نامنامه ی پادشاهان سومری

بزرگترین فایده ی فرهنگنامه ها و دانشنامه ها برای انسانهایی با معلومات متوسط این است که آنها مقالات جامع و مانعی که مطابق آخرین یافته ای دانش روز می باشند ، در اختیار خوانندگان خود می گذارند.

sumerian

سومریان ساکنان بین النهرین بودند که امروزه در بغداد و خلیج فارس قرار گرفته اند . نژاد این مردم ناشناخته است . بر اساس آثار به جا مانده از آنها ، سومری ها حدود سه هزار سال قبل از میلاد زندگی میکردند. هنوز مشخص نشده است آنان در چه زمانی و از کجا به جلگه ی بین رودهای فرات و دجله مهاجرت کرده اند.

یا: سومریان ساکنان بین النهرین مرکزی و جنوبی بودند و بین چهار هزار سال تا دو هزار سال قبل از میلاد زندگی میکردند.

یا: مبدا سومریان هنوز به طور قطع مشخص نشده است . شاید آنان از کوه های شرق یا از دریا به بین النهرین مهاجرت کرده باشند. تنها موضوعی که مشخص است ، این است که آنان در  ابتای تاریخ ، در بین النهرین زندگی میکردند.

اگر بخواهیم تمدن سومری ها را به طور جدی بررسی کنیم ، ابهای درباره ی انان وجود دارد . در فاصله ی بین ۱۹۵۳ قبل از میلاد تا ۱۷۳۰ قبل از میلاد در دوره ی نخستین سلسله ی پادشاهی در “ایسین” – شهر سلطنتی باستانی در جنوب بابل – نامنامه ی پادشاهان تهیه شده است که رونگاری هایی از آن به دست “بروسوس” که کاهنی بابلی بود در قرن چهارم یا سوم قبل از میلاد افتاد و وی آنها را با تخیلات خود درآمیخت و به زبان یونانی ترجمه نمود. با این که این ترجمه صد در صد قابل اطمینان نیست ، اما بالاخره راهی به سوی گذشته ی ما میگشاید.

در سال ۱۹۳۲ سومر شناسان دچار شگفتی و حیرت بسیار گشتند. اصل”نامنامه ی پادشاهان” در خسرو آباد عراق در نزدیکی شهر موصل در دره ی دجله کشف گردید. حال پژوهشگران اسامی و تاریخ های اصلی را در اختیار داشتند.

کهن ترین و مهم ترین فهرست ارزشمند باستانی با نام ” نامنامه ی پادشاهان بابل باستان / و.ب . ۴۴۴″ در فهرست اثار باستانی به ثبت رسیده است. این نامنامه بر روی قطعه ای به ارتفاع ۵/۲۰ سانتی متر که به خوبی فهرست پادشاهان اصلی اسرار آمیز را از زمان پیدایش انسان در سطوح جانبی خود جا داده است ، حک شده است.

ادامه ی ان به نام” نامنامه ی پادشاهان بابل آ”مشهور است.قسمت نخست ان که اسامی و تاریخ نخستین سلسله میباشد ناخواناست.

“نامنامه ی پادشاهان ب”مملو از سوراخ و شکاف است . این فهرست ، شامل اسامی پادشهان سلسله ی بابل (۱۵۳۰ قبل از میلاد – ۱۸۳۰ قبل از میلاد)میباشد. بنابراین ما تا انجا که میتوانیم این نامنامه را بخوانیم ، اسامی حاکمان سومری و بابلی و تاریخ انها و مدت حکومتشان را اختیار داریم.

براساس سند “و.ب.۴۴۴” نخستین ده پادشاه از زمان پیدایش تا توفان بزرگ ، مجموعا ۴۵۶۰۰۰ سال حکومت کردند. بله دوباره بخوانید تا مطمئن شوید درست خوانده اید .!! طول حکومت این ده پادشاه به حروف چهار صدو پنجاه و شش هزار سال میباشد! پس از توفان بزرگ “پادشاهی دوباره از آسمان به زمین آمد”. ۲۳ پادشاه که پس از توفان پادشاهی کردند ، مجموعا ۲۴۵۱۰ سال وسه ماه سه و نیم روز حکومت نمودند.

اگر چه ” نامنامه ی پادشاهان ” به زبان رسمی “فهرست پادشاهان و دوران حکومت شان طبق سلسله شان” خوانده میشود، اما پژوهشگران معتقدن غلط خیلی واضحی در آن  وجود دارد . تنها سر “لئونارد وولی ” بود که با پشتکار فراوان و با اینکه خودش از نامنامه ی پادشاهان چیزی نمیفهمید ، به آن اعتماد کرد و به حفاری سرزمین سومری ها پرداخت. باستان شناسان ما معتقدند تاریخ های نوشته شده ، نجومی و اغراق آمیز است.

