ذهن فرازمینی – برسی مغز البرت انیشتین

ذهنی که همه چیز را به چالش کشید
بخشي از آهيانه ممکنه که با اين گونه افکار انتزاعي درگير بوده باشه بنابراين، اين واقعيت که ما با نوعي آناتومي غير عادي در آهيانه مغز “آينشتاين” روبرو هستيم.
واقعاً حيرت انگيزه در دهه 80، و در دانشگاه “برکلي” دکتر “مارين دايمند” کشف حيرت انگيز ديگري را درباره مغز “آينشتاين” به دست آورد.
“دايمند” دريافت که اين مغز حاوي 70 درصد سلول گلايِل بيشتري از مغز يک انسان معموليست مغز فقط يک رابطه ساده بين عصبها نيست.
بلکه رابطه بين اعصاب و سلولهاي گلايِل ست سلولهاي گلايِل ، در حمل اطلاعات، بسيار تعيين کننده اند.
ما ميتونيم به طور تقريبي بگيم که يک مغز، با شمار بيشتري از سلولهاي گلايِل براي هر عصب، ميتونه تاثير بسيار بيشتري در کارايي اون مغز داشته باشه.
قدرت فراگيري را بالا مي بره شايد 99.9% مغز انسانها کاملاً شناخته شده هستند اما مغزهاي به خصوصي هستند که کاملاً متفاوتند.
اما در رابطه با “آينشتاين” ما با نابغه اي مواجهيم، که ظاهراً از نوعي سخت افزار برخوردار بوده که با بقيه متفاوته .
چه دليلي مي تواند سبب ايجاد غير عادي بودن ماده خاکستري مغز “البرت آينشتاين” شده باشد؟ آيا ممکن است که طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني اين مغز پيشرفته به او اين امکان را داده باشد تا بتواند.
پيامهاي رسيده از حوزه اي کاملاً فرازميني را با ورود به چيزي شبيه “خلسه”، دريافت کند؟
آيا اين امر مي تواند توضيحي براي انتشار چهار مقاله خارق العاده اي باشد که درک بشريت از هستي را در زماني کمتر از يک سال دچار تحول کرد؟
چطور ممکنه که يک نفر بتونه ظرف يک سال مقالاتي اينهمه پر اهميت رو خلق کنه و بنويسه؟
به طوريکه حتي همکارانش هم سر در نيارند !که او داره درباره چي حرف ميزنه .روش تفکر “آينشتاين” کاملاً متفاوت از مردم پيش از خودش بود
چطور ميشه توانايي مغز بزرگ “آينشتاين” را توضيح داد؟
آيا چيزي در روند تکامل بشر وجود داره که باعث شده او سريعتر به نتيجه برسه؟
يا اينکه او به صورت بالقوه يک جور جهش ژنتيکي داشته؟
مثلاً يک ژن فرازميني که ما هنوز اون رو شناسايي نکرده ايم.
آيا موجوداتي با يک جور دي-اِن-اي متفاوت در فضا وجود دارند که ما باهاشون آشنايي نداريم و براي ما ناشناخته بوده زميني نيستند ، و ما پيش از اين هرگز از اونها خبر نداشتيم؟
آيا هر کسي که واجد استعدادي خارق العاده است ممکنه که کمي بيش از بشر باشه؟
آيا اناتومي مغز خارق العاده “آينشتاين ” قادر به توضيح نبوغ برجسته او خواهد بود؟
آيا بهره وري از تجارب فکري و ساختار منحصر به فرد مغزش به او اين امکان را داده است تا پيامهايي را از منبعي فرازميني دريافت و درک کند؟
شايد پاسخ اين سوالات را بتوان در بررسي ذهنهاي خارق العاده ديگر نوابغ تاريخ بشر پيدا کرد.
استکهلم، سوئد سال 1921
اکادمي علمي سلطنتي سوئد جايزه نوبل علمي را به “البرت آينشتاين” و کمک بي نظير او به فيزيک تئوريک اهدا نمود
اما چه چيزي “آينشتاين” را از معاصران خود ممتاز مي کرد؟
اين فيزيکدان 42 ساله، چگونه توانسته بود به چنين بينش دقيقي از هستي دست يابد؟ ما مي بينيم که در زمينه زمان و فضا افراد زيادي هستند که به اطلاعات بسيار وسيعي دست پيدا کرده اند
و حقيقتاً تمدن ما را به جلو سوق داده اند بديهي ترين سوال اين است که آيا اين کار را با استفاده از مغز منحصر به فردشان انجام داده اند؟
يا اينکه چنين رويدادي فقط به دليل تمرکز درست آنها بر روي زمينه مناسب و دست يافتن به اين اطلاعات بوده است؟
آيا ممکن است که تمرينات ذهني “البرت آينشتاين” امکاني را برايش فراهم کرده باشد تا بتواند پيامهايي را از قلمرو متافيزيک دريافت کند؟
همانگونه که نظريه پردازان فضانوردان باستاني مدعي آنند؟
در اينصورت، آيا شواهدي وجود دارد که نشان دهد ساير نوابغ تاريخ بشر نيز دستاوردهاي عظيم خود را از طريق بازگشايي ضمير ناخودآگاه به دست آورده باشند؟
آتن، يونان در خارج از اکادمي ارتشي يونان مجسمه اي از يک قهرمان جنگ و بنيانگذار فلسفه غرب بر پا ايستاده است …
ذهن فرازمینی سقراط
“سقراط” معاصران “سقراط”، او را به عنوان فردي از هر لحاظ عجيب توصيف نموده اند از جمله اينکه او هر روز ، ساعاتي طولاني را غرق در افکار خود سپري مي کرده است يکي از مبهوت کننده ترين مثالها در روياپردازيهاي “سقراط” در واقع در زمان سربازي و در جريان لشکر کشي محاصره “پوتيديا” اتفاق افتاد.
“سقراط” را در جريان يک مکاشفه يافتند و اين حال تفکر و سکوت، براي يک ساعت و دو ساعت و سه ساعت همچنان ادامه داشت.
او چنان بر اين حالت غير عادي پايدار باقي مانده بود که بسيار عجيب و مشکوک و حيرت انگيز بود
ما اغلب فکر مي کنيم که نوابغ بسيار غير عادي هستند اما من معتقدم که اين غير عادي بودن اونها به اين دليل هست که اونها واقعاً در يک واقعيت ديگري به سر مي برند
“سقراط” در اين داستان گفته که با يک “ديو” ارتباط برقرار کرده ديو از نظر “سقراط”، يک موجود اهريمني نيست بلکه يونانيان باستان به يک طبقه اي از خدايان اعتقاد داشته اند که با انسانها حرف مي زدند و اسرار حيات را براي انسان بازگو مي کرده اند و توضيح مي داده اند که ما چرا اينجا هستيم آيا موجود “ديو” گونه “سقراط” شاهدي بر آن است که بنيانگذار فلسفه غرب رواني پريشان داشته است؟ ،يا اينکه ديو “سقراط” شاهديست بر آنکه او در تماس با موجودي فرازميني بوده است که پيامهايي را از قلمرو دوردست کيهان براي او ارسال مي کرده است؟
من فکر مي کنم خيلي آسونه که بگيم بله “سقراط” ديوانه بود يا مثلاً اسکيزوفرنيا داشته و يا صدا مي شنيده .
اين “ديو”، يک جور پيام آور، يا پُلي بوده ،بين او و قلمرو متافيزيکي که او مايل به ورود به آن بوده.
آيا تمرينات عميق ذهني و مديتيشن او را به موجودي فرازميني متصل نموده بود؟
همانطور که برخي از نظريه پردازان فضانوردان باستاني به آن معتقدند؟
در اينصورت، آيا نوابغ ديگري نيز با ادعايي مشابه وجود داشته اند که اطلاعاتي را از قلمروي برتر و در حال خلسه دريافت نموده باشند؟ ،”
لئوناردو ” داوينچي”
در دست نوشته هاي خودش، شرح داده که روي تختخواب اتاقش دراز مي کشيد و شمعهايي را روي پايه تخت قرار ميداد.
روي تخت دراز مي کشيد و به حرکت شعله شمع روي سقف خيره ميشد و اين کار، او را به يک خلسه بسيار بسيار عميق فرو مي برد
که در اين سطح ، او مي تونست تصوير سازي کنه و ايده هايي رو خلق کنه.






