دروئیدها, آمون پرستان و آتون پرستان- بخش پنجم

مایکل تساریون

مایکل تساریون

بنابراین در میان خدایان مصر باستان از این خدای خورشید به عنوان خدای یگانه با اهمیت نام برده شده است. شباهت زیادی بین این تک خدایی و یکتاپرستی کتاب مقدس دیده میشود. در کتاب مقدس نیز خدایان دیگر هم پذیرفته شده اند, اما یهوه, خدای یهودیان یا مسیحیان, از میان همه خدایان برگزیده شده است.

در سرود کوتاه ستایش از آتون آمده است «هنگامی که طلوع میکنی چشمانشان تو را نظاره میکند, همچنان که اشعه هایت سراسر زمین را روشن میکند. وقتی اوج گرفتی تمام قلوب تو را به سان خدایشان ستایش میکنند.

لئونارد اشلین در کتاب جالب خود «الفبا در مقابل الهه» درباره اخناتون نوشته است » چیزی شبیه به یک برد بزرگ در بخت آزمایی ژنتیکی اخناتون را صاحب تاج و تخت کرد. او که در کودکی بیمار بود و در بزرگسالی ظاهری معوج داشت, به همراه همسر زیبایش, نفرتیتی, مالک دربار بود. دو میل و آرزوی بزرگش تغییر دین و تغییر نظام نوشتاری مصر بود.»

امانوئل ولیکاوسکی در کتابش «اودیپ و اخناتون» نوشته است » اخناتون هنگامی که قدرت را به دست گرفت در تبس و در مصر یک غریبه محسوب میشد. کودکی و دوران بلوغش را یا در سوریه و یا در گذر از این کشور به کشور دیگر و این دربار به دربار دیگر در خاور میانه گذرانده بود. نام او در متون متعدد به جا مانده از آمن هوتپ سوم نیامده است, علیرغم آنکه انتظار میرود از او که ولیعهد بوده است نام برده شده باشد. هرگز در کنار پدرش تصویر نشده است. پیکره های عظیم آمن هوتپ همراه با همسر و دخترانش ساخته شده اند, اما پسرش در هیچ یک از این تصویرگری های خانوادگی دیده نمیشود. در مقبره یویا و تویا, والدین ملکه تای, هدایای تدفینی شاه, ملکه و دخترانش دیده میشود, اما هیچ هدیه ای از اخناتون وجود ندارد. در متون مربوط به دوران پدر اخناتون, حتی اشاره ای به وجود داشتن این فرزند نشده است.»

 آمون پرستان

پیکره های آمن هوتپ سوم و ملکه محبوبش, تای

ای. اِی. والیس باج مصرشناس نوشته است «انقلاب دینی که به دست آمن هوتپ سوم و به اصرار همسرش, ملکه تای آغاز شده بود, با اشتیاق فراوان به دست پسرشان, آمن هوتپ چهارم ادامه پیدا کرد. او عقیده داشت آتون, خدای قرص خورشید در او باز-متولد شده است. بحثهای آنها مردم بسیاری را درباره شخصیت و ویژگیهای آمن هوتپ چهارم و ذات فرقه آتون پرستی به اشتباه انداخت. این پادشاه را اطلاح طلب, فردگرا, آرمانخواه و صلح دوست معرفی کرده بودند؛ اما او اصلاح طلبی بود که هیچ اصلاحات دائمی ایجاد نکرد, فردگرایی بود که درامدهای خدایان کشورش را مصروف شخص خود کرد, آرمانخواهی بود که از فرقه ای مادیگرا پیروی کرد, و صلح دوستی بود که امپراتوری آسیایی مصر را به باد داد… در سالهای اخیر از او با عناوین آرمانخواه بزرگ, اصلاح طلب بزرگ, اولین انقلابی جهان, اولین فردیت گرای تاریخ بشر و غیره نام برده شده است. اما بر اساس حقایق تاریخی و با نقل از دکتر الیوت اسمیت درباره جمجمه کشیده و عجیب آمن هوتپ چهارم, ظن ما بر این است که او نیمه دیوانه بوده است»

نیکولاس ریوز در کتاب خود»اخناتون, پیامبر دروغین مصر» نوشته است «هرچند آن دوران آغاز خوبی داشت, به سرعت رو به خشونت و سرکوب گسترده دینی گذاشت, و تبدیل به دورانی از تخریب افراطی و سقوط اقتصادی تقریباً تمام عیار شد. آنچه اخناتون باعث به وقوعش شد قابل بخشش نبود: آمارنا, چه در قالب یک شهر و چه در قالب یک مفهوم و اعتقاد با خشونتی که مصر هرگز پیش از آن به خود ندیده بود و پس از آن نیز ندید, با خاک یکسان شد و آثار حضور این فرعون به شکلی نظام مند از میان برداشته شد.» آنچه ریوز میگوید این است که دیوانگی, تعصب و انحراف فرعون مردم را بر آن داشت که هر ردی از هویت او را از بین ببرند. اخناتون در طول ۱۷ سال حکومتش و پیش از آنکه برکنار شود, چنان وحشت و اختناقی ایجاد کرده بود که پیش از آن مشابهی برای آن دیده نشده بود.

مجدداً از کتاب لورین اوانز نقل میکنم «بنابراین اخناتون از یک رهبر محبوب قلبها به یک دیکتاتور مستنبد تبدیل شد, درست مثل بسیاری از رهبران پیش و پس از خودش. این تغییر بعداً در میان مردمش نزاعهای بسیاری ایجاد کرد, اما فعلاً در سرزمین خیالی ساخته خود, جدا افتاده از مردمش و در حلقه خانواده و درباریانش زندگی میکرد. کم کم غرق در خیال پردازیهایش از یک جهان بی عیب و نقص شد که در راس یک پادشاهی بی عیب و نقص بر آن حکم میراند. هارون کم کم از هنرمندان قصر خواست که او را در قالبی الهی تصویر کنند. او اخناتون بود در قالبی الهی, در قالب پیام آوری از جهان هستی.» ریوز حدس میزند که اخناتون موسی نبود, بلکه هارون, برادر و یاور موسای کتاب مقدس بود.

دکتر جوان فلچر در کتاب خود «در جستجوی نفرتیتی» نوشته » از زمانی که شاهان پشتیبانی شدید از خدای خورشید نشان دادند, یعنی از زمان آمن هوتپ دوم در سال ۱۴۲۰ پیش از میلاد به بعد, کاهنان آمون متوجه شدند که قدرتشان کم کم با ظهور هر شاه جدید رو به زوال بیشتر میرود. اقدامات اخناتون ضربه ای کاری بود. کاهنان به شدت محافظه کار مجبور شده بودند در کناری بایستند و شاهد تخریب و تغییر شکل جایگاه و حوزه قدرتشان باشند. در جایی که شاهان قبلی صندوقهای آمون را مملو از هدایا کرده بودند, این شاه و ملکه خواهان معکوس شدن آن جریان شده بودند… تصاویر و نوشته ها حذف میشد, مجسمه های فرقه ذوب میشد و خزانه هایشان تخلیه میشد. ثروت غیر قابل اندازه گیری قرون گذشته اکنون مقابل پای خدایان جدید, آتون, اخناتون و نفرتیتی قرار داده شده بود.»

یک بار دیگر یاداوری میکنم آنچه خواندید اهمیت بسیاری دارد. آنچه خواندید مقدمه ای بر یک نسل کشی را نشان میدهد. تحقیقات من نشان میدهد که از میان بردن دروئیدها در نیمکره غربی, بخش دومِ از میان بردن آتون پرستان بوده است. احتمالاً در آن زمان اخناتون دیگر زنده نبود, اما در نظریه من سرکوب اخناتون بخش اول کارزار تخریب بود. هر گاه از ایرلند مجزا و به تنهایی صحبت میشود, هرگز پرسشی درباره ارتباط با مصر مطرح نمیشود. تحقیقات من به این محدوده وارد میشود و نشان میدهد تخریب و غارت مصر دقیقاً به همان شکلی رخ داد که کمی بعد در ایرلند. قطعاً این دو تخریب به هم مرتبط بودند.


پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید 

دروئیدها, آمون پرستان و آتون پرستان- بخش اول

دروئیدها, آمون پرستان و آتون پرستان- بخش دوم

دروئیدها, آمون پرستان و آتون پرستان- بخش سوم

دروئیدها, آمون پرستان و آتون پرستان- بخش چهارم

دروئیدها, آمون پرستان و آتون پرستان- بخش پنجم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*