صداهای مرموز داخل قبر

صدای مرموز

يكي از پديده هاي عجيب درست از زمانيكه دستگاههاي ارسال كننده و دريافت كننده راديويي اختراع شدند پديده اي است بنام EVP يا پديده صداي الكترونيكي كه گفته شده مدت كمي پس از اختراع راديوكشف شده است.اما اين پديده عجيب چيست؟ بزبان ساده برخي معتقدند از ابتداي اختراع راديو و دستگاههاي ضبط صدا ،مهندسان راديويي صداهاي عجيب شبح مانندي را در پس زمينه صداي راديوها و ضبط هايشان مي شنيده اند.جريان از اين قرار بود وقتي آنها مي خواستند برنامه هاي رايدويي را ضبط كنند در پس زمينه صداهاي شبيه زمزمه با تن صدايي شبح مانند را مي شنيدند.صداهايي كه بدون ترديد هيچ ارتباطي با صداهاي ضبط شده اورجينال نداشت.مهندسان راديويي اين اصوات عجيب را بعنوان نويز و اختلالات صوتي تصور مي كردند و توجه چنداني به انها نمي شد و بتدريج كه تكنولوژي پيشرفت نمود اين اختلالات نيز از بين رفتند اما عجيب اينكه اين صداها گاه و بيگاه مجددا سروكله شان پيدا مي شد و در مدت كوتاه چند ثانيه شنيده مي شدند.با اينحال اين صداها زياد مورد توجه قرار نگرفت تا اينكه در اوايل دهه پنجاه(50 )كليساي كاتوليك به اين پديده علاقمند شد.شايد ندانيد كه كليسا براي اينكه از قافله تكنولوژي عقب نماند صدها دانشمند و مهندس را استخدام نموده است .در اين بين دو محقق كه براي كليسا كار مي كردند در هنگام ضبط يك سرود صداهايي شبح مانند را در پس زمينه آهنگ شنيدند و پس از بررسي متوجه شدند كه اين اصوات در نسخه اورجينال وجود ندارد.پس از روزها تحقيق و بررسي صداها بالاخره يكي از انها بنام پدر جملي متوجه شد كه صداي مرموز در واقع صداي پدر فوت شده او است. آنها مجددا سرود را دوباره ضبط كردند و اينبار واضح تر زمزمه را شنيدند كه مي گفت ” زوچيني !مگر نمي شنوي كه صداي خودم مي باشد ” و اين بار نيز صداي پدرش بود. اما مهم در اينجا اين بود كه پدرش او را با نام كوچك او “زوچيني” كه فقط خانواده اش از ان مطلع بودند صدا مي زد. ديگر براي شان ترديدي نبود كه اين صداي پدرش مي باشد .اين دو كشيش دانشمند موضوع را سريع به پاپ پيوس دوزادهم اطلاع دادند و در حاليكه فكر مي كردند از جانب پاپ براي ارتباط با اموات مورد سرزنش قرار بگيرند اينطور نبود و پاپ انها را تشويق كرد و گفت اين پديده مي تواند در واقع تبديل به شالوده اي براي اثبات زندگي پس از مرگ در نزد محافل علمي شود.از ان پس تحقيق و مطالعه در مورد اين پديده جدي تر شد و در سال هزارو نهصدوهفتاد و یک (1971) يك مهندس صدا در در لندن تصميم گرفت بر روي اين پديده تحقيق كند.

.در اين راستا او از فردي بنام كنستانتين راديف يك متخصص EVP‌خواست تا به استوديو امده و صدايش را ضبط كند. آنها در يك اتاق كاملا بي صدا در حاليكه ميكروفون را از دسترس تمام امواج و حوزه هاي مغناطيسي دور كرده بودند شروع به ضبط صداي راديف نمودند و او براي مدت هجده دقيقه صحبت كرد.اما عجيب اينكه بعد از ضبط صدا و پلي كردن صداي ضبط شده دویست مورد از صداهاي عجيب شنيده مي شد. از آن پس اين پديده در نزد علاقمندان مسائل پارانورمال جايگاه ويژه اي باز كرد و آزمايشات فراواني توسط دانشمندان براي درك علت اين زمزمه ها يا بقول برخي نويزها انجام شد.با وجوديكه برخي معتقدند اين اصوات در واقع دليلي بر اين امر مي باشد كه انسان بعد از مرگ همچنان درك كرده و مي فهمد و حتي مي خواهند با ما ارتباط برقرار كنند اما دانشمندان معتقدند اين اصوات مي تواند علتي علمي داشته باشد و احتمالا نويزهايي هستند كه در نتيجه انعكاس صداهاي ضبط بوجود مي آيند و بهيچوجه دليلي بر ارتباط مردگان با ما نيست.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *