ماجرای راینهولد اشمیت

راینهولد اشمیت ( ۱۹۷۴ -۱۸۹۷ ) کسی بود که در ۱۹۵۷ به یک " Contactee / برخوردکننده " تبدیل شد . آن هم در دورانی که چنین ادعایی با جرج آدامسکی در ۱۹۵۳ شروع شده بود . ( بعدها کلود ویرلهون هم در سال ۱۹۷۳ مدعی چنین تماسی شد و آئین رائیلیان را بنیان نهاد . م ) اشمیت در نبراسکا متولد و در آنجا بزرگ شده بود جایی که بخش اعظم زندگیش را صرف خرید وفروش غلات کرده بود . او پس از اینکه در ۵ نوامبر ۱۹۵۷ ماجرای تجربه اش را بیان کرد یه یک " برخورد کننده " تبدیل شد . او جزئیات این برخورد را در کتابش " در آستانه آینده " بیان کرده .
وقتی در حال رانندگی در یک منطقه روستایی در نزدیکی کری ِ نبراسکا بود متوجه یک شیء بزرگ سیگاری شکلی می شود که درمزرعه فرود آمده بود . خیلی زود خدمه سفینه متوجه حضورش شده و اورا به سفینه اسکورت می کنند . خدمه سفینه بیگانه هایی فضایی کاملاًشبیه انسان بودند . چهار مرد ودو زن که ظاهراً به آلمانی بی نقضی حرف می زدند و مدعی بودند که ازسیاره زحل آمده اند .
آنها مدعی بودند که به پرتاب ماهواره اسپوتنیک روسیه و برنامه های ماهواره ای ایالات متحده علاقمند شده اند . اشمیت بعدها به پلیس محلی گفت که او " جای فرود " را می داند . جایی که آنها یک رد عمیق و " پسماندی از علفهای مرموز " پیدا کردند . همچون جرج آدامسکی و بقیه ، اشمیت هم ادعا می کند که سفینه فضایی فرازمینی را دیده و گفتگوی بسیار دوستانه ای با خدمه آن داشته . اشمیت اشاره می کند که آنها قهوه مارک ام جی بی را نوشیده اند و اینکه سوار یک مدل ماشین اسپرت ام جی از همان نوعی که معمولاً در زمین استفاده می شود شده اند و در سفینه سیگاری شکل سیرو سیاحت کرده اند . ( اما نقاشی شماتیکی که داخل سفینه را نشان می دهد و بعدها در کتاب اشمیت چاپ شده فولکس واگن قورباغه ای آلمانی را نشان می دهد نه یک ماشین اسپرت ام جی را ) .


برخلاف اغلب سفینه های فضایی ، سفینه زحلی ها در هر دو انتهای خود ملخ های بزرگی داشت . در نهایت اشمیت سوار بر سفینه مادر سیروسیاحت کرده و در مدارزمین گردش می کند . چیزی که تقریباً همه "برخورد کننده ها " در دهه ۱۹۵۰ آن راگزارش کرده اند . اشمیت به برخورد کننده های دیگری همچون وین سولو آهو و جان اوتو پیوست و با آنها در سراسر ایالات متحده سخنرانی کرد آن هم ظرف دو ماه پس از " نخستین برخوردی " که ماجرایش را تعریف کرده بود . به نظر می رسید که اشمیت علاقه ای به بنیان گذاری یک فرقه مذهبی ندارد اگرچه که طبق معمول پیام زحلی ها یک پیام مذهبی برادرانه بود واین نکته را افشا می کرد که آنها درزمان عیسی که یک ونوسی بود به کمک او آمده و اورا در ماموریتش برزمین یاری داده اند .
اشمیت به بیکرز فیلد کالیفرنیا نقل مکان کرد و چند سال بعد را به سخنرانی در اینجا و آنجا مشغول شد . او در سخنرانی های خود به مخاطبانش که بخش اعظم آن را زنهای سالمند تشکیل می دادند می گفت که طی حضور و گردشش در سفینه های فضایی او از محل ذخایر معدنی با ارزشی با خبر شده . از جمله شکل بی همتایی از کریستال کوآرتز را کشف کرده که می توانسته سرطان را درمان کند .
او می بایست هر چه زودتر بودجه لازم را برای شروع عملیات معدن کاوی و استخراج کریستالها شروع می کرد تا بتواند خواص درمانی آنها را اثبات کند . خانم های زیادی پا پیش گذاشتند و با چند هزار دلار به ندای او لبیک گفتند تا در این ماموریت " کاملاً فضایی " یاری اش کرده باشند ! . تا قبل از دستگیری به اتهام کلاه برداری او نزدیک به ۳۰۰۰۰ دلار جمع آوری کرده بود . در مورد اینکه او بعد ها کارو بارش چه بوده اطلاعات کمی وجود دارد جز اینکه بعد از آزادیش از زندان به نبراسکا برمی گردد .


در ۱۹۶۳ قبل از شروع مشکلات قانونی اش او جزوه اش را به نام " تماس من با مردم فضایی" منتشر کرد . همچنین او فیلم کوتاه و کم خرجی ساخت که در آن بازدیدکنندگان فرضی اش را در سفینه فضایی زحل به نمایش می گذاشت . این فیلم " در آستانه آینده " نام دارد که درسرآغاز آن بازیگری شبیه به لانگ جان نیل - مجری با نفوذ برنامه گفتگوی رادیویی نیویورک سیتی - با اشمیت مصاحبه می کند . در فلش بک ما دیدارش از کشتی فضایی و گفتگویش با زحلی ها را مشاهده می کنیم . از جمله با کاپیتان کشتی آقای ایکس و دو دختر داف فضایی که شبیه کارو و تونگای سریال علمی تخیلی Space Patrol بودند که در اوایل دهه ۱۹۵۰ از تلویزیون پخش می شد .
جزوه اشمیت با عنوان جدید " در آستانه فردا " با تصاویری از فیلم مصورشد و کاملاً مشخص بود که این نسخه به قصد فروش به تماشاچی ، قبل و بعد از دیدن فیلم چاپ شده . این جزوه هنوز هم چاپ می شود . طبق این جزوه طی مدتی که اشمیت در سفینه سیگاری شکل هست کتابچه هایی که حاوی پیشگویی های درباره زمین ما هستند و سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۹۸ را دربر می گیرند را بررسی می کند که در انتها " چرخه کنونی زمین به پایان می رسد " . نه جزئیات دیگری ارائه می شود ونه اشمیت ادعای پیامبری کرده وفرقه جدیدی راه می اندازد . مشخص بود که اشمیت هم کتاب برخورد کننده پرآوازه دهه ۱۹۵۰ جرج هانت ویلیامسون به نام " راز مکانهای شیر " را که در ۱۹۵۸ منتشر شده بود را خوانده .
چون او بازگویی می کند که چگونه آقای ایکس یکبار او را به هرم بزرگ و به یک تالار سری زیر زمینی برده ، جایی که او بشقاب پرنده کوچک عیسی را دیده که با آن دو هزار سال پیش از موطنش ونوس به زمین برای انجام ماموریتی آمده و بعد از آن استفاده کرده وبه ونوس برگشته . آقای ایکس هم شخصاً این بشقاب پرنده را به دالان زیر اهرام برگردانده !
• منابع :
Lewis, James R., editor. UFOs and Popular Culture, Santa Barbara, CA: ABC-CLIO, Inc., 2000. Schmidt, Reinhold O. The Edge of Tomorrow, self-published, c. 1964.

Contactee :
شخصی که ادعا می کند تجربه برخورد با فرازمینی ها را داشته .
اسپوتنیک-۱ (به روسی: Cпутник-۱ — به معنی همسفر-۱) نخستین ماهواره فضایی جهان بود که در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۳۶ (۴ اکتبر ۱۹۵۷) توسط اتحاد جماهیر شوروی از پایگاه فضایی بایکونور به مدار زمین پرتاب شد. پرتاب اسپوتنیک-۱ به مدار زمین آغازگر عصر فضا و مسابقه فضایی بود.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*