کنار آمدن با انکار و اجتناب از احساسات

درمان حسادتمسائل عاطفی حل نشده ای که روی آنها کار نکرده اید می توانند کیفیت زندگی شما را مختل کنند. مکانیزم های دفاعی ظریف و هم چنین نه چندان ظریف می توانند مانع هوشیاری کامل شما در عملکرد، احساسات و یا گفته هایتان گردند. آنها به نوبه ی خود مانع تفکر واضح و تامین منافعتان می باشند.

هوشیاری نسبت به احساسات، شما را قادر می سازد انتخاب بهتری داشته باشید. بررسی چالش های عاطفی حل نشده و واکنش هوشیارانه نسبت به آنها به سود شما می باشد.

زنی را در نظر بگیرید که هر روز در خیابانی راه می رفت. آخرین بار که از آن مسیر می گذشت در گودال عمیقی که آنجا حفر شده بود افتاد. دفعه ی بعد گودال را فراموش کرد و دوباره در همان گودال افتاد. مرتبه ی سوم تجربیات گذشته را به یاد آورد رفتارش را تغییر داد و از خطر دور شد. شما در مسیر خود با خطرات غیر منتظره ی زندگی روبه رو خواهید شد و باید مخاطرات احساسی یا فیزیکی را تشخیص دهید. احساسات، مکانیزم بقای شما هستند. آنها اعلام خطر می کنند و به همین دلیل بسته به تازگی وضعیت و یا تکراری بودن آن باید با این علائم همسو باشید و بررسی کنید که آنها درباره ی چه مسئله ای هستند. توانایی درنگ و تفکر این امکان را به شما می دهد که ببینید آیا آن خطر جدی است یا خیالی و شما در مورد آن چه اقدامی باید بکنید. اگر در وضعیت واکنش خودکار باقی بمانید ناخواسته به واکنش های ناخودآگاه باز خواهید گشت.

کنار آمدن با انکار:

انکار، یک مکانیزم دفاعی روانشناختی است که به صورت مانعی در برابر ابراز صادقانه ی احساسات عمل می کند. ممکن است ناخودآگاه سدی ایجاد کنید تا  از دیدن موقعیت ها یا احساسات دردناک خاص که ارزش های فرهنگی یا خانوادگی شما اجازه ی بیان آزادانه ی آنها را نمی دهند اجتناب ورزید.

انکار نشان می دهد که شما مسائل ناراحت کننده را بیان نمی کنید. در حالی که در این بخش اجتناب از احساسات را به طور دقیق بررسی می کنیم ممکن  است موضوعی مهم را انکار کنید.

انکار، اجتناب و فرافکنی معمولا زمانی اتفاق می افتد که شما از بی پرده صحبت کردن بسیار هراس دارید. ممکن است حتی زمانی که واقعا مشکلی دارید اصرار کنید که در این مورد مشکلی ندارید زیرا از بیان مشکل خود بیمناک هستید.

اجتناب از احساسات:

انکار احساسات می تواند به رفتارهای اجتناب گر منجر شود که شامل اعمال آگاهانه یا ناآگاهانه است که برای فرار از مشکل یا عملی که گویا وجود ندارد، انجام می دهید. آگاهانه یا ناآگاهانه، رفتارهای اجتناب گر به معنای آن هستند که شما از حقیقت طفره می روید.

رفتارهای اجتناب گر شکل های فراوانی به خود می گیرند. به عنوان مثال ممکن است از گفتگو با شریکتان پرهیز کنید چون می دانید که در نهایت با برخورد سختی روبه رو خواهید شد. یک فرد الکلی ممکن است مشروبات  الکلی را در یک بطری معمولی پنهان کند. همسر فرد الکلی ممکن است ناخودآگاه تبانی و وانمود کند که چیزی نمی بیند. یک همسر ممکن است از اقرار به داشتن رابطه با شخصی دیگر پرهیز کند. این رفتارها برای تمامی افراد درگیر گیج کننده است. شما مخفی کاریها و دروغ ها را حس می کنید اما بدون آزادی و صداقت نمی توانید مشکل را حل کنید. تحقیق کنید چه مواقعی احساساتتان را انکار می نید تاثیر آن را در زندگی خود و اطرفیانتان بررسی کنید. برای یافتن احساسات انکار شده سوالات زیر را پاسخ دهید:

  • هنگامی که جلوی احساسات شدید خود را می گیرم چه احساسی در بدنم دارم؟
  • آیا دلخور می شوم؟ در چه موقعیت هایی؟
  • آیا اعمال خود را تغییر می دهم یا از یک بحث صادقانه اجتناب می کنم؟
  • احساساتم را به طور مشخص از چه کسی پنهان می کنم؟
  • آیا احساس می کنم که فردی دیگر بخشی از احساساتش را انکار می کند؟
  • آیا من از کار، اعتیاد، مشروبات الکلی فراوان، مواد مخدر، سیگار، ورزش یا سرگرمی ها به عنوان راهی برای اجتناب از روبه رو شدن با مشکلات احساسی استفاده می کنم؟

اگر پی بردید که به طریقی از انکار استفاده می کنید از خود بپرسید که انکار چگونه بر رفتار شما تاثیر می گذارد.

صحبت کنید:

خودداری از ابراز احساسات برای شما و سایرین هزینه بر است. ممکن نیست که دیگران بتوانند به چیزهایی توجه کنند که شما آنها را از وجود این چیزها مطلع نکرده باشید. عکس این موضوع نیز صادق است. بنابراین باید بدانید که شما مسئول در میان گذاشتن احساسات خود با دیگران هستید تا بتوانید با هم بهتر کار کنید و احساسات را به اعمال مثبت تبدیل کنید.

جهت فاش کردن، انکار و ابراز احساسات به دیگران به شکلی سالم موارد زیر را امتحان کنید:

  • احساساتی را که انکار می کنید نام ببرید و روش هایی را برای رسیدگی به نیازهایتان بررسی کنید.
  • بیان خواسته ها و چگونگی کنترل احساساتتان در طول صحبت را تمرین کنید خصوصا زمانی که مداخله ی شخصی دیگر در ابراز نیازهایتان و یا مخاطب قرار دادن آنها لازم باشد.
  • تکنیک هایی برای کاهش عکس العمل ها و برانگیختگی های احساسی تمرین کنید.
  • به جای این که دیگران را سرزنش کنید توضیح دهید که در چارچوب احساسات و نیازهای خود چه می خواهید.
  • بر مزایای بازگو کردن صداقت خود تمرکز کنید حتی اگر احساسات بازگو شده تان با انکار مواجه شوند. اگر دیگری موضع شما را نمی پذیرد یا نمی فهمد شما کماکان به اندازه ای برای خود احترام قائلید که ا حساساتتان را به وضوح ابراز کنید.

توانایی بهبود احساسات بستگی به صداقت با خود درباره ی احساساتتان دارد. دخیل کردن دیگران همیشه ضروری نیست  اما شواهد حاکی از  این است که سرکوب احساسات منجر به طفیلی از مشکلات مانند اعتیاد به الکل، انزوا و بیگانگی احساسی می گردد. وقتی که بی صداقتی و پنهان کاری وجود داشته باشد نمی توانید صمیمیت واقعی را تجربه کنید حتی اگر آن سوء نیت فقط نسبت به خودتان باشد.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *