داستان های خواندنی می 16, 2017 توسط مدیر · Published می 16, 2017 داستان ” تاوان “پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند.دستان پیرمرد میلرزید،چشمانش