پ پ

ریچارد هوگلند متخصص سابق ناسا و تئوری توطئه بمباران ماه

ریچارد هوگلند

ریچارد هوگلند

ناسا در روز چهارشنبه نهم اکتبر ۲۰۰۹ سیاره ماه را با موشکی به وزن ۲هزار و ۲۰۰ کیلو گرم که سرعت آن دو برابر سرعت گلوله بود بمباران کرد.این موشک به حفره ای در قطب جنوبی ماه برخورد کرد و تمام اجرای این برنامه به گفته ناسا برای یافتن آب صورت پذیرفت با هزینه ای بالغ بر۵۸۳ میلیون دلار ؛ آمریکا در آن زمان در بد ترین شرایط اقتصادی و نظامی قرار داشت زیرا با عراق و افغانستان در جنگ بزرگی بود اما با این حال حاضر شد به جای صرف این هزینه در امور نظامی و یا اقتصادی کشورش سیاره ای دیگر را که حدود ۳۸۳۰۰۰ کیلومتر با ما فاصله دارد را بمباران کند برای یافتن آب .
هوگلند نویسنده کتاب جنجالی “طرح بمباران ماه توسط ناسا در هاله‌ای از اسرار” اینگونه مینویسد:چرا باید در نهم اکتبر ۲۰۰۹ ناسا مکانی را مورد هدف قرار دهد که فضانوردان زمینی برای آخرین بار در آنجا پیاده شدند ؟ آپولو ۱۷ چه خبری از ماه برای ناسا مخابره کرد ؟ پروژه آپولو ۱۸ چه شد و سرنشینان آپولو ۱۸ چرا هرگز به زمین بازنگشتند ؟
هوگلند میگوید مارتین تورن در آخرین صحبت های خود به من گفت ما درباره همه چیز دروغ گفتیم ؛ ما اسم ماه را سیاره سیاه گذاشته ایم زیرا ساکنان این سیاره موجوداتی خونخوار و وحشی هستند و خوشبختانه تکنولوژی ندارند که به زمین آیند و مارا نابود کنند.پرایسر در صحبت های خود به صورت رادیویی که به طور مستقیم در مرکز کنترل ناسا در سال ۱۹۸۱ پخش میشد با صدایی لرزان و بریده بریده و نفس زنان که از دویدن مسیر طولانی ایجاد شده بود گفت : نمیدونم این ها چی هستن ولی خیلی زیادن و سریع حرکت میکنن ؛ خدای من الکس ؛ الکس ؛ الکس روی لباسته ؛ خدای من نه …
و این آخرین صحبت های آرنولد پرایسر فرمانده و یکی از سرنشینان آپولو ۱۸ بود ؛ در چند کیلومتر دورتر از پرایسر مگی ناروند در مخزن اکسیژن آپولو ۱۸ چنین گفت ؛ مرکز کنترل این موجودات شبیه به عنکبوت هستن اما فرق زیادی دارن تعداد دست و پاهاشون زیاد تر هست و شبیه به سنگ هستند ؛ سنگ ها اینجا حرکت میکنند ؛ مرکز کنترل دارن به سمت من میان ؛ خدایا این ها چی هستند ؟ زیادن ؛‌خیلی زیادن ؛ خدایا… و صدا برای ۳ ساعت قطع شد به طوری که مرکز کنترل فکر میکرد مگی ناروند کشته شده است ؛ ولی دوباره صدای مگی در مرکز کنترل پیچید و همه خوشحال شدند ؛ مرکز کنترل حدود ۳ ساعت هست دارم میدوم ؛ مرکز کنترل صدام و دارید ؟ -آره مگی صدات رو بلند و واضح میشنویم بگو اونجا چه خبره ؟ حیات را تایید میکنی ؛ اینجا خود جهنمه ؛ پر از موجودات شیطانیه اینجا دیگه نمیتونم بدوم – مرکز کنترل من میترسم من و ببرید خونه – ۳ دقیقه است وارد منطقه جنوبی ماه شدم اینجا پر از حفره است ؛ خدایا سنگ ها تکون میخورند ؛ اونا دنبالمن میرم توی حفره ؛ هوگلند به نقل از مارتین تورن میگوید از لحظه ای که مگی وارد حفره شد ارتباط یک طرفه شد و ما فقط این رو شنیدیم ؛ تورو خدا ؛ نه اونا توی لباسم هستن ؛ نه خدایا بدنمو تیکه پاره کردن…
و دیگه خبری از مگی ناروند نشد و ناسا موضوع پروژه آپولو ۱۸ را مخفی نگه داشت .
مارتین تورن در جولای ۱۹۸۳؛ ۳ ساعت بعد از صحبت های ترسناکش با هوگلند در تصادفی جان خودش را از دست داد.
هوگلند مینویسد هنوز در شک صحبت های تورن هستم و هرشب به سیاره سیاه نگاه میکنم و به یاد ۳ سرنشین آپولو ۱۸ مینوشم .
من قصد نگارش این کتاب را نداشتم تا زمانی که ناسا ماه را بمباران کرد و فهمیدم دقیقا مختصات بمباران همان جایی است که مگی جانش را از دست داده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید