آیا مریخ نمایانگر آینده کره زمین است؟

با فرود آمدن کاوش‌گر “ناسا” (سازمان هوایی- فضایی امریکا) بر خاک مریخ، عصر نوینی در زمینه‌ی پژوهش پیرامون این سیاره گشوده شد. بدین ترتیب، پژوهش‌گر “Curiosity” یا همان “کنجکاوی” می‌تواند به مرور زمان به دانشمندان کمک کند تا به رمز و رازهای بی‌شمار این سیاره‌ی اسرار آمیز پی ببرند. کره‌ای که بیش از دیگر سیارات منظومه‌ی خورشیدی ما به کره‌ی زمین شباهت دارد و می‌تواند بنا به فرضیاتی، نمایان‌گر آینده‌ی کره‌ی خاکی ما باشد.

توضیحات بیشتر از دکتر محمد حیدری ملایری، اخترفیزیکدان رصدخانه‌ی پاریس:
یکی از پروژه‌های مهم سازمان فضایی امریکا (ناسا) پژوهش در باره‌ی سیاره‌ی مریخ یا بهرام است. از دهه‌ی ۱۹۹۷۰ تاکنون ناسا چندین فضاناو به مدار بهرام فرستاده که از آنجا این سیاره را مطالعه کرده‌اند. هم‌چنین امریکایی‌ها تا کنون پنج کاوش‌گر بر سطح مریخ فرود آورده‌اند که داده‌های بسیار مهمی را به زمین فرستاده‌اند. به ویژه باید از دو کاوش‌گر “آپورچینیتی” و “اسپیریت” نام برد. نپاهش‌های این کاوش‌گرها به شناخت ما از بهرام کمک بسیار کرده‌اند. این دو کاوش‌گر که در سال ۲۰۰۴ بر سطح بهرام نشانده شدند، هرکدام چند کیلومتری را روی بهرام این طرف و آن طرف رفتند و عکس‌های بسیار مهم و دقیقی را فرستادند. آپورچینیتی بیش از ۳۰ کیلومتر راه پیموده و هنوز هم کار می‌کند. این دو کاوش‌گر نسبتاً کوچک بودند، به اندازه‌های یک متر و شصت سانتی‌متر در دو متر و سی‌سانتی‌متر و هریک به وزن ۱۸۵ کیلوگرم.
کاوش‌گر “کیوریوسیتی (کنجکاوی) که روز دوشنبه شانزدهم امرداد بر سطح بهرام فرود آمد، مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین دستگاهی است که تاکنون به بهرام فرستاده شده و در آن نوآوری‌های بسیاری به کار رفته است. این کاوش‌گر تقریباً یک تن وزن دارد و به اندازه‌ی خودروی بزرگی است.
کاوش‌گرهای قبلی را با چتر نجات بر سطح بهرام فرود آوردند. ولی این روش را نمی‌شد در مورد این کاوش‌گر جدید به کار برد. چون وزن کپسولی که کاوش‌گر را حمل می‌کند، زیاد است و در جو رقیق بهرام، استفاده از چتر کافی نیست. سرعت کپسول هنگام ورود به جو ۲۱هزار کیلومتر در ساعت است یا شش کیلومتر در ثانیه که بسیار زیاد است. چتر نمی‌تواند از برخورد خشن آن با سطح بهرام جلوگیری کند.
مهندسان ناسا برای حل این مسئله نوآوری جالبی کردند. به این ترتیب که هفت دقیقه پیش از رسیدن به سطح، در ارتفاع یازده کیلومتری، چتری به قطر ۲۰ متر باز می‌شود که از سرعت کپسول کم می‌کند. سه دقیقه پیش از رسیدن به سطح بهرام، وقتی سرعت به ۱۰۰متر در ثانیه رسیده، در ارتفاع ۲۰ متری، چند موتور موشکی روشن می‌شوند که کپسول را به طرف بالا می‌رانند. در نتیجه کپسول در هوا بی‌حرکت می‌ماند. بعد طناب‌های خاصی به طول ۲۰ متر، از کپسول خارج می‌شوند و کاوش‌گر را به آرامی بر سطح بهرام قرار می‌دهند. این نخستین باری است که انسان چنین تکنیکی را در پژوهش‌های فضایی به کار برده و آن هم با موفقیت ۱۰۰درصد.
کاوش‌گر برای حرکت کردن و استفاده از دستگاه‌های گوناگون اندازه‌گیری‌اش، به برق نیاز دارد و این برق توسط انرژی هسته‌ای که از رادیواکتیویته‌ی پلوتونیم ۲۳۸ به دست می‌آید، تأمین می‌شود. کاوش‌گرهای پیشین با انرژی خورشیدی کار می‌کردند.
سرعت میانگین حرکت کاوش‌گر ۳۰ متر در ساعت است، ولی می‌تواند با سرعت بیشینه‌ی ۹۰متر در ساعت هم حرکت کند. شش چرخ دارد و طوری ساخته شده که می‌تواند از مانع‌هایی به بلندی ۷۵ سانتی‌متر بگذرد. سفرش از زمین به بهرام، ۵۷۰ میلیون کیلومتر بوده که در حدود ۹ ماه طول کشیده و کل پروژه دوونیم میلیارد دلار هزینه برداشته است.

nasa2

سراسر جهان خبر رسیدن این کاوش‌گر به کره‌ی مریخ انعکاس بسیار زیادی داشت، ولی صحبتی که کم‌تر شده، این است که هدف اصلی ناسا از راه‌اندازی چنین مأموریتی، از ابتدا چه بوده است؟

مدت‌ها یکی از مهم‌ترین هدف‌ها پژوهش بهرام این بود که بدانیم آیا در این سیاره آب هست یا نه. فضاناوهایی که از دهه‌ی ۱۹۷۰ به بعد، به مدار بهرام فرستاده شدند، نشان دادند که در گذشته، در حدود چهار میلیارد سال پیش، بهرام دارای رودها و دریاهای فراخی بوده که نابوده شده‌اند. یکی از هدف‌های مهم پژوهش این کاوش‌گر جدید این است که بدانیم آیا در گذشته در بهرام زیست وجود داشته یا نه؟ البته نه زیست هوشمند، بلکه زیست میکروبی. اگر زیست وجود داشته، کی به وجود آمده؟ آیا هم‌زمان با پیدایش زیست در زمین بوده؟ این‌ها پرسش‌های بسیار مهمی هستند و مهم‌ترین مسئله‌ی پژوهشی این کاوش‌گر همین‌ها هستند.
موضوع دیگر پژوهش این کاوش‌گر مطالعه‌ی زمین‌شناختی و تجزیه و تحلیل خاک و سنگ‌های بهرام است. هدف پی بردن به تحول جو این سیاره است. چون اثرهای دگرگونی‌های جو در طول زمان، در لایه‌های سنگی و خاکی سیاره باقی مانده‌اند. ۱۰ دستگاه اندازه‌گیری کاوش‌گر برای نخستین بار آزمایش‌های بسیار دقیقی را انجام خواهند داد. یکی از این دستگاه‌ها با پرتوهای ایکس کار می‌کند، دیگری هم دارای لیزری است که سنگ‌ها را تبخیر می‌کند و “بیناب” یا طیف نور آن‌ها را تشکیل می‌دهد تا به مطالعه‌ی ترکیب شیمیایی و ایزوتوپی سنگ‌ها بپردازد. این دستگاه در فرانسه ساخته شده است.
هم‌چنین کاوش‌گر دارای دوربین بسیار دقیقی است که ریزتر از مو را نشان می‌دهد و عکس و فیلم تهیه خواهد کرد.
از این‌ها گذشته، موفقیت این پروژه گام بزرگی است برای آماده کردن مأموریت‌های آینده. ناسا موفق شده جسم سنگینی را به آرامی بر سطح بهرام فرود بیاورد و آن هم به صورت دقیق در ناحیه‌ای که از پیش تعیین شده بوده. در واقع، این پروژه مرحله‌ای است آغازین برای پیشرفت‌های آینده، یعنی فرود آوردن کاوش‌گرها و بازگرداندن آن‌ها به کره‌ی زمین برای حمل‌سنگ‌ها در کاخ مریخ.

nasa3

آقای دکتر حیدری ملایری، آیا این کاوش‌گر در مکان خاصی از مریخ فرود آمده؟ و اگر چنین بوده، دانشمندان ناسا چگونه و به چه دلیل این مکان خاص را برای فرود کاوش‌گر کیوریوسیتی تعیین کرده‌اند؟

محلی که انتخاب شده، گودالی است به قطر ۱۵۴ کیلومتر و در نزدیکی استوای بهرام قرار دارد. این محل یکی از پست‌ترین نقطه‌های کره‌ی بهرام است. برای گزینش آن، بسیاری دانشمند به مدت دو سال مطالعه‌کرده‌اند و از میان ۳۰ محل مناسب، سرانجام آن را برگزیده‌اند.

سی‌هایی که با فضاناوهای مداری انجام شده، نشان می‌دهند که این محل که در فرورفتگی قرار دارد، محل تقاطع چند رود بزرگ بوده و در واقع در آن‌جا دریایی وجود داشته است. در نزدیکی این محل هم کوهی به بلندی پنج‌هزار متر دیده می‌شود. خلاصه این‌که رودها یا آب‌های بارانی می‌بایست به این محل سرازیر شده باشند. هم‌چنین لایه‌ها و ساختارهای رسوبی‌ای که در این محل وجود دارند، دلیل دیگری هستند بر وجود آب در گذشته. می‌دانیم آن‌جایی که آب وجود دارد، زیست هم باید وجود داشته باشد. پس به این علت است که این نقطه را انتخاب کرده‌اند.
این را هم بگوییم که قرار است کاوش‌گر از آن کوه پنج‌هزار متری بالا برود و سنگ‌های آن را هم مطالعه کند.

آقای دکتر حیدری ملایری، با رسیدن کاوش‌گر کیوریوسیتی به مریخ یا بهرام، رمز و رازهای بسیاری پیرامون این سیاره، برای دانشمندان ناسا و غیره فاش می‌شود. به این ترتیب، آیا فکر می‌کنید در آینده سفر انسان به مریخ امکان‌پذیر است یا خیر؟

سفر به بهرام، به طور حتم در آینده انجام خواهد شد. ولی در آینده‌ای نسبتاً دور. هنوز انسان توانایی‌های تکنولژیک لازم برای چنین سفرهایی را ندارد. رفت و برگشت به بهرام طولانی است و دست‌کم دو سال طول می‌کشد و برای انجام دادن آن، هنوز مسئله‌های حل نشده بسیارند.
برای مثال، در خارج از کره‌ی زمین، فضانوردان در معرض پرتوهای کیهانی قرار دارند که سرطان‌زا هستند. هرچه سفر طولانی‌تر باشد، این خطر بیشتر است. در سفرهای دو سال، سه سال، مسلماً خیلی بیشتر است. باید برای فضاناو سپرهای محافظتی سنگین ساخت. هم‌چنین صدها تن خوراک و سوخت لازم‌اند، حتی اگر چند فضانورد بیشتر نباشند. هرچه وزن فضاناو بیشتر بشود، به انرژی بیشتری نیاز هست.
از طرف دیگر، در روی کره‌ی بهرام هم خطرها بسیارند. جو تُنُک بهرام نمی‌تواند جلوی پرتوهای فرابنفش خورشید را بگیرد و این خطری است برای تندرستی انسان. به علاوه، بهرام بر خلاف زمین، میدان مغناطیسی ندارد و ذره‌های بارداری که با انفجارهای سطح خورشید به فضا پرتاب می‌شوند، دائماً بهرام را بمباران می‌کنند و سلول‌های زنده را از بین می‌برند. ما باید سپاسگزار میدان مغناطیسی زمین باشیم که محافظ زیست در کره‌ی زمین است. هم‌چنین برای بازگشت از بهرام باید موشک‌های پرتاب کننده‌ی نیرومندی در اختیار داشت که این هم هنوز مسئله‌ای است.
از این‌ها گذشته دشواری‌های زیست‌شناختی و پزشکی هم کم نیستند. در سفر چند ماهه، انسان در بی‌وزنی به سر می‌برد و بدن کلیسم خود را از دست می‌دهد. استخوان‌ها شکننده می‌شوند، گلوبول‌های سرخ کم می‌شوند، ماهیچه‌ها، از جمله قلب، آتروفی پیدا می‌کنند یعنی کوچک و ضعیف می‌شوند.
در هر صورت، منطق حکم می‌کند که انسان اول فضاناوهای بی‌سرنشین به بهرام بفرستد و با موفقیت آن‌ها را به زمین برگرداند. سفرهای سرنشین‌دار مسلماً انجام خواهند شد، ولی شاید از ۴۰-۵۰ سال دیگر به بعد.

آقای دکتر حیدری ملایری، در پایان، اهمیت مریخ یا بهرام در منظومه‌ی خورشیدی ما چیست؟ و اگر ممکن است لطفاً توضیح بدهید که چه تفاوتی میان “مریخ” و “بهرام”، در واژه‌هایی که بیان می‌کنیم، وجود دارد؟

اول به پرسش دوم‌تان پاسخ بدهم و آن این است که “مریخ” از عربی به زبان فارسی آمده، “بهرام” واژه‌ای است فارسی که گذشته‌ای بسیار دور دارد. از پیش از اسلام و از پیش از وارد شدن عربی به زبان فارسی، پدران ما این سیاره را -که البته فکر می‌کردند ستاره است- “بهرام” می‌نامیدند و شاعران ما، فردوسی و دیگران، “بهرام” را به کار برده‌اند و ما به خوبی می‌توانیم “بهرام” را به کار ببریم.
اهمیت بهرام در منظومه‌ی خورشیدی بیشتر از این جهت است که نزدیک‌ترین سیاره‌ی بزرگ به ماست که شباهت‌های بسیار زیادی هم به کره‌ی زمین ما دارد و این امکان وجود دارد که ما یک روزی، همان‌طور که گفتم، به آن سفر کنیم یا چیزهایی را بفرستیم و در آن‌جا مطالعه کنیم.
نکته‌ی مهم این است که بهرام دارای جو است، ولی جو بسیار تُنُک و رقیق. یک زمانی بسیار مهم بوده، مثل جو کره‌ی زمین، و این جو را از دست داده است. فهمیدن این‌که چرا این جو را از دست داده، برای ما بسیار مهم است، برای حفظ جو کره‌ی زمین خودمان و نکته‌های زیستی‌ای که در کره‌ی زمین ممکن است به وجود بیاید

نوشتۀ آرش ادیب زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید