مصاحبه بیل رایان و کری کاسیدی با آقای ایکس، مسئول سابق آرشیو پرونده های یوفو

مصاحبه بیل رایان و کری کاسیدی با آقای ایکس، مسئول سابق آرشیو پرونده های یوفو

منبع: وبسایت پروژه کاملوت

http://projectcamelot.org/lang/en/mr_x_interview_transcript_en.html

بیل: من بیل رایان مولف وبسایت سرپو (serpo.org) هستم که در اواسط نوامبر سال ۲۰۰۵ راه اندازی شده. یکی از ویژگی های بارز این وبسایت این بود که من  بازدیدگان را تشویق می کنم تا با من تماس بگیرند و هر گونه اطلاعات نظر و ایده خودشان را به من منتقل کنند. البته منظور اصلی من از تشویق مردم برای ورود به بحث در خود سرپو بود (تالارهای گفتگوی سایت سرپو – مترجم). اما از همان آغاز کار وبسایت مردم زیادی پیام های شخصی بسیاری به من می فرستادند و در موضوعات متفاوتی صحبت می کردند که البته من از همه اینها استقبال می کنم.

mr_x

و من امروز در کنار یکی از این افراد هستم و این سعادت بزرگی برای من است.  من به دلایل گوناگون از معرفی این فرد معذورم ولی خرسندم این را بگویم که وی داری تجربیات و گذشته بسیار جالبی در باره بیگانگان بوده  و با بسیاری از اسناد محرمانه، ویدئوها و چیزهای مرتبط با بیگانگان از زمان واقعه رازول یعنی ۱۹۴۷ تا کنون سروکار داشته است. وقتی این مرد با من تماس گرفت و جزئیات یک موضوعی را برایم گفت، همان لحظه فهمیدم که این شخص حرفهای مهمی برای گفتن می تواند داشته باشد. البته حرفهای او با اینکه ربطی به پروژه سرپو نداشت ولی می تواند برای یک محقق یا دانشجوی یوفولوژی بسیار مهم و جذاب باشد.

بیل: احتمالاً برای شما و من جای بسی تعجب خواهد داشت اگر از شما  درخواست کنم صحبت هاتونو خیلی خلاصه وار و فقط در چند خط بیان کنید ولی بینندگان ما خودشان خواهند فهمید که چرا من اصرار دارم بلافاصله شما سر اصل مطلب بروید.

ایکس: (صدا توسط مبدل الکتونیکی تغییر یافته است). خب. … در واقع من مطلبی که مربوط به پروژه سرپو باشه رو ندارم چون من هیچ تجربه ای با ماجرای سرپو نداشتم ولی اطلاعات دیگری ارائه خواهم داد. و اینها اطلاعاتی هستند که من در مدت شش ماه که در یک شرکت هوا و فضا کار می کردم جمع آوری کرده ام… من یک نظامی نیستم و هیچوقت هم نبودم. من شش ماه در مرکز بایگانی سازی مستندات مربوط به پرونده، ویدئو ها، فیلم ها، تصاویر و اسناد و مدارکی که توسط دولت در طی پروژه های یوفو و تحقیقات محرمانه و مواردی از این دست تهیه میشده کار می کردم.

بیل: و این در چه سالی بود؟ در دهه ۱۹۸۰؟

ایکس: بله ، سالهای ۸۴ و ۸۵

بیل: بسیار عالی. دقیقا کاری که آنجا انجام میدادید چی بود؟ و در طول آن دوران با چه نوع چیزها سروکار داشته و مواردی  که بدست می آوردید چه بودند؟

ایکس: خب، من درواقع کارمند مسئول پرونده ها و ترخیص امنیتی اونها بودم. هر روز برای من آیتم هایی میومد. و من وظیفه داشتم اون آیتم ها رو به بخش های گوناگونی تقسیم کنم و گاهی کار طبقه بندی امنیتی اسناد هم بر عهده من بود. بعضی وقتها هم پرونده هایی می آمد که نیاز بود محتویات آنها را بصورت منظم طبقه بندی کنم. بیشتر اون پرونده ها بصورت مهرو موم شده به دستم می می رسید. مواردی مثل سفینه های سقوط کرده  و دیسک های منهدم شده.  اغلب آنها حاوی تصاویر و اسنادی از دولت ایالات متحده و اکثر بخش های دولتی و شرکت هایی که به نوعی در زمینه هوا و فضا فعالیت دارند بود.

کری کاسیدی: می توانید به ما بگوئید چه نوع مهر هایی پای آن اسناد خورده بود؟

ایکس: مهر؟ «خیلی محرمانه». محرمانه. فقط مهر چشم ها. کلمات رمز. اغلب اون رمز ها را فقط برخی کارکنان مجاز می توانستند بخوانند. منظورم اینست که من در قسمت مستند سازی کار می کردم  و من از چگونگی نشانه گذاری روی اسناد مطلع بودم و به لحاظ وظیفه ای که داشتم قادر بودم آن رمز ها را خط به خط بخوانم و چیزهایی که بصورت اشتباهی نشانه گذاری شده بودند را اصلاح می کردم  و دوباره آنها را علامت می زدم. خب کار من شامل مواردی از این دست بود که انجام می دادم.  بسیاری از اسناد نظامی بودند و بدون نشانه گذاری می آمدند، اینکه مربوط به چه بخشی هستند مشخص نشده بود و من اینکار رو انجام می دادم. این کار بخشی از روش آنهاست که هیچ توضیح یا رمزی روی برخی از اسناد نمی زنند.

کری: بیشتر از همه کدام اطلاعات بود که وقتی برای اولین بار چشمت بدانها افتاد واقعا شوکه شدی؟

ایکس: اون چیزی هست که من مدت طولانی آنرا باور داشتم و می توانم واقعا آنرا برای شما اثبات کنم. احتمالا آن یکی از بهترین چیزهایی است که برای من اتفاق افتاده است.

بیل: می توانم آنرا تصور کنم. وقتی که شما شروع به بیرون ریختن این اطلاعات کردید، یک یا دو نفر شما را «مرد رازول» صدا زدند. دلیل این نامگذاری چی بود؟.  منظورم اینست که این لقب به واقعه سقوط رازول مربوط میشه یا دلیل دیگه ای داره ؟ اجازه بدید این رو هم بپرسم که شما در جریان برنامه دادوستد (بین ما و بیگانگان) هم بودید؟

ایکس: اوه بله! این موضوع مربوط به همون دوران میشه. درخواست هایی داشتیم از دولت مبنی بر تعامل با فرازمینی ها و بازسازی سفینه های سقوط کرده، بهبود تجهیزات و مواردی مثل این.

بیل: پس واقعیت داره  ماجرای بده و بستان بین دولت و بیگانگان بین سالهای ۱۹۴۷ تا…؟

ایکس: تا زمان حال.

بیل: واو… بسیار عالی.

کری: شما اشاره به تعدادی موارد سقوط کردید و به ما از چندین مورد سقوط گفتید. ممکن است بگید در بین این سالها دقیقا چند مورد سقوط اتفاق افتاده است؟

ایکس: بالای پنجاه مورد

بیل: در خاک آمریکا؟

ایکس: آمریکا و خارج از آن.

بیل: آیا ایده ای از تعداد گونه های متفاوت بیگانگانی که در این سقوط دخیل بودند وجود دارد؟

ایکس: نه. من به یاد نمی آورم دقیقا چند تا. ولی تا این حد می دانم که حداقل با پنج گونه متفاوت از فرازمینی ها سروکار داشتیم.

بیل: آیا عکس هایی هم از این آنها دیده اید؟

ایکس: چهار نوع از آنها. چهار گونه متفاوت

بیل: عکس های چهار نوع موجود فرازمینی.

کری: می توانید توصیفشان کنید؟

ایکس: خب گونه ای که بیشتر من با اسناد آنها کار کرده ام قدهای بلند و پوستی نارنجی رنگ دارند و در اسناد از آنها به عنوان «سازندگان» یاد میشه. آنها گونه ای که ما با نام خاکستری می شناسیم را بوجود آوردند. اینها باهم شباهت  فراوانی دارند و از طریق چانه هایشان متمایز می شوند. نارنجی های بلند قدتر ولی لاغرتر هستند و صورتشان گرد تر است ولی چشمانشان مثل بقیه خاکستری ها بزرگ است. این ها دونوع از رایج ترین هاشون هستند. گونه دیگری هم هست که خیلی به خاکستری ها شبیه است اما کمی رنگ پریده تر و زمخت تر هستند. شاید بشود گفت تقریبا عموزاده های خاکستری ها باشند (خنده). من عکس هایی هم از یک گونه موجودات فرازمینی دیده ام که کاملا مثل من و شما هستند فقط با پوستی بسیار سفید تر. قدشان تقریبا هم قد آقای رایان، چشمانشان آبی رنگ و موهای روشنی دارند. درباره اینها حتی در اینترنت هم می توانید مطالبی بخوانید. من تا کنون هیچ سند رسمی درباره این نوع نخوانده بودم … آنها به ما پیشنهاد دادند که اگر سلاح های هسته ای مان را کنار بگذاریم حاضرند به ما در پیشرفت کمک کنند و مارا نجات دهند.

بیل: ولی شما آن را در هیچ سندی ندیدید.

ایکس: بله همینطور است.

بیل: باشه. بسیار خب

کری: آیا هیچ مدرکی وجود دارد که نشان دهنده هدف اصلی آنها از آمدن به زمین باشد؟ آنها چرا اینجایند؟

ایکس: بله وجود دارد. آنها از فعالیت های هسته ای ما در هراسند. آنها فکر می کنند که ما ممکن است نسل خودمان و دیگر گونه های فرازمینی را نابود کنیم. چون ما به دانش و امکان سفر فضایی به نقطه هایی که آنها قرار دارند روز به روز نزدیکتر می شویم.

بیل: این فرضیه ای از طرف دولت هست یا چیزی هست که شما واقعا از اسناد رد و بدل شده قطعی دریافته اید؟

ایکس: اینها چیزی هایی هستند که از طریق ارتباط با آنها دستگیرمان شده بود.

کری: آیا آنها توضیح دادند که چگونه با بیگانگان ارتباط برقرار می کردند؟

ایکس: آنها تله پاتی می کردند.

کری: تله پاتی؟

ایکس: بله.

کری: آیا آنها اینکار را بصورت از راه دور انجام میدادن؟ یا… شما می دانید چگونه اینکار انجام میشد؟

ایکس: درسته. افرادی بودند که وظیفه برقراری ارتباط بین انسانها و بیگانگان را برعهده داشتند. آنها مثل ما که اینجا نشستیه ایم رو در رو با بیگانگان می نشستند و همانطور که من به سوالات شما پاسخ می دهم. بیگانگان بصورت ذهنی به سوالات انسانها جواب می دادند. درست به همین صورت.

بیل: آیا می توانید نظری بدهید که چه تعداد از آن موجودات در اینگونه جلسات شرکت داشتند؟ به عبارتی افرادی از طرف دولت آمریکا که بخواهند با آن موجودات مذاکره کنند هم حضور داشتند؟

ایکس: تا آنجا که یادم می آید پنج تا ده تا. فکر کنم بیشتر از اینها هم می تواند باشد.

کری: پنج تا ده تا رو از روی اسناد و مدارک می گوئید؟

ایکس: با توجه به اسناد، با پنج تا ده موجود بیگانه مذاکره کردند.

کری: بسیار خب.

بیل: چه چیزی دیگری باعث شده بود که این موجودات بخواهند با دولت آمریکا مذاکره کنند؟

ایکس: اینکه ما نوادگان و فرزندان آنها هستیم و ما انسانهای زمینی در حقیقت از مواد ژنتیکی آنها بوجود آمده ایم. ما گونه هایی هستیم که توسط آنها مهندسی ژنتیک شده ایم. این اصل چیزی بود که من در آن اسناد خواندم و به یاد دارم. همچنین آنها ادعا می کنند که آنها بودند که عیسی مسیح را بر روی زمین قرار دادند و مذهب را به انسانها یاد دادند و ما به واسطه آنها تکامل یافتیم تا اینکه حریص شدیم و شروع به تخطی و انجام گناه کردیم. آنچنان که در کتاب مقدس از آن به عنوان گناه یاد می شود. من واقعا نمی دانم آن گناهی که می گویند چه بود. فقط اینرا می دانم که شرایط زندگی سبب می شوند تا انسانها حریص و آزمند شوند و این جزو مهارت های زندگی برای بقا و تکامل است.

بیل: اینها توی اسناد و مدارک قید شده بودند؟

ایکس: مطالب اسناد دلالت به این ها داشت. من نمی توانم دقیقا بگویم خط به خط چی توی اسناد نوشته شده بود اما مفهوم کلی که موضوعیت داشت رو می تونم بگم که به چی دلالت داشت.

کری: به چی دلالت داشت؟

ایکس: آموزش دادن به انسان برای رسیدن به سطح بالاتری از پیشرفت و تکامل، سطحی که درک کنیم که همه گونه ها از ماهیت و ماده واحدی آفریده شده ایم. ما همه ترکیبی از انرژی و مواد فیزیکی هستیم. و نیازی به مبارزه و نزاع با یکدیگر نداریم. نیازی به پول نیست. اینکه ما همه چیز را در مسائل دنیوی خلاصه می کنیم و ما آنقدر در غرور خودمان غرق شده ایم که نمی دانیم واقعاً هویت و منشا ما چیست؟. به گفته بیگانگان، آنها اینگونه نیستند. آنها بدن  خودشان را مثل چیزی که ما خودمان از بدنمان تصور می کنیم نمی بینند. بدنها برای همیشه به آنها داده نشده است و آنرا وسیله ای بیش نمی دانند.

کری: آیا شما تصاویری از آنها را دیده اید؟

ایکس:  عکس خودشان را، سفینه ها، اغلب سفینه های پرنده که بیشتر آنها از مسافت های دور بودند و برخی از گزارشات از آنها به عنوان «تو خالی» یاد می کردند. بیشتر ماموریت های شاتل فضایی.

کری: عکس هاشون؟

ایکس: بله، عکس های سیاه و سفید که خیلی قدیمی بودند.

کری: آیا جزئیاتی از آن عکس ها در ذهن شما مانده که خیلی بارز بوده باشد؟

ایکس: من در مصاحبه های دیگر این را گفته ام که من آن عکس ها را برای اولین بار می دیدم. در بین آنها تصاویری بودند که رویشان نوشته شده بود «هاوایی». نوشته ها با ماشین تحریر تایپ شده بودند و سیاه و سفید بود از این طریق می توانستم بفهمم که عکس ها خیلی سال پیش گرفته شده بودند. عکس سفینه ای بود که نمی دانم درحال وارد شدن به درون آب بود یا در حال خروج از آن. ولی می توانستم ببینم که سفینه نسبت به آب نفوذ ناپذیر بود (آب نه از آن بیرون می ریخت و نه به درونش رخنه می کرد – مترجم).

بیل: بسیار خب. درباره سفینه بگید؟

ایکس: یه سفینه بشقاب مانند بود که می توانستم بخوبی تشخیص بدهم که نور تولید می کرد. خیلی شفاف بود. در واقع آن عکس ها خیلی خوب گرفته شده بودند.

بیل: از چه مسافتی؟

ایکس: از مسافتی پنجاه یا شصت یاردی، شاید هم از فاصله یک چهارم مایلی.

بیل: بسیار خب.

ایکس: عکس ها در ابعاد ۸ در۱۰ اینچ بودند دیسک ها در آن به اندازه ۲ یا ۲٫۵ اینچ دیده می شدند. من آن ها را خیلی با دقت برانداز کردم و جزئیاتش خوب یادم هست. چون تا آن موقع هرگز به فکرم خطور نمی کرد که سفاین فرازمینی ها می توانند درون آب هم حرکت کنند. بعد ها که بیشتر در مورد آنها فکر کردم به نظرم آمد که آنها شاید از مکانی شبیه به آب می آیند.

بیل: از آب یا مایعی غیر از آن؟

ایکس: هر چیزی چگال تر از هوا.

بیل: برگردیم به خود بیگانگان… آیا مدرکی بود که نشان دهد اینها از کجا می آیند؟

ایکس: من اسنادی را دیدم که درباره ماجرای سرپو و زتا رتیکولی بحث می کرد.

بیل: زتا رتیکولی. خُب. آیا نامی از سیستم های ستاره ای یا مکان های دیگری هم برده شده بود؟

ایکس: نـه.

بیل: اُکی. آیا درباره چیزی که بتواند امنیت انسانها و نژاد ما رو تهدید کند هم سخنی به میان آمده بود؟ مثلاً درباره آدم ربایی، یا همدستی برای اجرای پروژه های شومی مثل کنترل جمعیت انسان و از این قبیل.

ایکس: نه. به هیچ وجه.

کری: درباره فن آوری های بیگانگان چی؟ دستاوردی وجود دارد که آنها به ما داده باشند؟ از نظر تکنولوژیکی…

ایکس: اسنادی مبنی بر فعالیت های بازسازی وجود داشت ولی درباره راهنمایی های مستقیم نه. برای مثال منطق آنها این بود که سفینه بیگانگان اینجایند، خوب بینیند و سعی کنید ازشون سر در بیاورید.

بیل: اُکی. آیا چیزی درباره سطح فن آوری های آنان در خاطرت هست. تکنولوژی پیشرفته بیگانگان که همواره  درباره آن صحبت می شود.

ایکس: یادم هست منبع انرژی آنها خیلی بارز بود و اینکه از یک سیستم ارتباطی پیشرفته استفاده می کنند.

بیل: درباره چیزهای دیگر؟

ایکس: درباره سلاح هاشون چیزی نمی توانم بگویم. ما با سلاح ها کار نمی کردیم.

بیل: در مورد دستگاه های ارتباطیشون می توانی صحبت کنی؟

ایکس: زیاد نه. فقط چندین نفر آنجا بودند که بصورت خاص در تلاش بودند تا بفهمند سازوکار ارتباطی آنها چیست و چگونه از این مسافت دور با هم ارتباط برقرار می کنند. اما در این مورد هیچ چیزی نتوانستند بدست بیاورند.

بیل: درباره خطرات احتمالی که از طرف بیگانگان انسانها را تهدید می کند چیزی می دانید؟ چرا که انسانها در جهت نادرست و خارج از چهارچوب معنوی بیگانگان حرکت می کنند. اینکه ما انسانها هر روز از معنویت داریم فاصله می گیرم و آنها موجودات بسیار معنوی هستند.

ایکس: قطعاً آنها در این باره به ما آموزه هایی داده اند اینکه ما مثل آنها معنوی هستیم. و این همان چیز مشترک بین ما و آنهاست. آنها معتقدند این بدن ما همواره در یک چرخه بازیافت هست و کسی برای همیشه صاحب جسم مادیش نیست. آنها جسمشان را به مثابه وسیله نقلیه ای می بینند که روحشان بر آن سوار است و یک روزی فرا می رسد که آنرا ترک خواهند کرد. آنها بر عکس ما انسانهای زمینی جسمشان را تقدیس نمی کنند.

بیل: مانند راننده ای که ماشین خود را بعد از مدتی تحویل خواهد داد.

ایکس: بله من آنرا به یک ماشین تشبیه کردم. در واقع هر کسی می تواند صاحب یکی از این ماشین ها شود و تولید و عرضه آن بی پایان است. شما بابت آن بهایی نمی پردازید. چون که آن مال شما نیست بلکه موقتاً به شما داده شده است.

بیل: بعد از مردنشان چه اتفاقی برای آنها می اُفتد؟

کری: آنها حافظه خودشونو رو فراموش نمی کنند؟ درست است؟

ایکس: مرگ آنها آنگونه که در انسانها اتفاق می اُفتد نیست. همچنین قبل از مردنشان از زمان مرگشان با خبر هستند. آنها وقتی می میرند به یک مرحله جدیدی از زندگی وارد می شوند و صاحب یک جسم جدید در یک زندگی جدید می شوند. ولی خاطرات اندوخته شده از زندگی های پیشین را فراموش نمی کنند. بنابراین زندگی آنها ادامه می یابد و هر مرحله از زندگیشان ۲۰۰ تا ۴۰۰ سال طول می کشد.

 بیل: یعنی هر عمر آنها ۲۰۰ الی ۴۰۰ سال طول می کشد؟

ایکس: این مدت در مقیاس سال زمینی است.

کری: درباره نام رئیس جمهور یا فرمانده ارتش در آن زمان ها چیزی به خاطر دارید؟

ایکس: بیشتر نام ترومن و آیزنهاور را در اسناد دیدم و نه کس دیگر.

کری: بنابراین ترومن و آیزنهاور در جریان این ملاقات ها بودند.

ایکس: من شواهدی دیدم که آنها کاملاً از کیفیت این مذاکرات آگاه بودند. فکر می کنم اکثر روسای جمهور آمریکا و نه همه آنها در جریان ملاقات های پنهانی با فرازمینی ها هستند. من نمی توانم بگویم تا چه اندازه مقامات بلند پایه به این اطلاعات دسترسی داشتند ولی می دانم که آنها در جریان بودند.

بیل: آیا چیزی در بین اسناد سالهای دهه ۱۹۸۰ بود که درباره اتفاقی در آینده صحبت کرده باشد؟

ایکس: بله بود. صحبت هایی درباره «فرود توده» (Mass landing) در پایان سال ۲۰۱۲ مطرح بود.

بیل: در پایان سال ۲۰۱۲؟

ایکس: بله فرود یک توده.

بیل: این تاریخی است که شما در اسناد خواندید؟

کری: آیا بیگانگان آمریکائی ها درباره اتفاقی در آینده خبر داده بودند؟

ایکس: خُب، آنها گفته بودند که حادثه ای در آینده رخ خواهد داد. بدون اینکه اشاره کنند که این حادثه به خواست آنها خواهد بود یا نه.

کری: چرا این سال رو گفتند آیا دلیل خاصی وجود داشت؟

ایکس: در طول یک زمان دراز. من فکر می کنم تمدن های بسیاری بر روی زمین وجود داشته اند، شاید هنوز هم وجود دارند. ولی این تمدنها برای همیشه پایدار نبوده اند. این تاریخ برای آنها بسیار اهمیت داشت.

بیل: با این حساب آینده ای  اجتناب ناپذیر در انتظار ماست….

ایکس: بله.

بیل: … که دارد نزدیک می شود.

ایکس: بله.

بیل: و این یک چیز مسلم و مستندی است و ما سالهای زیادی با آن نداریم.

ایکس: نه نداریم (خنده).

بیل: با توجه به تجربیاتی که داشته اید، احساس و نظر شما درباره این موضوع چیه؟

ایکس: من از آن استقبال می کنم. برای اینکه فکر نمی کنم چیز تهدید آمیز یا خطرناکی باشد… تنها چیزی که باید از آن وحشت داشت رفتار دولت ها با مردمی است که فقط می خواهند حقیقت را بدانند. دولتها نمی خواهند شهروندانشان چیزی زیادی بداند.

بیل: آیا شما مشاهداتی دال بر نزدیک شدن آن اتفاق در حال حاضر دارید؟

 ایکس: بله. خیلی ضعیف

بیل: خیلی ضعیف؟. خب اگر شما مسئول عملیات افشاسازی بودید چه اقدامی می کردید؟

ایکس: خُب اگر من این کار را از الان شروع می کردم  شغل بسیار سختی داشتم. فکر می کنم این کار از سالها پیش آغاز شده. کار من از رازول شروع شد زمانی که هنوز گزارش آن ماجرا به روزنامه ها و رادیو کشیده نشده بود. من دوست دارم اینکار ادامه پیدا کند. من از همه افراد درگیر و تاثیر گذار استقبال می کنم. از همه آن دانشمندان و کارکنانی مثل خودم دعوت می کنم بیایند و درباره مشاهدات خودشان صحبت کنند و حقیقت را بگویند. می دانید! ما در آن واقعه موجوداتی را پیدا کردیم. بعضی از آنها در اثر سقوط جان خودشان را از دست داده بودند ولی چندین موجود دیگر را توانستیم مداوا کنیم و زنده نگهداریم.

بیل: آنهایی که زنده نماندن کالبد شکافی شدند؟

کری: شما گزارشی از کالبد شکافی دیدید؟

ایکس: بله دیدیم.

بیل: به یاد دارید در آن گزارش ها درباره فیزیولوژی و زیست شناسی آنها چه چیزهایی نوشته بود؟

ایکس: تمام چیزهایی که خواندم و در خاطرم هست اینه که خون آنها دارای کلروفیل است و بر مبنای کلروفیل کار می کند. آنها غذا نمی خورند و آنگونه که ما گوارش می کنیم آنها همچین چیزی ندارند. آنها فاقد معده هستند و مواد زایدی که تولید می کنند را مثل انسانهای سنتی دفع نمی کنند. آنها موجوداتی بین حیوان و گیاه هستند و انرژی و مواد معدنی خودشان را از طریق پوست جذب می کنند. همچنین از نور برای فتوسنتز استفاده می کنند.

کری: من کنجکاو شدم بدانم شما چه تجربیات شخصی در آن دوران داشتید. آیا شما خودتان تجربه ملاقات با آنها را دارید (از نزدیک آنها را دیده اید) یا با مردان سیاه پوش رو در رو شده اید تا حالا؟

ایکس: من تا به حال در عمرم موجود فضایی ندیدم حتی مشاهده عینی یا بصری هم نداشتم. با مردان سیاه پوش هم برخورد نکردم. من تا کنون درباره تجربیات و مشاهداتم هم با کسی صحبت نکردم البته تا دو، سه ماه پیش که با آقای رایان درباره این موضوعات صحبت می کنیم.

کری: بسیار عالی، از شما بسیار سپاسگزاریم که خیلی صادقانه و آینده نگرانه به سوالات پاسخ دادید. امیدوارم در آینده صحبت های شما را بیشتر بشنویم.

بیل: این یک خدمت واقعی است. شما واقعا مرد شجاعی هستید. متشکرم

ایکس: خواهش می کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید