بخشش و رهایی

پدر،ضلع سوم یک زندگی شادمانه

ببخش چون

تا وقتى نبخـــــــــــشيده اى انرژى حياتى ات را صرف آن اتفاق مى كنى!

تا وقتى به آن فكر مى كنى، در جايى از وجـــودت نيرويى تورا بسته است كه امكان حركت را از تو مى گيرد.

 

وقتى نمى بخـــشى لياقت دريافت خودت را از هســـــــتى پايين مياورى.

وقتى نبخشيده اى، نمى توانى گذر كنى و در همانجا كه هســــــــــتى باقى مى مانى.

ببخـــــــــــش تا آزاد شوى

هيچ جا ارزش ماندن ندارد. همه جا فقط مكانى براى گذر است تا رسيدن به لا مكان!

 

به خاطر خودت ببخــــش نه هيچكس ديگر. چون مى خواهى خودت را دوست داشته باشى و نهايت خــــودت را ببينى.

و در گذشت لذتی وجود دارد که در انتـقام نیست!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *