از بین آنها انتخاب می کند. آنها مثل نژادها، الگوهای خلق و خو، شخصیت و… هستند. به طور مثال، نشانه های ستاره ای منطقه البروج از طرق ظریفی مردم را تحت تأثیر قرار می دهند : بر اساس الگوی منطقه البروج انتخاب شده بعضی را سرسخت و کله شق، بعضی دیگر را احساسی، برخی را کمرو و ترسو و یا برخی دیگر را درونگرا می کند.

(۲) طبق گفته ی مسیح یک روزی، ۱۲ حواری در یک محکمه ی آسمانی مردم را قضاوت می کنند.

” مسیح به آنها (۱۲ نفر) می گوید،” من به شما حقیقت را می گویم، در حیات مجدد همه چیز، وقتی پسر انسان در تخت مجللش می نشیند، شمایی که من را پیروی کرده اید هم بر روی ۱۲ تخت خواهید نشسته، ۱۲ قوم اسرائیل را قضاوت می کنید.

(۳) اولین مسیحیان معتقد بودند مسیح شکل تکامل یافته ی هر ۱۲ صور فلکی آسمانی است. او بر ۱۲ پیرویش بر روی زمین حکم راند و حاکم ۱۲ نشان منطقه البروج در آسمانهاست…

سیلویا برون و انجمن ارشدها

سیلویا از طریق تجربه نزدیک مرگ و توانایی های روانی بعد آن آموخت که اغلب افراد پس از مرگ پیش از ورود به بهشت داخل یک جریان آسمانی می شوند. بخشی از آن جریان رویارویی با انجمن ارشدها است :

ساختمان زیبای دیگر، تالار عدالت است که در آن افراد به دیدار انجمن ارشدها می روند. ارشدها سخنگویان بسیار پیشرفته ی خداوند هستند که به ما در تصمیم گیری چگونگی پیشرفتمان به داخل قلمروی روح کمک می کنند. مواقعی افراد احساس نیاز بیشتری برای پیشرفت می کنند و به همین خاطر انتخاب می کنند که به زمین بازگردند تا به آن رشد معنوی دست یابند. آنها با کمک راهنمای روح، برای زندگی بعدی(تناسخ بعدی) که آنها را به اهدافشان برساند تصمیم می گیرند. بعد دوباره به تالار عدالت می ورند، در آنجا انجمن، افراد را برای تناسخ بعدیشان آماده می کنند. وقتی آنها آماده ی بازگشت می شوند، خانواده و دوستانشان برای خداحافظی جمع می شوند.

بتی ادی و گروه ۱۲ ارشد

مسیح بتی را مقابل گروه مردانی برد که تصمیم گرفته بودند مأموریت بتی را برایش مکشوف کنند تا او را متقاعد کنند به زمین برگردد.

به اتاقی با ساختمانی زیبا و مزین برده شدم. وارد شدم و گروهی از مردان را دیدم که دور قسمت طویل تر میزی نشسته بودند. به قسمت کنگره دار میز راهنمایی شدم. تقریباً یکدفعه متوجه شدم ۱۲ مرد آنجا بودند- مرد- و هیچ زنی نبود. آنها به طرفم عشق می فرستادند، و فوراً با آنها احساس یگانگی کردم. دور هم جمع شدند تا با هم مشورت کنند. یکی از آنها با من صحبت کرد. او گفت : من پیش از موقع مرده ام و باید به زمین بازگردم، مأموریتی دارم که باید به پایان برسانم، اما در درونم هنوز مقاومت می کردم. اینجا خانه ی من بود، و احساس می کردم آنها هیچ چیزی نمی توانند به من بگویند که متقاعدم کنند برگردم. آنها دوباره مشورت کردند و از من پرسیدند آیا می خواهم زندگیم را مرور کنم … عشق آن گروه را احساس می کردم که به طرفم می آمد.

دکتر مایکل نیوتن و انجمن ارشدها

تحقیقات شاخص دکتر نیوتن در زمینه ی رجعت هیپنوتیکی به خاطرات زندگی های گذشته، او را در مسیر کشف خاطرات تجربیات خروج از بدن در بُعدهای بین زندگی زمینی هدایت کرد. بعد از شمار زیادی رجعت، نیوتن متوجه روالی بعد از مرگ شد که طی آن افراد در برابر انجمنی از ارشدها حاضر می شوند.

پس از آنکه ارواح به گروه های روحی خود برمی گردند، آنها به انجمن ارشدها فراخوانده می شوند. با آنکه آنها انجمن شاکی و دادخواهی کننده نیستند، به ارزیابی مستقیم عملکرد روح قبل از بازگشت به گروهش می پردازند. پیش از بازگشت به زمین، یکی از آخرین پیش نیازها برای بیشتر ارواح قبل از شروع سفر این است که برای بار دوم نزد انجمن ارشدها بروند. دنیای روح، فضایی است مظهر نظم و ارشدها در نظر دارند که اهمیت اهداف روح برای زندگی بعدی را تقویت کنند. برخی بس از این دیدار برای خداحافظی به گروه روحی شان بازمی گردند در حالیکه برخی دیگر بلافاصله برای تناسخ بعدی می روند. آن دسته از ارواحی که برای سفر به زمین آماده می شوند همانند سربازانی جنگ آشنا، خود را برای نبرد مجهز می کنند. این آخرین فرصت روح است برای همه چیز دانی (علم کل) از اینکه که هست پیش از زمانی که می بایست با بدنی جدید سازگار شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.