باورهایمان زندگیمان را شکل می دهد

هوش علمی

باورها

باورهایمان نیروهای هدایت کننده ای هستند که مشخص می کنند چه چیزی به رنج و چه چیزی به لذت منتهی شود.

وقتی در زندگیمان اتفاقی می افتد, ذهن دو سوال از ما می پرسد؟

۱- آیا این اتفاق به معنای رنج است یا لذت؟

۲- برای کسب لذت یا دوری از رنج اکنون چه کار باید انجام دهم؟

پاسخ هایی که به این دو سوال می دهیم, براساس باورهایمان است و باورهای ما از تعمیم دادن به آنچه یاد گرفته ایم که چه چیزی منجر به خوشی و یه چیزی منجر به رنج ما می شود, نشات می گیرد.

این تعمیم ها تمام اعمال ما و در نتیجه جهت و کیفیت زندگی مان را مشخص می کند.

تعمیم ها می توانید بسیار مفید باشند و به معنای مشخص کردن الگوی مشابه هستند.

ممکن است بارها تلاش کرده باشید اما موفق به انجام کاری نشده باشید, بر این اساس این باور در شما شکل می گیرد که فرد نالایقی هستید.

از آنجایی که احساس می کنید این باور در مورد شما صحیح است, با آن پیشگویی می کنید.

مشکلی که در تمام این باورها وجود دارد این است که به شما اجازه نمی دهند متوجه شوید واقعا چه کسی هستید و چه توانمندی هایی دارید و تصمیمات آینده را با مشکل مواجه می کند.

به خاطر داشته باشید که بیشتر باورهای ما تعمیم دادن تجربیات گذشته مان به وقایع امروز هستند و براساس آن تجربیات اتفاقات را تفسیر می کنیم.

انسانها موجوداتی نیستند که کارهایشان بر حسب تصادف و اتفاقی باشد, تمام اعمال ما, نتیچه باورهای ماست.

ضرورت رها کردن

امروز دلیل اصلی ناراحتی مردم این است که به خاطر کاری که دیگری در گذشته انجام داده یا نداده است, هنوز عصبانی هستند.

آنها هنوز فرد مقابل را برای اشتباهی که احساس می کنند انجام داده یا خطایی که فکر می کنند بر آنها تحمیل کرده, نبخشیده اند.

وقتی گذشت می کنید, خود و دیگران را از احساسات منفی و حس گناه می رهانید و از قربانی بودن به حس پیروز بودن می رسید.

با بخشش از بار سنگین گذشته خلاص می شوید و پتانسیل بالقوه تان را برای ساخت آینده خود به کار می اندازید.

بخشش کلید شادمانی, خشنودی و آرامش درونی است.

توانایی شما در بخشش آزادانه دیگران نشان می دهد به عنوان فردی با حداکثر عملکرد, چقدر پیشرفت کرده اید.

بزرگترین افراد در تاریخ کسانی بودند که آنقدر خود را رشد داده بودند که از هیچ کس به هیچ دلیلی کینه ای در دل نداشته اند.

تمرین بخشش, کلید تبدیل شدن به هر آنچه که قابلیت آن را دارید, است.

برخی افراد فکر می کنند, بخشیدن غیر ممکن است.

آنها فکر می کنند که بخشیدن طرف مقابل نشانه پذیرش آن فرد یا چشم پوشی از کارهای اشتباه و بی رحمانه اوست.

اما راز اصلی این است: بخشش ارتباطی به شخص مقابل ندراد, فقط به شما ارتباط دارد.

با بخشید طرف مقابل شما او را رها نمی کنید, بلکه خود را رها می کنید.

عدم بخشش دیگران هیچ تاثیری بر آنها ندارد, عصبانیت مداوم شما فقط باعث می شود که خودتان احساس ناراحتی و افسردگی داشته باشید.

دنیا را هر طور ببینید, همان طور می گذرد

بسیاری از افراد می خواهند احساس خود را عوض کنند, اما نم دانند چگونه می توانند این کار را انجام دهند.

سریع ترین راهی که می توانی احساس خود را درمورد هر چیزی تغییر دهید این است که چیزی را که روی آن تمرکز می کنید, تغییر دهید.

اگر احساس اندوه و ناراحتی داشته باشید و به موارد دردناک و تاسف باری که در گذشته داشتید, بیشتر فکر کنید, باز هم احساس اندوه و ناراحتی بیشتری خواهید داشت.

آیا تا به حال شده است که یک فیلک غمگین را بارها و بارها نگاه کنید؟ البته که نه!

چرا بارها و بارها در ذهنتان به تماشای یک فیلم غمگین می نشینید؟

اگر می خواهید همین الان احساس خوبی داشته باشید, می توانید روی چیزی که فورا شما را خوشحال می کند یا موضوعی که احساس خوبی درمورد خودتان می دهد, تمرکز کنید.

می توانید رو مواردی تمرکز کنید که به خاطر آن سپاسگزار هستید, یا می توانید روی آینده ای که می خواهید داشته باشید فکر کنید.

فکر کردن به آینده ای روشن, در شما انرژی ای را ایجاد می کند که باعث می شود رویاهایتان به حقیقت بپیوندد.

تمرکز رو هر چیزی, دیدگاه ما را نسبت به دنیا و این که چه کارهایی می توانیم انجام دهیم, تحت کنترل در می آورد.

ارزانسرای آرایشی

تمرکز می تواند زندگیتان را واقعا نجات دهد, نباید اجازه دهید که با تمرکز روی حواشی, از جاده اصلی زندگی منحرف شوید.

سوالات پرانرژی روزانه

۱- در حال حاضر چه چیزی باعث خوشحالی من می شود؟ این خوشحالی چه حسی در من ایجاد می کند؟

۲- به خاطر چه چیزهایی در زندگیم هیجان زده هستم؟ چه چیزی باعث هیجان من می شود؟

۳- به چه چیزی در زندگی ام افتخار می کنم؟ چه چیزی باعث افتخار من می شود؟

۴- به خاطر چه چیزهایی در زندگی ام سپاسگزار هستم؟ این سپاسگزاری چه حسی در من ایجاد می کند؟

۵- چه چیزی در زندگی ام وجود دارم که بیشترین لذت را از آن می برم؟ چه حسی در من ایجاد می کند؟

۶- امروز چه کار مفید انجام داده ام؟ چگونه توانستم به دیگران کمک کنم؟

۷- امروز چه چیزی یاد گرفتم؟ چه تغییرات جدیدی کردم؟

۸- عاشق چه کسی هستم؟ چه حسی در من ایجاد می کند؟

۹- امروز چگونه توانستم کیفیت زندگی ام را ارتقا دهم؟

دنیا را زیبا ببینید

اگر دید مثبتی به زندگی داشته باشید, جهان را بخشنده و جای خوبی خواهید دانست که مردمان خوبی در آن زندگی می کنند.

این بدان معنی است که از مشکلات و دشواری های جهان آگاه هستید, اما می پذیرید این مشکلات همواره وجود داشته اند.

همه ما چهار هدف مشترک در زندگی داریم که عبارت اند از:

۱- سلامتی, آمادگی جسمانی و عمری طولانی.

۲- انجام کاری که از آن لذت برده و حقوق بالایی دریافت کنیم.

۳- داشتن یک رابطه خوب و خوشبختی با کسانی که دوستشان داریم و به آنها احترام می گذاریم.

۴- رسیدن به استقلال مالی بصورتی که هرگز نگران پول و مسائل مالی نباشیم.

در هریک از این چهار هدف می توانید, دیدگاه فراوانی یا فقدان داشت باشید.

اگر دیدگاه فراوانی داشته باشید, متکی بنفس, خوش بین و مثبت بوده و در راستای رویاهایتان با اطمینان و به طور تدریجی قدم بر خواهید داشت.

با رویکرد فراوانی مثبت تر و سازنده تر خواهید بود و به جای توجه به مشکلات بر راه حل تمرکز کنید.

تمرکز اصلی شما رو این موضوع خواهد بود که برای بهبود مسائل چه می توان کرد, نه این که چه کسی مقصر است و چه اتفاقی در گذشته افتاده است.

اگر رویکرد فقدان داشته باشید عکس این موضوع ها اتفاق می افتد و فکر می کنید که موفقیت به شانس است و افراد موفق با کلاهبرداری و فریب دیگران به پول های هنگفت رسیده اند.

قربانی زندگی نباشید

اگر به وضعیت فعلی خود نگاه کنید و بگویید: “خوب کاری است که شده, حالا این سوال برام پیش اومه که چه خیری در این است”.

یا حتی بهتر از آن, این سوال که “چگونه می توانم این را تبدیل به چیزی خوب کنم”, به این ترتیب می توانید کنترل وضعیت فعلی را به دست بگیرید.

موضوع مهم, دیدگاهی است که در موقعیت خودمان, داریم.

بخش بزرگی از مردم دنیا, در همان سطح قربانی بودن گیر کرده اند و خود را زندگی به چشم قربانی نگاه می کنند, همان چیزها را بیشتر و بیشتر نصیب خودشان می کنند.

آنها باید هر چیزی را که توجیه می کند که قربانی هستند, را متوقف کنند, موضوع این است که آنها دارند این موقعیت ها را ایجاد می کنند.

وقتی به آینه نگاه می کنید به خود بگویید که هر چیزی که در زندگی ام پیش می آید, پدیده ای رقم خورده است و من کسی هستم که دارم آن را رقم می زنم.

قانون بنیادی ای وجود دارد که بر هر چیزی که تمرکز کنید, بیشتر نصیبتان می شود.

پس اگر در نهایت به چیزی تمرکز کنید که به نظرتان بد است, پس از همان نوع احساس منفی, بیشتری را نصیب خودتان خواهید کرد.

شما در جایگاه انرژی هستید و مانند آهنربایی عمل می کنید که مقدار بیشتری از آن انرژی را به سمت خود جذب می کنیدو

اگر به زندگی نگاه مصیب زده ای دارید و نگاهتان به دنبال مصیبت بیشتری است, پس آن را بیشتر خواهید دید.

اولین گام برای بهتر کردن اوضاع

اولین گام برای بهتر کردن اوضاع و رفع درماندگی است که از این باور منفی که هیچ کاری از دستتان بر نمی آید یا درمانده هستید, دست بردارید.

چطور می توانید این کار را انجام دهید؟

دلیلی که اکثر افراد به خاطر آن نمی توانند کاری را انجام دهند, این است که آنها این کار را در گذشته انجام داده اند و با شکست مواجه شده اند.

اما به خاطر داشته باشید که, گذشته شما با آینده تان متفاوت است.

دیروز مهم نیست, کاری که همین الان انجام می دهید, مهم است.

برای بهتر شدن اوضاع روزی کاری که امروز می توانید انجام دهید, تمرکز کنید.

اگر پشتکار داشته باشید, زحماتتان به بار می نشیند.

کلید موفقیت این است که مشخص کنید که چه چیزی در زندگیتان بیش از هر چیزی اهمیت دارد و هر روز کارهای زیادی در جهت رسیدن به آن انجام دهید, حتی اگر بنظر برسد هیچ فایده ای ندارد.

شاید این تجربه را داشته باشید که برای پیدا کردن شغلی, کمک کردن به خانواده, پیدا کردن همسر مناسب و … هر کاری انجام داده باشید, اما انگار هیچ چیز درست از آب در نمی آید.

وقتی راه تازه ای را امتحان می کنیم, تمام تلاش خود را به کار می گیریم اما باز هم نمی توانیم به هدفمان برسیم و از تلاش مجدد برای رسیدن به هدفمان می ترسیم, چرا؟

چون همه ما می خواهیم از درد و رنج دور کنیم, هیچ کس نمی خواهد دوباره شکست بخورد.

هیچ کس نمی خواهد فقط به خاطر دوباره نا امید شدن, تمام هستی خو را به خطر بیندازد.

اغلب ما پس از این تجربیات نا امید کننده, دست از تلاش بر می داریم, به نقطه ای می رسیم که باور می کنیم, انجام هر کاری بی فایده است.

کنترل موقعیت منفی را به دست بگیرید

بررسی دقیق شرایط, راهی برای تحت کنترل در آوردن موقعیت های منفی است.

اینکار را با طرح سوالهای مختلف می توانید, انجام دهید, وقتی با سوال پرسیدن سعی در بررسی شرایط دارید, غیر ممکن است که احساس ناراحتی یا عصبانیت کنید.

۱- دقیقا چه اتفاقی افتاده است؟

در این مرحله صبور باشید و بکوشید دقیق باشید و دست از ملامت دیگران بر دارید.

در عوض بر شفافیت سازی و درک وضعیت تمرکز کنید و سعی کنید خونسرد باشید و احساساتی نشوید.

۲- چطور اتفاق افتاد؟

تصور کنید برای فرد دیگری می خواهید اطلاعات کسب کنید, سوالات پی گیرانه بپرسید که به طور کامل متوجه جزئیات شوید.

۳- چه کاری می توان انجام داد؟

با تمرکز بر آینده کنترل افکارتان را در دست بگیرید, به جای تمرکز بر اتفاق پیش آمده که غیرقابل تغییر است, سعی کنید  به فکر راهکاری مناسب باشید.

اینکار دیدگاه شما را مثبت تر می کند و بر احساسات خود و شرایط تسلط می یابید.

۴- هم اکنون چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟

به جای نگرانی افسوس و پشیمانی به انجام هر کاری که به حل مسئله و تغییر وضعیت کمک می کند, مشغول شوید.

بازی زندگی

بازی زندگی یک بازی هدفمند است, هرچه را که به آن بدهی, به همان شکل به خودت باز می گرداند.

همه ما درون خود نیروهای مرموزی داریم و آنها را به شکل کلمات بر زبان می آوریم و یا در ذهنمان به افکار تبدیل می کنیم.

اگر کسی بخواهد به مسائل ذهنی و افکار خود بیشتر توجه کند, انعکاس افکار و ذهنیات خود را می بیند.

هرچه بیشتر بدانیم, مسئولیت سنگین تری خواهیم داشت, بنابراین باید درس های زندگی را خوب یاد بگیریم و تجربیات فراوانی را کسب کنیم.

حتی نسبت به دشمنان نیز باید نیت خوبی داشته باشیم تا بتوانیم از تاثیرات آن روی خود به خوبی محافظت کنیم.

دشمنان ما همان نتایج افکار موجود در ضمیر ناخودآگاهمان هستند.

هنگامی که کسی رفتاد ناعادلانه ای با ما دارد, روح ما را غرق خشم و غضب می کند, بطوری که ما نمی توانیم دوباره او را ببخشیم و با اون مهربان باشیم.

زمان می گذرد و دوباره در موقعیتی دیگر, شخص دیگر چنین رفتار بدی را با ما تکرار می کند.

اما حقیقت این نیست, این افکار و نظرات منفی شماست که در ضمیر ناخودآگاهتان ثبت شده اند و دوباره تکرار می شوند.

زیرا ضمیر شما بدبینی و بی انصافی را به بهترین شکل برای خود تعریف و در خود حفظ کرده است.

باید تمام مسائلی را که در شما احساس منفی ایجاد می کند, از بین ببرید و به خوش بینی و مثبت اندیشی تبدیل کنید.

با حفظ آرامش می توان کلاه خوش بینی را روی سر گذاشت و بدون هیچ دغدغه ای از زندگی لذت برد.

جذب اتفاقهایی که نمی خواهید …

اغلب مردم الگوهای فکری دارند که دائما آنها را تکرار می کنند.

البته برخی از این الگوها مفید هستند, اما برخی دیگر نه و این سبب جذب اتفاقهای ناخواسته در زندگیشان می شود.

بر اثر تجارب مختلف, افراد در زندگی به باورهایی می رسند که ارتعاشات آنها, مانع از پذیرش چیزی می شود که می خواهند.

اگر چه این باورها و عقاید برای آنها مضر است, اما دائما به آن چسبیده اند و می گویند حقیقت همین است.

تنها دلیلی که هر چیزی تبدیل به حقیقتی قابل دفاع می شود, آن است که هر کسی آنقدر به آن موضوع توجه می کنید که آن را به این مرحله می رساند.

شما بارها در طول زندگی بدون آنکه بدانید اینکار را انجام می دهید و خود را به عقایدی چسبانده اید که باعث به وقوع پیوستن وقایعی می شود که خواسته شما نیست.

فقط و فقط باید روی مواردی که می خواهید تمرکز کنید و آنها را تبدیل به حقیقت زندگی خود کنید.

هر وقت چیزی را که نمی خواهید بر افکار شما قالب می شود, باید تمرکز خود را روی موارد که می خواهید داشته باشید متمرکز کنید.

زمانی که اتفاقی می افتاد و بر خلاف میل شما است, باعث می شود که نقطه جذب شما تغییر کند و موارد ناخواسته را جذب کنید.

به دنبال خوشبختی

خوشبختی چیزی نیست که آن را کسب کنید یا به دست آورید.

خوشبختی چیزی است که باید آن را انجام دهید.

خوشبختی شیوه ای است از تجربه کردن, تجربه کردن لحظات.

خوشبختی یک دستیابی یا موفقیت نیست.

خوشبختی اساسا چیزی نیست که کسی بتواند آن را به شما بدهد.

تحصیل می کنید, ارتقا شغلی پیدا می کنید, ازدواج و ….

بسیاری از ما فکر می کنیم که این دستیابی ها, موفقیت ها, رسیدن به همان خوشبختی است در حالی که لزوما اینطور نیست.

بنابراین هنگامی که به چیزهایی که همیشه می خواستیم, برسیم, مثلا ازدواج کرده باشیم, شغل خوبی داشته باشیم و … باز هم احساس خوشبختی و خوشحالی نمی کنیم.

از خود می پرمسیم, پس من چمه؟ این که همون چیزی بود که همیشه می خواستم.

خوشبختی, نحوه ای از بودن است, نوعی از وجود داشتن و احساس کردن در هر لحظه از زمان.

خوشبختی, آموختنی, فراگرفتنی و تمرین کردنی است, باید از لحظات زیبای زندگیتان شاد باشید.

هنوز از گذشته ناراحتم …

شاید خنده دار بنظر برسد اما امروزه افراد زیادی به دلایل غیر قابل تغییر گذشته, هنوز عصبانی و ناراحت هستند.

هنوز به خاطر رابطه ای که سالهای گذشته با مشکل مواجه شد, سرماه گذاری ای که پولشان از دست رفت یا شغلی که به هر دلیل آنطور که انتظار داشتند پیش رفت, ناراحت و دلخور هستند.

آنها به جای اینکه بپذیرفت کارها آنطور که انتظار داشتند پیش نرفته است, بیشتر روی آنها تمرکز می کنند و بارها و بارها آن را مرور می کنند.

آنها آماده اند به هر کسی که ابراز علاقه می کنند, دردهای خود را بگویند, فرقی ندارن این افراد در مجامع عمومی باشند یا در صندلی کنار هواپیما.

اما تکرار آنها چه سودی برایشان دارند؟ چرا آن را بارها و بارها تکرار می کنند و در گذشته خود محبوس شده اند؟

ما اغلب شرایط منفی را ادامه می دهیم زیرا این کار ما را از اقدامات جدید یا ریسک در ایجاد ارتباط جدید, یا آغاز کار جدید, محفوظ نگه می دارد.

یکی از نشانه های افراد شاید و متعادل این است که آنها گذشته و مشکلات مربوط به گذشته را پذیرفته و با آن کنار آمده اند.

آنها از گذشته خود درس می گیرند و به شدت روی اهداف آتی خود در زمینه شغلی و زندگی تمرکز می کنند, به طوری که دیگر فرصتی برای فکر کردن به گذشته ندارند.

واقعیت چیزی است که دیگر نمی توان آن را تغییر داد, مانند اتفاقاتی که در گذشته افتاده است.

مشکلات, مسائلی هستند که می توانیم آن را تغییر دهیم.

بخش عمده استرس ها و نگرانی ها ناشی از این موضوع است که گذشته و واقعیت را انکار می کنید.

حاصل اعمال و بخشش

انسان فقط چیزی را دریافت می کند که می بخشد.

افکار, اعمل و گفتار انسان هر چه که باشد, خوب یا بد, به سوی انسان باز می گردد.

انتخاب الهی رضایت کامل را جذب می کند و به صلاح همگان است.

الگوی الهی تنها الگوی مطمئنی است که بر طبق آن می شود عمل کرد.

میل و خواسته, نیرویی عظیم است و باید در راه های درست و به جا استفاده شود.

انسان باید همیشه خواستار این باشد که قانون الهی درمورد او اجرا گردد و خودش نیز طبق آن عمل کند.

پراکندن و پخش کردن ثروت باعث افزایش آن می شود و نگهداشتن آن منجر به فقر می شود.

لذت عشق در بخشیدن است.

حسادت بدترین دشمن عشق است و سبب ایجاد آشوب می شود.

درصورتی که این ترس ها و هراس ها خنثی نگردد, در دنیای خارجی ظاهر می گردد.

انسان ها اغلب به علت ناسپاسی و قدرنشناسی چیزی را از دست می دهند و از فقدان آن رنج می برند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *