داستان عبرت آموز
روزی، گوسالهای باید از جنگل بکری میگذشت تا به چراگاه برسد. گوسالهی بیفکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
روزی، گوسالهای باید از جنگل بکری میگذشت تا به چراگاه برسد. گوسالهی بیفکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
کلاهفروشی روزی از جنگلی میگذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. بنابراين کلاهها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاهها نیست. بالای سرش را نگاه کرد، تعدادی میمون را دید که کلاهها را برداشتهاند.
رييس جوان قبيله که نمی دانست چه جوابی بدهد می گوید : برای احتياط برويد هيزم تهيه کنيد. سپس به سازمان هواشناسی کشور زنگ می زند :
پیش از نمایش فیلم «بلوند»، درباره زندگی مرلین مونرو با بازی آنا دی آرماس در نقش این ستاره سینما، نتفلیکس مستندی از زندگی او منتشر کرده است.
حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد،
دانشمندانی که در حال مطالعه خرسهای آبی هستند، جزئیات مهم جدیدی در مورد نحوه زنده ماندن این موجود آبزی کوچک در شرایط بسیار سخت کمآبی یافتهاند.
شعر پیرمرد مهربون مزرعه داره برای کودکان، یک شعر آموزشی است که در این مطلب برای کودکان عزیز آورده ایم. امیدواریم این شعر زیبا را دوست داشته باشید.
پذیرایی به وسیله شکلات و شیرینیجات، خیلی وقت است در همه دنیا متداول است. ولی می شود این پذیرایی را به صورت زیبا و شیک، به گونه جدیدتر انجام داد.