برچسب: آش نخورده

آش نخورده و دهن سوخته

 در زمان‌هاي‌ دور،   مردي در بازارچه شهر حجره اي داشت و پارچه مي فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبي بود وليكن كمي خجالتي بود.