نمونه هایی از ” نامنامه ی پادشاهان / و.ب. ۴۴۴″ :

وقتی پادشاهی از آسمان آمد ، سلطنت در ” اریدو” بود.

eridudeity

“آلولیم” پادشاه “اریدو” بود.

او ۲۸۸۰۰ سال حکومت کرد.

“آلالگار” ۳۶۰۰۰ سال حکومت کرد.

دو پادشاه ۶۴۸۰۰ سال حکومت کردند.

در “بد بد تیبرا” ، ” ان منلو آنا ” ۴۳۲۰۰ سال سلطنت کرد.

“ان من گال آنا” ۲۸۸۰۰ سال حکومت کرد.

“دوموزی” خدا که چوپان بود ۳۶۰۰۰ سال سلطنت کرد.

سه پادشاه ۱۰۸۰۰۰ سال حکومت کردند.

در “لاراک” ، “ان زیب زی آنا” ۲۸۰۰۰ سال سلطنت کرد.

یک پادشاه ۲۸۸۰۰ سال حکومت کرد.

“ان من در آنا” که پادشاه “سیپار” بود ، ۲۱۰۰۰ سال حکومت کرد.

یک پادشاه ۲۱۰۰۰ سال سلطنت کرد.

“اوبارتوتو ” در “شورو پاک” ۱۸۶۰۰ سال حکومت کرد.

هشت پادشاه در پنج شهر ۲۴۱۲۰۰ سال سلطنت کردند.

آنگاه توفان آغاز شد.

پس از ان که توفان تمام شد، پادشاهی دوباره از اسمان فرود امد.

پادشاهی در “کیس” بود.

پادشاه “کیس” ، “گااور” بود که ۱۲۰۰ سال حکومت کرد.

“گولا نیدابا آناپد ” ۹۶۰ سال حکومت کرد.

“زوکاکیپ” ۹۰۰ سال حکومت کرد.

(و پادشاهی) ۳۲۴ سال (سلطنت کرد.)

“لوگال باندا” آسمانی یا همان “آتاب” ۶۰۰ سال حکومت کرد و پسر “آتاب” ۸۴۰ سال سلطنت کرد.

“اتانا” چوپان که به آسمان رفت و آرامش را به کشور اورد ، پادشاهی بود که ۱۵۶۰ سال حکومت کرد.

“بالی ” پسر “اتانا” ۴۰۰ سال سلطنت کرد.

“تیز کار” پسر “سامونگ” ۳۰۵ سال سلطنت کرد.

“ایلتا سادوم” ۱۲۰۰ سال سلطنت کرد.

“(مس) کیاگ گا(سر)” پسر خدای خورشید که کاهن اعظم و چوپان بود ۱۲۰۰ سال حکومت کرد.

“دوموزی”خدا که ماهیگیر بود ، در شهرش “کوآ”۱۰۰ سال سلطنت کرد.

“گیل گمش”آسمانی که پدرش ” لیو دومون ” ، کاهن اعظم “کولاب” بود، ۱۲۶ سال حکومت کرد.

“اور نونگال” پسر گیلگمش ، ۳۰ سال حکومت کرد.

“لاباسر”۹ سال حکومت کرد.

“نامنامه ی پادشاهان” همچنین فهرست خدایان بسیاری نیز می باشد. پادشاهانی که نه تنها به عنوان خدایان توسط سومریان پرستیده میشدند، بلکه به عنوان معلم نیز در بین شان شناخته میشدند.

“گیل گمش” ، “اتانا” و “انکیدو”قهرمانان حماسه های معروفی هستند که نامشان شهرت بسیاری دارد. برخی از نام های نامنامه ی پادشاهان در کتیبه های گلی و الواح خشتی نیز یافت شده که این موضوع مدرکی بر هویت راستین نامنامه ی پادشاهان میباشد و ثابت میکند اسامی پادشاهان ساخته و پرداخته ی ذهن تاریخ نگاران نمیباشد. این پادشاهان روزگاری وجود داشته اندو نحوه ی حکومت انان در سرزمین ها و بر مردم شان در کتیبه ها ثبت شده است.

اما این دوران های بسیار حکومت به چه معناست؟

آیا می بایست این تاریخ های نجومی دوران سلطنت پادشاهان را غیر واقعی دانست و آنها را کنار گذاشت؟ آیا ما میتوانیم همه ی مسائل را چنین ساده کنیم که با دانش امروزی مان همخوانی ندارد و توجیه نمیشود را فورا افسانه ای بدانیم و از فهرست پژوهش هایمان حذف کنیم؟!

اگر از پیری شناسان در باره ی این گفته ها و عمرهای نجومی سوال کنید ، آمریکایی ها و روس ها همدلانه میگویند مرز زندگی انسانها ۱۱۰ تا ۱۲۰ سال است . انان همیشه گزارشهایی چون چوپان بلغاری ای مه ۱۵۰ سال عمر داشت را رد میکنند چون مدرکی جز عده ای شاهد ندارند!!

طول عمر ما وابستگی مستفیمی به ۱۵ میلیارد سلول بدنمان دارد. این سلول ها در طول زندگی ما بارها تقسیم شده و بدن ما را دوباره سازی میکنند. این تقسیم سلولی پس از ۲۰ سالگی کم کم کند میشود زیرا مشخص شده سلولها پس از ۳۰ بار تقسیم شدن کم کم قدرت دوباره سازی را از دست میدهند و این نیرو پس از ۵۰ بار تقسیم شدن کاملا از کار می ایستد.

پس انتظار رسیدن به عمرهای ۱۱۰ تا ۱۲۰ سالگی یک آرزوی محال  و دست نیافتنی ست ، مگر اینکه زیست شناسان روند تقسیم سلولی در بدن ما را کند کنند.

یک نمونه ی جالب در “نامنامه ی پادشاهان آ” و “ب” ، ” حمورابی ” حدود ۷۰۰ سال قبل از “بورنابوریاس” یکم حکومت میکرده است. ولی این موضوع کاملا غیر ممکن است.

چرا غیر ممکن است!؟  (پس یعنی فاصله ی بین دو پادشاهی ، ۷۰۰ سال غیر ممکن است.)

در این جا سه فرضیه قابل ذکر است:

۱٫گاه به گاه پادشاهان به دعوت فرازمینی ها به سفرهای فضایی با دیگر منظومه های خورشیدی میرفتند.

شرح دقیق این سفر ها در هر دو کتاب “زوهر” که بخش اصلی کتاب کابالا (قبالا ) میباشد و در کتاب “خنوع” وجود دارد.

 تاریخ پژوه فن آوری پروفسور “ریچارد هنینگ” معتقد است  قسمت هایی از افسانه ی سومری “اتانا” ف داستان کهن ترین پرواز در جهان میباشد ، کتیبه ی این افسانه بین ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد به خط میخی نوشته شده و بر روی برخی از مهره های استوانه ای ، تصاویری مربوط به ان کشیده سده است. در حماسه ی سومری “گیل گمش” نیز سفر رویا گونه ی قهرمان به سکونتاه خدایان توصیف شده است.

افسانه های مربوط به سفرهای فضایی به خاور میانه محدود نشده اند. در حماسه های هندوستان ، مانند “مهابهاراتا” و “رامایانا” نیز که بین قرن های ۴ تا ۳ قبل از میلاد نوشته شده اند ، توصیفاتی این جنینی وجود دارد.

در افسانه های “اسکاندیناوی”(شمال اروپا) و متون سرخپوستان نیز چنین مطالبی دیده میشود.

از زمانی که آلبرت اینشتین (۱۹۵۵- ۱۸۷۹ ) فزضیه ی نسبیت را مطرح ساخت ، وجود اعداد نجومی و بزرگ در بازه ی زمان تولد تا مرگ و دوران زندگیف قابل درک و توجیه گشتند. پس از آزمایش های فیزیکی ثابت گردید فرضیه ی اینشتین یکی از قوانین طبیعت و حقیقت مسلم میباشد.

طبق قانون تغییر بازه ی زمانی که بر اساس فرضیه ی نسبیت میباشد، گذشت زمان برای سرنشینان یک سفینه ی فضایی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند ، بسیار کندتر از گذشت زمان برای ساکنان سیاره ای که از آن پرواز نموده اند ، میباشد.

از دوران اینشتین ثابت شد زمان کمیتی ثابت و جاودان نمیباشد و آن را میتوان به کمک ” انرژی = سرعت ” تغییر داد.

چگونه میتوان با این دانش ، تاریخ های نجومی سومریان را قابل درک ساخت؟!

اگر بنا به آنچه گفتیم بپذیریم که پادشاهان همان خدایان (فضانوردان) باستان یا موجوداتی فرازمینی بوده اندیا – اگر کمی کوتاه بیاییم – انسانهایی بوده اند که از طرف فرازمینی ها به سفر های فضایی دعوت میشدند ، انگاه مشکل تاریخ های نجومی دوران حکومت هایشان حل میشد.

وجود دو عامل در “نامنامه ی پادشاهان” – یکی زمان های غیر قابل باور دوران های سلطنت و عمر پادشاهان و دیگری تاکیید بر آمدن سلطنت از آسمان – ما را دز پذیرش این فرضیه که میگوید ذر این اتفاقات شگفت انگیز فرازمینی ها دست داشته اند ، ترغیب مینماید.

وقتی ما تاریخ دوران سلطنت آنها را با قانون تغییر بازه ی زمانی بررسی میکنیم ، متوجه میگردیم دوران ۴۵۶۰۰۰ سال چندان تاریخ بلند و غیر قابل باوری نمیباشد.

۲٫ فرازمینی ها با انسانها آمیزش نموده و فرزندانی به وجود آوردند. در طومار ” لمک” که در حدود ۲۰۰۰سال قدمت دارد ودر سال۱۹۴۷ در غارهای طویل بحرالمیت کشف گردید ،گفته شده “انلیل” خدای سومری که در “نیپور” حکومت میکرد دختر دوست داشتنی زمین ” نینلیل ” را بارور نمود و از او بچه ای یافت . این نسل دورگه بسیار علاقه داشت تا مانند پدران خداگونه ی خود بشوند اما آنان بر خلاف پدرانشان ، عادی و فنا پذیر بودند.  این پسران به این اوضاع اعتراض داشتند و میخواستند دوران پادشاهی بلندی داشته باشند.

بهشت سومری “دیلمون” که باغی آسمانی بوده و در ان بیماری و مرگ وجود نداشت چه بوده است؟!

middle_e

گیاه جاودانگی که “اوتنا پیش تیم” – یکی از نیاکان گیل گمش – میشناخته و در جزیره ای ” آن سوی دریای مردگان ” زندگی جاودان داشته چه بوده ایت؟ این داروی جوانی جاودان از کجا امده است؟

“اوتنا پیش تیم” که از توفان بزرگ جان سالم به د برده است ، در هنگام آشکار کردن راز جاودانگی خود به گیل گمش گفت از گیاهی که در دریای شیرین میروییده ، خورده است . گیل گمش این گیاه را میابد و برای جاودان ساختن خود و خانواده اش مقداری از ان را جمع میکندو میبرد.او در اواسط راه در جایی متوقف میشود ودر جایی به آب تنی می پردازد. در این هنگام ماری می آید و این داروی شگفا انگیز را میرباید و گیل گمش بسیار زاری و ناله میکند.

آیا پسران خدایان یا پادشاهان داروهایی را میشناختند که روند کار سلول را کند کرده و ندگی را طولانی میکرده است؟! آیا این دارو ها عملکرد زیست – حیاتی را طولانی کرده و از ان مراقبت میکردند؟

تاکنون گیاه جاودانگی کشف نشده است و دانشمندان همچنان در جستجوی آن برای ما انسانها می باشند.

 ۳٫ آیا پسران خدایان (فضانوردان) یا پادشاهان باستان خود را مومیایی میکردند و قرن ها بعد دوباره توسط کاهنانی که به روش های بازگرداندن حیات زیست – محیطی اندامگان بدن آشنا بودند ، به زندگی باز میگشتند؟

MaskFrontView

آیا آنها روش نگهداری حیات اندامگان بدن در شرایط انجماد را میدانستند و با روش هایی که برای ما ناشناخته است ، از مرگ سلول ها جلوگیری میکردند؟ آیا دلیل اینکه دایما در کتیبه ها گفته میشود خدایان همیشه در معبد حضور دارند ، همین موضوع میباشد؟

کاهنان اعظم میدانستند خدایان در همه ی زمان ها زندگی جسمانی در بین مردم دارند و انان که فرمانراوایان واقعی شهر ها میباشند و فقط هر از چندی پادشاهانی را جایگزین خود مینمایند، وجود فیزیکی دارند. این کاهنان هم از بازگشت خدایان (فضانوردان) فرازمینی و هم از بیدار شدن پسران خدایان (فضانوردان) میترسیدند.

معبد ها به این دلیل ساخته شدند تا در آنجا با خدایان (فضانوردان) واقعی که زنده بودند ، ملاقات انجام شود. کاهنان پس از سالها که از بازگشت خدایان (فضانوردان) خبری نبود و پسران خدایان(فضانوردان) نیز از خواب بیدار نشدند، دست به حیله های موزیانه ای زدند و با ساخت مجسمه هایی و قرار دادن انها در معابد ، پادشاه و مردم را فریب داده و احمقانه ایم مجسمه ها را خدایان می نامیدند.

شاید این سه فرضیه کمکی به حل تناقضات و دوره های طولانی ثبت شده در “نامنامه ی پادشاهان / و. ب. ۴۴۴” بنماید. این واقعیتها که در کارت حافظه ی ما ثبت شده اند ، منتظرند تا به موقع توسط ما کشف شوند.

بخشی از کتاب نشانه های خدایان؟ / اریک فون دانیکن / ترجمه ی مهرداد شاهین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *