رازهای گمشده صندوق مقدس بخش دوم


ظاهراً از سال ۱۹۰۶ تعداد زیادی از این اشیاء را برای جلوگیری از آسیب ، پشت درهای بسته پنهان نگهداشته اند و فقط تعداد اندکی از آنها را به عموم نشان داده اند . آنچه که اکنون محرز شده حذف حدود ۴۶۳ مورد از اقلام معبد کوهستانی است . همه چیز از ابلیسکهای بزرگ گرفته تا کوپالها و چوب دستها و کاسه ها در این فهرست هست . خوشبختانه نسل جدیدی اکنون مسئول این اشیاء باستانی هستند که درگیر قوانین دست و پاگیر ویکتوریایی نبوده و شور و اشتیاق خوبی از خود نشان می دهند .

در حال حاضر من به فهرست پایگاه داده موزه از حدود ۱۱۴ مورد مشخص از کوه سرابیت دسترسی دارم . اگرچه این آثار طی دهه های گذشته بطور جداگانه ثبت و توصیف وشماره گذاری شده اند . کاتالوگهایی از محوطه های باستانی که اشیاء مندرج در آنها از مصر و سینا و سرابیت الخادم پیدا شده اند و شامل الواح و مجسمه ها و ستونهای یاد بود و محرابها همراه با گلدانها و طلسمها ونشانهای یاد بود و چوبدستها و ابزارها می شوند . کارتوچها و کتیبه های حاوی نام فراعنه گوناگون که در آنجا پیدا شده اند از یک بازه زمانی گسترده حکایت دارند که از سلسله چهارم تا پادشاهی میانی ( با تاکید ویژه بر دودمان دوازدهم ) به پادشاهی جدید می رسد ( به ویژه سلسله هیجدهم که به دوران موسی مربوط می شود ) تا دوران دودمان بیستم و رامسسها که به نقطه اوج خود می رسد .

این نشان می دهد که عملاً ۱۵۰۰ سال از این معبد استفاده می شده . به نظر می رسد که در سراسر عمر مفیدش این معبد وقف اله هاثور بوده و ظاهراً معبد سرابیت در قرن دوازدهم پیش از میلاد تمام عملیاتش متوقف شده . وقتی که مصردچار رکود اقتصادی و نفوذ قوم بیگانه شده که در نهایت حکمرانان یونانی برآن غلبه کرده و سلسله بطالمه را تأسیس کرده اند .

اگرچه این معبد قبل از ساختن اهرام جیزه کاملاً فعال بوده و در دورانی فراتراز توت عانخ آمون و رامسس های بزرگ به کار خود ادامه داده و درسراسر دوران شگفت انگیز لوتوفاگها و خداشاهان هم از آن استفاده می شده . اما چرا یک چنین معبد مهم مصری را صدها مایل دورتر از مراکز فراعنه و دریای سرخ بر بالای یک کوه پرت و دور افتاده ساخته بودند ؟

پی نوشتها :

. در قلب اصلی اش عهد عتیق به شکل عبری نوشته شده که فقط از حروف بی صدا تشکیل شده . به موازات آن درحدود ۲۷۰ پیش از میلاد به خاطر افزایش یهودیان یونانی زبان ، ترجمه یونانی از کتاب مقدس عرضه شد . این ترجمه به Septuagint مشهور شده ( با الهام از septuaginta/هفتاد لاتینی ) چون ۷۲ پژوهشگر درگیر ترجمه این کتاب بودند . قرنها بعد یک نسخه عامیانه تر وساده تر از عهد عتیق و جدید حدود ۳۸۵ میلادی توسط جرومی قدیس برای استفاده در کلیسای مسیحیت ترجمه و تدوین شد . سپس یک نسخه تجدید نظر شده عبرانی از عهد عتیق ( که براساس آن کتاب مقدس عبرانی فعلی تدوین شده ) توسط حکمای کاتب و پزوهشگر یهودی ( Masoretic) در حدود ۹۰۰ میلادی عرضه شد. با این حال نسخه یونانی کتاب مقدس برای ترجمه نسخه رسمی انگلیسی شاه جیمز که در سال ۱۶۱۱ منتشر شد قدیمی تر و قابل اعتماد تر بود

منطقه مقدس

اگرچه برای کسانی که کتابم " پیدایش پادشاهان جام " را خوانده اند تکراری است اما برخی جنبه های کلیدی کشف پتری ارزش یادآوری را دارد . در حالیکه یک سری جزئیات بیشتر از بحثهایی که در پی بازگشت او به غرب درگرفته هم به ماجرا اضافه شده .
بخشی از معبد بالای کوه از ماسه سنگ استخراج شده از کوه ساخته شده . ساختارش مجموعه ای بوده از دالانها و زیارتگاهها و ایوان واتاقچه و اتاقهای بزرگ و همگی محصور شده با دیوار . از میان اینها ویژگیهای اصلی کشف شده عبارتند از سالن هاثور ، جایگاه مقدس و زیارتگاه شاهان و ایوان ستون دار . دور بر پر است از ستونها و یاد بودهایی که شاهان مصری را طی اعصار نشان می دهند ؛ در حالیکه برخی شاهان همچون تات موسیس سوم بارها و بارها روی سنگهای ایستاده و حجاریهای روی دیوار به تصویر کشیده شده اند . بعد از پاکسازی محوطه ، پتری نوشته :
" هیچ بنای تاریخی شناخته شده دیگری وجود ندارد که حسرت چرا بهتر حفظ نشدنش را بخوریم "

صندوق مقدس
غار هاثور با دیواره های داخلی مسطح که با دقت صیقل داده شده اند در یک صخره طبیعی حفر شده . درمرکزش ستون عمودی بزرگی از آمون مهت سوم بوده ( حدود ۱۷۹۷-۱۸۴۱ پیش از میلاد ) همچنین پیشکار ارشدش خنم سو و مُهر دارش آمنی سنب هم به تصویر کشیده شده اند . در اعماق غار ، پتری یک ستون یاد بود سنگ آهکی از فرعون رامسس اول را پیدا کرده . تخته سنگ صاف و صیقلی که روی آن رامسس ( که به باوررایج مصر شناسان مخالف فرقه یکتاپرستی خدا آتنِ فرعون آخن آتن بوده ) به نحو شگفت انگیزی خود را " حکمران تمام آنچه آتن در برشان گرفته " معرفی می کند .

همچنین او مجسمه آمرنایی از سرمادر آخن آتن ملکه تیه را پیدا کرده با کارتوجی از او بر تارک تاجش . در حیاط و سرسراهای معبد بیرونی مخازن مستطیلی و مخروطی تراشیده شده از سنگ همراه با محرابهای سکو شکل غیر عادی با نمای چند سطحی وبه شکل تو رفتگی دیده شده . همچنین میزهای گرد و سینی ها وبشقابها با گلدانهاو فنجانهای مرمری که بسیاری از آنها به شکل گل لوتوس بودند . علاوه بر اینها اتاقهای سرا مجموعه مناسبی از لوح های لعاب دار و کارتوجها و سنگ های عقیق سوسکی شکل و زیورآلات مقدسی را شکل داده بودند که با مارپیچ ها و مربع های مورب و بافت زنبیلی طراحی شده بودند . در آنجا چوب دستها ( درفشهایی ) ساخته شده از مواد ناشناخته دیده شده و در ایوان به ترتیب بلندی ، دو سنگ مخروطی پانزده و بیست ودو نیم سانتی متری قرارداشته .

مکتشفها به اندازه کافی با این چیزها گیج شده بودند اما آنها با پیدا کردن ظرف مخصوص فلزگری و مقدار قابل توجهی از پودر سفید خالصی که به دقت زیر سنگفرشها پنهان شده بود گیج تر شدند . متعاقب این اکتشاف مصر شناسان بحث بر سر این موضوع را شروع کردند که در یک معبد چه ضرورتی برای کوره فلزگری وجود داشته درحالیکه هم زمان بر سر ماده اسرارآمیزی به نام mfkzt ( که گاهی اوقات mufkuzt هم نامیده می شده ) مناقشه وجود داشته که بارها بر دیوارهای سرابیت و کنده کاریهای ستونهای یاد بود به آن اشاره شده .

برخی ادعا می کنند که mfkzt ممکن است مس باشد در حالیکه بسیاری فیروزه را ترجیح می دهند زیرا هردو این مواد در معادن واقع در دشت آنسوی کوه قابل استخراج بودند . کسانی هم براین باور بودند که شاید مالاکیت ( مرمرسبز ) باشد . اما اینها فقط حدس و گمانهای غیر قابل اثبات بودند و هیچ ردی از این مواد در این محوطه باستانی وجود نداشت . اگر در بسیاری از سلسله های مصری کارکرد اصلی اساتید معبد استخراج از معادن فیروزه بوده باشد پس باید انتظار داشت که در این محوطه باستانی سنگهای فیروزه پیدا شود و مقبره های باستانی مملو از آنها باشند اما چنین موادی پیدا نشد .

طی منازعه ها معلوم شد که فیلولوژیست آلمانی کارل ریچارد لپسیوس پیش از این درباره mfkzt پژوهشهایی کرده و کشف لغت mfkzt در مصر به ۱۸۴۵ برمی گردد . در واقع این سوال حتی پیش ازاین در ۱۹۲۲ توسط دانشمند فرانسوی ژان فرانوسا شامپولیون هم مطرح شده کسی که کلید رمز گشایی از سنگ رزتا استون را پیدا کرده و پیشگام ترجمه متون هیروگلیف بوده .
در واقع مدتی قبل از کاوش پتری بود که مشخص شده بود mfkzt نه فیروزه بود نه مس اندود و نه مرمر سبز. هرچند که مشخص شده بود این کلمه ای که بارها تکرارشده به معنی یک نوع «سنگ» است که بسیار ارزشمند بوده و به نوعی هم ناپایدار در نظر گرفته میشده. لیست بلند بالایی از مواد بودند که مصری ها آن ها را گران بها می دانستند، از جمله mfkzt، اما نظر به سایر جواهرات و سنگ ها و فلزات معدنی، مشخص شده بود که این یکی، هیچکدام از آن ها که در لیست هستند نبوده. پس از صد سالی تحقیق و تفحص ، در سال ۱۹۵۵ که لیست را

مطالعه می کردند، بهترین جوابی که مصرشناسان می توانستند برای این بحث ارائه کنند این بد که mfkzt یک محصول ارزشمند معدنی بوده است. علاوه بر این قدیمی ترین سند تاریخی درباره mfkzt که ازسینا استخراج می شد احتمالاً گویاترین آنها است .روشن ترین و متفاوت ترین توصیف از این ماده در متون هرمی آمده . نوشته های مقدسی که مقبره هرمی شاه یوناس از دودمان پنجم را در سقاره زینت داده و در مورد رستاخیز بعداز مرگ این فرعون سخن می گوید . گفته شده که اینجا محلی است که درآن پادشاه فوت کرده تا ابد با خدایان زندگی می کند و آن را منطقه mfkzt نامیده اند . در متون هرمی از محل اثیری دیگری نام برده شده به اسم منطقه لارو – بعد برکت – و به نظر میرسد که شبیه دو منطقه دیگر بوده . از توصیف این کتاب مشخص می شود که mfkzt نه فقط یک ماده زمینی با ارزش که گاهی اوقات بعنوان " سنگ " از آن یاد می شده که کلیدی برای یک منطقه فرار بوده ؛ بعد جایگزینی برای وضعیت موجود . همچنین عبارت " منطقه / میدان / field " برای توصیف نواحی به کار می رود که در آنها نیروهایی مثل گرانش و مغناطیسم فعال هستند .

برگرفته از کتاب گمشده انکی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*