خانه فرازمینی ها کجاست – دهکده ها و مکان های اسرار امیز

ادامه مطلب پیشین
موقعیت ستاره ها و قرار گیری دقیق مکان ها
نقل قل از مطلب پیشین
خانه فرازمینی ها کجاست
که در “وينزلوي” آريزوناست “و با شانه راست “اوريون و ستاره جوزا (الفا) منطبق هست .
“هوپي”ها در منطقه شمال اين تپه ها هم ساکن شدند که اين منطقه با ستاره جبار (بتا) منطبق است .
ستاره کاپا
بعد هم مجموعه اي از دهکده ها رو داريم که منطبق با پاي راست “اوريون” هستند ستاره اصلي اون “پرده از راز منشاء آسمانيمان برداريم” ستاره ایی که کاپا نام داره نام داره. بنابراين شما يک قرينه از ستاره ها رو در اينجا مشاهده مي کنيد …
که مثل مدل آسمان، تکرار شده اند. اين کاريست که “هوپي”ها در زمان اجراي اين نقشه به انجام رسونده اند که البته ساخت اينها در حدود سه قرن طول کشيده اما نياکان “هوپي”ها چگونه از انطباق دقيق محل سکونت خود و مکانهاي مقدسشان با صورت فلکي “اوريون” آگاه بوده اند؟
آيا ممکن است که آنها از کمک مسافران فضايي برخوردار شده باشند؟
ایا ستارگان ارتباطی با موجودات فرازمینی داشته اند
همانطور که برخي از محققين نيز به آن معتقدند؟ طبق افسانه هاي “هوپي”، الهه آفريننده “ماسائو ” صدها سال اين قبيله را هدايت کرده تا آنها به اين سه تپه برسند.
جايي که “ماسائو” از آنها خواسته تا در آنجا منتظر بازگشت او بمانند الهه “ماسائو” در آغاز ساکن همين منطقه .
و به انتظار “هوپي”ها مانده است اين خدا، يک الهه ترسناکه اون چشمهايي بزرگ و مدور با يک دهان گرد داره و يک سرِ پيازي شکل او کشاورزي را به “هوپي”ها ياد داده.
معمولاً با يک چوب دستي در دست راستش تجسم ميشه درست مثل صورت فلکي “اوريون” “ماسائو” به مردم گفته که دهکده هاي خودشون رو در کجاها بسازند حکاياتي هم در باره يک ستاره معين وجود داره که “هوپي”ها اون رو دنبال مي کنند.
يک ستاره اي که در آسمان حرکت مي کنه و بعد متوقف مي شه تا “هوپي”ها در آنجا توقف کند و همانجا دهکده خودشون رو بنا کنند.
اين بيشتر شبيه يک فضاپيماي فرازميني به نظر مياد که “هوپي”ها رو در طول بيابان راهنمايي مي کرده اينجا “فَهادا بيوت” هست که بر اساس افسانه هاي “هوپي”، خداي اونها “ماسائو” از آسمان به اين نقطه نازل شده .
در هنگام شب، صورت فلکي “اوريون” درست در بالاي اين تپه قرار ميگيره و در اين افسانه آمده که “ماسائو” روي قله اين تپه فرود مياد حالا سوال من اينه که آيا يک ميهمان فرازميني با يک وسيله پرواز، روي اين تپه فرود آمده؟
البته پاسخ من مُثبته کسي يا چيزي از فضا در اينجا فرود آمده آيا ممکن است که “ماسائو” خدايان آفريننده “هوپي”ها در واقع يک مسافر فرازميني از “اوريون” بوده باشد؟
همانطور که نظريه پردازن فضانوردان باستاني معتقد به آنند؟ در اينصورت، چرا اين الهه ، “هوپي”ها را وادار به مهاجرت به جنوب غرب در مسير نقشه اي از اين صورت فلکي کرده است؟
آيا اين يه تصادف صرفه که “هوپي”ها شهرهاشون رو درست مثل مصريان باستان منطبق با “اوريون” مي ساخته اند؟
من اينطور فکر نميکنم من معتقدم که اين يک سند روشن هست که نشون ميده ، اين کار عامدانه بوده .
“هوپي”ها سعي داشته اند با نياکان آسماني خودشون بيعت ببندند نياکاني که از صورت فلکي “اوريون” آمده بوده و اطلاعاتي رو از منظومه اي که از آن آمده بودند به اونها داده اند.
به همين دليله که اين الگو در صحراي اريزونا پياده شده اين در واقع راهي براي “هوپي”ها به منظور يادآوري خاستگاه نياکان آسمانيشون بوده که اهل “اوريون” بوده اند “هوپي”ها معتقدند که در هر مقطعي از آفرينش يا در هر دوره از زمان “ماسائو” با اونها تماس ميگيره و اغلب به اونها درباره پايان اون دوره زماني هشدار ميده.
بعد هم اونها رو از نابودي نجات ميده به نظر ميرسه که اين الهه آفريننده با “اوريون” مربوط ميشه و به نوعي فقط زماني تماس برقرار مي کنه که الگوي کمربند “اوريون” اجرا شده باشه
بنابراين، اونچه که اونها منتظرش هستند ، بازگشت “ماسائو”ست آيا ممکن است که طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني حکايات “هوپي”هاي باستان درباره “ماسائو” ، الهه آفرينش شاهد ديگري مبني بر اثبات تماس با نياکان فرازميني ما از “اوريون” باشد؟
در اينصورت ، آيا ممکن است که “هوپي”ها با ساخت اين انطباقهاي منظومه اي در صدد تماس با اين موجودات فرازميني بوده باشند؟
شهرهاي آنها تداعي کننده “اوريون” است؟ دليلي که نهايتاً بتواند بشر را به موطن آسماني خود باز گرداند!؟
فلات “نبتا ” “تپه سياه” آيا اين بناهاي باستاني که همگي با ستاره هاي “اوريون” منطبقند ممکن است به هم مربوط بوده و رد پايي را براي رسيدن به منشاء آسماني ما به دست ما بدهند؟
يا اينکه دليلي حتي مهمتر از اين ميان بشر و اين صورت فلکي موجود است؟
حالا چرا مهمترين سايتهاي باستانشناسي روي زمين به صورت فلکي “اوريون” ختم ميشن؟ من معتقدم که اين تصادفي نيست اما سوال اينه که اينها از کجا آمده اند؟
آيا به نوعي اونها از يک تکنولوژي برخوردار بوده اند؟
يا اينکه کسي در يک دوره تاريخي ، اين نقاط رو براي اونها مشخص کرده؟ آيا اين علم به اونها ارائه شده و اونها هم تجليل و حفظش کرده اند و روزي هم بالاخره در سير زمان به کلي گم شده؟
شما وقتي به اين هرمهاي مرتبط واقع در “جيزه” و باورهاي “مايا”ها توجه مي کنيد ، مي بينيد که مبين اين هستند که “اوريون” همان جاييست که ما از آنجا آمده ايم.
همانجايي که فرازميني ها هم از آنجا آمده اند ، و اگر ما به “اوريون” بريم احتمالاً چيزي که مي بينيم سياره اي بسيار بسيار شبيه به زمين خواهد بود .
آيا ممکن است همانگونه که نظريه پردازان فضانوردان باستاني مدعيند سياره اي شبيه به سياره خود ما در صورت فلکي “اوريون” وجود داشته باشد؟
اگر چنين باشد، چه چيزي؟ … يا چه کسي را در آنجا خواهيم يافت؟
اگر ما به منظومه “اوريون” يا به ستاره هاي تشکيل دهنده “اوريون” سفر کنيم به خصوص ستاره هاي موجود در سحابي زادگاه ستاره ها با منطقه اي از کهکشانمون مواجه ميشيم که به نوعي بسيار شبيه منطقه خودمان ست.
با اين تفاوت که فعالتر است احتمالاً ستاره ها و سيارات بيشتري خواهد داشت .
هنوز هم جا براي ايده هاي مختلف در اين باره هست چون ما هنوز هم با ناشناخته ها مواجهيم نظر شخصي من اينه که:بله احتمالاً حياتي بسيار شبيه ما در جاي ديگري وجود داره يا اينکه برعکس
ما اصلاً هنوز نميدونيم حيات يعني چي بنابراين اگر ما در جاي ديگري به دنبال حيات بگرديم، يکي از بهترين جاها براي شروع “اوريون” خواهد بود.
حتي با تکنولوژي امروز هم سفر به “اوريون” صدها هزار سال به طول مي انجامد.
اما آيا ممکن است که مکانيزم مناسب تري … شايد از ماوراي اين جهان وجود داشته باشد که قادر به امکان پذير کردن چنين سفر پر هزينه اي باشد؟
در 1935، و سي سال پس از کشف نظريه نسبيت خاص “البرت آينشتاين”، مقاله مشترکي را موسوم به “پُلِ آينشتاين-روزن” منتشر نمود .
بر اساس اين نظريه، پُلها، يا سياهچاله هايي که در کيهان وجود دارند ميانبر زدن در زمان و مکان را ممکن مي کنند.
امروز، فيزيکدانها اين پلها را “کرمچاله” مي خوانند فاصله ما تا “اوريون”، 1,500 سال نوريست اگر ما به شکلي مي تونستيم از تکنولوژي کرمچاله استفاده کنيم مي شد سفر در زمان رو کوتاه، يا حتي آني کرد هرچند که حتي تئوري چگونگي عملکرد کرمچاله ها هنوز تحت بررسيست.
تقريباً هر آنچه که به صورت تئوريک ممکن باشه جايي در کيهان واقعاً وجود داره بنابراين من معتقدم که کرمچاله ها يک جايي وجود دارند … ولي نه جايي که نزديک به زمين باشه
آيا ممکن است که موجوداتي فرازميني نه با سفينه هاي فضايي، بلکه همانطور که برخي از محققين معتقدند توسط معبرهاي فضا – زمان به اينجا آمده باشند؟
در اينصورت آيا ممکن است که فرعونهاي مصر حقيقتاً قادر به سفر به “اوريون” به وسيله اهرام بوده باشند؟
و آيا ممکن است راهي براي ما وجود داشته باشد تا اين دانش فرازميني را دوباره بيابيم و به موطن آسماني خود باز گرديم؟
آيا ممکن است که منظومه “اوريون” مقصد نهايي انسان باشد؟
“اوريون” در همه تمدنهاي باستاني از اهميت ويژه اي برخوردار بوده ميدونيم که به عنوان مکان آفرينش خوانده شده ميدونيم که مصريان باستان از اون به عنوان مجوز عبور به حيات پس از مرگ ياد مي کردند بنابراين مي فهميم که اينجا هم مبداء هست و هم مقصد.
اونها به ما گفته اند که اين منظومه به شکلي با جايي که ما از آن آمده ايم و جايي که به اون خواهيم رفت مربوطه من فکر مي کنم که وفور حکايات درباره “اوريون” و انطباقهاي مکاني با “اوريون” نشون ميده که فرازميني هايي که از “اوريون” آمده اند ، اين تمدنها رو در طول تاريخ خلق کرده اند.
و شواهد حضورشون رو هم در اينجا باقي گذاشته اند هزاران سال پيش از اين هم فرازميني ها اينجا بوده اند ما اين رو از روي حکايات مي فهميم .
و اين فرازمينيها پيش از ناپديد شدن به نياکان ما قول داده اند که “بر مي گردند” بشر نميتونست بفهمه که اونها کي هستند اونها به آسمان نگاه مي کردند و ستاره هاي درخشان چشمک زن رو مي ديدند.
آسماني که اينهمه عميق و بي انتها بود پس فکر مي کردند، اينجا همان بهشت است اين خدايان در بهشت هستند و يک روزي هم بر مي گردند.
آيا حکايات فراگير خلقت پيرامون “اوريون” فقط افسانه است؟
يا اينکه ممکن است يک حکايت تاريخي از فرازمينيهايي باشد که طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني به زمين آمده اند؟
و آيا ممکن است که ستاره هاي “اوريون” در حقيقت نه تنها نقطه مبداء بلکه مقصد نهايي بشر باشند؟
اگر چنين است چگونه مي توان به آنجا رسيد؟
و وقتي به آنجا برسيم با “چه چيزي”… يا “چه کسي” مواجه خواهيم شد؟
شايد ما روزي، پي به راز “اوريون” ببريم و از درون خود پرده از راز منشاء آسمانيمان برداريم….








