مقدمه ای بر سکس شناسی ۲

راز و رمزهای رابطه جنسی در خانواده های موفق

در عمل، زندگی با مقاربت و دخول جنسی شروع می شود. سکسیّت پدیده ای حیات بخش است. علت وجود من همانا تعامل بین اسپرم های قوی و محکم پدرم با تخمک های مهربان مادرم می باشد. سکس سرچشمه و سرآغاز زندگی بشری است و ستون فقرات وجود و هستی فردی خود ماست. بین نگاه مثبت به زندگی و نگاه مثبت به سکس رابطه ای برقرار است. کسانی که با وجود خویش مشکل دارند، اغلب اوقات نسبت به سکس هم رویکردی منفی دارند. آنها از وجود خود بر روی زمین ناراضی اند. سکس و زندگی از هم جدایی ناپذیرند. اگر زندگی را دوست داری از سکس هم خوشت می آید و بلعکس.

تولید مثل
سکسیّت راهی است که ما با آن تولید مثل می کنیم، و زنجیره ای است که نسل ها را به هم متصل می کند. سکسیّت؛ دیروز و امروز و فردای ما را به هم پیوند می زند. آیندۀ ما و فرزندان و نوادگانمان به آن وابسته است. سکسیّت از نسلی به نسلی منتقل می شود. به همین دلیل، سکسیّت تنها ملک و مسئله خصوصی و شخصی نیست، بلکه عمومی هم است. گذشته، حال و آیندۀ سکسیّت انسان بشدت به خود جامعه بستگی دارد. سکسیّت هدیه ای است که از والدینمان به ما رسیده و ما هم باید این هدیه را به نسل های بعدی تحویل دهیم.

خوشی و تفریح و نشاط
سکسیّت تنها برای زندگی بخشیدن و تولید مثل نیست، بلکه برای خوشی، تفریح و نشاط هم هست- برای دلپذیر کردن لحظه ها، لذت دهی و لذت بری، عشقبازی، و کشف و تجربۀ شور انگیزترین هیجانات روانی و فیزیکی، همراه با غایت نهایی، ارگاسم، می باشد. من می شود ما و دوباره برمی گردد به من.  همه چیز برایت مهیا است که عیش کنی و خود و شریک جنسی ات را تعالی بخشی و خلسه ای که تمام وجودت (تن، جان و روانت) را فرا می گیرد، تجربه کنی.

رابطه و تعامل
تولید فرزند تنها هدف سکسیّت نیست، بلکه بهره مندی از آن بعنوان بزم و سفرۀ اروتیک زندگی، لذتبری، شور و سرمستی نیز هست. اما سکسیّت از این هم فراتر می رود. برای جشن گرفتن و ابراز و بیان ژرف ترین رابطه و همدمی بین دو انسانی که به هم عشق می ورزند، سکسیّت هنرمندانه ترین وسیله است. به همین دلیل هم، سکسیّت تمام و کمال در یک رابطه معنی دار به بهترین شکل نمود پیدا می کند. بنابراین، یگانگی معنوی- جنسی شکل می گیرد که همۀ لذتهای فیزیکی و عمیق ترین احساسات ما را به اوج می رساند و ما جاودانگی را تجربه می کنیم.
مشکل عمدۀ امروز این است که بر دو بعد رابطه و تولید مثل سکسیّت تأکید می شود و جنبه لذت و خوشی آن نادیده، انکار و نفی می گردد. حتی «کاپلان و سادوک» هم در این مورد مقصرند. آنها فقط رابطه و تولید مثل را به رسمیت می شناسند: «بزرگترین کارکرد رفتار جنسی بشر کمک به ایحاد رابطه، برقراری و بهبود عشق بین دو فرد، و تولید مثل می باشد.»

ابعاد و اجزاء سکسیّت ما از این قرارند:
۱- هورمونهای درونی و اندامهای جنسی بیرونی
۲- نیازها و امیال تولید مثلی، خوشی و لذت ، تعامل و برقراری رابطه
۳- همه خوشی و لذتهای حاصله از راه بیضه، کلیتوریس، واژن، دهان، مقعد و غیره
۴- و فانتزی ها و شهوت های ذهنی خصوصیمان.

میلتون دایموند، پرفسور آناتومی و بیولوژی باروری در هاوایی تأکید می کند که «در اکثر فعالیت های جنسی، بچه دار شدن مهمترین هدف نمی باشد، و نفس خودتحریکی فرد از گهواره تا گور، گواه بر آن است که برای لذت بری جنسی، حضور شریک جنسی همیشه الزامی نیست…..سکس لذت می دهد…. سکس فشار و تنش ها را آزاد می کند»
سکسیّت برگردان کامل موجودیت انسانی ماست و کل رشد فیزیکی، روانی و معنوی ما را در بر می گیرد. سکسیّت راهی است که ما با کمک آن خود را مرد یا زن می دانیم، و رفتارهایی که به تعالی شخصیتمان می انجامند و عشق و عاطفه بین دو انسان را تعالی می بخشند.

درک ها و استنباط های ما، رفتارهای ما، احساسات ما و مجموعۀ حواس های ما، همه و همه نقش بزرگی در سکسیّت ما دارند. و این شامل تفکر ما در مورد «درست» (ترجیحأ خوب)، و «نادرست» (ترجیحأ بد)، و دربارۀ سکسیّت خود و دیگران نیز می شود. و باز شامل این هم می شود که خویشتن خویش و هویت جنسی خویش را بشناسیم و بر اینکه ما بعنوان موجود جنسی چی هستیم و کی هستیم، آگاهی یابیم. و این نیز هست که ما با گرایش جنسی خود احساس راحتی و آرامش کنیم.

هویت جنسی چیست؟
هویت جنسی عنصر مهمی از هویت کلی فرد است و از آن تفکیک ناپذیر می باشد؛ یعنی جزئی جدایی ناپذیر از کل وجود و بود و نبود فرد است. هویت جنسی، کیستی و چیستی فرد بعنوان یک موجود زنده و دائما متحرک، در گذشته، حال و آینده است.

تا آنجا که به اصطلاحات و واژه ها در رابطه با هویت جنسی مربوط می شود، ناهمخوانی ها و آشفتگی های زیادی در بین رشته های مختلف، و حتی در درون هر کدام از رشته ها دیده می شود. همه اینها به معناشناسی بر می گردد. هویت جنسی بیش از گرایش جنسی و بیش از هویت جنسیتی (جندری) است.
هویت جندری بخش مهمی از هویت جنسی است. هنگام صحبت از زنانگی و مردانگی، توجه به تمایز بین سه درک، برداشت و استنباط مختلف، مهم می باشد، یعنی:
۱- شیوه ای که علم، زنانگی و مردانگی را تعریف می کند
۲- شیوه ای که جامعه زنانگی و مردانگی را تعریف کی کند
۳- درک و استنباط خود فرد از مرد یا زن بودن.

جندر= نقش جنسیتی: آن دسته از خصوصیات و رفتارهایی که فرد در بطن بافت های فرهنگی و کلیشه های سکسی / جنسی جامعه -تعریف جامعه از مرد / زن و محدودۀ رفتار، پوشش و خصوصیاتی که جامعه برای مرد / زن مناسب می داند – را فرا می گیرد و آنها را درونی می کند.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *